«انا اوحینا الیک کما اوحینا الی نوح والنبیین من بعده …؛"
،"ما به تو وحی فرستادیم ، همان گونه که به نوحی و پیامبران پس از وحی فرستادیم."
سوره نساء: آیه ۱۶۳
شماره 1
وحی چیست و چگونه می توان آنرا زیر ذره بین بررسی و تحقیق قرار داد . در این ارتباط نظریات متعدد عرضه شده که یکی از آنان می گوید:
در الهام و مکاشفه، نقطۀ شروع از آنِ انسان و مرهون جهد و ریاضت های وی می باشد و به عبارتی، امری اکتسابی است.
اما وحی تفاوت عمده ای با الهام و مکاشفه دارد و آن تفاوت این است که وحی توفیقی است که خداوند آن را نصیب گروه محدود ی از انسان ها می نماید. در این بخش دوم وحی می تواند به نبوت شخص منجر شود. »
نمونه ای از الهام و مکاشفه های علمی
در توجیه بخش نخست این نظریه من می توانم
به زندگی علمی یکی از نوابغ تاریخ علم اشاره می کنم. او کارل فریدریش گاوس ریاضیدان نابغه و فیزیکدان مشهور آلمانی است و در توجیه روش فکری خود جهت پی بردن به رازهای علمی و حل مسایل گفته است: من برای آن که بتوانم به حل مسایل علمی موفق شوم و به در ک حقیقت ناشناخته ای از دانش دست یابم چند روز پیاپی آنقدر بروی یک موضوع و یا یک پرسش فکر می کنم که سرانجام گم گشتگی در زمان و مکان پیدا می کنم، بطوریکه برخی اوقات ناگهان در حالی که در خیابان و کوچه در حرکت هستم از حرکت می ایستم و اصلا فراموش می کنم که مشغول راه رفتن بودم و نمی دانم چرا در آن مکان هستم . در این موقع است که ناگهان راه حل های علمی جدید بر من آشکار می شود و نادانسته های من به دانسته ها تبدیل می شود.
بنظر من همه آنانی که می خواهند به راز نوابغ و مکتشفین و مخترعین پی ببرند باید این اظهار نظر گاوس را چند بار بخوانند و در درک آن کوشش کنند. زیرا راز نابغه ها در همین گفتار نهفته است.
شماره 2
از دیدگاه زبان شناسان و لغت شناسان «وحی» در معانی زیر تعریف می گردد :
-اشاره،
-الهام
- معنایی که در دل افکنده می شود،
- تفهیم و القای نهانی،
پیام سریع و پنهانی ،
سخنِ در گوشی و آهسته،
-تفهیم و القای سریع و نهانی یک مطلب به صورت های مختلف، اعم از لفظی، کتبی و اشاره.
ادامه دارد...
سها در کتاب نقد قرأن ایراداتی را بعنوان «عدم نظم و ترتیب» در قرآن ذکر می کند که بروشنی حکایت از عدم آشنایی کامل او با تاریخ تکامل قرآن دارد.
او این گونه خیالات می کند و یا به او این گونه دیکته کرده اند که یک نفر نشسته و قرآن را پشت سرهم و بدون وقفه به نگارش در آورده است. در حالی قرآن در یک فاصله زمانی ۲۳ سال شکل گرفته است ، بطوریکه برخی از سوره های آن بصورت مقطع و در زمانها و حتی مکانهای مختلف و در ارتباط با موضوعات متنوع بیان شده اند.
بنابر این هیچ لزومی ندارد که قرآن مثل یک کتاب رمان و داستان مسلسل وار مطالبی را سرهم کند تا اگر روزی آقای سها و گروهش و یا استادانشان در بنیادهای ضد قرآن آنرا مطالعه کردند حوصله اشان سر نرود.
ایرادهای سها:
-ذکر امور متنوع در یک سوره. ( که پاسخش داده شد)
-عدم دنبال کردن موضوع خاص :
( احتمالا نظر صاحب یا صاحبان کتاب نقد قرآن این بوده اگر در ابتدای یک سوره در باره خلقت جهان سخن گفته شده این روند تا صد صفحه ادامه یابد و بعد به یک داستان دنباله دار تبدیل شود و بعدهم بصورت پاورقی در مجلات در آید.این است طرز تفکر سها و هم گروهش)
-و ذکرِ مخلوط موضوعات متنوع،بنحویکه اگر بخواهید نظر قرآن را در موضوع خاصی بدانید لازم است که تمام قرآن را بگردید.
( بله دیگر شکی نمی ماند که جناب سها و سهایان اصلا از قرآن اطلاع چندانی ندارند)
- کنار هم نهادن آیاتی که هیچ ارتباط معنائی با هم ندارند.
( پاسخش داده شد: که سوره ها در زمانهای مختلف و حتی در مکانهای مختلف و بصورت مجموعه های آیات نازل شده اند. نویسنده قرآن نه پیامبر بوده و نه اشخاص دیگری که هر وقت بخواهند چیزی را بهم ببافند.)
