ادامه از نوشتار پیشین:
«در نهایت این نتیجه حاصل شد که :هم شواهد متنی، نسخهشناسی، و کودیکولوژیک و هم نتایج برآمده از آزمایشهای کربن روی پوست برگههای مختلفی از «مصحف صنعاء1» نشان میدهند لایه زیرین این مصحف در زمانی بسیار زودهنگام، دستکم در نیمه نخست قرن اول هجری کتابت شده است.»
اگر لایه زیرین مصحف در نیمه اول قرن هجری کتابت شده باشد یک فاصله زمانی پنجاه ساله را در بر می گیرد. از این بازه زمانی ۱۰ سال آن در زمان حیات پیامبر اسلام ، ۳ سال از دوران خلافت ابوبکر و حدود ۱۰ سال از دوران خلافت عمر را در بر می گردد که تقریبا ۲۳ سال می باشد.
عثمان نیز از سال ۲۳ تا ۳۵ هجری قمری مصادف با ۶۴۴ تا ۶۵۶ میلادی بر سرزمینهای اسلامی و فتوحات جدید خود زمامداری نمود
یعنی لایه زیرین مصحف می تواند در طی این بازه ۳۵ سال کتابت شده باشد و احتمال نگارش آن بطور یکسان و لی با توجه به مدارک تاریخی موجود بیشترین احتمال به همان دوران عثمان باز می گردد. با این تفاوت که یک ۱۵ سال پس از دوران عثمان باقی می ماند و نکته دیگر این که بر رسی های کدیکولوژی و کتابت نمی توانند بطور دقیق سال ویژه ای را مشخص کنند ، بلکه بازه زمانی پنجاه سال را مشخص می کنند.
البته این همان نتیجه ای بوده که برخی شرق شناسان را نگران نموده بود و سعی در پرده پوشی داشتند. چرا که آنان در پی اثبات این بودند که قرآن در زمان امویان و عباسیان به نگارش در آمده و این نتیجه گیری ها هم چون بادی ویرانگر بر ساخته های آنان وزید:
«این همان دستاوردی است که به مذاق مستشرقان تجدیدنظر طلب، خوش نیامده و تا جایی که توانستند از هیچ کوششی در کتمان و پنهانکاری این شواهد و نتایج حاصل از آن مضایقه نکردند. آنها البته برای التیامِ آلامِ ناشی از این انکشاف مبارک به سنتی نامبارک تمسک جستند و برخلاف نتایج آزمایشهای انجام شده، سعی بر القای تردید و تشکیک در وثاقت نص مقدس مسلمین کردند. آنها از همان نخستین سالهای دسترسیشان به این نسخههای کشف شده در صنعاء، زمزمههایی را مبنی بر مخدوش بودن اعتبار متن کنونی قرآن به راه انداختند. منشا اصلی این اتهام اما، برخی پژوهشگران آلمانی و شاید در راس همه آنها گِرد پویین بود که پیش از این نیز به نام وی اشاره شد.»
پوپین آلمانی و شعبده بازیهای او
پویین و همکاران هموطنش با دسترسی به تصاویر و میکروفیلم این نسخهها، آنها را در انحصار خود درآورده بودند، ولی هیچ سندی را منتشر نمیساختند. بلکه با اظهارات شفاهی خویش در میان همکاران خود و بعدها در میان برخی روزنامهنگاران و فعالان رسانهای چنین ادعایی را مطرح می ساختند که در آکادمیک غربی چندان غریب نبود و آن ادعا این بود:
«اگر این اسناد و اطلاعات روزی منتشر شود، مسلمانان با چالشی بزرگ در وثاقت کتاب آسمانی خود رو به رو خواهند شد»، یا این ادعا را می نمودند که :ک
«در این نسخهها، مطالبی هست که سبب خواهد شد مسلمانان دست از دعاوی خود راجع به کتاب آسمانیشان بردارند.»
افسران نیروی دریایی آمریکا
«این اظهارات در واقع چیزی نبود جز همان دست پیشی که این گروه از مستشرقان تجدیدنظر طلب غربی برای پس نیفتادن گرفته بودند.
