سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر
سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر

پاسخ به یک شبهه در مورد قرآن: آیا وجود گزاره کاذب و نادرست در متن کلام وحیانیِ برحق یعنی وحی الهی ، ممکن است؟

پاسخ به یک شبهه در مورد قرآن

آیا وجود گزاره کاذب و نادرست  در متن کلام وحیانیِ برحق یعنی وحی الهی ، ممکن است؟

 

 "در مقام تبیین وجود یک گزاره کاذب در متن کلام وحیانی (به فرض آنکه چنان گزاره کاذبی در کلام وحی وجود داشته باشد) فرد دست کم با سه نظریه تبیین گر رقیب روبرو است: 

(۱) آن گزاره "خطاً است؛

 (۲) آن گزاره "دروغ" است؛ 

(۳) آن گزاره، دست کم در زمینه عصر تنزیل وحی، بستر مناسب تری برای فهم و پذیرش مراد اصلی فرستنده پیام فراهم می‌آورده‌است.

 از منظر فرد مؤمنی که خداوند را عالم مطلق، قادر مطلق، و خیر محض می‌داند، گزینه سوّم با اقتضای منطق و ایمان، هردو، سازگار است، و مؤمن خردورز می‌تواند به نحوی سازگار و خردپسند آن را بر دو گزینه بدیل ترجیح نهد.".

از نظرات دکتر آرش نراقی

پاسخ و توضیح

اصولا  همه ادیان الهی بر اساس چندین  اصل مهم و بنیادی قرار دارند که غیر قابل تغییرند .  قرآن بطور کامل و واضح به این اصلها اشاره و بر آنها تاکید کرده است، مانند:

 وجود خدای یکتا، بی همتا، بی زوال ، قادر ، عالم ، ناظر،

و این که پیامبر ان رسالتشان الهی بوده است، 

جهان هدفمند است، 

جهان آخرت وحود دارد،

 خطا ها و گناهان شخصی که فقط به خود شخص مربوطند با ترک آنان  و انجام کارهای نیک قابل بخشش اند، 

خطاها ی متعدی مانتد ظلم ، دروغگویی ، خیانت ، گرانفروشی، احتکار، اختلاس به استثناء کشتن بیگناهان در صورتی که کاملا جبران شوند و مظلومان مورد تعدی رضایت کامل پیدا کنند قابل بخشش اند و اگر چنین رضایتی حاصل نگردد حتما انسان در نزد خداوند مسئول است،

عبادتهای خواسته شده در متن دین وحیانی باید عمل شوند ،

 کار نیک از شرایط اصلی دینداری است،  و مانند اینها...،

اصولا  انکار این اصلها به منزله نقص در دین است و در سر تاسر قرآن این اصلها بطور مکرر مورد تاکید قرار گرفته و هرگز  تفاوت  زمانی در  در آنها لحاظ نشده و نمی  گیرد و از ابتدای شروع دین اسلام و تا آخرین روز حیات پیامبر و تا اخرین وحی الهی همان گونه بوده است و برای همیشه همین گونه خواهد بود.


بنابر این در متن وحیانی و الهی گزاره کاذب وجود ندارد، منتهی در کتاب الهی مانند قرآن آیاتی وجود دارند که از لحاظ تاریخی به دوران شکل گیری دین اسلام و زمان حیات خود پیامبر اسلام مربوط می شوند که ربطی به زمان فعلی و زمانها ی بعد ندارد.

 برای مثال  فتح مکه که مژده آن به مسلمانان در مدینه داده شده بود به همان زمان باز می گردد. چرا که امروزه مکه در دست مسلمانان است. 

یا این که در آیاتی گفته شده اگر مشرکان خواستند به مسجد الحرام حمله کنند شما می توانید با آنان بجنگید که باز این به دوران صدر اسلام باز می گردد و ارتباطی با عصر حاضر ندارد.


