سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر
سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر

باز خوانی پرونده قوم کم فروش و تهدید کننده: قوم و مردم شعیب پیمبر


قوم شعیب پیامبر

بازخوانی پرونده قومی که بخاطر کم فروشی و تهدید دیگران نابود شدند

در سوره اعراف آیات ۸۵ تا ۹۳درباره شعیب چنین آمده:

۸۵) ما به سوی مردم مدین، برادرشان شعیب را فرستادیم. صدا زد: ای قوم من! خداوند یگانه را بپرستید که هیچ معبودی جز او برای شما نیست. دلایل روشنی از طرف پروردگار برای شما آمده. حق پیمانه و وزن را ادا کنید و از حقوق مردم چیزی کم نگذارید. در روی زمین بعد از آن که اصلاح شده‌است، فساد نکنید.

۸۶) شما بر سر راه مردم با ایمان ننشینید و آن‌ها را تهدید نکنید و مانع راه خدا نشوید و بالقای شبهات راه مستقیم حق را در نظر آن‌ها کج و مجهول نشان ندهید؛ و به خاطر بیاورید هنگامی که افراد کمی بودید سپس خداوند جمعیت شما را زیاد کرد و نیز خوب بنگرید که سرانجام کار مفسدان به کجا منتهی شد.

۸۷) اگر طایفه‌ای از شما به آنچه من مبعوث شده‌ام ایمان آورده و جمعیت دیگری ایمان نیاورده‌اند، شما صبر کنید تا خداوند میان ما حکم کند و او بهترین حاکمان است.

۸۸) اشراف زورمند و متکبّر قوم شعیب به او گفتند سوگند یاد می‌کنیم که قطعاً، هم خودت و هم کسانی را که به تو ایمان آورده‌اند، از محیط خود بیرون خواهیم راند، مگر این که هرچه زودتر به آیین ما بازگردید. (شعیب) گفت: آیا (می‌خواهید ما را به آیین خودتان بازگردانید) اگر چه مایل نباشیم؟

۸۹) اگر ما به آیین بت‌پرستی شما بازگردیم، و بعد از آن که خداوند ما را نجات داده خود را به این پرتگاه بافکنیم، بر خدا افترا بسته‌ایم. ممکن نیست ما به آیین شما بازگردیم مگر این که خدا بخواهد. چرا که او از همه چیز آگاه است و احاطه علمی دارد. توکل و تکیه ما تنها بر خداست. پروردگارا! میان ما و جمعیت ما به حق حکم و داوری کن، و مشکلات و گرفتاری‌های ما را بر طرف ساز، و درهای رحمتت را به سوی ما بگشای که بهترین گشایندگانی.

۹۰) اشراف و متکبران خودخواهی که از قوم شعیب راه کفر را در پیش گرفته بودند (به کسانی که احتمال می‌دادند تحت تأثیر دعوت شعیب قرار گیرند) می‌گفتند: اگر از شعیب پیروی کنید به طور مسلم از زیانکاران خواهید بود.

۹۱) (هنگامی که کارشان به اینجا رسید) پس زلزله سخت و وحشتناکی آن‌ها را فرا گرفت، آنچنان که صبحگاهان همگی به صورت اجساد بی جانی در خانه‌هایشان افتاده بودند.

۹۲) آن‌ها که شعیب را تکذیب کردند، آنچنان نابود شدند که گویا هرگز در این خانه‌ها سکنی نداشتند. آن‌ها که شعیب را تکذیب کردند زیانکار بودند.

۹۳) او از قوم گنهکار روی برگردانید و گفت: من رسالت پروردگارم را ابلاغ نمودم، و به مقدار کافی نصیحت کردم و از هیچ گونه خیر خواهی فروگذار نکردم. با این حال چگونه به حال این جمعیت کافر تأسف بخورم.

شعیب را پدر زن موسی و با نام اوثیرن معرفی کرداند. در اردن نیز آرامگاهی بنام شعیب پیامبر وجود دارد.در انجیل نام او جترو ذکر شده است.


سیری در کتابهای مقدس(۱۶): انجیل بار نابا(۱)

انجیل بارنابا

(۱) چون یسوع به بلاد خود رسید، در همهٔ اطراف جلیل منتشر شد که یسوع پیغمبر به تحقیق به ناصره آمده.

(۲) پس بجدّ تمام از بیماران وارسی نمودند و ایشان را نزد او حاضر نمودند و متوسل شدند به او که ایشان را مسح کند.

(۳) جمعیت بسیار زیاد بود؛ حتی توانگری که به شَلی مبتلا بود، چون ورودش از در ممکن نبود، برداشته شد به بامِ خانه‌ای که یسوع در آن جا بود و قوم خود را به برداشتن سقف آن امر نمود و در پارچه‌ای سرازیر، پیش روی یسوع شد.

