بر شیطان لعنت!
"بگو که من رسولی انذار کننده بیش نیستم و جز خدای فرد قهّار خدایی نیست. (۶۵)
آفرینندهی آسمانها و زمین و هر چه بین آنهاست، همان خدای مقتدر و بسیار آمرزنده. (۶۶)
بگو آن چه من آورده ام خبری بزرگ عالم است. (۶۷)
و شما از شنیدن آن خبر بزرگ ردی بر میگردانید. (۶۸)
و مرا از جر وبحث فرشتگان عالم بالا علمی و آگاهی نبود. (۶۹)
و به من وحی نمیرسد مگر برای این که من با بیان روشن و آشکار بترسانم. (۷۰)"
سپس خداوند مختصر و مفید داستان آن روز را می دهد که انسان خلق شد و ماجراها از همان روز آغاز شد.
"داستان خلقت و چرا شیطان لعنت شد؟
"(یاد کن) هنگامی که خدایت به فرشتگان گفت که من بشری از گل خواهم آفرید. (۷۱)
پس آن گاه که او را به خلقت کامل بیاراستم و از روح خود در او بدمیدم بر او به سجده در افتید. (۷۲)
پس تمام فرشتگان بدون استثنا سجده کردند. (۷۳)"
سوره ص
شرح
کلاس در س شیطان
"یک ویژگی شیطان را ملعون ازل و ابد ساخت و آن تکبر بود .
و همه شیطنت های انسان برروی کره زمین که باعث جنایت های جزئی و کلی می شود و انسانهای بیشمار که هیچ حتی موجودات غیر انسانی را مورد هجوم قرار می دهد همین تکبر است.
در حقیقت در خیلی از موارد خو دبشر قربانی تکبر است.
حال یا متکبر و قلدر و زور گویی او را می کشد و نابود می سازد و بی خانمان می کند ،
و یا که انسانی قلدری کرده و تکبر کرده و ظلم کرده بناچار دیگران رقم مرگ بر او می کشند.
به هر حال انسان در تکبر شاگرد کلاس شیطان است و جا بر جای پای او می گذارد."
آنگاه خداوند با وحی خویش بر پیامبر از لحظاتی سخن می گوید که پس از خلقت انسان آنهم بدست خود خداوند شیطان پرچم طغیان برداشت. و خدا نیز او را از باشگاه فرشتگان اخراج کرد"
"بجز شیطان که غرور و تکبر ورزید و از زمرهی کافران گردید. (۷۴)
خدا به شیطان فرمود: ای ابلیس، چه چیز مانع شد که به موجودی که من با دو دست خود آفریدم سجده نکنی؟
آیا تکبر و نخوت کردی یا از فرشتگان بلند رتبهی عالم قدس اعلا بودی ؟ (۷۵)
شیطان گفت: من از او بهترم، که مرا از آتش و او را از گل خلقت کردهای. (۷۶)
خدا فرمود اینک از این جایگاه بیرون رو که تو سخت رانده درگاه ما شدی. (۷۷)
لعنت من بر تو تا روز قیامت حتمی و محقّق است. (۷۸)
شیطان عرض کرد: پروردگارا، پس مهلتم ده که تا روز قیامت زنده مانم. (۷۹)
خدا فرمود: از مهلت یافتگانت قرار دادیم. (۸۰)
تا روز معین و وقت معلوم . (۸۱)
شیطان گفت: به عزّت و جلال تو قسم که خلق را تمام گمراه خواهم کرد. (۸۲)
مگر خاصان از بندگانت را که دل از غیر بریدند و برای تو خالص شدند. (۸۳)
وسر انجام کار به جایی رسید که خداوند هم قسم خورد ، آنهم به حق و حقیقت و گفت :
" به حق سوگند !و کلام من حق و حقیقت است. (۸۴)
که جهنم را از تو و پیروانت و از آنان(کسانی که از تو پیروی کنند) تمام پر خواهم کرد. (۸۵)
(ای رسول ) بگو: من مزد رسالت از شما نمیخواهم و من چیزی از خود نمی گویم تا آنر به خدا نسبت دهم. (۸۶)
این قرآنچپیزی جز اندرز و پند برای اهل عالم نیست . (۸۷)
و شما منکران پس از چندی از حقیقت این موضوع به خوبی آگاه میشوید. (۸۸)