 

۱۰۰۰ آیه از قرآن : استهزاء پیامبران به کجا انجامید؟


۱۰۰۰ آیه از قرآن

استهزاء پیامبران به کجا انجامید؟


"• در مورد اهانت به پیامبر اسلام:

 «آیا هر بار که کسی از آزادی بیان سوء استفاده می‌کند، اهل ایمان باید کاروبار خود را رها کنند، به خیابان‌ها بریزند و آشوب به پا کنند؟ فرد صاحب ایمان در رویارویی با امور ناگوار و ناپسند است که باید ادب و شکیبایی خود را نشان دهد. بنیادگرایان مذهبی، بقا و منافع خود را در آشوب و خشونت می‌جویند. آزادی بیان چندان مهم است که ما باید سوء استفاده از آن را، هر چقدر هم که دل‌آزار باشد، به عنوان شرّی لازم بپذیریم. دولت‌ها حق ندارند در این گونه مسائل دخالت کنند.»اهانت نوعی خشونت زبانی برای تحقیر و خوارداشت دیگری است و تحت هر شرایطی عملی زشت و نکوهیده‌است و اگر هم برخی روحهای بیمار را تشفی می‌دهد فضل و هنری برای آن نیست. به نظرم درست آن است که به جای تکریم و تقدیس اهانت، در تحدید حدود مصادیق اهانت و نیز به رسمیت شناختن «حق اهانت» بکوشیم. «حق اهانت» مصداق «حق ناحق» بودن است. یعنی ما اهانت را نسبت به هرکس و هر باوری ناحق و ناروا می‌دانیم، اما معتقدیم که نباید برای جلوگیری از اهانت کنندگان به زور و خشونت متوسل شد. به بیان دیگر، عمل ایشان را تقبیح می‌کنیم بی‌آنکه مکلف باشیم ایشان را با توسل به زور (خواه قانونی و خواه فراقانونی) از آن کار بازبداریم

بخشی از سخنرانی مجتهد شبستری"(فقط جهت اشاره به موضوع اهانت  به پیامبر نقل شد )

سابقه ریشخند کردن پیامبران

خداوند در قرآن آیات متعددی را ذکر می کند که در آنها به سابقه ریشخند کردن ، تمسخر کردن، شعر های هجو گونه ساختن ، مضمون کوک کردن در باره پیامبران اشاره شده است. قرآن می گوید ما هر پیامبری را فرستادیم از همان آغاز اکثریت مردم با آنان همراهی کردند در کنار آنان سعی و کوشش و مبارزه کردند. و از همان آغاز یک گروه اقلیت که قرآن آنان را " مترفین" نامیده با پیامبران مبارزه کرده و آنان را استهزاء می کردند. معنی واژه مترفین در زبان عربی" ثروتمندان بی درد " می باشد.
به آیات زیر توجه می کنیم:

آیات قرآنی
و به یقین پیش از تو نیز در گروههاى پیشینیان   پیامبری فرستادیم (۱۰)

و هیچ پیامبرى برایشان نیامد جز آنکه او را به مسخره مى‏ گرفتند (۱۱

بدین گونه آن استهزاء را در دل بزهکاران راه مى‏ دهیم (۱۲)
که به او ایمان نمى ‏آورند و راه  رسم پیشینیان پیوسته چنین بوده است (۱۳)
سوره حجر

ما ریشخند کنندگان را از تو برطرف خواهیم کرد (۹۵)
همانان که با خدا معبودى دیگر قرار مى‏ دهند پس به زودى [حقیقت را] خواهند دانست (۹۶)و قطعا مى‏ دانیم که سینه تو از آنچه مى‏ گویند تنگ مى ‏شد(۹۷)
پس با ستایش پروردگارت تسبیح گوى و از سجده‏ کنندگان باش (۹۸)
و پروردگارت را پرستش کن تا اینکه حقیقت  تو  را فرا رسد (۹۹)
سو ره حجر

