سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر
سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر

کتابهای مقدس (قرآن)فهرست مطالبی که برای نخستین بار توسط قرآن مطرح شد: بخش چهل و دوم - سوره زمر بخش دوم


ادامه از نوشتار پیشین

-فهرست مطالبی که برای نخستین بار توسط قرآن مطرح شد: بخش چهل و دوم

- سوره زمر بخش دوم

فقط صاحبان عقل و خرد به رازها پی می برند.

آیا نمی‌بینی که خدا از آسمان آب باران نازل گردانید و آن را در روی زمین در نهرها و جوی‌ها روان ساخت آن گاه انواع نباتات گوناگون بدان برویاند وسپس رو به  خزان آرد و نخست بنگری که زرد شود و آن گاه خدا (چوب و علف) خشکش گرداند؟ همانا دراین پدیده  صاحبان عقل را تذکر ی  است. (۲۱)ع

فهمیدن دین نیاز به سینه بی کینه و دل روشن دارد

آیا آن کس را که خدا برای اسلام شرح صدر عطا فرمود که وی به نور الهی روشن است (چنین کس با مردم کافر بی‌نور تاریک‌دل یکسان است)؟ پس وای بر آنان که از قساوت دل‌هاشان از یاد خدا فارغ است! اینان هستند که دانسته به ضلالت و گمراهیند. (۲۲)

قرآن کتاب ثنای خدا ست و دل ها را به خدا نزدیک می کند

خدا قرآن را فرستاد که بهترین حدیث ست، کتابی که آیاتش همه  با هم مشابه است و در آن ثنای خدا  مکرر می‌شود، که از تلاوت‌آن خدا ترسان را لرزه بر اندام افتد و  باز آرام و سکونت یابند و دل‌هایشان به ذکر خدا مشغول گردد. این (کتاب) همان (رحمت و) هدایت خداست که هر که را خواهد به آن رهبری فرماید، و هر کس را خدا به گمراهیش واگذارد دیگر هیچ هدایت‌کننده‌ای نخواهد داشت. (۲۳)

آیا آن کس که روز قیامت برای پرهیز از سختی عذاب دوزخ ناچار است که رخسارش را مقابل آتش سپر گرداند (مانند کسی است که از آن عذاب ایمن و آسوده است)؟ و (آن روز) به ظالمان خطاب شود که اینک کیفر ستم‌هایی که می‌کردید بچشید. (۲۴)

بلای الهی ناگهانی است

آنان که پیش از این امت بودند نیز  تکذیب کردند پس، از جایی که پی نمی‌بردند عذاب  بر آن‌ها فرود آمد. (۲۵)

پس خدا عذاب ذلّت و خواری را در زندگانی دنیا به آن‌ها چشانید در صورتی که عذاب آخرت آن‌ها اگر بدانند بسیار سخت‌تر است. (۲۶)

امثال قرآن برای تذکر حقایق به مردم است

و ما در این قرآن برای  مردم هر گونه مثل‌های روشن آوردیم، باشد که خلق متذکر  شوند. (۲۷)

قرآن کتاب پرهیزگاری است

همان قرآن عربی فصیح که در آن هیچ ناراستی و حکم ناصواب نیست، باشد که مردم پرهیزگار شوند. (۲۸)

مثلی که خداوند مطرح کرد

خداوندا  مثلی زده است:  آیا  وضعیت و حال شخصی که اربابانی متعدد دارد  و همه مخالف یکدیگر  ند با آن شخصی که تسلیم امر یک نفر است  یکسان است؟   سپاس  مخصوص خداوند است ! اما لیکن اکثر این مردم درک نمی‌کنند. (۲۹)

(ای رسول عزیز ما) شخص تو و این خلق البته به مرگ از دار دنیا خواهید رفت. (۳۰)

آن گاه روز قیامت همه در پیشگاه عدل پروردگار خویش با یکدیگر ستیزه (و دادخواهی) می‌کنید. (۳۱)