(۴) یسوع دقیقه‌ای درنگ نمود؛ آن گاه فرمود: «ای برادر، مترس؛ زیرا به تحقیق گناهان تو آمرزیده شد.»

(۵) پس همه از شنیدن این بد دل شدند و گفتند: این کیست که گناهان را می‌آمرزد.

(۶) آن وقت یسوع فرمود: «سوگند به هستی خدای، به درستی که من قادر نیستم بر آمرزش گناهان و نه کسی دیگر؛ لیکن تنها خدای می‌آمرزد.»

(۷) «اما مثل خدمتگذاری مر خدای را، می‌توانم که به وی متوسل شوم از برای گناهان دیگران.»

(۸) «متوسل شدم به او از برای این مریض و به درستی که من یقین دارم به این که خدای به تحقیق دعای مرا اجابت فرمود.»

(۹) «از برای این که حق را بدانید به این انسان می‌گویم به نام خدایِ پدران ما و خدایِ ابراهیم و پسرانش شفا یافته‌ای و برخیز.»

(۱۰) چون یسوع این بفرمود، مریض شفا یافته، برخاست و تمجید نمود خدای را.

(۱۱) آن وقت مردم به یسوع در آویختند، تا متوسل شود به خدای از برای بیمارانی که در خارج بودند.

(۱۲) آن هنگام یسوع به سوی ایشان بیرون شد و دست‌های خود را بلند نموده و گفت:

(۱۳) «ای پروردگار، خدایِ لشکران، خدای زنده، خدای حقیقی، خدای قدوس که پاینده‌ای، بر ایشان رحم کن.»

(۱۴) هر یک جواب دادند: آمین،

(۱۵) پس از آن که این گفته شد، یسوع دست‌های خود را بر بیماران نهاد، پس همه صحت خود را یافتند.

(۱۶) آن هنگام خدای را تمجید نموده، گفتند: هر آینه به تحقیق خدای، تفقد نموده ما را  به پیغمبری بزرگ


https://vici.org/vici/41744/

مزار بارنابای قدیس در قبرس

سیری در کتابهای مقدس(۱۸): بد ترین گناه قوم لوط چه بود؟


بدترین گناه قوم لوط چه بود؟
 قوم لوط نیز پیغمبران خدا را تکذیب کردند. (۱۶۰)
 هنگامی که مهربان برادر آن‌ها لوط به آنان گفت: آیا خداترس و پرهیزکار نمی‏شوید؟ (۱۶۱)
 من برای شما پیغمبری بسیار امین (و خیر خواه) هستم. (۱۶۲)
 از خدا بترسید و راه طاعت من پیش گیرید. (۱۶۳)
 و من از شما اجری برای رسالت خود نمی‏خواهم و چشم پاداش جز به خدای عالم ندارم. (۱۶۴)
آیا از میان خلایق عمل زشت منکر را با مردان انجام می‏دهید؟ (۱۶۵)
و زنان را که خدا همسر شما آفریده رها می‏کنید؟ آری شما بسیار مردم متعدی نابکاری هستید. (۱۶۶)
 قوم در جواب گفتند: ای لوط، اگر از این پس دست از این نهی و منع بر نداری از شهر رانده خواهی شد. (۱۶۷)
لوط باز گفت: من خود دشمن این کار زشت شما هستم. (۱۶۸)
 بار الها، من و اهل بیتم را از (عقاب) این عمل زشت قوم نجات بخش. (۱۶۹)
ما هم او را با همه اهل بیتش نجات دادیم. (۱۷۰)
 جز پیرزنی که (زن لوط بود و) در اهل عذاب باقی ماند. (۱۷۱)
 آن‌گاه (جز اهل بیت لوط) دیگران را به خاک هلاک نشانیدیم. (۱۷۲)
 و آن‌ها را به سنگباران عذاب که باران بسیار سختی بر سر بیم‌داده‌شدگان (بدکار) است هلاک ساختیم. (۱۷۳)
همانا در این هلاک قوم لوط نیز آیت عبرتی (برای دیگران) بود، و اکثر آن‌ها ایمان نیاوردند. (۱۷۴)
و همانا خدای تو بسیار مقتدر و مهربان است. (۱۷۵)