و مسلما پیامبران پیش از تو نیز مورد ریشخند قرار گرفتند پس کسانى که آنان را مسخره میکردند سزای آنچه که آن را به ریشخند مى‏ گرفتند گریبانگیرشان شد (۴۱)
سوره انبیاء

و پیش از تو پیامبرانى به استهزا گرفته شدند پس آنچه را ریشخند میکردند گریبانگیر ریشخندکنندگان ایشان گردید (۱۰)

سوره انعام

نتیجه:
آن که ریشخندکنندگان پیامبران و خدا گروه اقلیتی  بودند که منافع آنها با شروع و انتشار نهضت پیامبر ان الهی به خطر می افتاده است حقیقتی روشن وبدیهی است

. بر ای آنان  منفعت و سود و ثروت و مقام مهم بوده است. پس واضح است که وقتی منافع آنان در خطر باشد چون از راه عقلانیت و تسخیر روح بشری نمی توانستند  اقدام کنند. ناچار مسخره می کنند. شعرهای هجو می سازند.

 امروز نیز همان گونه است . جوک می سازند. کاریکاتور می کشند ، کتاب های داستانی هجو آمیز می نویسند، فیلم می سازند . حق هم دارند ! چون ارکان وجودی آنان به لرزه در آمده بود ه است . احساس می کنند پایان نزدیک است. تاریخ را که نمی توانند انکار کنند. حتی تاریخ سازی جعلی هم می کنند ولی حقیقت بزودی آشکار می شود.

 

در سه ده اخیر

بعنوان نمونه در سه دهه اخیر در مطبوعات و جامعه های باصطلاح روشنفکری غربی به اسلام و تفکر  شیعی  حمله های کاریکاتوری، فیلمنامه ، کتابنامه کمدی صورت گرفته است.

 ولی ناگهان در میان درگاه شیطانی کسانی پیداشدند که از اسلام و قرآن و شیعه  فاع جانانه و علمی تردند. افرادی ما نند پرفسور مونتگمری وات بر کتاب بلاشر در مورد قرآن مقدمه ای نوشت که ترجمه شده است. این دانشمند محقق کاری را صورت داد که پاسخ استهزاء ها و کاریکاتور ساختن های مترفین یعنی ثروتمندان بی درد غربی را داد،

 بلاشر  یک پژوهشگر فرانسوی مقدمه ای بر ترجمه قرآن به زبان فرانسه نوشت و در آن از لحاظ تاریخی و جمع آو ری قرآن اشکالاتی را وارد ساخت. ولی بلافاصله محقق بلند پایه پرفسور مونتگمری وات کتابهای محمد در مکه ، محمد در مدینه ،نقش  اسلام در تمدن اروپا، و مقدمه بر مقدمه بلاشر بر قرآن نوشت و توضیحات بسیار جالبی در این ارتباط ارایه  داد. 

برای آنکه بدانیم این دانشمند که خود مسیحی است چه کرده است  نقل قولهایی را از دیگر محققان اروپایی می آورم:

"مونتگمری وات اعتقاد داشت که قرآن همانند کتاب مقدس وحی الهی بوده البته برای زمان و مکان خود !...  از مصاحبه با او "

"کتب او تأکید زیادی بر تعهد محمد به عدالت اجتماعی دارد؛ وات محمد را مانند پیامبران عهد عتیق می‌دید که آمده بود تا معاملات عادلانه و اعتقاد به وحدانیت خدا را در بین اعرابی، که این موضوعات برای آن‌ها مفاهیمشان را از دست داده بود، احیا کند. از دید بسیاری از مسلمانان این قدر و منزلت کافی برای محمد نیست، ولی این یک شروع است. رک بگویم برای یک مسیحی گفتن هرچیز مثبتی دربارهٔ دینی مانند اسلام که پس از دین او آمده کار سختی است زیرا آن‌ها این‌گونه بزرگ شده‌اند که باور داشته باشند دین آن‌ها تمامی چیزهایی که برای رستگاری نیاز است را داراست، و مشابهاً برای مسلمانان سخت است که با این حقیقت مواجه شوند که مسیحیان با این دیدگاه که مسیحیت تنها ایستگاهی در مسیر اسلام، دین آخر، است ترغیب نمی‌شوند."
مارتین فوروارد اسلام شناس معروف

