سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر
سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر

۱۰۰۰ آیه از قرآن : استهزاء پیامبران به کجا انجامید؟


۱۰۰۰ آیه از قرآن

استهزاء پیامبران به کجا انجامید؟


"• در مورد اهانت به پیامبر اسلام:

 «آیا هر بار که کسی از آزادی بیان سوء استفاده می‌کند، اهل ایمان باید کاروبار خود را رها کنند، به خیابان‌ها بریزند و آشوب به پا کنند؟ فرد صاحب ایمان در رویارویی با امور ناگوار و ناپسند است که باید ادب و شکیبایی خود را نشان دهد. بنیادگرایان مذهبی، بقا و منافع خود را در آشوب و خشونت می‌جویند. آزادی بیان چندان مهم است که ما باید سوء استفاده از آن را، هر چقدر هم که دل‌آزار باشد، به عنوان شرّی لازم بپذیریم. دولت‌ها حق ندارند در این گونه مسائل دخالت کنند.»اهانت نوعی خشونت زبانی برای تحقیر و خوارداشت دیگری است و تحت هر شرایطی عملی زشت و نکوهیده‌است و اگر هم برخی روحهای بیمار را تشفی می‌دهد فضل و هنری برای آن نیست. به نظرم درست آن است که به جای تکریم و تقدیس اهانت، در تحدید حدود مصادیق اهانت و نیز به رسمیت شناختن «حق اهانت» بکوشیم. «حق اهانت» مصداق «حق ناحق» بودن است. یعنی ما اهانت را نسبت به هرکس و هر باوری ناحق و ناروا می‌دانیم، اما معتقدیم که نباید برای جلوگیری از اهانت کنندگان به زور و خشونت متوسل شد. به بیان دیگر، عمل ایشان را تقبیح می‌کنیم بی‌آنکه مکلف باشیم ایشان را با توسل به زور (خواه قانونی و خواه فراقانونی) از آن کار بازبداریم

بخشی از سخنرانی مجتهد شبستری"(فقط جهت اشاره به موضوع اهانت  به پیامبر نقل شد )

سابقه ریشخند کردن پیامبران

خداوند در قرآن آیات متعددی را ذکر می کند که در آنها به سابقه ریشخند کردن ، تمسخر کردن، شعر های هجو گونه ساختن ، مضمون کوک کردن در باره پیامبران اشاره شده است. قرآن می گوید ما هر پیامبری را فرستادیم از همان آغاز اکثریت مردم با آنان همراهی کردند در کنار آنان سعی و کوشش و مبارزه کردند. و از همان آغاز یک گروه اقلیت که قرآن آنان را " مترفین" نامیده با پیامبران مبارزه کرده و آنان را استهزاء می کردند. معنی واژه مترفین در زبان عربی" ثروتمندان بی درد " می باشد.
به آیات زیر توجه می کنیم:

آیات قرآنی
و به یقین پیش از تو نیز در گروههاى پیشینیان   پیامبری فرستادیم (۱۰)

و هیچ پیامبرى برایشان نیامد جز آنکه او را به مسخره مى‏ گرفتند (۱۱

بدین گونه آن استهزاء را در دل بزهکاران راه مى‏ دهیم (۱۲)
که به او ایمان نمى ‏آورند و راه  رسم پیشینیان پیوسته چنین بوده است (۱۳)
سوره حجر

ما ریشخند کنندگان را از تو برطرف خواهیم کرد (۹۵)
همانان که با خدا معبودى دیگر قرار مى‏ دهند پس به زودى [حقیقت را] خواهند دانست (۹۶)و قطعا مى‏ دانیم که سینه تو از آنچه مى‏ گویند تنگ مى ‏شد(۹۷)
پس با ستایش پروردگارت تسبیح گوى و از سجده‏ کنندگان باش (۹۸)
و پروردگارت را پرستش کن تا اینکه حقیقت  تو  را فرا رسد (۹۹)
سو ره حجر

و مسلما پیامبران پیش از تو نیز مورد ریشخند قرار گرفتند پس کسانى که آنان را مسخره میکردند سزای آنچه که آن را به ریشخند مى‏ گرفتند گریبانگیرشان شد (۴۱)
سوره انبیاء