اما ولولهای که نسخههای مصحف صنعاء1 بر پا کرده بود از این هم فراتر رفت و حتی پای سیاسیها و نظامیهای غربی را هم به این معرکه باز کرد. این آش، آنقدر شور شد که افسران نظامی و دریاداران امریکایی نیز به کمک مستشرقان متحد آلمانیشان آمدند و عرصه فرهنگی نیز به میدان تاخت و تاز سرهنگی تبدیل شد و حالا دیگر دم خروس بود که از زیر لوای پژوهشهای آکادمیک بیرون زد!
بطوریکه در واپسین سال قرن بیستم میلادی، در اقدامی احتمالا بیسابقه یک افسر بازنشسته نیروی دریایی ایالات متحده امریکا، صرفا به مناسبت اینکه حدود دو سال از ماموریت خود را در صنعاء گذرانده بود و دستی هم بر آتش رسانه داشت، دست به قلم برد و یادداشتی را با موضوعیت قرآن و ناظر به اکتشافات مصحف صنعاء، در نشریهای عمومی منتشر کرد!»
این سرهنگ چه کرد؟
«توبی لِستِر در سال 1999 در ماهنامه آتلانتیک
(The Atlantic Monthly) مقالهای با عنوان «قرآن چیست؟» را منتشر کرد که دستمایه او چیزی نبود جز همان اندک مطالب مکتوب برخی تجدیدنظر طلبان غربی به علاوه پارهای از شنیدههایش که فارغ از هر نوع نظم و دیسیپلین علمی و فنی بود.
لستر در این مقاله کوشید تا به خواننده عام غربی چنین القا کند که متن قرآنی نسخههای کشف شده در صنعاء، واجد تفاوتهایی جدی با متن قرآنی است که اکنون در دسترس مسلمانان قرار دارد و این امر میتواند باور پیروان دین اسلام نسبت به تاریخ کتاب مقدسشان را متزلزل کند.
او در مقاله مذکور مدعی آن بود همان گونه که در دو، سه قرن گذشته تلاشهای تاریخپژوهانه و عرفی در شناخت کتاب مقدس مسیحیان و نیز مداقه در جوانب تاریخی حیات حضرت عیسی برای بسیاری از مسیحیان معتقد و محافظهکار نگران کننده بوده است، انجام این گونه تحقیقات برون دینی و سکولار در باب متن قرآن و تاریخ شکلگیری آن بر اساس نسخههای کشف شده در یمن برای بسیاری از مسلمانان اضطراب و تشویش به همراه میآورد. »
کل ادعای پوپین و استر:
«حال آنکه کل یافته لستر و شخصیت آکادمیک این معرکه - گِرد پویین - چیزی نبود جز وجود برخی اختلاف قرائات که حتی از نقطه نظر علوم سنتی اسلامی، مشاهدهای به غایت پیشپا افتاده و عادی است که پیشینه آن عمری به قدمت تاریخ قرآن دارد.»
«چنانکه میدانیم مسلمانان مذاهب مختلف از قرون ماضی تاکنون آثار متعددی را به اختلاف قرائات در قرآن اختصاص دادهاند و این همه هیاهو کوچکترین تکانی نتوانست به اعتبار تاریخی متن مقدس مسلمین وارد کند و آن همه معرکه گیری فرهنگی و شعبدهبازی سرهنگی، نهایتا کوهی بود که جز موش نزایید! »
مقاله توبی لستر البته از فضای ژورنالیسم فراتر میرود
و بنا بر گزارش نویسندگان کتاب «مصحف صنعاء1 و مساله خاستگاه قرآن»، در محافل آکادمیک نیز راه مییابد و دانشگاهیان با شور و شوق در این باره بحث میکنند.
البته با توجه به دخالت دومحقق ایرانی و سایر پژوهشگران بیرون از دایره رذالت پوپین و لستر و معرکه گیری های دیگر ، همه صحبت این بود که در پاره ای از موارد بین قرآتهای واژه هایی از قرآن در دست مسلمین و مصحف صنعا اختلافاتی در تلفظ وجود داشت.
خوب ! این همه گربه رقصانی ها برای این بود؟ در حالیکه مسلمانان هماکنون چهارده قرآت متفاوت را روی اینترنت نهادهاند و قرنهاست که مفسران و قرآن شناسان مسلمان بر این نکته ها بحث کرده اند که در یک روش خوانش قرآن در فلان سوره واژه «الف و نون » با فتحه الف و یا کسره الف ضبطشده است، و این به هیچ وجه وثاقت قرآن و هیچ کتاب دیگری را مخدوش نمی سازد.