 

به گفته شارلت آلفرد، گزارش گری برای مجله‌ای که وات آن را در دانشکده اش تأسیس کرد:

"دیدگاه‌های او دربارهٔ اسلام و مسیحیت گهگاه مجادله‌آمیز بوده‌است. او هم قرآن و هم کتاب مقدس را خطاپذیر می‌داند ولی در عین حال هر دو را وحی الهی می‌داند. او اعتقاد داشت که مسلمانان و مسیحیان چیزهای زیادی دارند که به همدیگر آموزش دهند. در مورد تجربه شخصی خودش این را بیان می‌کند که بررسی اسلام او را از یکتایی خداوند عمیق کرده‌است.

کتاب دیگر مونتتگمری وات این استاد عالیرتبه دانشگاه ادینبورگ  تحت عنوان " تأثیر اسلام بر اروپای قرون وسطی (The Influence Of Islam On Medieval Europe)  by William Montgomery Watt)  تفکر غرب را نسبت به مسلمانان تغییر داد.
 

اخیرا دو پژوهشگر یکی خانم دکتر ارزینا لالانی که خود یهودی است کتابها و  مقالات متعدد و پژوهشگر یهودی دیگری بنام پرفسور ا تان گلبرگ مقالات و کتابهای  متعددی  با دید مثبت در باره اسلام و شیعه از جمله کتابی در باره امام پنجم شیعیان نوشته  و در باره اقدامات ارزنده  این بزرگوار را در توجیه نقش امامت و این که امام الهی چه کسی می تواند  باشد  توضیحاتی بسیار جالب داده که مهم ترین آن این است  :

امام الهی ، پیشوای الهی که مورد نظر و عنایت خاص خداوند است،پرهیزگارترین،  پاکدامن ترین، زاهد ترین ، و عالم ترین انسان دردین الهی است که بر روی کره زمین زندگی می کند.
با این تعریف همه آنانی که از این تعریف بدورند و در این محدوده  نمی گنجند از فهرست امامت و پیشوایی الهی خارج شده   و تنها یک نفر باقی می ماند و آن امام حقیقی است. به گفته دکتر لالانی این تعریف که از سوی امام پنجم شیعیان ارایه شد فضا ی دین را ازامامانی که دارای شرایط فوق نبودند پاکسازی نمود."

 

کاریکاتور کشی

ازسوی دیگری کاریکارتور کشی ، جوک ساختن ، هجو کردن در اغلب موارد از سوی کسی سر می زند که کاری از دستش ساخته نیست. یعنی یا علم و دانش  و شهرت و سیطره روحی و علمی  وقدرت طرف مقابل ، کاریکاتور کش را در  پرده محاق فروبرده که در مورد پیامبران الهی همین  گونه است و مخالفین در درخشش نور معنویت آنان ذوب می شوند و بنابر  این  راهی جز کاریکاتورکشی بر ایشان باقی نمی ماند. چون اگر او حرف حسابی داشت که کاریکا تور نمی کشید.
 

نکته ۱: البته این روزها کاریکاتور کش هایی مانند چارلی هبدو که توسط سرویس های اطلاعاتی موساد و سیا و با همکاری بخش صهیونیسم در فرانسه هدایت می شود که این بخش آخری بر  تمام ارکان فرانسه حکومت و سیطره دارد  مقوله جداگانه اند .