شرح
تورات چه می گوید؟
فصل   19 سفر پیدایش عهد قدیم
 ووقت‌ عصر، آن‌ دو فرشته‌ وارد سُدوم شدند، و لوط به‌ دروازۀ سدوم‌ نشسته‌ بود. و چون‌ لوط ایشان‌ را بدید، به‌ استقبال ایشان‌ برخاسته‌، رو بر زمین‌ نهاد
2  و گفت‌: «اینک‌ اکنون‌ ای‌ آقایان‌ من‌، به‌ خانۀ بندۀ خود بیایید، و شب‌ را بسر برید، و پایهای‌ خود را بشویید و بامدادان‌ برخاسته‌، راه‌ خود را پیش‌ گیرید.» گفتند: «نی‌، بلکه‌ شب‌ را در کوچه‌ بسر بریم‌.»
3  اما چون‌ ایشان‌ را الحاح‌ بسیار نمود، با او آمده‌، به‌ خانه‌اش‌ داخل‌ شدند، و برای‌ ایشان‌ ضیافتی‌ نمود و نان‌ فطیر پخت‌، پس‌ تناول‌ کردند.
4  و به‌ خواب‌ هنوز نرفته‌ بودند که‌ مردان‌ شهر، یعنی‌ مردم‌ سدوم‌، از جوان‌ و پیر، تمام‌ قوم‌ از هر جانب‌، خانۀ وی‌ را احاطه‌ کردند
5  و به‌ لوط ندا در داده‌، گفتند: «آن‌ دو مردکه‌ امشب‌ به‌ نزد تو درآمدند، کجا هستند؟ آنها را نزد ما بیرون‌ آور تا ایشان‌ را بشناسیم‌.»
6  آنگاه‌ لوط‌ نزد ایشان‌، بدرگاه‌ بیرون‌ آمد و در را از عقب‌ خود ببست و در را از عقب‌ خود ببست‌
7  و گفت‌: «ای‌ برادران‌ من‌، زنهار بدی‌ مکنی
8  اینک‌ من‌ دو دختر دارم‌ که‌ مرد را نشناخته‌اند. ایشان‌ را الا´ن‌ نزد شما بیرون‌ آورم‌ و آنچه‌ در نظر شما پسند آید، با ایشان‌ بکنید. لکن‌ کاری‌ بدین‌ دو مرد ندارید، زیرا که‌ برای‌ همین‌ زیر سایۀ سقف‌ من‌ آمده‌اند.»
9  گفتند: «دور شو.» و گفتند: «این‌ یکی‌ آمد تا نزیل‌ ما شود و پیوسته‌ داوری‌ می‌کند. الا´ن‌ با تو از ایشان‌ بدتر کنیم‌.» پس‌ بر آن‌ مرد، یعنی‌ لوط‌، بشدت‌ هجوم‌ آورده‌، نزدیک‌ آمدند تا در را بشکنند.
10  آنگاه‌ آن‌ دو مرد، دست‌ خود را پیش‌ آورده‌، لوط‌ را نزد خود به‌ خانه‌ درآوردند و در را بستند.
11  اما آن‌ اشخاصی‌ را که‌ به‌ در خانه‌ بودند، از خُرد و بزرگ‌، به‌ کوری‌ مبتلا کردند، که‌ از جُستنِ در، خویشتن‌ را خسته‌ ساختند.
12  و آن‌ دو مرد به‌ لوط‌ گفتند: «آیا کسی‌ دیگر دراینجا داری‌؟ دامادان‌ و پسران‌ و دختران‌ خود و هر که‌ را در شهر داری‌، از این‌ مکان‌ بیرون‌ آور،
13  زیرا که‌ ما این‌ مکان‌ را هلاک‌ خواهیم‌ ساخت‌، چونکه‌ فریاد شدید ایشان‌ به‌ حضور خداوند رسیده‌ و خداوند ما را فرستاده‌ است‌ تا آن‌ را هلاک‌ کنیم‌.»
14  پس‌ لوط‌ بیرون‌ رفته‌، با دامادان‌ خود که‌ دختران‌ او را گرفتند، مکالمه‌ کرده‌، گفت‌: «برخیزید و از این‌ مکان‌ بیرون‌ شوید، زیرا خداوند این‌ شهر را هلاک‌ می‌کند.» اما بنظر دامادان‌ مسخره‌ آمد.
15  و هنگام‌ طلوع‌ فجر، آن‌ دو فرشته‌، لوط‌ راشتابانیده‌، گفتند: «برخیز و زن‌ خود را با این‌ دو دختر که‌ حاضرند بردار، مبادا در گناه‌ شهر هلاک‌ شوی‌.»
16  و چون‌ تأخیر می‌نمود، آن‌ مردان‌، دست‌ او و دست‌ زنش‌ و دست‌ هر دو دخترش‌ را گرفتند، چونکه‌ خداوند بر وی‌ شفقت‌ نمود و او را بیرون‌ آورده‌، در خارج‌ شهر گذاشتند.
17  و واقع‌ شد چون‌ ایشان‌ج را بیرون‌ آورده‌ بودند که‌ یکی‌ به‌ وی‌ گفت‌: «جان‌ خود را دریاب‌ و از عقب‌ منگر، و در تمام‌ وادی‌ مَایست‌، بلکه‌ به‌ کوه‌ بگریز، مبادا هلاک‌ شوی‌.»
18  لوط‌ بدیشان‌ گفت‌: «ای‌ آقا چنین‌ مباد!
19  همانا بنده‌ات‌ در نظرت‌ التفات‌ یافته‌ است‌ و احسانی‌ عظیم‌ به‌ من‌ کردی‌ که‌ جانم‌ را رستگار ساختی‌، و من‌ قدرت‌ آن‌ ندارم‌ که‌ به‌ کوه‌ فرار کنم‌، مبادا این‌ بلا مرا فرو گیرد و بمیرم‌.
20  اینک‌ این‌ شهر نزدیک‌ است‌ تا بدان‌ فرار کنم‌، و نیز صغیر است‌. اِذن‌ بده‌ تا بدان‌ فرار کنم‌. آیا صغیر نیست‌، تا جانم‌ زنده‌ ماند.»
21  بدو گفت‌: «اینک‌ در این‌ امر نیز تو را اجابت‌ فرمودم‌، تا شهری‌ را که‌ سفارش‌ آن‌ را نمودی‌، واژگون‌ نسازم‌.
22  بدان‌ جا بزودی‌ فرار کن‌، زیرا که‌ تا تو بدانجا نرسی‌، هیچ‌ نمی‌توانم‌ کرد.» از این‌ سبب‌ آن‌ شهر مسمّی‌ به‌ صوغر شد.
23  و چون‌ آفتاب‌ بر زمین‌ طلوع‌ کرد، لوط‌ به‌ صُوغر داخل‌ شد.
24  آنگاه‌ خداوند بر سدوم‌ و عموره‌، گوگرد و آتش‌، از حضور خداوند از آسمان‌ بارانید.
25  و آن‌ شهرها، و تمام‌ وادی‌، و جمیع‌ سکنۀ شهرها و نباتات‌ زمین‌ را واژگون‌ ساخت‌.
26  اما زن‌ او، از عقب‌ خود نگریسته‌، ستونی‌ از نمک‌ گردید.
27  بامدادان‌، ابراهیم‌ برخاست‌ و به‌ سوی‌ آن‌مکانی‌ که‌ در آن‌ به‌ حضور خداوند ایستاده‌ بود، رفت‌.
28  و چون‌ به‌ سوی‌ سدوم‌ و عموره‌، و تمام‌ زمین‌ وادی‌ نظر انداخت‌، دید که‌ اینک‌ دود آن‌ زمین‌، چون‌ دود کوره‌ بالا می‌رود.
29  و هنگامی‌ که‌ خدا شهرهای‌ وادی‌ را هلاک‌ کرد، خدا ابراهیم‌ را به‌ یاد آورد، و لوط‌ را از آن‌ انقلاب‌ بیرون‌ آورد، چون‌ آن‌ شهرهایی‌ را که‌ لوط‌ در آنها ساکن‌ بود، واژگون‌ ساخت‌.
30  و لوط‌ از صوغر برآمد و با دو دختر خود در کوه‌ ساکن‌ شد زیرا ترسید که‌ در صوغر بماند. پس‌ با دو دختر خود در مَغاره‌ سُکْنی‌ گرفت‌.
سفر پیدایش تورات