کسی که بر حدا دروغ بسته از همه ستمکار تر است

پس (در آن روز) از آن کسی که بر خدا دروغ بسته و وعده صدق رسولان خدا را که به او رسیده تکذیب کرده هیچ‌کس ستمکارتر هست؟ آیا منزلگاه کافران در آتش دوزخ نیست؟ (۳۲)

و آن کس که صداقت پیشه کرد   و  آن کس که را تصدیق کرد  هم آن‌ها به حقیقت اهل تقوا هستند. (۳۳)

برای آن بندگان نزد خدایشان از هر نعمتی که بخواهند مهیّاست، که این پاداش نیکوکاران عالم است. (۳۴)

تا خدا زشت‌ترین گناهانشان را مستور و محو گرداند و بسی بهتر از این اعمال نیکشان به آن‌ها پاداش عطا کند. (۳۵)

آیا خداوند برای بنده خود کافی نیست؟

آیا خدای برای بنده‌اش کافی نیست؟ و مردم (مشرک) تو را از قدرت غیر خدا می‌ترسانند! و هر که را خدا به گمراهی خود واگذارد دیگر او را هیچ راهنمایی نخواهد بود. (۳۶)

کسی که نور خدا در قلبش تابیده گمراه نمی شود

و هر کس را خدا هدایت کند دیگر احدی او را گمراه نتواند کرد. آیا خدا مقتدر و غالب (بر تمام قوای عالم) و منتقم (از همه ستمکاران جهان) نیست؟ (۳۷)

ای پیامبر بگو: خدا مرا کافی است

و اگر از این مشرکان بپرسی که زمین و آسمان‌ها را که آفریده است؟ البته جواب دهند: خدا آفریده. پس به آن‌ها بگو: چه تصور می‌کنید، آیا همه بت‌هایی که جز خدا می‌خوانید اگر خدا بخواهد مرا رنجی رسد آن بتان می‌توانند آن را رفع کنند؟ یا اگر خدا بخواهد مرا به رحمتی رساند بتان می‌توانند آن رحمت را از من باز دارند؟ بگو: خدا مرا کافی است، که متوکلان عالم بر او توکل می‌کنند. (۳۸)

باز بگو: ای قوم، شما را آن‌چه میسّر است عمل کنید، من هم (آنچه روا دانم) عمل می‌کنم و به زودی معلوم شما گردد. (۳۹)

که عذاب با ذلّت و خواری که را فرا رسد و آلام همیشگی بر که فرود آید؟ (۴۰)


۱۰ موضوع

کتابهای مقدس(انجیل عهد عتیق): سفر پیدایش: باب ۱۳ و ۱۴ ابرام و لوط


ادامه از نوشتار پیشین

انجیل عهد عتیق یا تورات

-فصل سیزدهم ابراهیم و لوط از مصر به جنوب (نگو)می روند

1.      اَورام خودش و زنش و آنچه داشت و لُوط همراهش از مصر به نِگِو عزیمت کردند.

2.      و اَورام از لحاظ مواشی و نقره و طلا غنی بود.

3.      (با استراحت) به‌سوی منزلگاه‌هایی که از نِگِو تا بِت‌اِل و تا محلی که ابتدا چادرش در آنجا بین بِت‌اِل و عَی بود، طی طریق نمود.

4.      به محل قربانگاهی که در ابتدا آنجا ساخته بود، رفت. اَورام آنجا را به نام خداوند نامید.

5.      و لُوط نیز که با اَورام می‌رفت گوسفندان و گاوان و چادرهایی داشت.

6.      (چراگاه) آن سرزمین برای آن‏ها کافی نبود که با هم ساکن شوند. نظر به اینکه اموالشان زیاد بود نتوانستند با هم ساکن شوند.

7.      بین چوپانان مواشی اَورام، و چوپانان مواشی لُوط نزاع بود و (قبیله‌های) کِنَعَنی (کنعانی) و پِریزی آن‌وقت در آن سرزمین ساکن بودند.

8.      اَورام به لُوط گفت: نظر به اینکه ما برادر هستیم تقاضا اینکه بین من و تو و بین چوپانان من و چوپانان تو مشاجره‌ای نباشد.

