ادامه از نوشتار پیشین
-فهرست مطالبی که برای نخستین بار توسط قران مطرح شد(بخش چهلم)
- سوره سبا پنجاه و هشتمین سوره بر حسب تاریخ نزول(بخش دوم)
سوره سبا
آیات ۲۰ تا ۴۰
اکثرا پیرو شیطان شدند
شیطان گمان باطل خود را دربارهی مردم، سخت به صدق و حقیقت رساند، پس جز فرقهی کمی از اهل ایمان همه پیرو او شدند. (۲۰)
شیطان یک محک ازمایش است
در صورتی که شیطان بر مردمان تسلطی نداشت مگر برای آنکه آن کس را که به عالم قیامت ایمان آورد از آن کس که شک دارد معلوم گردانیم. و خدای تو بر هر چیز نگهبان و آگاه است. (۲۱)
بتها و هیچ کس شریک خدا نیست
(ای رسول ما، مشرکان را) بگو: آنهایی را که به جز خدا شما مؤثر پنداشتید بخوانید هیچ یک مقدار ذره ای در آسمانها و زمین مالک نیستند و با خدا شرکتی در خلقت آسمان و زمین نداشته و به او در آفرینش یاری و کمکی نکردهاند. (۲۲)
شفاعت نزد خداوند فقط به اجازه خود او ممکن است
و شفاعت کسی نزد خدا هم جز آن که خدا به او اذن شفاعت داده سودمند نیست تا چون از دلهاشان اضطراب ( بر طرف شود پرسند: خدای شما (در باب شفاعت) چه فرمود؟ پاسخ دهند که حقّ فرمود، و اوست خدای بلند مرتبه بزرگوار . (۲۳)
بگو: آنکه از آسمانها و زمین به شما روزی میدهد کیست؟ بگو: آن خداست، و ما یا شما کدام در هدایت یا ضلالتیم . (۲۴)
هرکس مسئول کار خویش است
باز بگو : شما مسئول جرم ما نبوده و ما هم مسئول کردار زشت شما هرگز نخواهیم بود. (۲۵)
باز بگو که خدا بین همهی ما جمع کند آنگاه میان ما به حق، فتح و داوری خواهد فرمود و اوست که مشگل گشا و دانا است ۲۶)
باز بگو: شما به من آنان را که به عنوان شریک به خدا بستید نشان دهید هیچ و هرگز، بلکه خداست آن که مقتدر و با علم و حکمت است. (۲۷)
ما تو را بر ای آگاهی بشر فرستادیم
و ما تو را جز برای اینکه عموم بشر را بشارت دهی و بترسانی نفرستادیم، و لیکن اکثر مردم آگاه نیستند. (۲۸)
و (کافران) میگویند: پس این وعده قیامتی که شما پیغمبران میدهید اگر راست میگویید که خواهد بود؟ (۲۹)
ساعت قیامت تعیین شده است
بگو: وعدهگاه شما روزی است که ساعتی از آن تقدیم و تأخیر نخواهید داشت. (۳۰)
کافران در روز قیامت با رهبران خود مجادله می کنند
و کافران مشرک گفتند: ما هرگز به این قرآن و به کتابهایی که پیش از این فرستادهاند ایمان نخواهیم آورد. (وای بر آنها) و اگر روزی که آن ستمکاران را در پیشگاه خدا باز داشتهاند مشاهده کنی در حالی که با یکدیگر به خصومت و گفتگو برخاسته و ضعیفان تابع به رؤسای گردنکش خطاب کنند که اگر اغوای شما نبود ما البته ایمان میآوردیم! (۳۱)
باز رؤسای متکبّر با پیروان ضعیف خویش گویند: آیا با آنکه راه هدایت را به شما نمودند باز ما شما را از هدایت منع کردیم؟ بلکه شما خود مردم بدکاری بودید. (۳۲)
