سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر
سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر

عارف حقیقی کیست؟ (۱)

عارف حقیقی را چگونه بشناسیم؟

"مؤمنان حقیقی آنانند که چون ذکری از خدا شود دلهاشان ترسان و لرزان شود و چون آیات خدا را بر آنها تلاوت کنند بر مقام ایمانشان بیفزاید و به خدای خود در هر کار توکل می‌کنند."

 آیه ۲ سوره انفال


شرح
ابن سینا در کتاب اشارات نوشته است:
" عارفان وقتی به عالم تنزیه می رسند که پاکدامنی جسمی و بدنی را همراه با دورکردن خود از مشغله ها در خود بوجود آورده و به عالم قدس و سعادت روی آورند. در این زمان است که از کمال برین شادمانی یافته و از عالی ترین لذتها بهره مند می شوند.
این حالات حتی در زمانی که نفس ویا روح در جسم انسان هست(یعنی در زمان حیات جسمانی) برای انسان می تواند رخ بدهد.

اصولا این حالت برای آنانی دست می دهد که به فکر عالم ملکوت هستند و به آن می اندیشند و در آن عالم سیر و تامل می کنند. بطوری که هرگاه که مشغله های ذهنی آنان کنار رود آنان نیز به چنین لذتهای آسمانی دست می یابند در حالی که هنوز در همین بدن مادی هستند.

انسانهایی با قلب آسمانی
ابن سینا در ادامه کلام نشانه ای و آدرسی از برخی اشخاص می دهد که می توانند در این مسیر قرار گیرند. او از این افراد با عنوان "دارندگان قلب سلیم" نام می برد که بطور فطری از شنیدن اخبار روحانی و آسمانی شاد می شوند. و با شنیدن مطالبی از جنس عرش و آسمان به شادمانی روحی دست     می یابند.

این گونه اشخاص با شنیدن این گونه مطالب لذتی شیرین و مفرح و شادی بر انگیز در خود احساس می کنند. به گونه ای که بعضی از آنان حالتی هم چون حیرت را تجربه می کنند و این تجربه ای شدید خواهد بود که خود از بزرگترین عوامل ایجاد  این گونه تجربه هاست.
هم چنین او در بخش هشتم اشارات می نویسد:
"کسی که از متاع دنیوی و خوشی های آن روی‌گردان است به نام زاهد شناخته می شود .
و کسی که به انجام نوافل و عبادات مستحبی و فرائض می پردازد و بر انجام آنان اصرار دارد او عابد نام دارد،
و کسی که اصلا تمامی فکر و حواسش متوجه عالم برین و جهان ملکوت است عارف نام دارد که مداوما در پرتو نور الهی قرار دارد.

روانشناسی یک عارف حقیقی

ابن سینا همچنین مشخصات تام و تمام یک عارف حقیقی را بدست می دهد و ما را به مرحله ای از درک و فهم می رساند که مابین آن کس که تظاهر به عرفان الهی می کند و آن کس که عارف حقیقی است فرق قائل شویم:

"انسان عارف، گشاده رو و شکوفا بوده و همیشه و تبسّمی بر لب دارد.
عارف، مردمِ کوچک و افتاده را با فروتنی خود، همان گونه تعظیم و تکریم می کند که مردم بزرگ و چشمگیر را.
انسان عارف از دیدار انسان های کم هوش و یا یا گمنام، همان انبساط را پیدا می کند که از انسان هایی هوشیار و یا مشهور.
عارف چگونه گشاده رو و شکوفا نباشد؟در حالی که به علت رابطه ای که با حق دارد و با واقعیات که حق را در آن ها می بیند، شادمان است.
چگونه مردم کوچک و انسان های بزرگ از دیدگاه یک عارف یکسان نباشند، در حالی که همه آنان از فیضِ وجود یکسان برخوردار هستند. از دیدگاه او حتی مردم عقب مانده (از رشد معنوی) ، مورد دلسوزیند نه تنفّر و انزجار.



