سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر
سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر

کتابهای مقدس(۲۱): قرآن: ۷ سرمایه مقبول در دنیای دیگر

هفت سرمایه مقبول در جهان 


با این ۷کار دروازهای بهشت گشوده می شوند:

در سوره البلد  ودر قرآن که البلد  به معنای" شهر" می باشد و اشاره به شهر محل تولد و یا اقامت پیامبر اسلام است ، خداوند به شش کار و عمل صد در صد پذیرفته شد نزد خودش و بر ای گذر موفق از گردنه این جهان به آن جهان و رسیدن به در وازه های بهشت را در آیات ۱۳ الی ۱۷ این سوره بیان کرده است:

شش  هدیه مقبول در آیات دیل معرفی شده اند،خداوند حکم قبولی را در همین جهان صادر کرده است:


و چگونه  می توان دانست که آن عقبه (تکلیف و ایمان) چیست؟ ۱۲

(۱)( گذر از عقبه ویا گردنه این جهان به آن جهان) بنده آزاد کردن است. ۱۳

(۲)و طعام دادن در روز قحطی و گرسنگی است. ۱۴

(۳)به یتیم خویشاوندان خود رسیدگی کردن. ۱۵

(۴)به داد فقیر مضطرّ خاک نشین  رسیدن است. ۱۶

(۵)و  هم از آنانی باشد که ایمان آورده و(۶) یکدیگر را به اهمیتت صبر و (۷)مهربانی با خلق سفارش می‌کنند. (۱۷)


باید از آنانی که دین را در ۲۰ بار زیارت  کعبه رفتن می دانند و مکانهای مقدس دیگر، این پرسش را کرد: شما که به جهان آخرت باوردارید و در پی این  هستید که د ر  آن جهان به بهشت برسید ، چرا راههایی را که خود خداوند گفته انتخاب       نمی کنید؟
نجات گرفتاران، سر پرستی و محبت به یتیمان، کمک به مسکینان خاک نشین، محبت و مهربانی به یکدیگر اینها را خداوند مهر تایید بر آنها زده است. پس چرا این موارد مورد توجه شما نیست ؟

این اقدامات نه تنها گردنه و عقبه آخرت و ان دنیا که گردنه های این دنیا را نیز امن می سازد و آن مبارزه با فقر و بی عدالتی است.

کتاهای مقدس: انجیل بارنابا : ایرانیان در جستجوی مسیح



انجیل بارنابا فصل ۶

ایر انیان در جستجوی مسیح

)۱-چون متولد شد یسوع در زمان هیرودس پادشاه یهودیه، سه نفر بودند از مجوس در اطراف مشرق که چشم داشتند ستارگان آسمان را.


(۲) پس
نمایان شد برای ایشان ستاره‌ای که سخت درخشندگی داشت؛ پس از آن جا با هم مشورت کردند و آمدند به یهودیه در حالتی که رهبری می‌نمود ایشان را آن ستاره که جلوی روی آن‌ها می‌رفت.
(۳) پس چون رسیدند به اورشلیم، پرسیدند: کجا تولد شده پادشاه یهودیه؟

(۴) چون بشنید هیرودس این را، هراسان شد و همهٔ مردم شهر مضطرب شدند؛ پس از این جا جمع نمود هیرودس کاهنان و کاتبان را و گفت: کجا تولد خواهد یافت مسیح؟

(۵) جواب دادند: به درستی که او متولد خواهد شد در بیت لحم؛ زیرا نوشته شده‌است در نبی این طور: و تو ای بیت لحم، کوچک نیستی میان رؤسای یهود؛زیرا زود است بر آید از تو تدبیرکننده‌ای که سرپرست شود طایفهٔ مرا، یعنی اسراییل را.

(۶) آن وقت هیرودس مجوس‌ها را به حضور خود طلب نموده و از آمدن ایشان جویا شد.

(۷) پس جواب دادند، همانا ستاره‌ای در مشرق رهبری نمود ایشان را بسوی اینجا.

(۸) پس از این جهت خوش داشتند که پیشکش کنند هدایا را و سجده نمایند برای این پادشاه تازه‌ای که نمایان شد برای ایشان ستارهٔ او.

(۹) در آن وقت هیرودس گفت: بروید بیت لحم و به دقت از این طفل سراغ بگیرید.

(۱۰) چون او را پیدا نمودید، بیایید و مرا خبر دهید؛ زیرا من نیز می‌خواهم سجده نمایم برای او.

(۱۱) او این را از روی مکر  گفت.


فصل ۷

) رفتند مجوس از اورشلیم.