باز آنان که ضعیف و تابع بودند به رؤسای متکبر جواب دهند: بلکه مکر و فریب شب و روز شما بود که پیوسته ما را وا میداشتید که به خدای یکتا کافر شویم و بر او شریکانی قرار دهیم. و چون عذاب قیامت را به چشم مشاهده کنند سخت اظهار پشیمانی کنند، و ما زنجیرهای عقاب به گردن (همه فرماندهان و فرمانبران) اهل کفر نهیم، آیا این رنج و شکنجه جز کیفر کردار زشت آنهاست؟ (۳۳)
ثروتمندان عیاش نخستین دشمنان پیامبران بوده اند
و ما هیچ رسول بیمدهنده ای در دیاری نفرستادیم جز آنکه ثروتمندان عیاش آن دیار گفتند: ما به آنچه شما را به رسالت آن فرستادهاند کافریم. (۳۴)
و باز گفتند که ما بیش از شما مال و فرزند داریم و هرگز رنج و عذابی نخواهیم داشت. (۳۵)
بگو: خدای من هر که را بخواهد روزی وسیع دهد و هر که را بخواهد تنگروزی گرداند و لیکن اکثر مردم آگاه نیستند. (۳۶)
ایمان و کار نیک دو نردبان ترقی آسمانی است
و هرگز اموال و اولاد شما چیزی که شما را به درگاه ما مقرّب گرداند نیست مگر آنکه با ایمان و عمل صالح کسی مقرّب شود که آنان پاداش اعمال صالحشان مضاعف و افزون است و در غرفه های بهشت ابدی (از هر غم و رنج) ایمن و آسوده خاطرند. (۳۷)
و آنان که در محو و نابودی آیات ما میکوشند تا رسولان ما را زبون و مغلوب خود کنند آنها را البته برای عذاب و انتقام حاضر خواهند کرد و به کیفر سخت میرسانند. (۳۸)
هرچه در راه خدا بدهی باز پس می گیری
بگو: خدای من هر که از بندگان خود را خواهد وسیع روزی یا تنگ روزی میگرداند، و شما هر چه انفاق کنید به شما عوض میبخشد و او بهترین روزی دهندگان است. (۳۹)
(و یاد آر از آن) روزی که خدا همه مردم را به عرصهی محشر جمع آورد آن گاه به فرشتگان گوید: آیا این گروه شما را معبود خود میگرفتند؟ (۴۰)
ادامه دارد
۹ موضوع
بنیانهای اصلی فکری و اعتقادی قرآن(بخش سوم)
-نیکوکاری چیست و ارزش بی همتای آن از دیدگاه قرآن
نیکوکارى آن نیست که روى خود را به سوى مشرق و یا مغرب بگردانید بلکه نیکى آن است که:
کسى به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبران ایمان آورد،
و مال خود را با وجود دوست داشتنش
به خویشاوندان
و یتیمان و
بینوایان و
در راه ماندگان و گدایان و در راه ازاد کردن بندگان بدهد ،
و نماز را برپاى دارد ،آیه (۱۷۷) بقره
(خیلی ها از دینداری و نیکوکاری سخن می گویند ولی از دیدگاه قرآن نیکوکاری، خداباوری، ایمانداری و پرهیزگاری حتما باید شامل موارد بر شمرده فوق باشد. اگر کسی وفای به عهد و پیمان را جزو نیکو کاری نداند ، و یا از کمک به دیگران درصورت توانایی دست بردارد نه نیکوکاری را فهمیده و نه دین دار ی را! چون بخش اول آیه به صراحت می گوید که سر و کله را این طرف و آن طرف گرداندن یعنی ادا و اطوار در آوردن ، حرف زدن و عمل نکردن ، تظاهر به دینداری کردن با کلام پر طمطراق و ظاهر خود را به شکل دینداران در آوردن در غگویی است. این نکته از بخش آخر آیه به روشنی قابل در ک است.)