کتابهای مقدس (قرآن): خرد چیست؟ نشانه های مهم خردمندی کدامند؟

خرد چیست؟

رازهای خرد 

بشارت ده به آن بندگان که به سخنان گوش فرا می دهند و از بهترین آنها پیروی می کنند.
آیه ۱۸۹ سوره زمر

 و لازم است که که:

-هر سخنی را بدون دلیل و تحقیق نپذیرد،
-مطالب ناموافق با عقل و خرد را باور نکند،
-به بهترین سخنان گوش دهد،
-رجز خوانی ها او را به حرکت واندارد،
-شایعات را نپذیرد،
-افسانه ها ی بدور از عقل و غیر عملی را همان افسانه بداند،
-بد گویی کسی در باره کسی را بدون دلیل و برهان عینی و مشهود نپذیرد،
-هرگاه سخن گوید با عقل و اتدیشه گوید،
-سخنی نگوید که خود سر افکنده شود،
-لاف نزند،
-دشمن خفته را بیدار نسازد،
از روی خشم و احساسات تصمیم نگیرد،
-هرگاه تصمیم به انجام کاری دارد مشورت کند،
-از زخم زبان زدن بپرهیزد،
-انتقاد صحیح را بپذیرد،
کینه و تکبر را کنار بگذارد،
عملی و عقلانی فکر کند،
-زندگی را با سرریز کردن آرزوها تلف نکند،
-اهداف مثبت و سازنده داشته باشد،
صبور باشد،
مثبت فکر کند و از خیالات منفی بگریزد.



کتابهای مقدس(گاثا): بخش اول

گاثا:
 گاثه‌ها/ گاتها/ گاتا/ گاسان/ گاتاها (اوستایی: gāθā، سرود سانسکریت: گاثا، پهلوی: گاسان، گاهان) یا گاهان یا گات‌ها ۱۷ سروده‌ای است که از دیرباز از سخنانِ زرتشت اسپنتمان دانسته می‌شده‌است و در برگیرندهٔ پیام و آموزش‌های وی بوده است و بنیادِ مزدیسنا است و کهن‌ترین و سپنتا ترین بخش از نسک اوستا شمرده می‌شود. این سروده‌ها به لهجه گاهانی زبان اوستایی‌اند و متن بسیار پیچیده‌ای دارند

گاثا را سرودهای پنجگانه ای نیز دانسته اندکه منسوب به زرتشت است و از نظر نگارش (و نه مضمون) کهن‌ترین بخش اوستا می باشد
. این سرودها بطور پراکنده در یسناها موجودند. بخش‌های پراکنده گاثا در سده نوزدهم میلادی و با پژوهش‌های اوستاشناسان اروپایی شناسایی شد و از دل اوستا استخراج گردیدند.

پنج سرود
همانطور که گفته شد برخی معتقدند که واژه گاتها در متون اوستایی به شکلِ گاثا (gatha) و برای نامیدن پنج سرود زرتشت بکار رفته است.
گاثا اسم مؤنثی است که معنای سرود یا سرودخوانی را می‌دهد و در متون سنسکریت نیز به همین معنا کاربرد دارد. به بیان دیگر گاثا سخن منظوم و شعرگونه‌ای است که ظاهراً به هنگام مراسم دینیِ پیروان مَزْدَیَسْنا/ مزداپرستان و به شکل گروهی اجرا و همسُرایی می‌شده است.

محتوای گاثا با دیگر بخش‌های اوستا تفاوت‌های قابل ملاحظه‌ای دارد و نام‌های امشاسپندان در آن منحصراً به عنوان اسم معنا آمده‌اند و دلالت بر شخصیتی مینوی نمی‌کنند. بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که سرودهای منظوم گاثا- همچون گلستان سعدی- در میان بخش‌های منثوری جای داشته‌اند که آن بخش‌ها به مرور زمان از میان رفته‌اند.

از سوی دیگر سرایش گاثا به موجب اشاره‌ای که در بند هشتم یسنای ۵۷ شده منسوب به زرتشت است. اما گروهی از اوستاشناسان و از جمله ژان کلنز (کلنز، 1386) در این انتساب تردید دارند و آنرا محصول سرایندگان و مکاتب گوناگون می‌دانند. چرا که شانزده بار یادکرد از نام زرتشت در گاثا، نه در حالت اول شخص مفرد که در حالت سوم شخص غایب یا حاضر بوده است.
گروه فوق بر این باورند که این دین با بهدینی مزدیسنا یا زرتشتی که در زمان ساسانیان به وجود آمد، تفاوت دارد.