(۲) ناگاه دیدند ستاره‌ای را که ظاهر شده بود برای ایشان در مشرق، جلوی روی ایشان می‌رفت.

(۳) پس چون آن ستاره را دیدند مملو شدند از سرور.

(۴) وقتی به بیت لحم رسیدند و ایشان در بیرون شهر بودند، ستاره را بالای کاروانسرا یافتند، آنجایی که یسوع متولد شده بود.

(۵) پس مجوس آ‎ن جا رفتند.

(۶) چون داخل کاروانسرا شدند، طفل را با مادرش یافتند.

(۷) پس خم شدند و سجده نمودند برای او.

(۸) آن گاه پیشکش کردند مجوس عطرها را با نقره و طلا.

(۹) نیز حکایت کردند بر عذرا هر چه را که دیده بودند.

(۱۰) آن گاه ایشان را میان خواب، طفل تحذیر نمود از رفتن به سوی هیرودس.

(۱۱) پس رفتند در راه دیگر و بازگشتند به سوی وطن خود و خبر دادند به آنچه در یهودیه دیده بودند.



فصل ۸


(۱) چون هیرودس دید که مجوس باز نگشتند به سوی او، گمان نمود که ایشان او را استهزا نمودند.

(۲) پس بر بست نیت را بر کشتن طفلی که متولد شده بود.

(۳) لیکن وقتی که یوسف در خواب بود، ظاهر شد از برای او فرشتهٔ خدای و گفت:

(۴) برخیز به زودی و بگیر طفل و مادرش را و برو بسوی مصر، زیرا هیرودس می‌خواهد او را به قتل برساند.

(۵) پس یوسف برخاست با خوف عظیم و گرفت مریم و طفل را رفتند به سوی مصر.

(۶) پس ماندند در آن جا تا مرگ هیرودس، که گمان کرد مجوس او را ریشخند نموده‌اند.

(۷)آن گاه لشکرهای خود را فرستاد تا به قتل برساند تمام کودکانی را که تازه متولد شده بودند در بیت لحم.

(۸) پس لشکرها آمدند و کشتند همهٔ کودکانی را که بودند در آن جا، چنان که هیرودس فرمان داده بود.

(۹) این هنگام تمام شد کلمات آن پیغمبر که گفته:

(۱۰) نوحه و گریه در راه‌است.

(۱۱)راحیل ندبه می‌کند پسران خود را و هیچ تسلی نیست برای او؛ زیرا موجود نیستند.

انجیل بارنابا ترجمه سردار کابلی



قرآن: بشر می داند که می داند


آیا ما می دانیم که می دانیم؟

راستی در مسابقه زندگی با خودمان چند چندیم!

در قرآن به صراحت گفته شده انسان از خود و ذات خود آگاهی دارد!

بلکه انسان خودش از وضع خود آگاه است (۱۴)

هر چند در ظاهر براى خود عذرهایى بتراشد (۱۵)
سوره قیامت آیات ۱۴ الی ۱۵


ودرسوره شمس می گوید!

سپس پلیدکارى و پرهیزگارى‏ اش را به آن الهام کرد (۸)

که هر کس آن را پاک گردانید قطعا رستگار شد (۹)

و هر که آلوده‏ اش ساخت قطعا درباخت(۱۰)


پورسینا و ار سطو چه میگویند؟

پورسینا پزشک،فیلسوف و دانشمند نابغه ایران در کتاب تعلیقات خود نکات مهمی را در ارتباط با آگاهی انسان از خود و نفس وذات خود را ذکر نموده و ما بخش کوتاهی از آن را چهت آگاهی خوانندگان عزیز می آوریم،


:آگاهی انسان نسبت به ذات خودش اولی است(یعنی ذاتی است) و برای این آگاهی داشتن نیاز به هیچ واسطه ای ندارد.
او هیچ نیازی به دیگری برای شناخت ذات خود  ندارد بلکه شعور نسبت شعور خود با عقل ارتباط دارد.اگر کسی نتواند ذات خود را بشناسد چگونه می تواند دیگران و دیگر چیزها را بیاموزد."

ارسطو فیلسوف معروف یونانی گفته بود!انسان خود رابشناس! این جمله بدان معنی است که انسان می داند که می داند.انسان می داند که آگاهی دارد.یعنی وقتی چیزی را دانسته و می شناسد، صد البته بر این دانی و اگاهی خود آگاه است.

پور سینا شعور از شعور و آگاهی از آگاهی خود را علم مرکب نامیده که در مقابل جهل مرکب قرار دارد.یعنی گاهی انسانی مطلبی را نمی داند و نمی داند که نمی داند.گاهی نیز انسان می داند که موَصوعی را ننی داند و این جهل بسیطاست. ولی انسان از ذات خود آگاهی دارد .