کار نیک سرمایه ای ابدی
-کسانى که ایمان آورده و کارهاى نیکو کرده اند بدانند۱ ما پاداش کسى را که نیکوکارى کرده است تباه نمى کنیم
آیه (۳۰) سوره کهف
-و هر که با ایمان به نزد او رود در حالى که کارهاى نیکو انجام داده باشد براى آنان درجات والا خواهد بود آیه(۷۵)طه
-پیامبرى که آیات روشنگر خدا را بر شما تلاوت مى کند تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى نیک کرده اند از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون برد و هر کس به خدا بگرود و کار نیک کند او را در باغهایى که از زیر آن جویبارها روان است درمى آورد جاودانه در آن مى مانند قطعا خدا روزى را براى او خوش کرده است
طلاق
-اما کسانى که ایمان آورده و کارهاى نیک کرده اند به خاطر آنچه انجام مى دادند در باغهایى که در آن جایگزین مى شوند پذیرایى مى گردند
آیه (۱۹)سجده
واقعا انسان دستخوش زیان است (۲)
مگر کسانى که گرویده و کارهاى نیک کرده و همدیگر را به حق سفارش و به شکیبایى توصیه کرده اند (۳)
عصر
(در قرآن ۶۱ بار به انجام کار نیک دستور داده شده و ترغیب شده است . و در همه ۶۱ مورد انجام کارنیک با ایمان به خداوند همراه بوده است. دیگر هیچ شکی باقی نمی ماند که کار نیک و انجام کار نیک و نیکوکاری از بنیانهای اصلی ایمانی و عقیدتی در قرآن می باشد بویژه آن که همیشه در کنار ایمان به خداوند از ان سخن رفته است.)
ادامه از نوشتار پیشین
- فهرست مطالبی که بر ای نخستین بار توسط قرآن مطرح شد(چهلم)
سوره سبا پنجاه و هشتمین سوره بر حسب تاریخ نزول(بخش اول)
آیات ۱ الی ۲۰
به نام خداوند بخشنده مهربان
ستایش و سپاس مخصوص خداست که هر آنچه در آسمانها و زمین است همه ملک اوست و در عالم آخرت نیز شکر و سپاس مخصوص خداست و او حکیم و آگاه است. (۱)
هرچه درون زمین رود، آز آسمان آید و به آسمان رود
او هر چه درون زمین رود و هر چه از زمین به درآید و هر چه از آسمان فرود آید (از فرشتگان و ارواح و ارزاق) و هر چه در آسمان بالا رود همه را میداند و اوست که بسی مهربان و بخشاینده است. (۲)
مقدار کوچکتر از ذره
و کافران گفتند که هرگز ساعت قیامتی بر ما نمیآید، بگو: چرا، به خدای من قسم که البته شما را خواهد آمد، خدایی که بر غیب جهان آگاه است و مقدار ذره ای در آسمانها و زمین از او پوشیده نیست و نه کمتر و نه بیشتر از ذره ای جز آنکه در کتاب روشن ثبت است. (۳)
تا آنان را که ایمان آورده و به اعمال صالح پرداختند پاداش نیکو دهد، که آمرزش حق و رزق نیکوی بهشتی مخصوص آنهاست. (۴)
و آنان که در محو و نابود ساختن آیات ما سعی و کوشش کردند تا مگر ناتوان کنند بر آنها عذاب سخت دردناک خواهد بود. (۵)
اهل دانش و معرفت می دانند
و آنان که اهل دانش و معرفت گردیدند یقین دارند که قرآنی که بر تو نازل شده است از جانب پروردگار تو به حق نازل گردیده است و رهنمای خلق به راه خدای بیهمتای ستوده صفات است. (۶)
و کافران گفتند که آیا میخواهید شما را به مردی رهبری کنیم که شما را خبر میدهد که پس از آنکه مردید و ذرّات جسمتان متفرق و پراکنده گردید از نو باز زنده خواهید شد. (۷)
آیا این مرد دانسته به خدا دروغ میبندد یا جنون بر این گفتارش وا میدارد؟ بلکه آنان که به عالم آخرت ایمان نمیآورند در عذاب و در گمراهی دور گرفتارند. (۸)