گاثا چه زمانی سروده شد؟
بر طبق نظریه رایج زمان سرایش گاثا به احتمال زیاد همان زمان زندگی زرتشت است و به سده هفتم و ششم قبل از میلاد (همزمان با عصر مادها) باز می‌گردد.
گزارش منابع و تاریخ‌نامه‌های ایرانی از زمان زرتشت به اتفاق حاکی از آنست که زرتشت در سال ۶۶۱ قبل از میلاد متولد شده و در سال ۵۸۴ قبل از میلاد درگذشته است. البته برای زمان تولد زرتشت تاریخهایی از سه هزار سال قبل از تولد افلاطون تا شش هزار سال پیش نیز ذکر شده که این تاریخها پیگیری دین زرتشت و زندگی او را مبهم و پیجیده می سازد.

با این حال، قدمت و ساخت زبانی و دستوری گاثا این گمان را پیش کشیده است که بخش‌هایی از آن تا مدتی پیش از زرتشت سروده شده باشد.

نام جغرافیایی خاصی در گاثا ذکر نشده ولی بیشتر احتمال داده می شود که این مکان در شرق ایران و در سرزمین نیمروز/ سیستان/ زابلستان بوده است شاید نام گشتاسب که با آن منطقه از سرزمین پهناور ایر ان مرتبط است خود موید این مطلب باشد. سیستان نام شهری است که به موجب شاهنامه فردوسی پایتخت گشتاسپ و دین‌پذیری او نیز بوده است.

گشتاسب یا کی گشتاسب و یا ویشتاسب  (به معنی دارنده اسب آماده) نام پادشاه ایران در زمان زرتشت است. زرتشت دین جدید را به گشتاسب عرضه کرد و گشتاسپ دین وی را پذیرفت و از وی پشتیبانی کرد. در گاثا چهار بار از این فرمانروا یاد می‌شود که سه بار آن به صورت کی‌گشتاسب است.

کی به معنی رئیس عشیره و فرمانروا بوده و عنوان فرمانروایان دودمان کیانیان است که گشتاسب نیز یکی از آنان بوده‌است. هم‌چنین گفته‌اند که عنوان کی (کَوی) در ایران شرقی معنی شاه را داشته‌است.

فصل های گاثا
گاثا در پنج فصل با نام‌های «اَهونَوَئیتی‌گاثا»،
«اوشْتَوَئیتی ‌گاثا»،
«سْپِنتامَنْیو ‌گاثا»،
«وُهوخْشَثْرا گاثا» و
«وَهیشْتوئیشْتی ‌گاثا»،
و در ۱۷ بخش (هائیتی/ هات/ ها)،
۲۳۸ بند (وَچَسْتَشْتی/ وَچَسْت)،
۸۹۶ بیت (اَفْسْمَن/ پَتْمان/ گاس)
و ۵۵۶۰ واژه،
سروده شده و از نظر زبان و نگارش، کهن‌ترین بخش اوستای موجود است.

گاثا یک کتاب مستقل نیست و هویت مستقلی نیز ندارد؛ بلکه سرودهایی است که در دل هفتاد و دو هات یسنای اوستا پراکنده هستند. هفده بخش گاثا شامل هات‌های ۲۸، ۲۹، ۳۰، ۳۱، ۳۲، ۳۳، ۳۴، ۴۳، ۴۴، ۴۵، ۴۶، ۴۷، ۴۸، ۴۹، ۵۰، ۵۱ و ۵۳ یسنا می‌شود.

دلیل پراکنش گاثا در دل یسنا دانسته نیست. اما با توجه به تصرفات عصر ساسانی، می‌توان گمان داد که این کار به منظور حذف بخش‌هایی از گاثا و جایگزین کردن آنها با محتویات جدیدتر روی داده است. غیرمرتبط بودن سرودهای گاثا و حتی بسیاری از بندهای یک سرود با یکدیگر و وجود انفصال و خلأ محتوایی در میان آنها، چنین احتمالی را قوت می‌بخشد.


ادامه دارد...


کتابهای مقدس(قرآن): راه نجات بشر تفکر و اندیشیدن و تعقل است

قرآن و تعقل و اندیشیدن

آیا نمیاندیشید؟چرا تعقل نمی کنید؟

اوست آن کس که زنده مى ‏کند و مى‏ میراند و اختلاف شب و روز از اوست مگر نمى‏ اندیشید؟آیه ۸۰ سوره مومنون

 همان کسى است که شما را از خاکى آفرید سپس از نطفه‏ اى آنگاه از علقه‏ اى و بعد شما را [به صورت] کودکى برمى ‏آورد تا به کمال قوت خود برسید و تا سالمند شوید و از میان شما کسى است که مرگ پیش‏رس مى‏ یابد و تا [بالاخره] به مدتى که مقرر است برسید و امید که در اندیشه فرو روید .غافر آیه ۶۷

در مکالمه سوره شعرا آیات ۲۳ تا ۲۸ در باره مکالمه  موسی  با فرعون می خوانیم!