و پیش از تو پیامبرانى به استهزا گرفته شدند پس آنچه را ریشخند میکردند گریبانگیر ریشخندکنندگان ایشان گردید (۱۰)

سوره انعام

نتیجه:
آن که ریشخندکنندگان پیامبران و خدا گروه اقلیتی  بودند که منافع آنها با شروع و انتشار نهضت پیامبر ان الهی به خطر می افتاده است حقیقتی روشن وبدیهی است

. بر ای آنان  منفعت و سود و ثروت و مقام مهم بوده است. پس واضح است که وقتی منافع آنان در خطر باشد چون از راه عقلانیت و تسخیر روح بشری نمی توانستند  اقدام کنند. ناچار مسخره می کنند. شعرهای هجو می سازند.

 امروز نیز همان گونه است . جوک می سازند. کاریکاتور می کشند ، کتاب های داستانی هجو آمیز می نویسند، فیلم می سازند . حق هم دارند ! چون ارکان وجودی آنان به لرزه در آمده بود ه است . احساس می کنند پایان نزدیک است. تاریخ را که نمی توانند انکار کنند. حتی تاریخ سازی جعلی هم می کنند ولی حقیقت بزودی آشکار می شود.

 

در سه ده اخیر

بعنوان نمونه در سه دهه اخیر در مطبوعات و جامعه های باصطلاح روشنفکری غربی به اسلام و تفکر  شیعی  حمله های کاریکاتوری، فیلمنامه ، کتابنامه کمدی صورت گرفته است.

 ولی ناگهان در میان درگاه شیطانی کسانی پیداشدند که از اسلام و قرآن و شیعه  فاع جانانه و علمی تردند. افرادی ما نند پرفسور مونتگمری وات بر کتاب بلاشر در مورد قرآن مقدمه ای نوشت که ترجمه شده است. این دانشمند محقق کاری را صورت داد که پاسخ استهزاء ها و کاریکاتور ساختن های مترفین یعنی ثروتمندان بی درد غربی را داد،

 بلاشر  یک پژوهشگر فرانسوی مقدمه ای بر ترجمه قرآن به زبان فرانسه نوشت و در آن از لحاظ تاریخی و جمع آو ری قرآن اشکالاتی را وارد ساخت. ولی بلافاصله محقق بلند پایه پرفسور مونتگمری وات کتابهای محمد در مکه ، محمد در مدینه ،نقش  اسلام در تمدن اروپا، و مقدمه بر مقدمه بلاشر بر قرآن نوشت و توضیحات بسیار جالبی در این ارتباط ارایه  داد. 

برای آنکه بدانیم این دانشمند که خود مسیحی است چه کرده است  نقل قولهایی را از دیگر محققان اروپایی می آورم:

"مونتگمری وات اعتقاد داشت که قرآن همانند کتاب مقدس وحی الهی بوده البته برای زمان و مکان خود !...  از مصاحبه با او "

"کتب او تأکید زیادی بر تعهد محمد به عدالت اجتماعی دارد؛ وات محمد را مانند پیامبران عهد عتیق می‌دید که آمده بود تا معاملات عادلانه و اعتقاد به وحدانیت خدا را در بین اعرابی، که این موضوعات برای آن‌ها مفاهیمشان را از دست داده بود، احیا کند. از دید بسیاری از مسلمانان این قدر و منزلت کافی برای محمد نیست، ولی این یک شروع است. رک بگویم برای یک مسیحی گفتن هرچیز مثبتی دربارهٔ دینی مانند اسلام که پس از دین او آمده کار سختی است زیرا آن‌ها این‌گونه بزرگ شده‌اند که باور داشته باشند دین آن‌ها تمامی چیزهایی که برای رستگاری نیاز است را داراست، و مشابهاً برای مسلمانان سخت است که با این حقیقت مواجه شوند که مسیحیان با این دیدگاه که مسیحیت تنها ایستگاهی در مسیر اسلام، دین آخر، است ترغیب نمی‌شوند."
مارتین فوروارد اسلام شناس معروف

 