آیا به آسمان و زمین که بر آنها از پیش و پس احاطه کرده ننگریستند که اگر ما بخواهیم آنها را به زمین فرو میبریم یا یک قطعه از آسمان را بر سرشان فرود آوریم؟ همانا در آن آیتی بر هر بندهی خداشناس با اخلاص به خوبی پدیدار است. (۹)
سه معجزه داوود پیامبر
و ما حظّ و بهره داود را به فضل و کرم خود کاملاً افزودیم و گفتیم ای کوهها و ای مرغان شما نیز با داود هماهنگ شوید، و آهن سخت را بر دست او نرم گردانیدیم. (۱۰)
که از آهن زره فراخ و گشاد بساز و حلقهی زره به اندازه و یک شکل گردان و خود با قومت همه نیکوکار باشید که من کاملاً به هر چه کنید بینایم. (۱۱)
معجزه های سلیمان : باد، معدن مس گداخته، لشگر نامرئی
و باد را مسخّر سلیمان ساختیم که بساطش را صبحگاه به اندازه یک ماه راه میبرد و عصرنیز به اندازه یک ماه، و معدن مس گداخته (یا نفت یا معادن دیگر) را برای او جاری گردانیدیم، و برخی از دیوان به اذن پروردگار در حضورش به خدمت میپرداختند و از آنها هر که سر از فرمان ما بپیچد عذاب آتش سوزانش میچشانیم. (۱۲)
آنچه دیوان بر ای سلیمان می کردند
آن دیوان بر او هر چه میخواست از معابد عالی و نقوش و تمثالها و ظروف بزرگ مانند حوضها و دیگهای عظیم که بر زمین کار گذاشته بودی همه را میساختند. و گفتیم که ای آل داود شما شکر و ستایش خدا به جای آرید و (هر چند) از بندگان من عدّه قلیلی شکر گزارند. (۱۳)
دیوان و جن ها بر اسرار غیب اگاهی ندارند
و چون ما بر سلیمان مرگ را مأمور ساختیم بر مرگ او به جز حیوان زمین (موریانه) که عصای او را می خورد کسی دیگر به مرگ او رهبر نگشت. پس چون جسد سلیمان به زمین افتاد دیوان از مرگ سلیمان آگاه شدند . آنان اگر از اسرار غیب آگاه بودند تا دیر زمانی در عذاب و ذلّت و خواری باقی نمیماندند (و از اعمال شاقّهای که به اجبار انجام میدادند همان دم که سلیمان مرد دست میکشیدند). (۱۴)
مردمسبا و سیل طغیانگر
و برای مردم سبا در وطنشان از راست و چپ دو سلسله باغ و بوستان آیتی بود بخورید از رزق خدای خود و شکر وی به جای آرید، که مسکنتان شهری نیکو و پر نعمت است و خدای شما غفور (و مهربان) است. (۱۵)
با وجود این باز (از شکر خدا و طاعت حق) اعراض کردند، ما هم سیلی سخت بر هلاک ایشان فرستادیم و به جای آن دو نوع باغ پر نعمت دو باغ دیگرشان دادیم که بار درختانش تلخ و ترش و بد طعم و شوره گز و اندکی درخت سدر بود. (۱۶)
این کیفر کفران آنها بود، و آیا ما تا کسی کفران نکند مجازاتش خواهیم کرد؟ (۱۷)
و ما به میان آنها و شهرهایی که پر نعمت و برکت گردانیدیم باز قریههایی نزدیک به هم قرار دادیم با فاصلهی کوتاه و سیر سفری معین در این ده و شهرهای نزدیک به هم شبان و روزان با ایمنی کامل مسافرت کنید. (۱۸)
باز آنها گفتند: بار الها، سفرهای ما را دور و دراز گردان، و بر خویش ستم کردند، ما هم آنها را داستانها و مثلهای عبرتآموز کردیم و به کلی متفرق و پراکنده ساختیم. در این عقوبت برای مردمان پر صبر و شکر آیاتی (از عبرت و حکمت) آشکار است. (۱۹)
و شیطان گمان باطل خود را دربارهی مردم، سخت به صدق و حقیقت رساند، پس جز فرقهی کمی از اهل ایمان همه پیرو او شدند. (۲۰)
ادامه دارد
۷ مو ضوع
آیه:
و خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام نموده است.
(بقره آیه ۲۷۵)
(مجوز کامل برای کارهای تجاری ، کسب و کار، کشاورزی ، و...)