این چارلی هبدو سالها  فقط و فقط  از  عملکرد حکومت فرانسه به میزان ۹۸ در صد بصورت کاریکاتوری انتقاد می کرد و ۲ درصد نیز به کشیدن کاریکاتور از مسیح و استهزاء دین مسیح مشغول بود و البته نه از موسی پیامبر  قطعا می دانید که چرا! !تا این که دولت فرانسه دموکراتیک و ازادیخواه و طرفدار انتقاد فرانسه چارلی هبدو را بخاطر انتقاد از دولت فرانسه به مدت دوسال چارلی هبدو تعطیل نمود .
احتمالا شرط باز نمودن مجدد این شد که از پیامبر اسلام و از مسیح کاریکاتور بکشند و با دولت و حکومت طرفدار دموکراسی فرانسه کاری نداشته باشند.

نکته ۲:
چند ماه پیش مجله اشپیگل یکی از معر و فترین کاریکاتوریست های خود را که حدود هفتاد سال سن داشت و سی و چند  سال سابقه کار برای این مجله داشت ناگهان  بخاطر کشیدن کاریکاتوری از نتان یاهو بر ای همیشه اخراج نمود.

 بنظر من این می تواند مقابله به مثل  مناسبی در قبال کشیدن کاریکا تورهای چارلی هبدو باشد. به این صورت که       کاریکا توریست های مسلمان نیز کاریکاتوری از چهره های محبوب مثلا مردم فر انسه   مثلا ژاندارک  بکشند . چطور است؟ چه مزه ای می دهد؟  مگر دموکراسی نیست ؟ مگر ازادی بیان نیست؟ مگر قلم و مطبوعات ازاد نیستند.  خوب این طرفیها هم می توانند کاریکاتور بکشند و شاید بهتر و جالبتر هم بکشند.

ادامه دارد...

سوره بقره آیات ۲۴۶ تا ۲۵۳: نافرمانی بنی اسرائیل، راز سر به مهر تابوت سکینه موسی پیامبر


-سوره بقره ۸۶ امین سوره بر حسب تاریخ نزول

-مطالبی که نخستین بار توسط قرآن مطرح شدند


بنی اسرائیل فرمان خدا را اجرا نکردند

"آیا ندیدی آن گروه بنی اسراییل را که پس از وفات موسی از پیغمبر وقت خود تقاضا کردند که پادشاهی برای ما برانگیز تا در راه خدا جهاد کنیم؛ پیغمبر آن‌ها گفت: اگر جهاد فرض شود مبادا به جنگ قیام نکرده، نافرمانی کنید! گفتند: چگونه شود که ما به جنگ نرویم در صورتی که  ما و فرزندان ما را  از دیارمان بیرون کردند؟! پس چون  جهاد مقرّر گردید به جز اندکی همه روی گردانیدند، و خدا از کردار ستمکاران آگاه است. (۲۴۶)

ایرادات بنی اسرائیلی
پیغمبرشان به آن‌ها گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما برانگیخت. گفتند که از کجا او را بر ما بزرگی و شاهی رواست در صورتی که ما به پادشاهی شایسته‌تر از اوییم و او را مال فراوان نیست. رسول گفت: خداوند او را برگزیده و در دانش و توانایی و قوت جسم فزونی بخشیده، و خدا ملک خود را به هر که خواهد بخشد، که خدا به حقیقت توانگر و داناست. (۲۴۷)

تابوت سکینه  دوران سلیمان و موسی وراز سر به مهر آن 
پیغمبرشان به آن‌ها گفت که نشانه پادشاهی او این است که تابوتی که در آن سکینه خدا و الواح بازمانده از خانواده موسی و هارون است و فرشتگانش به دوش برند برای شما می‌آید، که در آن برای شما حجتی است روشن اگر اهل ایمان باشید. (۲۴۸)

آزمایش خدا یی
پس هنگامی که طالوت لشکر کشید، سپاه خود را گفت: خدا شما را به نهر آبی آزمایش کند، هر که از آن بیاشامد از من و هم‌آیین من نیست، و هر که هیچ نیاشامد یا کفی بیش برنگیرد از من و هم‌آیین من خواهد بود. پس همه سپاهش آشامیدند به جز عده قلیلی از آن‌ها. و چون طالوت و سپاه مؤمنش از نهر گذشتند  گفتند: ما را تاب مقاومت جالوت و سپاه او نخواهد بود. آنان که به لقاء رحمت خدا و ثواب آخرت معتقد بودند گفتند: چه بسیار شده که گروهی اندک به یاری خدا بر سپاهی بسیار غالب آمده، و خدا با صابران است. (۲۴۹)