9.      مگر تمام این سرزمین در برابر تو نیست؟ لطفاً از من جدا شو اگر به چپ بروی، به‌ طرف راست می‌روم و اگر به راست بروی، به‌طرف چپ خواهم رفت.

10.  لُوط چشمان خود را بلند کرده تمام دشت یردِن را قبل از اینکه خداوند آن را خراب کند، دید. همه‌اش چون باغ خداوند و مثل سرزمین مصر نرسیده به صُوعَر سیراب بود.

11.  لُوط دشت اردن را برای خود انتخاب کرد. پس لوط از مشرق کوچ نمود و از یکدیگر جدا شدند.

12.  اَورام در سرزمین کِنَعَن (کنعان) ساکن شد و لُوط در شهرهای آن دشت تا سِدُوم چادر زد.

13.  ولی مردم سِدُوم در پیشگاه خداوند بسیار بد و خطاکار بودند.

14.  و خداوند پس از جدا شدن لُوط از اَورام، به وی گفت: از محلی که تو آنجا ایستاده‌ای چشمانت را بلند کن (نظر افکن) و به شمال و جنوب و مشرق و مغرب نگاه کن.

15.  زیرا که تمام سرزمین‌هایی را که تو می‌بینی تا ابد به تو و به نسلت خواهم داد.

16.  نسلت را چون خاک زمین قرار خواهم داد. اگر کسی بتواند (ذرات) خاک آن سرزمین را بشمارد نسل تو هم شمرده خواهد شد.

17.  برخیز در درازا و پهنای این سرزمین گردش کن چونکه آن را به تو خواهم داد.

18.  اَورام چادر زده به اِلُونه مَمرِه که در حِورُون است وارد گشته، آنجا ساکن شد و قربانگاهی برای خداوند ساخت.


-فصل چهاردهم

1.      در روزگار اَمرافِل پادشاه شینعار، اَریوخ پادشاه اِلاسار، کِدُر لاعُومِر پادشاه عِلام و تیدعال پادشاه گُوییم بود.

2.      که آن‏ها با بِرَع پادشاه سِدُوم و بیرشَع پادشاه عَمُورا، شین‌آو پادشاه اَدما و شِم اِوِر پادشاه صِوُوییم و پادشاه بِلَع که همان صُوعَر است، جنگ کردند.

3.      تمام اینها کنار عِمِق هَسیدیم که همان دریای نمک است به هم پیوستد.

4.      (اینها) دوازده سال کِدُرلاعٌومِر را بندگی نموده بودند و سال سیزدهم شورش کردند.

5.      در سال چهاردهم کِدُرلاعُومِر و پادشاهانی که با او بودند آمده رِفائیم را در عَشتِرُوت قَرنییم و زوزیم را در هام و اِمیم را، در شاوِه قیریاتَییم در هم کوبیدند،

6.      حُوری را در کوهشان، سِعیر تا اِل‌پاران که سمت صحراست.

7.      سپس برگشتند و به عِین میشپاط که قادِش است آمده تمام صحرای عَمالِقی را در هم کوبیدند و همینطور اِمُوری ساکن حَصَصُون تامار را.

8.      پادشاه سِدُوم و پادشاه عَمُورا و پادشاه اَدما و پادشاه صِوُوییم و پادشاه بِلَع که صُوعَر است خارج شده در عِمِق هَسیدیم مقابل آن‏ها صف‌آرایی کردند.

9.      مقابل کِدُرلاعُومِر پادشاه عِلام تیدعال پادشاه گُوییم، اَمرافِل پادشاه شینعار و اَریوخ پادشاه اِلاسار چهار پادشاه مقابل پنج‌تا.

10.  و عِمِق هَسیدیم پر از چاه‌های قیر بود. پادشاه سِدُوم و (پادشاه) عَمُورا گریخته آنجا افتادند و بازماندگان به کوه گریختند.

11.  (فاتحان) تمام اموال سِدُوم و عَمُورا را و تمام خوراکشان را برداشتند و رفتند.

12.  لُوط پسر برادر اَورام که ساکن سِدُوم بود و اموالش را نیز برداشتند و رفتند.