آیه:
و چون نماز گزارده شد در روی زمین پراکنده گردید و فضل خدا را جویا شوید و خدا را بسیار یاد کنید باشد که شما رستگار گردید
(۱۰سوره جمعه )
( معنی مستتر: پس از نماز جمعه نیز به کار و کسب و تجارت خود بپردازید)
آیه:
اموال خودرا بر باطل میان خود مخورید!
(آیه ۱۸۸ سوره بقره)
( یعنی قطعا باید کار کرد، کسب و تجارت و زراعت و صنفت نمود تا مالی بدست آید. با این تفاوت که کسب مال باید از راه درست و قانونی و در اصطلاح شرعی حلال باشد.)
آیه:
آیه:
مردانى که نه تجارت و نه داد و ستدى آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زکات به خود مشغول نمى دارد و از روزى که دلها و دیده ها در آن زیرورو مى شود مى هراسند
ایه ۳۷ سوره نور
(بر این اساس تجارت و داد وستد حلال و مشروع و پسندیده نزد خداوند است و آنچه پسندیده نیست آن است که مال و ثروت انسان را از یاد خدا باز ندارد)
آیه:
و با آنچه خدایت داده سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنیا فراموش مکن ...
آیه ۷۷ سوره قصص
( به بیان ساده تر : دنیا و آخرت را باهمداشته باش!)
آیه:
نیکوکارى آن نیست که روى خود را به سوى مشرق و یا مغرب بگردانید بلکه نیکى آن است که کسى به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب اسمانی و پیامبران ایمان آورد و مال را با وجود دوست داشتنش به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راهماندگان و گدایان و در [راه آزاد کردن بندگان بدهد و نماز را برپاى دارد و زکات را بدهد و آنان که چون عهد بندند به عهد خود وفادارانند و در سختى و زیان و به هنگام جنگ شکیبایانند آنانند کسانى که راست گفته اند و آنان همان پرهیزگارانند
آیه ۱۷۷ سوره بقره
(اگر کسی تجارت و کاسبی نکند ، کشاورزی و دامداری نکند ،به صنعتگری نپردازد چگونه می تواند مال و ثروتی داشته باشد که با آن به یتیمان و فقیران و درملندگان و گرفتاران کمک کند؟پس تجارت و کسب وکاسبی نه تنها منفور نزد خدا نیست بلکه پسندیده و نیکو نیز هست.)
آیه:
نماز را به پا دارید و زکات را بدهید و هر گونه نیکى که براى خویش از پیش فرستید آن را نزد خدا باز خواهید یافت آرى خدا به آنچه مى کنید بیناست
آیه ۱۱۰ سوره بقرهو نماز را به پا دارید و زکات را بدهید و هر گونه نیکى که براى خویش از پیش فرستید آن را نزد خدا باز خواهید یافت آرى خدا به آنچه مى کنید بیناست
ایه ۱۱۰ سوره بقره
(باید مالی بدست بیاید ، ثروتی حاصل شود که زکاتش داده شود. انسان فقیر و بی چیز که نمی تولند زکات بد هد. پس باز تجارت و کسب و کاسبی باید بر قرار باشد تا زکات مال داده شود.)آیه:
همان کسانى که چون در زمین به آنان توانایى دهیم نماز برپا مى دارند و زکات مى دهند و به کارهاى پسندیده وامى دارند و از کارهاى ناپسند باز مى دارند و فرجام همه کارها از آن خداست
آیه ۴۱ سوره حج
(توانایی برای دادن زکات مقدمه اصلی دارد و آن کسب مال است.)