- کنار هم گذاشتن مفاهیم نامربوط
( به پاسخ فوق مراجعه شود!)
سها در کتاب « نقد قرآن» اشکال تراشی می کند و حیله سازی می کند که چرا موضوعات خصوصی زندگی پیامبر اسلام در قرآن آمده است. از جمله او از آیات افک که درمورد تهمت زنا به عایشه است را نام می برد که به طور واضح در این مورد در قرآن سخن گفته شده است.سها می گوید :این ریزه کاریهای جزئی فایده ای برای اعصار دیگر ندارد.
پاسخ
منظور سها از سنگ ریزه پراکنیش آیات ۱۱ تا ۱۹ سوره نور است که در باره رفع تهمت از عایشه همسر پیامبر است.
اگر بگوییم که سها و یا گروه سها علت این موضوع را نفهمیده اند که در آن صورت یک طوق ننگ ابدی بر گردن سها و یا گروهش می افتد مبنی بر اینکه او و یا آن گروه از هوش و درک کافی بی بهره اند. سپس نوبت ما شود که خردمندان از ما می پرسند: شما چرا جواب بی هوشان و عقب ماندگان را داده اید؟پس بنا را بر این می گذاریم که آنها موضوع را درک کرده و حقیقت را مخفی کرده اند.
نخستین پاسخ این است که طبق خود آیات قرآن، پیامبر بعنوان اسوه و الگو برای پیروان او در همه زمانهای تاریخ معرفی شده است.ازاینرو زندگی پیامبر در ابعاد مختلف ازجمله زندگی خانوادگی اش برای اعصار دیگر نیز فایده دارد.
دوم: این تهمت فحشا به همسر پیامبر توسط منافقین و افرادی مانند خود سها و یا گروهش زده شده بود تا موجب تضعیف روحیه مسلمانان و دلسردی آنها گردد. بنابر این اگر این گرد و خاک کردن های عمدی و کینه ورزانه رد نمیشد ممکن بود اصل نهضت رسالت با مشکل روبرو شود و آیات افک با هدف تقویت روحیه مسلمانان نازل شد و سخت ثمربخش بود و بساط تهمت زنندگان را بر هم زد.
سوم: اگر این ردیه و جلوگیری صورت نمی گرفت دوستان و هم فکرهای آقای سها در آن زمان به تهمت ها ادامه می دادند و این فتنه گری باعث فتح بابی نا مبارک می گردید تا تهمت های دیگر ی زده شود.
چهارم: اگر این تهمت رد نمی شد این شائبه قوت می گرفت که نکند اصل قضیه صحت داشته باشد.
...ادامه از نوشتار های پیشین
سها در آن کتاب به اصطلاح نقدش از قرآن و تحت عنوان «محیط زدگی قرآن» و با استفاده از بی اطلاعی و یا غرض ورزی عمیقش می نویسد:
«...ولی محمد تحت تاثیر شدید محیطش، محوراصلی قرآن را مبارزه با بت پرستی قرار داده است غافل از اینکه اینهمه بحث از بت پرستی به درد نقاط دیگر جهان و یا آینده ی بشریت نمیخورد . ( هم اکنون دو یا سه میلیارد از مردم جهان بت پرست هستند.)
مثال دیگر کشتیهای بادبانی است که در زمان محمد رایج بودهاست. بارها در قرآن به نقش باد در پیش راندن کشتی اشاره شده و آنراخواست خدا دانسته است. : مثل : او کسى است که شما را در خشکى و دریا مىگرداند تا وقتى که درکشتیها باشید و آنها با بادى خوش آنان را به پیش براند (. سوره یونس آیه 22 )
غافل از اینکه بزودی موتورهای متنوع جای باد را می گیرند این امر هممؤید آنست که قرآن کار محمد است نه خدا چون خدا از آینده خبر دارد. بخش عمده ای از قرآن در پاسخ به حوادث روزمره ی محیطمدینه و مکه نازل شده است. مثلا واقعه ای اتفاق می افتاد یا جنگی در میگرفت و محمد پس از آن حوادث آیاتی را در مورد آنان نازل می کرد. حتی بسیاری از آیات در توضیح زندگی خصوصی محمد است مانند آیات افک که در مورد تهمت زنا به عایشه بطور تفصیل سخن می گویند در صورتیکه این ریزه کاریهای جزئی فائده ای برای اعصار دیگر ندارد. در مجموع محمد قادر نشده است که کتابی فرافرهنگی و همگانی بیاورد.»
حال غرض ورزی بوده و یا بی سوادی سها از نکته های علمی قرآن سخن نمی گوید که پس از هزار و چهار صد سال فقط در این سی ساله اخیر دانش بشر به آنها پی برده است. از جمله می توان به این موضوعات اشاره نمود:
-هرروز از قطر زمین کاسته می شود.
- در ایام پایانی جهان آب در یا ها و اقیانوس ها به جوش می آیند و بخار می شوند.
-تمام منابع زمین تا ایام پایانی حیات استخراج می شود.
- خورشید خاموش می شود.
- ستارگان نور خود را از دست می دهند.