این همان ویژگی است که حافظ گفته بود:
قرآن زبر بخوانی با چهارده روایت
و آنان را نسزد و نمى توانند [وحى کنند] (۲۱۱)
إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ ﴿۲۱۲﴾
در حقیقت آنها از شنیدن محروم اند (۲۱۲)
سوره شعرا
«براساس یک حقیقت مسلم که دانش جدید نیز آنرا تایید می کند هر موجودی توانایی شنیدن یک سری از فرکانس های صوتی را دارد.
بازه فرکانسی قابل شنیدن توسط انسان، طیف فرکانس صوتی نام دارد. فرکانس صوت نیز مانند هر بسامد دیگری با واحد هرتز سنجیده میشود. انسان در بدو تولد میتواند فرکانسهای صوتی بین ۲۰ هرتز تا ۲۰۰۰۰ هرتز (۲۰ کیلوهرتز) را بشنود که معمولاً با بالا رفتن سن فرد و صدمات شنوایی، از وسعت این بازه کم میشود. اما استاندارد ۲۰ هرتز تا ۲۰ کیلوهرتز، نماینده بازه صداهایی است که در زندگی روزمره و موسیقی میشنویم.
گوش انسان، اصوات با فرکانس ۲۰ تا ۲۰۰۰۰هرتز را میشنود (فرکانس ۲۰هرتز، آستانه شنوائی و ۲۰۰۰۰هرتز، آستانه دردناکی گوش انسان است).
امواج زلزله در حین عبور از پوستهٔ خارجی زمین و وارد شدن به اتمسفر (محیطی با چگالی متفاوت) بخشی از آن، به امواج صوتی با فرکانس پائین تبدیل میشود. تحقیقات نشان داده است که گوش اغلب حیوانات، امواج زیر۲۰هرتز را نیز دریافت میکند. شاید حیوانات در لحظهٔ پیش از بروز زمینلرزه، ندانند که چه اتفاقی در شرف وقوع است، ولی دریافت امواج مادون صوت، آنها را تهییج و هراسان نموده و بر اساس غریزه، رفتارهائی از قبیل رمیدن و به دندان گرفتن فرزندانشان را شاهد خواهیم بود.
منبع : ویکپدیا
با توجه به دو گزارش فوق می توان نتیجه گیری کرد که برخی از جانوران و پرندگان اصواتی را می شنوند که انسان نمی شنود. برخی انسانها نیز در شنیدن صدا بسیار توانایی دارند و قادر به شنیدن صداهای ضعیف هستند.
آنچه که می توان از آیات فوق برداشت نمود این است که اگر بخواهیم در محدوده علمی پدیده وحی را توصیف کنیم و توضیح بدهیم که چرا شیطان ها قادر به شنیدن وحی نیستند، بهترین توجیه این است که شاید سیستم شنوایی آنان این گونه خلق شده که نمی توانند هر گونه صوتی را بشنوند. بویژه که در آیه ۲۱۲ خداوند از واژه « سمع» به معنی « شنیدن» سخن گفته، نتیجه می گیریم که شیاطین نیز سیستم شنوایی مخصوص به خود را دارند.
پس میماند این که بگوییم، شیطانها قدر به شنیدن وحی به فرشتگان و از فرشتگان به پیامبران و از خداوند به پیامبر نمی باشند.
در نوشتار پیشین از قول نویسنده مقاله آورده شد که نتایج آزمایشات رادیو کربن بر روی قرآنهای صنعا که در دانشگاه آریزونا صورت گرفت این حقیقت بزرگ را ثابت نمود که تاریخ این قرآنها به پیش از خلافت عثمان و حتی دوره حیات پیامبر می رسد.و اکنون بقیه داستان:
عمر برگه مصحف
...نتایج آزمایشهای کربن14 روی مصحف صنعا
«بر اساس آزمایش کربن14 که بهنام صادقی روی برگه استنفورد 2007 در آزمایشگاه آریزونا انجام داد، برگه در فاصله یک انحراف معیار به احتمال 68%، قدمتش به سالهای 614 تا 656 میلادی میرسد. خوانندگان محترم توجه دارند که تاریخ هجرت پیامبر در سال 621 میلادی واقع شده است.»