13.  آن رهایی یافته آمد و به اَورام عیوری اطلاع داد. وی در بلوط زارهای مَمرِه اِمُوری که برادر اَشکُول و برادر عانِر است ساکن بود و اینان هم‌پیمانان اَورام بودند.

14.  اَورام شنید که (پسر) برادرش اسیر شده است. سیصد و هجده نفر خانه‌زادگان کارآزموده‌اش را بسیج کرد و (فاتحان) را تا «دان» تعقیب نمود.

15.  هنگام شب او و غلامانش علیه‌شان جوخه جوخه شده و آن‏ها را در هم کوبید و تا حُووا که سمت چپ دمشق است آن‏ها را دنبال کرد.

16.  تمام اموال را پس گرفت و لُوط برادر خود و اموالش را هم باز آورد و همچنین زنان و اهالی را.

17.  پس از اینکه از در هم کوبیدن کِدُرلاعُومِر و پادشاهانی که با او بودند بازگشت، پادشاه سِدُوم در دره‌ی شاوِه که دره‌ی سلطان است به استقبال او آمد.

18.  و مَلکی صِدِق پادشاه شالِم که کاهن قادر متعال بود نان و شراب آورد.

19.  (اَورام را) برکت نموده گفت: اَورام از جانب قادر متعال مالک آسمان و زمین متبارک باد.

20.  و متبارک هست قادر متعال که دشمنانت را به دستت تسلیم کرد. اَورام از همه (چیز) ده یک به او داد.

21.  پادشاه سِدُوم به اَورام گفت مردم را به من بده و اموال را برای خودت بردار.

22.  اَورام به پادشاه سِدُوم گفت دستم را (به عنوان قسم) بدرگاه خداوند، قادر متعال، مالک آسمان و زمین بلند کردم،

23.  که از آنچه مال تو است از نخ تا بند کفش (چیزی) برندارم تا نگویی من اَورام را غنی کردم.

24.  غیر از من فقط آنچه این غلامان خوردند (حلال) و مردمی که همراه من آمده‌اند یعنی عانر و اِشکُول و مَمرِه سهمشان را بردارند.


ادامه دارد


 

فهرست مطالبی که نخستین بار توسط قرآن مطرح شد - سوره زمر پنجاه و نهمین سوره قران بر حسب تاریخ نزول


ادامه از نوشتار پیشین

-فهرست مطالبی که نخستین بار توسط قرآن مطرح شد

- سوره زمر پنجاه و نهمین سوره قران بر حسب تاریخ نزول

به نام خداوند بخشنده مهربان‏

این کتاب (عظیم‌الشّأن قرآن) از جانب خدای مقتدر حکیم نازل گردیده است. (۱)

ما این کتاب را بر تو به حق فرستادیم پس خدای را پرستش کن در حالی که دین را برای او خالص گردانیده باشی . (۲)

-دین خالص متعلق به خداست. و بتها نقشی در نزد خدا ندارند

آگاه باشید که دین خالص  برای خداست، و آنان که غیر خدا را به دوستی و پرستش برگرفتند گفتند ما آن بتان را نمی‌پرستیم مگر برای اینکه ما را به درگاه خدا نیک مقرب گردانند. خدا البته میان آن‌ها در آن‌چه اختلاف می‌کنند حکم خواهد کرد، که خدا هرگز آن کس را که بسیار دروغگو و کافر نعمت است هدایت نخواهد کرد. (۳)

اگر خدا می خواست فرزند داشته باشد...