و چون آن‌ها در میدان مبارزه جالوت و لشکریان او آمدند گفتند: پروردگارا، به ما صبر و استواری بخش و ما را ثابت‌قدم دار و بر شکست کافران یاری فرما. (۲۵۰)

پس به یاری خدا کافران را شکست دادند و داود  امیر آن‌ها جالوت را کشت و خدایش پادشاهی و فرزانگی عطا فرمود و از آن‌چه می‌خواست بدو بیاموخت. و اگر خدا برخی مردم را در مقابل بعضی دیگر بر نمی‌انگیخت فساد روی زمین را فرا می‌گرفت، و لیکن خدا، خداوند فضل و کرم بر همه اهل عالم است. (۲۵۱)

ای پیامبر تو از جمله پیامبران مرسل هستی
این آیات خداست که به راستی بر تو می‌خوانیم و همانا تو از جمله پیغمبران مرسل
هستی. (۲۵۲)

این پیغمبران را برخی بر بعضی برتری و فضیلت دادیم، بعضی را خدا با او سخن گفته و بعضی را رفعت مقام داده، و عیسی پسر مریم را معجزات آشکار دادیم و او را به روح‌القدس نیرو بخشیدیم، و اگر خدا می‌خواست پس از فرستادن پیامبران و معجزات آشکار، مردم با یکدیگر در مقام خصومت و قتال بر نمی‌آمدند، ولیکن آنان بر خلاف و دشمنی با هم برخاستند، برخی ایمان آورده و بعضی کافر شدند، و اگر خدا می‌خواست با هم بر سر جنگ نبودند، و لیکن خدا هر چه مشیّتش قرار گیرد خواهد کرد. (۲۵۳)

آیات ۲۴۶ تا ۲۵۳ سوره بقره ادامه دارد.

۱۰۰۰ ایه از قرآن: افسانه قرآن رویا های پیامبر ی است: و معصوم بودن پیامبر ان


۱۰۰۰ ایه از قرآن 


افسانه  قرآن رویا های پیامبر ی است

و

معصوم بودن پیامبر ان

قران:

( و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده میشود، کسانی که ایمان به لقای ما و روز رستاخیز باور ندارند میگویند: قرآنی غیر از این بیاور، یا آن را تبدیل کن! و تو ای پیامبر بگو: من حق ندارم که از پیش خود آن را تغییر دهم. فقط از چیزی که بر من وحی میشود، پیروی میکنم! من اگر پروردگارم را نافرمانی کنم، از مجازات روز بزرگ میترسم!)
۸۲   سوره نساء 

( آیا در قرآن از روی فکر و تأمل نمی نگرند تا بر آن ها ثابت شود که وحی خداست و اگر از جانب غیر خدا بود در آن اختلاف بسیار می یافتند.)
۲۲ سوره حج

چند پرسش:

 

-آیا کتاب آسمانی وحی الهی است و یا پیامبر دیدگاه خود را بصورت کتاب الهی و دین ارائه کرده است؟
-آیا  قرآن دیدگاه های خود پیامبر اسلام از خدا و جهان است و او جهان را اینطوری دیده و  در قالب کتابی و نوشتاری بنام قرآن تفسیر کرده است؟

آیا پیامبران معصوم هستند؟

پاسخ 

پاسخ به این پرسش دقیقا به این نکته ارتباط دارد که پرسش کننده از چه نوع اعتقاد و باوری در ارتباط با موضوع پیامبری بر خوردار است:
۱آیا بوجود خداوند خالق باور دارد؟

اگر او بوجود خداوند اعتقاد دار د  خدای او چه نوع خدایی است؟  آیا او خدایی است  که بشر را خلق کرده و دیگر کاری به کار او نداردو انسان باید خودش راهش را بیابد؟