یعنی این قرآنها در فاصله ۷ سال پیش از هجرت پیامبر به مدینه و پیش از خلافت عثمان و ۲۵ سال پس از در گذشت پیامبر اسلام و دوران خلافت عثمان باز می گردد.
«صادقی بعدها نمونهای دیگر از همان برگه (استنفورد 2007) را این بار در آزمایشگاه آکسفورد مورد آزمایش قرار داد که نتایج با احتمال 4/95%، عمر برگه را مابین سالهای 564 تا 655 میلادی نشان داده است. این نتیجه به طور کلی با نتیجه دانشگاه آریزونا نیز همخوانی دارد.»
توجه دارید که تمام این تحقیقات رادیو کربن عمر برگه را مشخص می نمایند .در تحقیقات پیشین عمر ساخت برگه به دوران حیات پیامبر و دو سه سالی پس از خلافت عثمان باز می گردد که همیشه در این محاسبات احتمال بعلاوه و منهای پنج را در نظر می گیرند.
بنابراین برگه استانفورد ۲۰۰۷ در آزمایش قبلی صادقی در دوران انتشار نخست اسلام تا دوران خلافت عثمان را در بر می گیرد و این همان چیزی بود که از دانشگاه های عقده ای آلمان تا مستشرقان تحت نظارت سی آی ای و مزد بگیر در صدد انکار آن بودند .
آنها در این بوق می دمیدند که قرآن در دوران خلافت عباسی نوشته شده و این جا کاشف بعمل آمد و فتح بابی شد که اصلا خود برگه ها در دوران حیات پیمبرو یا چندسالی پس از در گذشت او ساخته شده اند. و حتی احتمال این وجود دارد که برگه در دوران پیش از اسلام ساخته شده باشند.
بطوریکه اگر بجای ۵۶۴ سال ۶۰۲ را بپذیریم برگه و تاریخ تحریر باهم جور در می آیند. با این وصف برگه می تواند سالها قبل از بعثت ساخته شده باشد و پس از بعثت در آن نگارش صورت گرفت شده باشد. چنانچه خود من اکنون در کلکسیون کاغذ های قدیمی ام کاغذهای نانوشته متعلق به ۲۰۰ سال پیش از این تا ۷۰ سال پیش را در اختیار دارم.
نتایج آزمایش ها و تحقیقات مربوط به کتابت
«در نهایت این نتیجه حاصل شد که :
هم شواهد متنی، نسخهشناسی، و کودیکولوژیک و هم نتایج برآمده از آزمایشهای کربن روی پوست برگههای مختلفی از «مصحف صنعاء1» نشان میدهند لایه زیرین این مصحف در زمانی بسیار زودهنگام، دستکم در نیمه نخست قرن اول هجری کتابت شده است.»
بر این اساس نیمه نخست قرن اول هجری یعنی تا سال ۲۵ هجری و پیامبر اسلام ۱۳ سال پس از هجرت در گذشته است . می ماند یک فاصله ۱۲ ساله که به دوران خلافت عمر می رسد.
یعنی کتابت با حد اکثر چشم پوشی در دوران حیات پیامبر تا دوران خلافت خلیفه دوم عمر انجام شده و حتی به دوره عثمان هم نمی رسد.
این دستاورد باعث آرامش و ثبات فکر در جهان اسلام شده و لرزه در جهان ضد قرآن گردید.
ادامه دارد...
منبع: همان منبع نوشتار پیشین
در نوشتار پیشین از قول نویسنده مقاله آورده شد که نتایج آزمایشات رادیو کربن بر روی قرآنهای صنعا که در دانشگاه آریزونا صورت گرفت این حقیقت بزرگ را ثابت نمود که تاریخ این قرآنها به پیش از خلافت عثمان و حتی دوره حیات پیامبر می رسد.و اکنون بقیه داستان:
عمر برگه مصحف
...نتایج آزمایشهای کربن14 روی مصحف صنعا
«بر اساس آزمایش کربن14 که بهنام صادقی روی برگه استنفورد 2007 در آزمایشگاه آریزونا انجام داد، برگه در فاصله یک انحراف معیار به احتمال 68%، قدمتش به سالهای 614 تا 656 میلادی میرسد. خوانندگان محترم توجه دارند که تاریخ هجرت پیامبر در سال 621 میلادی واقع شده است.»