قرآن چه می گوید؟
قرآن از مکان شهر بلا سخن نمی گوید و لی در آیه ای می گوید که این شهر در کنار شاهراهی قراردارد و آثار آن باقی است.
"آن شهر را زیر و زبر کردیم و بر آنان سنگهایى از سنگ گل باراندیم (۷۴)
به یقین در این [کیفر] براى هوشیاران عبرتهاست (۷۵)
و آثار آن شهر هنوز بر سر راهى پا برجاست" (۷۶)
سوره حجر

از بررسی آ یات قران مشخص می شود که قوم لوط تنها به عمل لو اط بر اساس رضایت طرفین بسنده نمی کردند بلکه آنان بشدت اهل تجاوز به مردان بودند. و این از کتاب تورات و قران هردو بر می آید که پیر و جوانشان وقتی فهمیدند مردان جوانی به خانه لوط در آمده که ناشناس بودند به خانه او هجوم آورده و تصمیم داشتند بزور آنان را از خانه بیرون کشند و با آنان لو اط کنند.


یاد کن لوط را هنگامى که به قوم خود گفت شما به کارى زشت مى پردازید که هیچ یک از مردم زمین در آن [کار] بر شما پیشى نگرفته است (۲۸)

آیا شما با مردها درمى ‏آمیزید و راه را قطع مى کنید و در محافل خود پلیدکارى مى کنید و پاسخ قومش جز این نبود که گفتند اگر راست مى گویى عذاب خدا را براى ما بیاور (۲۹)
سوره عنکبوت


این دو آیه نیز بطور ضمنی گویای این مطلبند که قوم لوط محفلی داشتند که علاوه بر لواط،  تجاوز نیز می کردند. چون لوط به آنان می گوید شما دست به کار ناشایستی می زنید که قبل از شما کسی آنرا انجام نداده است. این کار که با اصطلاح " راه راقطع" می کنید مسخص شده  بیشتر با تجاوز و بزور لواط کردن تطابق پیدا می کند. والا قبل از قوم لوط هم جنس بازی و لو اط در میان اقوام دیگر نیز وجود داشته بود.