اگر خدا می‌خواست فرزندی اختیار کند همانا هر که را از مخلوقاتش خواستی بر می‌گزید او پاک و منزه است، او خدای فرد قهّار بی‌مانند است. (۴)

اساس آفر ینش  حق است 

آسمان‌ها و زمین را به حق و راستی  ایجاد کرد، شب را بر روز و روز را بر شب بپوشاند و خورشید و ماه را مسخر کرده، هر یک  به وقت معیّن گردش می‌کنند. آگه باشید که او خدای مقتدر مطلق و بسیار آمرزنده است. (۵)

جنین انسان در سه لایه پرورش می یابد

او شما را از یک تن (آدم) آفرید پس، از آن جفت او (حوّا) را قرار داد و برای استفاده شما هشت قسم از چهارپایان ایجاد کرد، و شما را در باطن رحم مادران در سه تاریکی (مشیمه و رحم و بطن) با تحولات گوناگون (بدین خلقت زیبا) می‌آفریند، این خداست پروردگار شما که سلطان ملک وجود اوست، هیچ خدایی جز او نیست، پس ای مشرکان (نادان) از درگاه او به کجا می‌برندتان؟ (۶)

اگر همه کافر شوید خدا از (طاعت) همه شما البته بی‌نیاز است و کفر (و شرک) را بر بندگانش نمی‌پسندد و اگر (طاعت و) شکرش به جای آرید از شما آن پسند اوست و هرگز بار گناه کسی را دیگری به دوش نخواهد گرفت و پس از این  بازگشت همه شما به سوی خداست و او شما را به هر چه می‌کرده‌اید آگاه می‌سازد، که او از اسرار دل‌های خلق به خوبی آگاه است. (۷)

روانشناسی انسان در سختی و راحتی

و انسان را هر گاه فقر و مصیبت و رنجی پیش آید در آن حال به دعا و توبه و انابه به درگاه خدای خود رود و چون نعمت و ثروتی از سوی خود به او عطا کند خدایی را که از این پیش می‌خواند به کلی فراموش سازد و برای خدای یکتا شریک و همتاهایی قرار دهد تا (خلق را) از راه خدا گمراه سازد. بگو: (ای نگون‌بخت) اندکی به کفر (و عصیان) لذّت و آسایش جو، که عاقبت از اهل آتش دوزخ خواهی بود. (۸)

آیا دانشمندان با  جاهلان و بی دانشان برابرند؟

(آیا آن کس که شب و روز به کفر و عصیان مشغول است بهتر است) یا آن کس که ساعات شب را به طاعت خدا به سجود و قیام پردازد و از عذاب آخرت ترسان و به رحمت الهی امیدوار است؟ بگو: آیا آنان که اهل علم و دانشند با مردم جاهل نادان یکسانند؟ منحصراً خردمندان متذکر این مطلبند. (۹)

در صورت لزوم مهاجرت کنید!

(ای رسول ما، از قول من به امت) بگو: ای بندگان من که ایمان آورده‌اید، خدا ترس و پرهیزکار باشید، که آنان که متّقی و نیکوکارند  در دنیا (هم) نصیبشان نیکویی و خوشی است، و زمین خدا بسیار پهناور است  البته صابران به حد کامل و بدون حساب پاداش داده خواهند شد. (۱۰)

بگو که من خود مأمورم که تنها خدا را پرستش کنم و دین را برای او خالص گردانم . (۱۱)

و باز مأمورم که در اسلام و در تسلیم امر خدا مقام اوّلیّت را دارا باشم. (۱۲)

باز بگو که من اگر خدای خود را نافرمانی کنم البته از عذاب روز بزرگ قیامت می‌ترسم. (۱۳)

باز بگو: من خدای یکتا را می‌پرستم و دینم را خاص و خالص برای او می‌گردانم (و غیر او را باطل محض می‌دانم). (۱۴)

شما هم هر که را می‌خواهید جز خدا بپرستید. بگو که زیانکاران آنان هستند که خود و اهل بیت خود را در قیامت به خسران جاودان در افکنند، آگاه باشید که این همان زیان است که (در قیامت) بر همه آشکار است. (۱۵)

بر آن‌ها از بالا و زیر، سایبان آتش دوزخ است. آن آتشی است که خدا از آن بندگان خود را می‌ترساند، که‌ای بندگان من از (آتش قهر) من بترسید. (۱۶)

از طاغوت دوری کنید!