یعنی این قرآنها در فاصله ۷ سال پیش از هجرت پیامبر به مدینه و پیش از خلافت عثمان و ۲۵ سال پس از در گذشت پیامبر اسلام و دوران خلافت عثمان باز می گردد.
«صادقی بعدها نمونهای دیگر از همان برگه (استنفورد 2007) را این بار در آزمایشگاه آکسفورد مورد آزمایش قرار داد که نتایج با احتمال 4/95%، عمر برگه را مابین سالهای 564 تا 655 میلادی نشان داده است. این نتیجه به طور کلی با نتیجه دانشگاه آریزونا نیز همخوانی دارد.»
توجه دارید که تمام این تحقیقات رادیو کربن عمر برگه را مشخص می نمایند .در تحقیقات پیشین عمر ساخت برگه به دوران حیات پیامبر و دو سه سالی پس از خلافت عثمان باز می گردد که همیشه در این محاسبات احتمال بعلاوه و منهای پنج را در نظر می گیرند.
بنابراین برگه استانفورد ۲۰۰۷ در آزمایش قبلی صادقی در دوران انتشار نخست اسلام تا دوران خلافت عثمان را در بر می گیرد و این همان چیزی بود که از دانشگاه های عقده ای آلمان تا مستشرقان تحت نظارت سی آی ای و مزد بگیر در صدد انکار آن بودند .
آنها در این بوق می دمیدند که قرآن در دوران خلافت عباسی نوشته شده و این جا کاشف بعمل آمد و فتح بابی شد که اصلا خود برگه ها در دوران حیات پیمبرو یا چندسالی پس از در گذشت او ساخته شده اند. و حتی احتمال این وجود دارد که برگه در دوران پیش از اسلام ساخته شده باشند.
بطوریکه اگر بجای ۵۶۴ سال ۶۰۲ را بپذیریم برگه و تاریخ تحریر باهم جور در می آیند. با این وصف برگه می تواند سالها قبل از بعثت ساخته شده باشد و پس از بعثت در آن نگارش صورت گرفت شده باشد. چنانچه خود من اکنون در کلکسیون کاغذ های قدیمی ام کاغذهای نانوشته متعلق به ۲۰۰ سال پیش از این تا ۷۰ سال پیش را در اختیار دارم.
نتایج آزمایش ها و تحقیقات مربوط به کتابت
«در نهایت این نتیجه حاصل شد که :
هم شواهد متنی، نسخهشناسی، و کودیکولوژیک و هم نتایج برآمده از آزمایشهای کربن روی پوست برگههای مختلفی از «مصحف صنعاء1» نشان میدهند لایه زیرین این مصحف در زمانی بسیار زودهنگام، دستکم در نیمه نخست قرن اول هجری کتابت شده است.»
بر این اساس نیمه نخست قرن اول هجری یعنی تا سال ۲۵ هجری و پیامبر اسلام ۱۳ سال پس از هجرت در گذشته است . می ماند یک فاصله ۱۲ ساله که به دوران خلافت عمر می رسد.
یعنی کتابت با حد اکثر چشم پوشی در دوران حیات پیامبر تا دوران خلافت خلیفه دوم عمر انجام شده و حتی به دوره عثمان هم نمی رسد.
این دستاورد باعث آرامش و ثبات فکر در جهان اسلام شده و لرزه در جهان ضد قرآن گردید.
ادامه دارد...
منبع: همان منبع نوشتار پیشین
مصحف صنعاء و مساله وثاقت قرآن
قرآنهای صنعا در مخالفان مخالفان اصل بودن قرآن وحشت شگرفی ایجاد نمود .
این وحشت از قرآن های صنعا را ارایه تز دکتری یک محقق مسلمان در غربیهای مخالف قرآن به را انداخت.
دپارتمان هایی که فیلهای ناقص الخلقه در آن دستمزدهای کلان می گرفتند و می گیرند تا ثابت کنند که الا و بالله که قرآن مسلمانان در زمان خلیفه سوم عثمان و یا حتی بعد از آن تاریخ به نگارش در آمده است، به جنب و جوش عجیبی انداخت که بی شباهت به رقص ارواح نبود.
چون کشف قرآنها ی صنعا و اقدامات دومحقق ایرانی آقای صادقی و گودرزی که در دانشگاه استانفورد آمریکا تدریس می کنند ،ناگهان مهر تایید بر این موضوع زد، که برخی از نسخه های قرآنهای صنعا تاریخشان به دوران حیات پیامبر اسلام و سالها پیش از خلافت عثمان می رسد.