ادامه دارد


سوره شعراء : قوم نابود شده ثمود در عربستان

سوره شعراء چهل و هفتمین سوره بر حسب نزول
محل نزول شهر مکه
قوم نابود شده ثمود

آیات ۱۴۱ الی ۱۵۹

قوم ثمود نیز رسولان خدا را تکذیب کردند. (۱۴۱)
هنگامی که مهربان برادرشان صالح به آن‌ها گفت: آیا متّقی و خدا ترس نمی‏شوید؟ (۱۴۲)
 من برای شما پیغمبری بسیار امین (و خیر خواه) هستم. (۱۴۳)
پس از خدا بترسید و راه طاعت من پیش گیرید. (۱۴۴)
 و من اجری از شما برای رسالت نمی‏خواهم و چشم پاداش جز به خدای عالم ندارم. (۱۴۵)
 آیا (تصور می کنید که تا ابد) ایمن از مرگ در این ناز و نعمت دنیا خواهید ماند؟ (۱۴۶)
گمان دارید) در این باغ‌های باصفا و چشمه های آب گوارا، (۱۴۷)
 و مزارع و کشتزار و نخل و آن شکوفه های لطیف و زیبایش (همیشه زندهاید)؟ (۱۴۸)
  خیال می‏کنید دائم در این عماراتی که در کوهستان (و ییلاقات) با کمال دقت بنا کرده اید به آسایش تعیش می کنید؟ (۱۴۹)
پس از خدا بترسید و راه اطاعت من پیش گیرید. (۱۵۰)
و از رفتار رؤسای مسرف و ستمگر پیروی نکنید. (۱۵۱)
که آن مردم در زمین همه گونه فساد می‏کنند و هیچ‌گونه به اصلاح (حال خلق) نمی‏پردازند. (۱۵۲)

برروی آدرس  زیر کلیک نموده ویا کپی پیست نمایید تا فیلم مستند و گزارش مربوطه را از بقایای این مکان نابود شده ملاحظه نمایید،

 https://m.youtube.com/watch?v=wzzjdSbN3_0


 گزارش مستتد از مداین صالح محل زندگی قوم ثمود


گزارش دایره المعارف بر یتانیا
Thamūd
ancient Arabian tribe

WRITTEN BY
The Editors of Encyclopaedia Britannica

Encyclopaedia Britannica's editors oversee subject areas in which they have extensive knowledge, whether from years of experience gained by working on that content or via study for an advanced degree....

See Article History

Thamūd, in ancient Arabia, tribe or group of tribes that seem to have been prominent from about the 4th century BC to the first half of the 7th century AD. Although the Thamūd probably originated in southern Arabia, a large group apparently moved northward at an early date, traditionally settling on the slopes of Mount Athlab. Recent archaeological work has revealed numerous Thamūdic rock writings and pictures not only on Mount Athlab but also throughout central Arabia.
ancient Thamud houseAncient Thamud house carved in a mountain, Saudi Arabia.Shihab20

بقیه آیات
قوم صالح گفتند: به یقین تو را سحر کردهاند (که دعوی نبوت می‏کنی ). (۱۵۳)
 (و گرنه) تو هم مثل ما بشری بیش نیستی، اگر راست می گویی معجزی بیاور. (۱۵۴)
 صالح گفت: این ناقه (معجزه من) است، آب نهر را روزی ناقه بنوشد و روزی شما بنوشید. (۱۵۵)
و هرگز سوء قصدی بر ناقه مکنید که به عذاب روزی بزرگ و سخت گرفتار خواهید شد. (۱۵۶)
قوم صالح ناقه را پی کردند، سپس از کار خود پشیمان شدند. (۱۵۷)
آن‌گاه عذاب موعود آنان را درگرفت (و هلاک گردیدند). همانا در هلاک این قوم آیت عبرتی (برای دیگران) بود، و اکثر آن‌ها ایمان نیاوردند. (۱۵۸)
و همانا خدای تو بسیار مقتدر و مهربان است. (۱۵۹)

شرح
ثَمود  قومی از مردمان شبه جزیره عربستان  بودند که در هزاره قبل از میلاد تا زمان بعثت حضرت محمد(ص) در عربستان زندگی می‌کردند. برخی تاریخ‌دانان خاستگاه مردم ثمود را جنوب شبه جزیره عربستان دانسته اتد ولی روایت‌های سنتی عربی حکایت از آن دارند که ثمودی‌ها به سوی شمال کوچیده و در دامنه‌های کوه اثلب در نزدیکی مداین صالح (حجر) نشیمن گزیدند.
اخیرا سنگ‌نگاره‌ها و سنگ‌نوشته‌های بسیاری از ثمودیان در کوه اَثلَب و دیگر نقاط شبه جزیره عربستان یافت شده‌است.
در داستان‌های قرآن گفته شده که قوم ثمود به وسیله عذاب الهی از میان رفته‌است.(قرآن وقتی این مطالب را در صدر اسلام بیان می کرد نه کسی می دانست مدائن صالح و مسکن قوم ثمود کجاست و نه می دانستند چه بر سر آنها امده است.)

