ادامه از نوشتار پیشین
-فهرست مطالبی که قران برای نخستین بار مطرح کرد(بخش سی ونهم)
سوره لقمان(بخش آخر)
آیا نمیبینی که چگونه کشتی به دریا به لطف و احسان خدا اسیر میکند تا به شما بعضی از آیات قدرتش را بنمایاند؟ همانا در این کار آیاتی است و البتّه بر هر شخص صبور و شکرگزار پدیدار است. (۳۱)
روانشناسی انسانهای نجات یافته!
و هر گاه که موجی مانند کوهها آنها را فرو گیرد در آن حال خدا را با عقیدهی پاک و اخلاص کامل در دین میخوانند و چون باز به ساحل نجاتشان رساند بعضی بر طاعت خدا باقی مانند و آیات ما را انکار نمیکند جز آن کس که غدّار و عهدشکن و کافر و ناسپاس است. (۳۲)
طلا در جهان دیگر بی ارش است
ای مردم، از خدا بترسید و بیندیشید از آن روزی که نه هیچ پدری طلاهایش به کار فرزند آید و نه هیچ فرزندی طلاها یش به کار پدر آید، البتّه وعدهی خدا حق و حتمی است، پس زنهار شما را زندگانی دنیا فریب ندهد و شیطان فریبنده شما را از (عقاب) خدا (به عفو و کرمش) سخت مغرور نگرداند. (۳۳)
پنج علمی که فقط خداوند از آن آگاه است
همانا علم ساعت (قیامت) نزد خداست و او باران را فرو بارد و او آنچه که در رحمهای آبستن است میداند و هیچ کس نمیداند که فردا چه خواهد کرد و هیچ کس نمیداند که به کدام سرزمین مرگش فرا میرسد (و به خاک میرود)، که تنها خدا دانا و آگاه است. (۳۴)
۳ موضوع
فهرست مطالبی که بر ای نخستین بار توسط قرآن منتشر شد
-سوره لقمان ۵۷ امین سوره برحسب تاریخ نزول
بنام خداوند بخشنده مهربان
الم . (۱)
این قران آیات کتاب حکیم است. (۲)
نیکوکاران کیستند،
که هدایت و رحمت است برای نیکوکاران عالم. (۳)
آنان که نماز به پا میدارند و زکات میدهند و به عالم آخرت کاملاً یقین دارند. (۴)
هم آنان از (لطف) پروردگار خویش به راه راستند و هم آنان رستگاران عالمند. (۵)
ودر مردمان کسی هست که گفتار و سخنان لغو و باطل را به هر وسیله تهیه میکند تا مردم به جهالت از راه خدا کشانده و گمراه سازد و آیات قرآن را به تمسخر و استهزا گیرد، این مردمان به عذاب، با خواری و ذلّت گرفتار می شوند. (۶)
و هر گاه بر او تلاوت آیات ما شود چنان با غرور و تکبّر پشت گرداند که گویی هیچ آن آیات الهی را نشنیده و پنداری از هر دو گوش کر است، این کس را به عذاب دردناک بشارت ده. (۷)
نیکوکاران کیستند؟
آنان که به خدا ایمان آوردند و به اعمال نیکو پرداختند باغهای پر نعمت مخصوص آنهاست. (۸)
که در آن بهشت ابد همیشگی خواهند بود، این وعدهی خدا محقّق و حتمی است، و او مقتدر و آگاه است. (۹)
آسمانها و کوه ها
خداوند آسمانها را بدون آنکه بر ستونی باشن که به حسّ مشاهده کنید خلق کرده و کوههای بزرگ را در زمین بنهاد تا زمین شما را نلرزاند و در روی زمین انواع مختلف حیوانات را منتشر و پراکنده ساخت، و هم از آسمان آب باران فرود آوردیم و به آن آب در روی زمین نباتات پرفایده برویانیدیم. (۱۰)
این همه آفریدهی خداست، حال شما بگویید آنان که به جز خدا هستند در جهان چه آفریده اند؟ بلکه ستمکاران دانسته در گمراهی آشکار هستند. (۱۱)
لقمان دارنده علم و حکمت
و ما به لقمان مقام حکمت عطا کردیم و او را گفتیم که خدا را شکر کن، و هر کس شکر حق گوید به نفع خود اوست و هر که ناسپاسی و کفران کند خدا بینیاز و ستوده صفات است. (۱۲)
لقمان: انکار خداوند ظلم بزرگ است
و وقتی که لقمان در مقام پند و موعظه به فرزندش گفت: ای پسر عزیزم، هرگز شرک به خدا نیاور که شرک بسیار ظلم بزرگی است. (۱۳)
مرا شکر کنید ، مادر خودرا شکر کنید! و پدر خود را شکر کنید!