چنین شخصی بطور حتم به وجود پیامبر ان الهی باور ندارد. بنابر این او نباید در مورد  این که قرآن کتاب            و حیانی است و یا رویاهای پیامبری است  اعتراضی بکند،   و یا این که در خطا بودن و یا صحیح بودن گزاره های و حیانی تردید کند. چون او بلیطش یکسره است و اصلا اصل نبوت و پیامبر ی را قبول ندارد.پس به وحی نیز معتقد نیست. اگر به خداوند هم باور نداشته باشد که دیگر از این قلمرو کلا خارج است.

اما اگر کسی اصل پیامبری را قبول دارد و باور دارد که خداوند خالق حکیم، عالم، خبیر، بصیر است و جهان را هدفمند آفریده و ضمن خلق انسان  ، فکری هم برای هدایت او کرده و پیامبر ان ر ا مبعوث نموده و بساط وحی را بر پا کرده است، او نباید این گونه فکر کند.

 زیرا تصور کنید که این انسانی که به خدا - پیامبر باور دارد، بیاید و پیامبر مورد قبول خود را رویا بین ، مردد ، دمی خطا کار ، دمی پاک و منزه بداند .

 یا این که او را بشری بداند که طی جریان زندگی دیدگاه هایی داشته و این دید گاه ها را بصورت کتابی عرضه کرده است.

در اینجاست که  پرسش مهمی مطرح می شود و آن این  که این آقای پیامبر چه تفاوتی با دیگران دارد؟ 

چرا باید به کسی که رویاهای خود را بعنوان وحی الهی معر فی می کند باور داشت؟

چرا باید دمی خطا کار و دمی منزه و درستکار را بعنوان پیشوا و مرشد دینی پذیر فت؟ 


پس در نتیجه بر می گردیم به آن اصل که می گوید : 

اگر کسی به صحت  اصل وحی و لزوم ارسال پیامبران باوردارد قطعا نیز معتقد است که  : پیامبر الهی آورنده وحی الهی است که  مجموعه و حیانی مصون از خطاست و کتاب آسمانی کلام الهی است که بر پیامبر نازل شدهاست.

 هم چنین اگر او از جانب خداوند قادر ، آگاه ، بصیر، بینا و همه جا حاضر و از همه چیز آگاه است پس او فقط وحی الهی را در قالب کتاب آسمانی به بشر اعلام کرده است. 

به بیان دیگر اگر قرار باشد ، اعتقاد به خداوند خالق یکتا و عالم بر همه چیز و اگاه از همه چیز و همه جا حاضر و همه جا ناظر و  عبادت این چنین خدایی، و دوری از گناهان ،و  ظلم نکردن، و قتل نکردن، و خیانت نکردن ، و دروغ نگفتن، و هدفمند بودن جهان، و اصل پاداش و جزا، و...رویا های انسانی باشند که در برهه ای از زمان بفروش رسیده و آنها را بیان کرده است دیگر موضوع وحی و پیامبری منتفی می شود.

پس باز بر می گردیم به مطالب  گفته شده در سطور فوق که اصل پیامبری الهی  و اصل قبول وحی می طلبد که پیامبر از جانب خدا باشد و کتابش تماما گزاره های و حیانی باشند.یعنی او رویا بین نبوده، سر هم بافی نکرده ، خیالات و مشکوکات را بهم نبافته  وتنها وحی الهی را در قالب کتاب خدا عرضه کرده است


آیا پیامبر معصوم است؟

بیایید پرسش را این طور مطرح کنیم: 
پیامبری ادعای پیامبری دارد و از دیگران می خواهد:
بی گناهان را نکشید، دزدی نکنید، دروغ نگویید، خیانت نکنید، زنا نکنید ، زندگی دیگران را به باد فنا ندهید، قضاوت ناحق نکنید، رشوه نگیرید، بت پرستی نکنید، فکر بد نکنید!