کتیبه سارگون

کتیبه سارگون دوم، پادشاه آشور، که در ۷۱۵ پیش از میلاد تهیه شده برای نخستین بار از این قوم نام برده (که این مطلب پس از خواندن کتیبه های قدیمی در یک صد و پنجاه سال اخیر معلوم شده ) و آن‌ها را در میان مردمان شرق و مرکز شبه جزیره عربستان برمی شمارد که تحت فرمانبری آشوریان بوده‌اند. این قوم از مدت‌ها پیشتر در آن سرزمین می زیسته‌اند.
آنان قومی بزرگ بودند ولی علی‌رغم عمر درازی که در تاریخ داشتند ، هرگز نتوانستند دولت قدرتمندی به وجود آورند و پیوسته به صورت قوم‌های پراکنده یا احیاناً شهرنشین روزگار می‌گذراندند تا سرانجام نابود شدند، یا در دیگر اقوام آمیخته و نامشان از یادها برفت.
تمدن ثمودی تحت تأثیر مستقیم نبطیان بود، چنان که پنداری ایشان چیزی عمده از خود نداشتند. خط و زبان نبطی در میان ثمودیان رواج داشت که حتی پس از انقراض آنان باز ثمودیان برخی آثار خود را به آن خط و زبان تهیه می‌کردند. مثلاً نوشته‌های معبد رَوَافه که حدود یک قرن پس از میلاد توسط ثمود بنا شد به دو زبان نبطی و یونانی است .

منابع اسلامی
"قوم ثمود در سرزمین «الحجر» در نزدیکی وادی القری که میان حجاز و شام است زندگی می‌کردند.
بخاری و مسلم به نقل از عبدالله بن عمر روایت کرده‌اند که او گفت: آنگاه که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله گروهی از مسلمانان را در سرزمین تبوک فرود آورد، آنان را به منطقه «الحجر» برد تا خانه‌های (سنگی) ثمودیان را نشانشان دهد. همراهان پیامبر صلی الله علیه و آله از چاه‌های آبی که قوم ثمود در گذشته‌های دور از آنها می‌نوشیدند، خود را سیراب کردند و از همان آب (برای پختن نان) خمیر فراهم ساختند و دیگ و پایه برپا کردند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله تا متوجه شد که چنین کردند، فرمان داد که آب درون دیگ‌ها را به روی زمین بریزند و خمیر را نیز خوراک شتران کنند. سپس به راه خود ادامه می‌دادند تا این که رسول خدا صلی الله علیه و آله آنان را به نزدیک همان چشمه یا چاه آبی رساند که ناقه صالح از آب آن می‌نوشید. در این هنگام پیامبر، همراهانش را از وارد شدن به اقامتگاه قومی که به عذاب و قهر الهی گرفتار آمدند، بازداشت و فرمود: بیم آن دارم که شما نیز مانند آنان گرفتار (عذاب الهی) شوید؛ پس به اقامتگاه آنان درنیایید».

این گزارش عبدالله بن عمر - که حدیث شناسان آن را از جمله روایات صحیح دانسته‌اند - دو مشخصه و ویژگی سکونتگاه ثمودیان را روشن می‌سازد: یکی این که محل اقامت آنان همان سرزمین «الحجر» است و در قرآن نیز آمده است. دیگر آن که حدود جغرافیایی سرزمین «الحجر» در میانه راه مدینه و تبوک قرار دارد. همچنین در این گزارش مشخص شده است آبی که ناقه صالح علیه السلام از آن می‌نوشید، در طول سالیان دراز هرگز خشک نشد و حتی در عصر پیامبر نیز دارای آب بوده که ایشان به همراهانش اجازه داده است تنها از آب آن بنوشند و استفاده دیگری نبرند.

علامه شعرانی دانشمند نابغه  نیز در کتاب نثر طوبی می گوید:

...در نزدیک مدینه در راه شام محلی است که آن را مدائن صالح گویند نزدیک وادی القری به فاصله یک روز راه و از خیبر تا وادی القری به اندازه فاصله مدینه است تا خیبر در عرض شمالی 27 درجه و نیم تقریباً... و جرجی زیدان در کتاب العرب قبل الاسلام تصویر بنائی آورده است به نام قصر البنت و در سفر نامه حج خدیو مصر عباس حلمی به مکه معظمه هم این تصویر آمده است و در آنجا گویند خدیو یکی از مستشرقان فرنگی را فرستاد تا آثار و خطوط آن ابنیه را به دقت تامل کند و به خط و زبان عربی ترجمه نماید او رفت چیز مهم نیافت.
در قرآن اشاره به این هست که عرب مساکن آنها را می شناختند «وَعَادًا وَثَمُودَ وَقَدْ تَبَیَّنَ لَکُمْ مِنْ مَسَاکِنِهِمْ» (سوره عنکبوت/آیه38). جرجی زیدان بعض نوشته های انجا را به خط آرامی نقل کرده است و ترجمه آن را آورده ودر باره وقف مقبره است بر واقف و اولاد و کسان او ولعن آنکه وقف را تغییر دهد. اما بر حسب تقریر وی این کتابت بسیار قدیم نیست بلکه مقارن میلاد حضرت مسیح یا پس از آن است و نیز به اتفاق نسابین عرب عاد و ثمود و طسم و جدیس از عرب عاربه هستند که اصل زبان عربی از آنها گرفته شده و دیگران عرب مستعربه که زبان عربی را از اینها آموختند مانند فرزندان حضرت اسماعیل و عرب حجاز.[۵]

قوم ثمود در قرآن
نام ثمود 26 بار در قرآن آمده است. این قوم مردمی بت‌پرست و جانشیان قوم عاد بوده‌اند:«وَاذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ عَادٍ وَبَوَّأَکُمْ فِی الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهَا قُصُورًا وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُیُوتًا»؛  و به خاطر بیاورید که شما را جانشینان قوم عاد قرار داد و در زمین مستقر ساخت که در دشتهایش مقرها برای خود بنا ‌کنید و در کوهها برای خود خانه‌ها می‌تراشید.

دوبار نیز با عنوان «قوم صالح» و «اصحاب الحجر» از قوم ثمود یاد شده است. به اعتقاد شمارى ازمفسران، عنوان «پیشینیان» (الاولین) در برخى آیات به قوم ثمود نیز اشاره دارد. البته یادکرد ثمود به عنوان یکى از مصادیق اقوام نخستین، از سیاق آیه 59 اسراء/17 به روشنى دریافت مى شود. این معنا مؤید روایى نیز دارد؛ بر اساس روایتى از رسول خدا صلى الله علیه و آله کشنده ناقه صالح علیه السلام ، «أشقى الأولین» یعنى شقى ترین فرد پیشینیان خوانده شده است. این روایت ذیل آیه 12 شمس/91 مورد توجه مفسران قرار گرفته است.


ح.ف

سوره شعراء :تمدن گمشده عاد چگونه از دل خاک بیرون اورده شد؟

سوره شعراء چهل و هفتمین سوره بر حسب نزول

آیات ۱۲۲ الی ۱۴۰

"تمدن گمشده قوم عاد پس از قرنها از دل خاک بیرون اورده شد.
قوم عاد نیز رسولان خدا را تکذیب کردند. (۱۲۳)
هنگامی که مهربان برادرشان هود به آن‌ها گفت: آیا متقی و خدا ترس نمی‏شوید؟ (۱۲۴)
 من برای شما پیغمبری بسیار (خیر خواه و) امینم. (۱۲۵)
 پس از خدا بترسید و راه اطاعت من پیش گیرید. (۱۲۶)
 و من از شما اجری برای رسالت نمی‏خواهم و چشم پاداش جز به خدای عالم ندارم. (۱۲۷)
 آیا بنا می‏کنید به هر سرزمین مرتفع عمارت و کاخ برای آن‌که به بازی عالم سرگرم شوید (و از یاد خدا غافل مانید)؟ (۱۲۸)
و عمارت‌های محکم بنا می‏کنید به امید آن‌که در آن عمارات عمر ابد کنید؟ (۱۲۹)
و چون (به ظلم و بیداد خلق) دست گشایید کمال قساوت و خشم کار بندید؟ (۱۳۰)
پس از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید. (۱۳۱)
و بترسید از آن خدایی که شما را به آن‌چه خود می‏دانید مدد و قوت بخشید. (۱۳۲)
 مدد بخشید شما را به خلق چهارپایان و فرزندان. (۱۳۳)
و نیز مدد بخشید شما را به ایجاد باغ‌ها و چشمه‏های آب. (۱۳۴)
همانا من از عذاب روز بزرگ قیامت بر شما می‏ترسم. (۱۳۵)
 گفتند: تو این همه وعظ و نصیحت کنی یا هیچ نکنی به حال ما یکسان است. (۱۳۶)
 این (مسأله حیات و موت کار طبیعت و خوی جهان و) سرنوشت همه‌ی پیشینیان است. (۱۳۷)
 و ما هرگز (پس از مرگ دیگر زنده نمی‏شویم و هرگز قیامت و ثواب و) عقابی نخواهیم داشت. (۱۳۸)
الغرض، رسول حق را تکذیب کردند و ما هم آنان را هلاک گردانیدیم، همانا در این (هلاک قوم عاد) آیت عبرتی است، و بیشتر آن‌ها ایمان نیاوردند. (۱۳۹)
و همانا خدای تو بسیار مقتدر و مهربان است. (۱۴۰)