و ما به هر انسانی سفارش کردیم که در حقّ پدر و مادر خود نیکی کن خصوص مادر که چون بار حمل فرزند برداشته و تا مدّت دو سال که طفل را از شیر باز گرفته بر رنج و ناتوانیش افزوده است، شکر من و شکر پدر و مادرت بهجای آور، که بازگشت به سوی من خواهد بود. (۱۴)
اگر پدر و مادر ت به اخدا اعتقاد ندارند
و اگر پدر و مادر تو را بر شرک به خدا که آن را به حق نمیدانی وادار کنند در این صورت دیگر آنها را اطاعت مکن و لیک در دنیا با آنها به حسن خلق مصاحبت کن و از راه آن کس که به درگاه من رجوع و انابه اش بسیار است پیروی کن، که رجوع شما به سوی من است و من شما را به پاداش اعمالتان آگه خواهم ساخت. (۱۵)
خدا همه اعمال خوب و بد را در نظر می گیرد
ای فرزندم، خدا اعمال بد و خوب خلق را گر چه به مقدار خردلی در میان سنگی یا در آسمانها یا زمین پنهان باشد همه را میآورد، که خدا توانا و آگاه است. (۱۶)
نماز و عزم ثابت
ای فرزند عزیزم، نماز را به پا دار و امر به معروف و نهی از منکر کن و هر آزار بینی صبر پیش گیر، که این نشانهای از عزم ثابت در امور عالم است. (۱۷)
با مردم تکبر مکن!
و هرگز به تکبّر و ناز از مردم رخ متاب و در زمین با غرور و تبختر قدم بر مدار، که خدا هرگز مردم متکبر خودستا را دوست نمیدارد. (۱۸)
رفتاری میانه رو داشته باش!
و در رفتارت میانهروی اختیار کن و سخن آرام گو (نه با فریاد بلند) که زشتترین صداها صوت الاغ است. (۱۹)
موجودات در اسمان و زمین
آیا شما مردم به حسّ مشاهده نمیکنید که خدا انواع موجوداتی که در آسمانها و زمین است برای شما مسخّر کرده و نعمتهای ظاهر و باطن خود را برای شما فراوان فرموده؟ و برخی از مردم از روی جهل و گمراهی و بیخبری از کتاب روشن در خدای متعال مجادله میکنند. (۲۰)
و چون به این مردم گویند که بیایید از کتابی که خدا فرستاده پیروی کنید، جواب دهند ما تنها از طریقی که پدران خود را بر آن یافتهایم پیروی میکنیم. آیا هر چند آنان را شیطان به آتش دوزخ بخواند می خواهند این چنین باشند؟ (۲۱)
نیکو کار باش و روی به خدا آر! این دو ریسمان محکم نجات است.
و هر کس روی تسلیم و رضا به سوی خدا آرد و نکوکار باشد چنین کس به محکمترین رشتهی الهی چنگ زده است، پایان کارها به سوی خداست. (۲۲)
(ای رسول ما) تو از کفر هر که کافر شود محزون مباش، که رجوعشان به سوی ماست و ما آنان را سخت از (کردارشان آگه میسازیم، که همانا خدا از اسرار دلهای خلق هم آگاه است. (۲۳)
دنیا به آخرت نزدیک است
اندک زمانی آن کافران را برخوردار میسازیم آن گاه به عذاب سختشان به ناچار گرفتار خواهیم کرد. (۲۴)
و اگر از این کافران سؤال کنی آن کیست که آسمانها و زمین را آفریده؟ البتّه جواب دهند خداست. باز گو: پس ستایش خدای راست ،که اکثر آنها آگاه نیستند. (۲۵)
هر چه در آسمان و زمین است همه ملک خداست، که خدا ذاتش بینیاز و اوصافش همه پسندیده است. (۲۶)
اگر همه در ختان قلم شوند و آب هشت در یا مرکب ولی...
و اگر هر درخت روی زمین قلم شود و آب دریا به اضافهی هفت دریای دیگر مرکب گردد باز نگارش کلمات خدا ناتمام بماند، که همانا خدا را اقتدار بینهایت و حکمت بیپایان است. (۲۷)
خلقت و بعثت همهی شما جز مثل یک تن واحد نیست، که همانا خدا شنوا و بیناست. (۲۸)
خورشید و ماه در تسخیر اند و تا وقت معینی در گردش!