در این زمان بود که غربیهای حسود به وحشت افتاده سعی به پنهان ساختن راز ها نمودند. یعنی تصمیم به خفقان بنفش گرفتند و هیس هیس! عجیبی در میان مستشرقان مچاله شده غربی از نوع آمریکایی اش گرفته تا آلمانی و دانمارکیش در گرفت.
« اهمیت این کشف بزرگ شاید بیش از هر چیز دیگری در این باشد که قدمت متن قرآن را به دوران پیش از خلافت عثمانبن عفّان خلیفه سوم
میبرد.
این همان دستاوردی است که به مذاق مستشرقان تجدیدنظر طلب، خوش نیامده و تا جایی که توانستند از هیچ کوششی در کتمان و پنهانکاری این شواهد و نتایج حاصل از آن مضایقه نکردند.»
«مصحف صنعاء1 و خاستگاه قرآن» کتابی است نوشته بهنام صادقی و محسن گودرزی پژوهشگران ایرانی که بیش از 10 سال پیش به زبان انگلیسی منتشر شد. نویسندگان این اثر برای نخستینبار متن لایه زیرین «مصحف صنعاء1» را به دقت خوانده و آن را تصحیح و ارائه دادهاند. این کتاب میتواند یکی از اسناد مهم تاریخی بسیار نزدیک با روزگار تدوین قرآن را برای محققان جدی در این زمینه فراهم کند»
آنچه در این میان لازم به توجه است اینکه پیدا شدن این اسناد و رمزگشایی از آنها در دهههای اخیر به دستاوردهای تازه و سترگی در شناخت متن قرآن منجر شده و تحولی بیبدیل را در افزایش اعتبار متن مقدس مسلمانان رقم زده است.
همان گونه که گفته شد این تحول البته چندان به مذاق «تجدیدنظرطلبان غربی» (Western Revisionist) - که تبارشناسی متن قرآن را به پیش از اواخر قرن دوم هجری نمیکشاندند - خوش نمیآمد.( یعنی آنان افاضه می فرمودند که قرآن به زمان پیامبر اسلام تعلق ندارد و بلکه توسط خلفای اموی و یا عباسی و یا هم عصران آنان نوشته شده است.،)
خط مایل حجازی
اما فارغ از خشنودی یا ناخشنودی ایشان، کشف و انتشار متن برخی مصاحف به خط مایل یا حجازی بر جای مانده از قرن نخست هجری توانست هم در میان مسلمانان و هم در میان محققان غربی چنان ولولهای بیفکند که پژواک آن تا سالها در گوش محققان و قرآن پژوهان شرقی و غربی خواهد پیچید.
اهمیت این کشف بزرگ شاید بیش از هر چیز دیگری در این باشد که قدمت متن قرآن را به دوران پیش از خلافت عثمانبن عفّان خلیفه سوم میبرد. چنانکه میدانیم مسلمانان همواره بر این باور بودهاند که نیای مصحف موجود قرآن، به دستنوشتههایی باز میگردد که حدود سال 30 هجری به دستور عثمان (متوفی 35 ه.ق) و توسط کمیته منصوب او تدوین شد و نسخههایی از آن متن واحد را به شهرهای مهم قلمروی اسلامی در عهد وی ارسال کردند. (9)
حال که کشفیات دهههای اخیر برمبنای «مصحف صنعاء1»، به لابراتوارهای تخصصی فرستاده شده نتایج بهمراتب خیرهکنندهای را رقم زده است.
نتایج آزمایشهای کربن14 روی مصحف صنعا:
۱- بر اساس آزمایش کربن14 که بهنام صادقی روی برگه استنفورد 2007 در آزمایشگاه آریزونا انجام داد، برگه در فاصله یک انحراف معیار به احتمال 68%، قدمتش به سالهای 614 تا 656 میلادی میرسد. خوانندگان محترم توجه دارند که تاریخ هجرت پیامبر (ص) در سال 621 میلادی واقع شده است. (یعنی اگر ۶۱۴ را بپذیریم می شود ۷ سال پیش از هجرت پیامبر اسلام به مدینه ! )
به نقل از مقاله مصحف های صنعا و وثاقت قرآن
ادامه دارد....