و آنان که از پرستش طاغوت دوری جستند و به درگاه خدا با توبه و انابه باز گشتند آن‌ها را بشارت و مژده رحمت است، (ای رسول) تو هم بندگان مرا (به لطف و رحمت من) بشارت آر. (۱۷)

خردمندان حقیقی کیستند؟

آن بندگانی که سخن بشنوند و به نیکوتر آن عمل کنند، آنان هستند که خدا آن‌ها را (به لطف خاص خود) هدایت فرموده و هم آنان به حقیقت خردمندان عالمند. (۱۸)

آیا کسی که وعدهٔ عذاب خدا بر او محقّق و حتمی  است تو می‌توانی از آن آتش قهرش برهانی؟! (۱۹)

لیکن آنان که متّقی و خدا ترس شدند برای آن‌هاکاخ و عمارت‌ها بالای یکدیگر بنا شده است که در جلو آن عمارات نهرهای آب جاری است. (این بهشت ابد) وعده خداست که خدا هرگز وعده خود را خلاف نخواهد کرد. (۲۰)

ادامه دارد

۱۳ موضوع

کتابهای مقدس(انجیل بارنابا): عیسی مسیح توضیح می دهد: چگونه ابراهیم خدا را شناخت


ادامه از نوشتار پیشین

انجیل بارنابا فصل ۲۹

عیسی روایت می کند : مسیح چگونه ابراهیم خدای راشناخت

آن وقت فیلّپس گفت: چه بزرگ است رحمت خدای برای آنان که او را دوست دارند.

(۲) ای معلم، به ما بگو چگونه ابراهیم به معرفت خدای رسید.

(۳) یسوع جواب داد «چون ابراهیم به نزدیک خانهٔ پدرش رسید، ترسید که داخل خانه شود.»

(۴) «پس دور از خانه رفت و زیر درخت خرمایی نشست. آن جا تنها درنگ نمود.»

(۵) «فرمود که هستی ناگزیر است از بودن خدایی صاحب زندگی و خدایی توانمندتر از انسان؛ زیرا او انسان را می‌سازد.»

(۶) «انسان بدون خدای که نمی‌تواند که انسان را بسازد.»

(۷) «آن وقت پیرامون خویش را نگریست و نظر در ستارگان و ماه و آفتاب انداخت. گمان کرد که آن‌ها خدایانند،»

(۸) «لیکن پس از اندیشه نمودن در تغییرات و حرکات آن‌ها، فرمود که واجب است بر خدای حرکات وارد نشود و ابرها او را محجوب ندارند؛ وگرنه مردم نابود می‌شوند.»

(۹) «در حین این که او متحیّر بود شنید که آواز داده می‌شود نام او: ای ابراهیم.»

(۱۰) «پس چون آگاه شد و کسی را در هیچ سوی ندید، با خود فرمود که به درستی من به تحقیق (یا ابراهیم) را شنیدم.»

(۱۱) «پس همچنان دوبار دیگر شنید که آواز داده می‌شود: ای ابراهیم.»

(۱۲) «آن گاه جواب داد: کیست که مرا آواز میکند؟»

(۱۳) «شنید گوینده‌ای را که می‌گوید: به درستی که منم فرشتهٔ خدای، جبرئیل.»

(۱۴) «پس ابراهیم هراسان شد؛ لیکن فرشته هراس او را نشانیده، گفت: مترس ای ابراهیم، زیرا تویی خلیل‌اللّه.»

(۱۵) «پس به درستی که چون تو خدایان مردم شکستی، برگزید تو را خدای فرشتگان و پیغمبران تا این که تو نوشته شدی در سفر حیات.»

(۱۶) «آن وقت ابراهیم فرمود: مرا چه واجب است بکنم، تا خدای فرشتگان و پیغمبران را عبادت نمایم؟»

(۱۷) «پس جواب داد فرشته: برو بسوی آن چشمه و غسل کن.»

(۱۸) «زیرا خدای می‌خواهد با تو سخن کند.»

(۱۹) «ابراهیم جواب داد: چگونه سزاوار است که غسل نمایم.»

(۲۰) «پس آن زمان فرشته به صورت جوانی خوشروی نمایان شد و در چشمه غسل کرده، گفت:ای ابراهیم چنین کن به خود.»