آیا (ای رسول) ندیدی که خدا شب را در روز و روز را در شب داخل کند و خورشید و ماه را مسخّر ساخته که هر یک تا وقت معینی گردش کنند؟ و خدا به هر چه میکنید آگاه است؟ (۲۹)
یکتایی و بی همتایی خدا نشانه نظم عالم است
این قدرت کامل بدین سبب است که خدای یکتا حقّ مطلق است و آنچه به جز او به خدایی میخوانند همه باطل محض است و تنها خدا ست بلندمرتبه و بزرگوار است. (۳۰)
ادامه از نوشتار پیشین
(لطفا نوشته پیشین در همین زمینه را مطالعه فرمایید)
اساسی ترین بنیان های قرانیلا اله الا الله
محمد رسول الله-پیش از اسلام و در دوران جاهلیت سرزمین حجاز که امروز به اشتباه عربستان سعودی نامیده می شود واژه " الله" نیز شناخته شده بود و معنی " خدا" را تداعی می کرد ولی این " الله" تنها نبود بلکه خدایان دیگر مانند لات و منات و عزی و هبل هم بودند که در کار او دخالت می کردند. اصلا هر خانواده هر قبیله بتی داشت و آن بت همه کاره بود. یعنی بیشتر توجه یک سکن سرزمین حجاز به همین بتها بود تا به "الله"! قرآن تمام آن بتهای ساختگی را از فضای حجازو ذهن مردمش و مردم کشورهای همجوارش زدود و " الله" که همان خدای خالق است بعنوان تنها منبع و سرچشمه خلق و تنها فرمانده جاوید کائنات جایگزین گردید.
این اصل در اسلا م با شعار :نیست خدایی بجز الله و محمد پیامبر او ست در ضمیر هر مسلمان جاودانه شد و بعنوان بنیادی ترین اصل قرآنی و اسلامی معرفی گردید.
هم چنین جملاتی مانند الله هی الکلمه العلیا ( الله برترین واژه) است و لا معبود الا الله و (هیچ معبودی جز الله نیست) بعنوان تاکید شعار لا اله الا الله ارائه گردید
انا لله و انا الیه راجعون
-ما همه برای خداییم و بسوی او باز می گردیم. این شعار که بخشی از آیه ۱۵۶ ام سوره بقره می باشد مسیر انسان را در دوران حیات و پس از مرگ و اصلا وابستگی حقیقی او را نشان می دهد: انسان برای خدا خلق شده و به سوی او باز می گردد.این شعار و توجیه به انسان می فهماند که او تنها نیست بلکه به عالیترین منبع قدرت وعظمت در عالم هستی و فوق عالم هستی تعلق دارد: او مال خداست و بسوی او می رود.لاشر یک له
-او را شریکى نیست و بر این دستور یافته ام و من نخستین مسلمانم-همان کس که فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست و فرزندى اختیار نکرده و براى او شریکى در فرمانروایى نبوده است و هر چیزى را آفریده و بدان گونه که درخور آن بوده اندازه گیرى کرده است.
ایه ۲ سوره فرقان
در این دو آیه بی شریک بودن خداوند و بویژه در آیه دوم فرمانروایی او بر عالم هستی و بدون فرزند بودنش و بی شریک بودنش و این که او آفر یدگار همه چیز است مورد تاکید قرار گرفته است
الله الرحمن الرحیم
خدا بخشایگر و مهربان استو ما خلقت الجن و الانس لیعبدون
-و جن و انس را نیافریدم جز براى آنکه مرا بپرستندادامه دارد
انجیل عهد عتیق باب ۱۱ سفر پیدایش
برج بابل
(۱-تمام جهان را یک زبان و یک لغت بود.
۲و واقع شد که چون از مشرق کوچ میکردند، همواریای در زمین شنعار یافتند و در آنجا سکنی گرفتند.
۳و به یکدیگر گفتند: «بیایید، خشتها بسازیم و آنها را خوب بپزیم.» و ایشان را آجر به جای سنگ بود، و قیر به جای گچ.
۴و گفتند: «بیایید شهری برای خود بنا نهیم، و برجی را که سرش به آسمان برسد، تا نامی برای خویشتن پیدا کنیم، مبادا بر روی تمام زمین پراکنده شویم.»
۵و خداوند نزول نمود تا شهر و برجی را که بنیآدم بنا میکردند، ملاحظه نماید.
۶و خداوند گفت: «همانا قوم یکی است و جمیع ایشان را یک زبان و این کار را شروع کردهاند، و الان هیچ کاری که قصد آن بکنند، از ایشان ممتنع نخواهد شد.