 و... آن وقت خود این پیامبر گهگاه بنابه طبع انسانی یا هر چه که بشود اسمش را گذاشت همین کار ها را انجام دهد . 

آیا چنین شخصیتی می تواند سفیر و پیام آور از جانب خدای خالق یکتا و آگاه  باشد؟

 و اصلا آیا او می تواند از مردمان چنین چیزهایی را بخواهد ولی خودش گهگاه همین خطا ها را مرتکب شود؟

مسلما که نمی تواند.!

پس  پذیرش اصل لزوم بعثت پیامبر ان از طرف خداوند  ما را به پذیرش این حکم سوق می دهد که پیامبر باید انجام دهنده نادرستی هایی نباشد که خود از پیروانش می خواهد از آنان دوری کند و این همان عصمت پیامبری  است.


از کتاب اشعیاء نبی پیشگوئی های اشعیاء : دعاهای شما را نمی پذیرم چون دستهایتان پرخون است


از کتاب اشعیاء نبی

پیشگوئی های اشعیاء 


هنگامی که دستهای خود را دراز میکنید، چشمان خود را از شما خواهم پوشانید و چون دعای بسیار میکنید،

 اجابت نخواهم نمود زیرا که دستهای شما پر از خون است.

خویشتن را شسته، طاهر نمایید وبدی اعمال خویش را از نظر من دور کرده، از شرارت دست بردارید.

نیکوکاری را بیاموزید وانصاف را بطلبید. مظلومان را رهایی دهید، یتیمان را دادرسی کنید و بیوه زنان را حمایت نمایید. 

خداوند میگوید: «بیایید تا با همدیگر محاجه نماییم. اگر گناهان شما مثل ارغوان باشد  اگر خواهش شما  مانند برف سفید  و اگر مثل قرمز سرخ باشد، مانند پشم خواهد شد.

اما اگر ابا نموده، تمرد کنید، شمشیر  شما را خواهد خورد و اگر  اطاعت نمایید، نیکویی زمین را خواهید خورد زیرا که دهان خداوند چنین میگوید. 

شهر امین چگونه زانیه شده است. آنکه از انصاف مملو می بود و عدالت در وی سکونت میداشت، 

اما حال قاتلان.در آن هستند  و نقره تو به درد مبدل شده، و شراب تو از آب ممزوج گشته است. 

سروران تو متمرد شده و رفیق دزدان گردیده، هریک از ایشان رشوه را دوست میدارند و درپی هدایا میروند. یتیمان را دادرسی نمی نمایند و دعوی بیوه زنان نزد ایشان نمی رسد.

بنابراین،خداوند یهوه صبایوت، قدیر اسرائیل میگوید: «هان من از خصمان خود استراحت خواهم یافت و

و دست خود را بر تو برگردانیده، درد تو را بالکل پاک    از دشمنان خویش انتقام خواهم کشید.

و داوران تو را مثل اول  خواهم کرد و مشیران تو را مثل  ابتدا بردخواهم گردانید ، و تمامی کثافتت را دور خواهم ساخت.

ابتدا خواهم برگردانید و بعد از آن، به شهر عدالت و قریه امین مسمی' خواهی شد.» 

صهیون به انصاف  و هلاکت فدیه داده خواهد شد و انابت کنندگانش به عدالت. 

عاصیان و گناهکاران با هم خواهد شد و آنانی که خداوند را ترک نمایند، نابود خواهند گردید.

زیرا ایشان از درختان بلوطی که شما خواسته بودید خجل خواهند شد و از باغاتی که شما

برگزیده بودید رسوا خواهند گردید.

زیرا شما مثل بلوطی که برگش پژمرده و مانند باغی که آب نداشته باشد خواهید شد.

و مرد زورآور پرزه کتان و عملش شعله خواهد شد و هردوی

آنها با هم سوخته خواهند گردید و خاموش کنندهای نخواهد بود.

ادامه دارد...