شرح
علت نابودی قوم عاد در آیه ۱۳۰ این سوره بیرحمی و قساوت و ظلم و بیداد گری بوده است. ویژگی بزرگ تمدن آنان ساختن ساختمانهای بلند بر روی سرزمین  های مرتفع و ایجاد برجهای بلند بوده است ! البته با توجه بوجود همین بر جهای بلند و آدرسی که قرآن داده بود گروه امریکایی نیکلاس کلاپ و دکتر زرین موفق شدند پس از دو یا سه  هزار سال ساختمانها و البته گنجهای مدفون شده تمدن قوم عاد را از دل خاک بیرون بیاورند.
تاریخ
قوم عاد در سرزمین احقاف زندگی می‌کردند و مشهور به ساکنان ارم بودند. داستان زندگی این قوم تنها در قرآن کریم آمده است و در کتب آسمانی گذشته از آن خبری نیست؛ از این‌رو، تا سال‌ها گمان می‌کردند که سرگذشت قوم عاد افسانه‌ای بیش نیست و برخی معتقد بودند پیامبر آن را از افسانه بطلمیوسی گرفته است. 

امروزه محققان به اطلاعات مفیدی در این باره دست یافته‌اند که اعجاز قرآن را به اثبات می‌رساند و نشان می‌دهد که آنچه در قرآن آمده، مطابق حقیقت و حکایت از واقعیت دارد. پس از سال‌ها تحقیق و بررسی، سرانجام آثار به جا مانده از سرزمین قوم عاد، توسط گروه تحقیقاتی نیکلاس کلاب، دانشمند اروپایی، با استفاده از آیات قرآن در عمان کشف شد. یافته‌های باستان‌شناسان و اکتشافات اخیر با آنچه در قرآن کریم آمده است، مطابقت کامل دارد. اکتشافاتی همچون کشف برج‌های بلند، باقی ماندن خانه‌های قوم عاد، کشف محل سکونت قوم عاد، و مدفون شدن سرزمین عاد در زیر لایه‌های شنی و رملی. از مواردی است که در نوشتار حاضر مورد بررسی قرار گرفته است.


بر ترام توماس انگلیسی
نخستین کسی که بطور جدی به عمان و یمن بر ای یافتن شهر گمشده عاد و بهشت گمشده یا ارم عاد دست بکار شد یک انگلیسی لجوج و سرخت بود که سالها در منطقه بسر برد با بدویان محلی دوست شد و تو انست جاده ای را که در دل بیابان به سرزمین نابود شده عاد می رسید پیدا کند.


ولی توماس بعلت بیماری نتولنست را ه را ادامه دهد و بعد ها دست نوشته های او به دست یک مستند ساز هالیودی بنام نیکلاس کلاپ رسید و بیشترین و مهمترین مدرک او گزارش قرآن بود و یک نقشه از دوران بطلمیوس یونانی .
نیکلاس کلاپ مدتها بدنبال یافتن مدارک بود و سر انجام از ناسا در خوایت کمک کرد . آنها قبول کردند و فضای پیمای شاتل در یکی از ماموریت های خود از منطقه قدیمی احقاف در سرزمین های عربی نقشه برداری نمود و این نقشه در مرکز بزرگ نمایی ناسا مورد بررسی قرار گرفت و سرانجام راه گمشده به اوبار، یا شهر ارم ، و یا سرزمین بر جهای عاد و یا ارم ذات العماد طبق انچه که می گوید مشخص گردید.

با کپی پیست می توانید مصاحبه با دکتر زرین و نقشه ناسا از این منطقه را مشاهده کنید.

https://photojournal.jpl.nasa.gov/catalog/PIA01302

https://www.pbs.org/wgbh/nova/ubar/zarins/

اشکانیان نیز د زمان وقوع بلا در منطقه عاد حضور داشتند.

NOVA: Does this means the Ubarites were Parthian?

JZ: No, it just mean that the Parthians were one of their clients. The Parthians were contemporaries of the Ubarites and dominated what is today northern Oman from across Mesopotamia and Iran—and they also exerted some influence on northwest India, as well. We were surprised to find this Parthian pottery at the Shisur site because, originally, we thought that the Ubarites would be allied with the West. But upon excavation, it looks like most of the pottery wares have an eastern orientation.

NOVA: What's the significance of this?

JZ: Traditionally speaking, most people think of the Roman and Greek influence as coming from the south Arabian city states. And this western influence is what's been assumed to have controlled the incense trade, because the west is where most of our historical sources come from. But when we got down to the nitty gritty and actually excavated and surveyed, we discovered that assumption was erroneous. You kind of have to see Arabia as a buffer zone—half of Arabia belongs to the west and half of Arabia belongs to the east. And, in fact, Mesopotamia goes right ،down the middle. The Romans never conquered the Parthians, and so