نتیجه
هر انسان می داند که ادمکشی،تجاوز،خیانت،دروغ،ظلم...بد و ناپسند و جنایت در حق دیگران است.به همین دلیل خداوند در قران می گوید ،انسان از وضع خود اگاه و بر نفس خویش بصیراست حتی اگر بهانه تراشی کند. قطعا ان شعر معروف آن کس که بداند و داند که...در خاطرتان است.

آن کس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

آن کس که بداند و نداند که بداند
آگاه نمایید که بس خفته نماند

آن کس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند

آن کس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند

***

آن کس که بداند و بخواهد که بداند
خود را به بلندای سعادت برساند

آن کس که بداند و نداند که بداند
با کوزه آب است ولی تشنه بماند

آن کس که نداند و بخواهد که بداند
جان و تن خود را ز جهالت برهاند

آن کس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند

 

کتابهای مقدس: انجیل بارنابا: گزارش تولد مسیح :۲


 در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر

کتابهای مقدس: انجیل بارنابا: گزارش تولد مسیح :۲


سیری در انجیل بارنابا

گزارش تولد مسیح (۲)

پس چون تمام شد ایام هشتگانه بر حسب شریعت پروردگار، - چنان که نوشته شده‌است در کتاب موسی - گرفتند یوسف و مریم طفل را و برداشتند او را به سوی هیکل تا ختنه کنند او را.

(۲) پس ختنه کردند طفل را و نامیدندش یسوع – چنان که فرشته گفته بود، پیش از آن که بارور شود در رحم.

(۳) پس دانستند مریم و یوسف که این طفل زود است بشود از برای خلاص و هلاک بسیاری.

(۴) لهذا پرهیز می‌ورزیدند خدای را و نگهداری طفل می‌نمودند بر خوف خدای.

فصل ۶

(۱) چون متولد شد یسوع در زمان هیرودس پادشاه یهودیه، سه نفر بودند از مجوس در اطراف مشرق که چشم داشتند ستارگان آسمان را.

(۲) پس نمایان شد برای ایشان ستاره‌ای که سخت درخشندگی داشت؛ پس از آن جا با هم مشورت کردند و آمدند به یهودیه در حالتی که رهبری می‌نمود ایشان را آن ستاره که جلوی روی آن‌ها می‌رفت.

(۳) پس چون رسیدند به اورشلیم، پرسیدند: کجا تولد شده پادشاه یهودیه؟

(۴) چون بشنید هیرودس این را، هراسان شد و همهٔ مردم شهر مضطرب شدند؛ پس از این جا جمع نمود هیرودس کاهنان و کاتبان را و گفت: کجا تولد خواهد یافت مسیح؟

(۵) جواب دادند: به درستی که او متولد خواهد شد در بیت لحم؛ زیرا نوشته شده‌است در نبی این طور: و تو ای بیت لحم، کوچک نیستی میان رؤسای یهود؛زیرا زود است بر آید از تو تدبیرکننده‌ای که سرپرست شود طایفهٔ مرا، یعنی اسراییل را.

(۶) آن وقت هیرودس مجوس‌ها را به حضور خود طلب نموده و از آمدن ایشان جویا شد.

(۷) پس جواب دادند، همانا ستاره‌ای در مشرق رهبری نمود ایشان را بسوی اینجا.

(۸) پس از این جهت خوش داشتند که پیشکش کنند هدایا را و سجده نمایند برای این پادشاه تازه‌ای که نمایان شد برای ایشان ستارهٔ او.

(۹) در آن وقت هیرودس گفت: بروید بیت لحم و به دقت از این طفل سراغ بگیرید.

(۱۰) چون او را پیدا نمودید، بیایید و مرا خبر دهید؛ زیرا من نیز می‌خواهم سجده نمایم برای او.

(۱۱) او این را از روی مکر گفت...

فصل ۷

رفتند مجوس از اورشلیم.

(۲) ناگاه دیدند ستاره‌ای را که ظاهر شده بود برای ایشان در مشرق، جلوی روی ایشان می‌رفت.

(۳) پس چون آن ستاره را دیدند مملو شدند از سرور.

(۴) وقتی به بیت لحم رسیدند و ایشان در بیرون شهر بودند، ستاره را بالای کاروانسرا یافتند، آنجایی که یسوع متولد شده بود.

(۵) پس مجوس آ‎ن جا رفتند.

(۶) چون داخل کاروانسرا شدند، طفل را با مادرش یافتند.