۷اکنون نازل شویم و زبان ایشان را در آنجا مشوش سازیم تا سخن یکدیگر را نفهمند.»
۸پس خداوند ایشان را از آنجا بر روی تمام زمین پراکنده ساخت و از بنای شهر باز ماندند.
۹از آن سبب آنجا را بابل نامیدند، زیرا که در آنجا خداوند لغت تمامی اهل جهان را مشوش ساخت. و خداوند ایشان را از آنجا بر روی تمام زمین پراکنده نمود.
نسل سام تا ابرام
۱۰این است پیدایش سام. چون سام صد ساله بود، اَرْفَکشاد را دو سال بعد از طوفان آورد.
۱۱و سام بعد از آوردن ارفکشاد، پانصد سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد.
۱۲و ارفکشاد سی و پنج سال بزیست و شالح را آورد.
۱۳و ارفکشاد بعد از آوردن شالح، چهار صد و سه سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد.
۱۴و شالح سی سال بزیست، و عابر را آورد.
۱۵و شالح بعد از آوردن عابر، چهارصد و سه سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد.
۱۶و عابر سی و چهار سال بزیست و فالج را آورد.
۱۷و عابر بعد از آوردن فالج، چهار صد و سی سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد.
۱۸و فالِج سی سال بزیست، و رَعُو را آورد.
۱۹و فالج بعد از آوردن رعو، دویست و نه سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد.
۲۰و رعو سی و دو سال بزیست، و سروج را آورد.
۲۱و رعو بعد از آوردن سَرُوْج، دویست و هفت سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد.
۲۲و سروج سی سال بزیست، و ناحور را آورد.
۲۳و سروج بعد از آوردن ناحور، دویست سال بزیست و پسران و دختران آورد.
۲۴و ناحور بیست و نه سال بزیست، و تارح را آورد.
۲۵و ناحور بعد از آوردن تارح، صد و نوزده سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد.
۲۶و تارح هفتاد سال بزیست، و اَبرام و ناحور و هاران را آورد.
۲۷و این است پیدایش تارح که تارح، ابرام و ناحور و هاران را آورد، و هاران، لوط را آورد.
۲۸و هاران پیش پدر خود، تارَح در زادبوم خویش در اورِ کلدانیان بمرد.
۲۹و ابرام و ناحور زنان برای خود گرفتند. زن ابرام را سارای نام بود. و زن ناحور را مِلکه نام بود، دختر هاران، پدر مِلکه و پدر یسکه.
۳۰اما سارای نازاد مانده، ولدی نیاورد.
۳۱پس تارح پسر خود ابرام، و نواده خود لوط، پسر هاران، و عروس خود سارای، زوجه پسرش ابرام را برداشته، با ایشان از اور کلدانیان بیرون شدند تا به ارض کنعان بروند، و به حران رسیده، در آنجا توقف نمودند.
۳۲و مدت زندگانی تارح، دویست و پنج سال بود، و تارح در حران مرد.
ادامه دارد
ادامه از نوشتار پیشین
-فهرست مطالبی که برای نخستین بار توسط قران مطرح شدند
-صافات پنجاه و ششمین سوره بر حسب تاریخ نزول بخش آخرسلام بر ال یس(۱۳۱
ما نیکوان را چنین پاداش نیکو میدهیم. (۱۳۱)
زیرا او از بندگان خاص با ایمان ما بود. (۱۳۲)
و لوط هم یکی از رسولان خدا بود. (۱۳۳)
وقتی که ما او و اهل بیتش همه را نجات دادیم. (۱۳۴)
به جز پیر زالی که در میان قومی که هلاک شدند باقی ماند. (۱۳۵)
پس دیگران که بدکار بودند همه را هلاک ساختیم. (۱۳۶)
محل زندگی و نابودی قوم لوط
و شما مردم صبحگاهان از محل زندگی آن قوم میگذرید . (۱۳۷)
و شامگاه نیز از همان محل عبور می کنید آیا عقل را بکار نمیبندید؟ (۱۳۸)
یونس پیامبری که مرد مش را نفرین کرد و آنان را ترکنمود
و یونس نیز یکی از رسولان بزرگ خدا بود. (۱۳۹)
آن گاه که به کشتی پرجمعیتی گریخت... (۱۴۰)
(زیرا به قومش وعدهی عذاب داد و آنها از دل توبه و انابه کردند و خدا رفع عذاب کرد. او به دریای روم گریخت تا نزد قوم خجل و شرمنده نرود کشتی به خطر افتاد و اهل کشتی معتقد شدند که خطاکاری در میان آنهاست، خواستند قرعه زنند تا خطاکار را به قرعه تعیین کرده و غرق کنند یونس خود قرعه زد و به نام خودش افتاد و او را در دریا فکندند)
واز مغلوبشدگان گردید. (۱۴۱)
یونس در شکم ماهی
و ماهی دریا او را به کام فرو برد و او در خور ملامت بود. (۱۴۲)
اگر یونس تسبیح خدا نمی کرد...