فرعون گفت و پروردگار جهانیان چیست (۲۳)

(موسی ) گفت پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است ‏اگر اهل یقین هستید۲۴

(فرعون)به کسانى که پیرامونش بودند گفت آیا نمى ‏شنوید (که موسی چه می گوید)۲۵

( موسی دوباره)  گفت پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شما ۲۶

(فرعون) گفت واقعا این پیامبرى که به سوى شما فرستاده شده سخت دیوانه است ۲۷

 (موسى)گفت پروردگار خاور و باختر و آنچه میان آن دو است‏ اگر اهل تعقل و اندیشیدن هستید ۲۸

ما آن را قرآنى عربى قرار دادیم شاید که بیاندیشید و تعقل نمائید.زخرف آیه ۳

در حقیقت ما کتابى به سوى شما نازل کردیم که یاد شما در آن است آیا نمى‏ اندیشید انبیاء آیه ۳ 

آمار

تعداد تکرار واژه تعقلون یعنی تعقل می کنید یا می اندیشید بصورت پرسشی در قرآن!آیا تعقل نمی کنید؟چرا نمی اندیشید؟

۲۴ بار

تعداد تکرار  واژه یعقلون به معنی تعقل می کنند و یا می اندیشند ویا آنانی که  اهل تعقل و اندیشیدن هستد.

۲۲ بار

حتی در مورد خود قرآن خداوند گفته است !چرا در این کتاب نمی اندیشید؟

آیا هیچ یک از کتابهای آسمانی این همه بر روی تعقل و تفکر و اندیشیدن تکرار کرده است؟

پس چرا  مسلمانان نمی اندیشند و اگر می اندیشند درست نمی اندیشند؟ عیب کار در کجاست؟ چرا پیش از اینها جامعه اسلامی جایگاه افرادی مانند ابن سینا، خواجه نصیر طوسی، فارابی ، ابوریحان ، خوارزمی، سعدی ، حافظ ، ناصر خسرو و...بود ولی امروزه این جایگاه خالیست از مشاهیر؟  جواب : چون مسیر تعقل و خرد و اندیشه گم شده است. و در عوض مسیر احساسات باز است.


کتابهای مقدس(قرآن): رستور قرآن برای دلشکستگان

دستور قرآن برای دلشکستگان

 

ما نیز دل شکسته داریم ای دوست!


"خوب مى دانیم که تو از آنچه مشرکان از روى استهزا مى گویند دلتنگ مى شوى.

 پس پروردگارت را همراه با ستایش او تسبیح گوى و از نمازگزاران باش تا اندوه تو برطرف گردد.

 و پروردگارت را تا زمانى که مرگ به سراغت مى آید و جهان غیب براى تو مشهود مى شود بندگى کن.

آیات ۹۷ تا ۹۹ سوره حجر 


 شرح 

این آیات را با ذکر مطلبی از یکی از مردان الهی و معنوی ارائه می کنم که کاملا گویای تفسیر این آیات است. و در مورد هر انسان معتقد به خدا صدق می کند.


او می گفت:

"بطری وقتی پر است و می‌ خواهی خالی‌ اش کنی خمش می‌ کنی، هرچه خم شود، خالی‌ تر می ‌شود اگر کاملاً رو به زمین گرفته شود، سریع‌ تر خالی می‌ شود! دل آدم هم همین‌طور است…گاهی وقت ‌ها سینه و دل انسان  پر می ‌شود از غم، از غصه از حرف‌ها و طعنه ‌های‌ دیگران! قرآن میگوید: هرگاه که دلت پُر شد از غم و غصه‌ ها، خم شو و به خاک بیفت. این نسخه ‌ایست که خداوند برای پیامبرش پیچیده است:


ما قطعــاً می‌ دانیم و اطلاع داریم… به خاطر حرفهایی که می‌ زنند  دلت می گیرد پس «سر به سجده بگذار و خدا را تسبیح کن» حجر_آیه‌ «۹۸».