(۷) پس خم شدند و سجده نمودند برای او.

(۸) آن گاه پیشکش کردند مجوس عطرها را با نقره و طلا.

(۹) نیز حکایت کردند بر عذرا هر چه را که دیده بودند.

(۱۰) آن گاه ایشان را میان خواب، طفل تحذیر نمود از رفتن به سوی هیرودس.

(۱۱) پس رفتند در راه دیگر و بازگشتند به سوی وطن خود و خبر دادند به آنچه در یهودیه دیده بودند.


ادامه دارد

کتابهای مقدس: انجیل بارنابا: گزارش تولد مسیح :۲


سیری در انجیل بارنابا

گزارش تولد مسیح (۲)

پس چون تمام شد ایام هشتگانه بر حسب شریعت پروردگار، - چنان که نوشته شده‌است در کتاب موسی - گرفتند یوسف و مریم طفل را و برداشتند او را به سوی هیکل تا ختنه کنند او را.

(۲) پس ختنه کردند طفل را و نامیدندش یسوع – چنان که فرشته گفته بود، پیش از آن که بارور شود در رحم.

(۳) پس دانستند مریم و یوسف که این طفل زود است بشود از برای خلاص و هلاک بسیاری.

(۴) لهذا پرهیز می‌ورزیدند خدای را و نگهداری طفل می‌نمودند بر خوف خدای.

فصل ۶

(۱) چون متولد شد یسوع در زمان هیرودس پادشاه یهودیه، سه نفر بودند از مجوس در اطراف مشرق که چشم داشتند ستارگان آسمان را.

(۲) پس نمایان شد برای ایشان ستاره‌ای که سخت درخشندگی داشت؛ پس از آن جا با هم مشورت کردند و آمدند به یهودیه در حالتی که رهبری می‌نمود ایشان را آن ستاره که جلوی روی آن‌ها می‌رفت.

(۳) پس چون رسیدند به اورشلیم، پرسیدند: کجا تولد شده پادشاه یهودیه؟

(۴) چون بشنید هیرودس این را، هراسان شد و همهٔ مردم شهر مضطرب شدند؛ پس از این جا جمع نمود هیرودس کاهنان و کاتبان را و گفت: کجا تولد خواهد یافت مسیح؟

(۵) جواب دادند: به درستی که او متولد خواهد شد در بیت لحم؛ زیرا نوشته شده‌است در نبی این طور: و تو ای بیت لحم، کوچک نیستی میان رؤسای یهود؛زیرا زود است بر آید از تو تدبیرکننده‌ای که سرپرست شود طایفهٔ مرا، یعنی اسراییل را.

(۶) آن وقت هیرودس مجوس‌ها را به حضور خود طلب نموده و از آمدن ایشان جویا شد.

(۷) پس جواب دادند، همانا ستاره‌ای در مشرق رهبری نمود ایشان را بسوی اینجا.

(۸) پس از این جهت خوش داشتند که پیشکش کنند هدایا را و سجده نمایند برای این پادشاه تازه‌ای که نمایان شد برای ایشان ستارهٔ او.

(۹) در آن وقت هیرودس گفت: بروید بیت لحم و به دقت از این طفل سراغ بگیرید.

(۱۰) چون او را پیدا نمودید، بیایید و مرا خبر دهید؛ زیرا من نیز می‌خواهم سجده نمایم برای او.

(۱۱) او این را از روی مکر گفت...

فصل ۷

رفتند مجوس از اورشلیم.

(۲) ناگاه دیدند ستاره‌ای را که ظاهر شده بود برای ایشان در مشرق، جلوی روی ایشان می‌رفت.

(۳) پس چون آن ستاره را دیدند مملو شدند از سرور.

(۴) وقتی به بیت لحم رسیدند و ایشان در بیرون شهر بودند، ستاره را بالای کاروانسرا یافتند، آنجایی که یسوع متولد شده بود.

(۵) پس مجوس آ‎ن جا رفتند.

(۶) چون داخل کاروانسرا شدند، طفل را با مادرش یافتند.

(۷) پس خم شدند و سجده نمودند برای او.

(۸) آن گاه پیشکش کردند مجوس عطرها را با نقره و طلا.

(۹) نیز حکایت کردند بر عذرا هر چه را که دیده بودند.

(۱۰) آن گاه ایشان را میان خواب، طفل تحذیر نمود از رفتن به سوی هیرودس.

(۱۱) پس رفتند در راه دیگر و بازگشتند به سوی وطن خود و خبر دادند به آنچه در یهودیه دیده بودند.


ادامه دارد