آیه:
ای پیامبر بگو زیورهایى را که خدا براى بندگانش پدید آورده و روزیهاى پاکیزه را چه کسى حرام گردانیده؟ بگو این نعمتها در زندگى دنیا براى کسانى است که ایمان آورده اند و روز قیامتنیز خاص آنان مى باشد این گونه آیات را براى گروهى که مى دانند به روشنى بیان مى کنیم
آیه ۳۲ سوره اعرافاخطار
اى کسانى که ایمان آورده اید بسیارى از دانشمندان یهود و راهبان اموال مردم را به ناروا مى خورند و آنان از راه خدا باز مى دارند و کسانى که زر و سیم را گنجینه مى کنند و آن را در راه خدا هزینه نمى کنند ایشان را از عذابى دردناک خبر ده
آیه ۳۴ سوره انعام
(بنابر این آیه مال اندوزی ، طلا اندوزی ، نقره اندوزی بدون آن که کمکی به نیازمندان شود بدون آن که حقی برای مسکینان در نطر گرفته شود مطرود دربار خداوندی است و جزاء قیامتی دارد)
ادامه از نوشتار پیشین
انجیل عهد عتیق سفر پیدایش
باب ۱۲ : وعده خداوند به ابر اهیم
(۱خداوند به ابرام گفت: «از ولایت خود، و از مولد خویش و از خانه پدر خود بسوی زمینی که به تو نشان دهم بیرون شو،
۲و از تو امتی عظیم پیدا کنم و تو را برکت دهم، و نام تو را بزرگ سازم، و تو برکت خواهی بود.
۳و برکت دهم به آنانی که تو را مبارک خوانند، و لعنت کنم به آنکه تو را ملعون خواند. و از تو جمیع قبایل جهان برکت خواهند یافت.»
۴پس ابرام، چنانکه خداوند بدو فرموده بود، روانه شد. و لوط همراه وی رفت. و ابرام هفتاد و پنج ساله بود، هنگامی که از حَرّان بیرون آمد.
۵و ابرام زن خود سارای، و برادرزاده خود لوط، و همه اموال اندوخته خود را با اشخاصی که در حران پیدا کرده بودند، برداشته، به عزیمت زمین کنعان بیرون شدند، و به زمین کنعان داخل شدند.
۶و ابرام در زمین میگشت تا مکان شکیم تا بلوطستان موره. و در آن وقت کنعانیان در آن زمین بودند.
۷و خداوند بر اَبرام ظاهر شده، گفت: «به ذریت تو این زمین را میبخشم.» و در آنجا مذبحی برای خداوند که بر وی ظاهر شد، بنا نمود.
۸پس، از آنجا به کوهی که به شرقی بیتئیل است، کوچ کرده، خیمه خود را برپا نمود. و بیتئیل بطرف غربی و عای بطرف شرقی آن بود. و در آنجا مذبحی برای خداوند بنا نمود و نام یهوه را خواند.
۹و ابرام طی مراحل و منازل کرده، به سمت جنوب کوچید.
فرود آمدن ابرام به مصر
۱۰و قحطی در آن زمین شد، و ابرام به مصر فرود آمد تا در آنجا بسر برد، زیرا که قحط در زمین شدت میکرد.
۱۱و واقع شد که چون نزدیک به ورود مصر شد، به زن خود سارای گفت: «اینک میدانم که تو زن نیکومنظر هستی.
۱۲همانا چون اهل مصر تو را بینند، گویند: "این زوجه اوست." پس مرا بکشند و تو را زنده نگاه دارند.
۱۳پس بگو که تو خواهر من هستی تا به خاطر تو برای من خیریت شود و جانم بسبب تو زنده ماند.»
۱۴و به مجرد ورود ابرام به مصر، اهل مصر آن زن را دیدند که بسیار خوشمنظر است.
۱۵و امرای فرعون او را دیدند، و او را در حضور فرعون ستودند. پس وی را به خانه فرعون در آوردند.
۱۶و بخاطر وی با ابرام احسان نمود، و او صاحب میشها و گاوان و حماران و غلامان و کنیزان و مادهالاغان و شتران شد.
۱۷و خداوند فرعون و اهل خانه او را بسبب سارای، زوجه ابرام به بلایای سخت مبتلا ساخت.
۱۸و فرعون ابرام را خوانده، گفت: «این چیست که به من کردی؟ چرا مرا خبر ندادی که او زوجه توست؟
۱۹چرا گفتی: او خواهر منست، که او را به زنی گرفتم؟ و الان، اینک زوجه تو. او را برداشته، روانه شو!»
۲۰آنگاه فرعون در خصوص وی، کسان خود را امر فرمود تا او را با زوجهاش و تمام مایملکش روانه نمودند.
ادامه دارد