(۲۱) «پس چون ابراهیم غسل کرد، فرشته گفت: بر شو به آن کوه؛ زیرا خدای می‌خواهد در آن جا با تو سخن کند.»

(۲۲) «پس ابراهیم بر شد به کوه، چنان که فرشته او را گفت.»

(۲۳) «پس به دو زانو بر نشست، با خویش گفت: ای ابراهیم، چه وقت خواهی دید که خدای فرشتگان با تو سخن کند.»

(۲۴) «پس آواز لطیفی شنید که او را آواز می‌دهد: ای ابراهیم.»

(۲۵) «پس ابراهیم او را جواب داد: مرا چه کسی آواز می‌کند؟»

(۲۶) «پس آواز جواب داد منم؛ خدای تو ای ابراهیم.»

(۲۷) «اما ابراهیم، پس هراسان شد و روی خود به خاک مالید و گفت: چگونه بندهٔ تو گوش دهد تو را و او خاک و خاکستر است.»

(۲۸) «آن وقت خدای با او فرمود: مترس، بلکه برخیز؛ زیرا به تحقیق تو را بنده‌ای برای خود برگزیدم و به درستی که من خواهم برکت دهم تو را و تو را رهبر گروهی بزرگ بگردانم.»

(۲۹) «از این رو بیرون رو از خانهٔ پدر و خویشانت و بیا ساکن شو در زمینی که به تو می‌دهم آن را؛ به تو و نسل تو،»

(۳۰) «ابراهیم جواب داد: به درستی که من هر آینه می‌کنم همهٔ آن را ای پروردگار، لیکن مرا نگهداری بفرما تا خدای دیگر به من زیان نرساند.»

(۳۱) «خدای به سخن در آمده فرمود: منم خدای یگانه.»

(۳۲) «جز من خدایی نیست.»

(۳۳) «می‌زنم و شفا می‌دهم.»

(۳۴) «می‌میرانم و زنده می‌کنم.»

(۳۵) «به دوزخ فرود می‌کنم و بیرون می‌کنم.»

(۳۶) «کسی نمی‌تواند که خود را از قدرت من برهاند.»

(۳۷) «آن گاه خدای به او سنت ختنه را عطا نمود و اینچنین ابراهیم، پدر ما، خدای را شناخت.»

(۳۸) «چون یسوع این بفرمود، دست‌های خود را بلند نموده، فرمود: «کرامت و مجد تو راست ای خدای.»

(۳۹) «چنین باد»


ادامه دارد...

کتابهای مقدس (قرآن): اساسی ترین بنیانهای قرآنی(بخش سوم): توبه از دیدگاه قرآن


ادامه از نوشتارهای پیشین


فهرست اصول بنیادی قرآن

آیات

توبه از منظر قرآن:


بگو اى بندگان من که بر خویشتن زیاده‏ روى روا داشته‏ اید از رحمت‏ خدا نومید مشوید در حقیقت ‏خدا همه گناهان را مى ‏آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است .

آیه (۵۳)  سوره زمر

توضیح

(زیاده روی بر خویشتن فقط به خود شخص مربوط می شود. یعنی خطایی انجام داده که فقط بین  خود او و خداوند است . یعنی خطا و گناهی است که به دیگران صدمه و لطمه نمی زند.  بنابر این کارهای خطا و نابخشودنی مانند ؛ دروغگویی، کم فروشی گرانفروشی، خیانت، ظلم به دیگران، کشتن انسان بیگناه ، بر باد دادن زندگی دیگر مردمان ، احتکار و....را به هیچ وجه در این فهرست قرار نمی گیرد.)


