سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر
سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر

علم غیب ؛ یا علم لدنی و یا هیچ کدام؟(۱)

هم اکنون و در این روزگار در هم آشفته و در زمان حمله های پر زحمت مخالفان دین اسلام که در تاریخ یک دین کم سابقه بوده است، حتی در این زمان پر مخاطره نیز متخصصان شیعه و سنی فارغ از حملات دشمنان بشدت در حال محکوم کردن یکدیگرند.

 صورت واقعه ای که مخالفتها و نزاع‌ها بر اساس آن‌صورت می گیرد این است که گروهی از علما و متخصصان شیعه که اندک هم نیستند براین باورند که پیامبر و امامان علم غیب دارند و طیف عظیمی از علما و متخصصان اهل سنت بشدت با این طرز فکر مخالفند و بر این باورند که طبق آیات قرآن علم غیب فقط متعلق به خداوند است.


در این منازعات دو نکته مهم که بر خاسته از متن قرآن هستند مورد توجه قرار نمی گیرند و شاید همین دو موضوع بتوانند مناقشات بین سنیان و شیعیان را تخفیف دهند.

نخستین موضوع  یک فرا آگاهی الهی و غیبی است که خداوند در قرآن بدان اشاره دارد و زمانی که خداوند اراده کند آن علم در اختیار کسی قرار می گیرد که خدایش اهلیت و شایستگی این دانایی را در او می بیند :

علم لدنی

قرآن در آیه 65 سوره کهف زمانی که گزارش مسافرت موسی پیامبر و مصاحب او را می دهد که طی آن مسافرت، موسی با یکی از اولیا الهی ملاقات می کند و طالب همسفری و همگامی با او می گردد تا ازدانش آسمانی او بهره ببرد و آن مرد برگزیده به موسی هشدار می دهد که تاب توانایی و تحمل اسرار غیب را ندارد.

آیاتی از قرآن در سوره کهف به و ضوح می گویند که آن مرد بر گزیده که موسی به دیدارش نایل شد ه بود به تعبیر قرآن دارای علوم و دانشی بنام «علم لدنی »بوده که دیگران از داشتن آن محرومند و هر کس توانایی داشتن چنین علمی را ندارد.

گزارش قرآن چنین است‌:

فَوَجَدَا عَبْدًا مِنْ عِبَادِنَا آتَیْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا .وَعَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْمًا

آیه 65 سوره کهف

«پس بنده ای از بندگان ما را یافتند که او را از نزد خود رحمتی داده بودیم و از خود دانشی ویژه به او آموخته بودیم.»

و قتی بقیه گزارش قرآن را به دقت مورد بررسی قرار می دهیم متوجه می شویم که علم لدنی که به آن شخص عطا شده بود همان علم آگاهی از خبر هایی است که  خدا می داند و بندگان نمی دانند.  این علم مخفی اصطلاحا به سر القدر یعنی «رازهای تقدیرات الهی »معروف می باشند.

برای مثال ؛ همه می خواهند بدانند چرا طی حوادثی ناگهانی ، شخصی، گروهی و جمعیتی به بلا گرفتار می شوند و حتی نابود می شوند؟

چرا ناگهان تمدنی و ملتی از بین می روند؟

چرابرخی گنجی پنهان بدست می آورند و گروه زیادی فقط تا پایان عمر فقط بار چنین آرزویی را به دوش می کشند و علیرغم هر نوع کوشش وهیچ وقت به گنج نمی رسند؟

برحسب گزارش قرآن، مصاحب موسی یعنی همان شخص مورد عنایت پروردگار که موسی مدت کوتاهی در خدمت او بود از شمار قابل توجهی از این رازها باخبر بود و خداوند در آیه فوق الذکر تاکید می کند که آن انسان مورد توجه خدا این علم را از خدایش فرا گرفته بود.

اگر موسی را در آن روزگار و در آن زمان با آن برگزیده خدا مقایسه کنیم که دانشی بنام« علم لدنی »داشت و موسی آنرا نداشت، می توان موسی را ناآگاه از رازهای تقدیراتی دانست که در حقیقت همان اسرار غیب هستند.

به بیان دیگر ؛ آن مرد ناشناخته بر ما که نمی شناسیمش و نامش را نمی دانیم رازهایی می دانست که برای موسی در حکم اخبار غیبی و پنهانی بودند که همه در علم خدا هستندو مختص ذات خداوند بشمار می آیند .

 اما خداوند چنین تقدیر کرده بودتا آن مرد ممتاز و ناشناخته بر قدری از آن رازهای غیبی آگاهی یابد و‌موسی پیامبر از آنها چیزی نداند.

شاید اگر این علم لدنی بجای علم الغیب مورد بحث قرار گیرد از شدت مخالفت متخصصان سنی و شیعی کاسته شود و چه بسا بنیانی قرآنی و قابل تفسیر شکل گیرد.

ادامه دارد...