واگر او به ستایش و تسبیح خدا نپرداختی، (۱۴۳)
تا قیامت در شکم ماهی زیست کردی. (۱۴۴)
باز او را از بطن ماهی به صحرای خشکی افکندیم در حالی که بیمار و ناتوان بود. (۱۴۵)
و بر او درختی از کدو رویانیدیم . (۱۴۶)
و او را بر قومی بالغ بر صد هزار یا افزون فرستادیم. (۱۴۷)
و آن قوم چون ایمان آوردند ما هم تا هنگامی معین بهره مندشان گردانیدیم. (۱۴۸)
خدا پسر دارد یا دختر؟
پس تو از این بپرس که آیا خدا را فرزندان دختر است و آنان را پسر؟ (۱۴۹)
یا آنکه چون ما فرشتگان را خلق میکردیم آن جا حاضر بودند و دیدند که آنها را زن آفریدیم؟ (۱۵۰)
بدان که اینان بر خدا دروغی بسته و میگویند (۱۵۱)
خدا فرزند ندارد
خدا را فرزند میباشد. البته دروغ میگویند. (۱۵۲)
آیا خدا دختران را بر پسران برگزید؟ (۱۵۳)
شما جاهلانه حکم می کنید.
چرا چنین جاهلانه حکم میکنید؟ (۱۵۴)
آیا باز متذکر نمیشوید؟ (۱۵۵)
آیا دلیل روشنی دارید؟ (۱۵۶)
کتاب و برهانتان را بیاورید اگر راست میگویید. (۱۵۷)
و بین خدا و جنّ نسبت و خویشی برقرار کردند در صورتی که جنّیان میدانند که احضار خواهند شد. (۱۵۸)
خدا ذات پاکش از این اوصاف که (به او نسبت میدهند منزّه است (و همه شما مسئولید). (۱۵۹)
جز بندگان پاک برگزیده خدا. (۱۶۰)
که شما و معبودانتان، (۱۶۱)
ونتوانستید آنها را مفتون و گمراه کنید. (۱۶۲)
جز آن کس را که اهل دوزخ است. (۱۶۳)
زبان حال فرشتگان
فرشگان گویند: هیچ کس از ما فرشتگان نیست جز آنکه او را مقامی معین است. (۱۶۴)
و همه نیکو صف آراسته ایم. (۱۶۵)
و دایم به تسبیح و ستایش او مشغولیم. (۱۶۶)
کافران بدنیتل کتاب می گشاند ولی...
و همانا کافران میگفتند. (۱۶۷)
که اگر نزد ما کتابی از رسولان پیشین بود. (۱۶۸)
ما هم البته از بندگان برگزیده خدا میبودیم. (۱۶۹)
و به آن کافر شدند و به زودی خواهند دانست. (۱۷۰)
خدا:پیامبران پیروز خواهند شد چون ما تقدیر کر ه ایم
و همانا عهد ما دربارهی بندگانی که به رسالت فرستادیم سبقت گرفته است. (۱۷۱)
که البته آنها فتح و فیروزی یابند. (۱۷۲)
و همیشه سپاه الهی غالبند. (۱۷۳)
پس اینک روی از آنها بگردان تا به وقتی معین. (۱۷۴)
و آنها را به چشم ببین که آنها هم به زودی خواهند دید. (۱۷۵)
آیا کافران عذاب ما را با تعجیل میطلبند؟ (۱۷۶)
(بدانند که) چون عذاب قهر الهی پیرامون دیارشان فرود آید صبح بسیار بدی خواهند داشت. (۱۷۷)
اینک روی از آنها بگردان تا به وقتی معین. (۱۷۸)
و به چشم ببین که آنها هم به زودی خواهند دید. (۱۷۹)
پاک و منزه است پروردگار تو که خدایی مقتدر و بیهمتاست و از توصیف خلق مبرّاست. (۱۸۰)
و سلام و تحیت الهی بر رسولان گرامی او باد. (۱۸۱)
پپو ستایش مخصوص خداست که آفرینندهی جهانها و جهانیان است. (۱۸۲)
۷ موضو ع