سه کاری  که برای توبه خطاها ی شخصی  باید انجام داد:

_مگر کسى که توبه کند و ایمان آورد و کار نیک  کند پس خداوند بدیهایشان را به نیکیها تبدیل مى ‏کند و خدا همواره آمرزنده مهربان است (۷۰)

-هر کس توبه کند و کار نیک  انجام دهد در حقیقت به سوى خدا بازمى‏ گردد (۷۱

 سوره فرقان ایات ۷۰ و ۷۱


 کدام توبه ای مورد قبول است؟

اى کسانى که ایمان آورده‏ اید به درگاه خدا توبه‏ اى راستین (توبه نصوح)کنید امید است که پروردگارتان بدیهایتان را از شما بزداید و شما را به باغهایى که از زیر  آن جویبارها روان است درآورد در آن روز خدا پیامبر  و کسانى را که با او ایمان آورده بودند خوار نمى‏ گرداند نورشان از پیشاپیش آنان و سمت راستشان روان است مى‏ گویند پروردگارا نور ما را براى ما کامل گردان و بر ما ببخشاى که تو بر هر چیز توانایى (۸
تحریم


انواع توبه و انواع گناهان

اگر از گناهان بزرگى که از آنها نهى شده‏ اید دورى گزینید بدیهاى شما را از شما مى زداییم و شما را در جایگاهى ارجمند درمى ‏آوریم 

آیه(۳۱)  سورهنساء

(چون خطاهای انسان طیف وسیعی را فرا می گیرد بنابر این دو نوع توبه نیز وجود داد: توبه از گناهان بزرگ و گناهان کوچک.اصولا برداشت برخی دینداران از توبه نادرست است. چرا که بسیاری دروغگویی را گناهی کوچک می پندارند. در صورتیکه دروغ از بزرکترین گناهان بشری است ، بویژه اگر این دروغ به دیگرا ن صدمه مالی، جانی و آبرو یی بزند.)

توبه هایی که پذیر فته نمی شوند

توبه نزد خداوند تنها براى کسانى است که از روى نادانى مرتکب گناه مى ‏شوند سپس به زودى توبه مى کنند اینانند که خدا توبه‏ شان را مى ‏پذیرد و خداوند داناى حکیم است 

آیه (۱۷)  سوره نساء

(توبه از گناهان  عمدی که به قصد جنگ با خدا انجام می شود  بخشیده نمی شوند. )


توبه دم‌مرگ مورد قبول نخواهد بود

و توبه کسانى که گناه مى کنند تا وقتى که مرگ یکى از ایشان دررسد مى‏ گوید اکنون توبه کردم پذیرفته نیست و نیز توبه کسانى که در حال کفر مى‏ میرند پذیرفته نخواهد بود آنانند که برایشان عذابى دردناک آماده کرده‏ ایم 

آیه (۱۸) سورهنساء

(   برخی فکر می کنند تا می توانند خطا کنند و دم مرگ از خدا طلب بخشش خواهند  کرد ، ولی خداوند به    صر احت می گوید این گونه توبه را نمی پذیرد.)


ظالمان و ستمکاران بخشیده نخواهند شد


-و خدا را از آنچه ستمکاران مى کنند غافل مپندار جز این نیست که [کیفر] آنان را براى روزى به تاخیر مى‏ اندازد که چشمها در آن خیره مى ‏شود (۴۲)


-شتابان سر برداشته و چشم بر هم نمى‏ زنند و دلهایشان تهى است

آیه( ۴۲ )و  (۴۳) سوره ابراهیم


-روز قیامت همان روزی است که پوزش و عذرخواهی ستمکاران برایشان سودی نخواهد داشت و برای آنان لعنت است  و بد فرجامی در آخرت خواهند داشت.

 آیه ۵۲ سوره 


در قیامت] ستمگران را از آنچه انجام داده‏ اند هراسناک مى ‏بینى و جزای کارهایشان  به آنان خواهد رسید و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏ اند در باغهاى بهشتند آنچه را بخواهند نزد پروردگارشان خواهند داشت این است همان فضل عظیم 

آیه (۲۲) سوره شوری


-هر که را خواهد به رحمت‏ خویش در مى ‏آورد و براى ظالمان عذابى پردرد آماده کرده است

آیه  (۳۱) سوره انسان


ظلم در این جهان

-و پروردگار تو  ویرانگر شهرها نبوده است پیش از آن کهدر مرکز آنها پیامبرى برانگیزد که آیات ما را بر ایشان بخواند و ما شهرها را تا مردمشان ستمگر نباشند ویران‏ کننده نبوده‏ ایم

آیه (۵۹) سوره قصص


ادامه دارد