به گفته شارلت آلفرد، گزارش گری برای مجله‌ای که وات آن را در دانشکده اش تأسیس کرد:

"دیدگاه‌های او دربارهٔ اسلام و مسیحیت گهگاه مجادله‌آمیز بوده‌است. او هم قرآن و هم کتاب مقدس را خطاپذیر می‌داند ولی در عین حال هر دو را وحی الهی می‌داند. او اعتقاد داشت که مسلمانان و مسیحیان چیزهای زیادی دارند که به همدیگر آموزش دهند. در مورد تجربه شخصی خودش این را بیان می‌کند که بررسی اسلام او را از یکتایی خداوند عمیق کرده‌است.

کتاب دیگر مونتتگمری وات این استاد عالیرتبه دانشگاه ادینبورگ  تحت عنوان " تأثیر اسلام بر اروپای قرون وسطی (The Influence Of Islam On Medieval Europe)  by William Montgomery Watt)  تفکر غرب را نسبت به مسلمانان تغییر داد.
 

اخیرا دو پژوهشگر یکی خانم دکتر ارزینا لالانی که خود یهودی است کتابها و  مقالات متعدد و پژوهشگر یهودی دیگری بنام پرفسور ا تان گلبرگ مقالات و کتابهای  متعددی  با دید مثبت در باره اسلام و شیعه از جمله کتابی در باره امام پنجم شیعیان نوشته  و در باره اقدامات ارزنده  این بزرگوار را در توجیه نقش امامت و این که امام الهی چه کسی می تواند  باشد  توضیحاتی بسیار جالب داده که مهم ترین آن این است  :

امام الهی ، پیشوای الهی که مورد نظر و عنایت خاص خداوند است،پرهیزگارترین،  پاکدامن ترین، زاهد ترین ، و عالم ترین انسان دردین الهی است که بر روی کره زمین زندگی می کند.
با این تعریف همه آنانی که از این تعریف بدورند و در این محدوده  نمی گنجند از فهرست امامت و پیشوایی الهی خارج شده   و تنها یک نفر باقی می ماند و آن امام حقیقی است. به گفته دکتر لالانی این تعریف که از سوی امام پنجم شیعیان ارایه شد فضا ی دین را ازامامانی که دارای شرایط فوق نبودند پاکسازی نمود."

 

کاریکاتور کشی

ازسوی دیگری کاریکارتور کشی ، جوک ساختن ، هجو کردن در اغلب موارد از سوی کسی سر می زند که کاری از دستش ساخته نیست. یعنی یا علم و دانش  و شهرت و سیطره روحی و علمی  وقدرت طرف مقابل ، کاریکاتور کش را در  پرده محاق فروبرده که در مورد پیامبران الهی همین  گونه است و مخالفین در درخشش نور معنویت آنان ذوب می شوند و بنابر  این  راهی جز کاریکاتورکشی بر ایشان باقی نمی ماند. چون اگر او حرف حسابی داشت که کاریکا تور نمی کشید.
 

نکته ۱: البته این روزها کاریکاتور کش هایی مانند چارلی هبدو که توسط سرویس های اطلاعاتی موساد و سیا و با همکاری بخش صهیونیسم در فرانسه هدایت می شود که این بخش آخری بر  تمام ارکان فرانسه حکومت و سیطره دارد  مقوله جداگانه اند .

این چارلی هبدو سالها  فقط و فقط  از  عملکرد حکومت فرانسه به میزان ۹۸ در صد بصورت کاریکاتوری انتقاد می کرد و ۲ درصد نیز به کشیدن کاریکاتور از مسیح و استهزاء دین مسیح مشغول بود و البته نه از موسی پیامبر  قطعا می دانید که چرا! !تا این که دولت فرانسه دموکراتیک و ازادیخواه و طرفدار انتقاد فرانسه چارلی هبدو را بخاطر انتقاد از دولت فرانسه به مدت دوسال چارلی هبدو تعطیل نمود .
احتمالا شرط باز نمودن مجدد این شد که از پیامبر اسلام و از مسیح کاریکاتور بکشند و با دولت و حکومت طرفدار دموکراسی فرانسه کاری نداشته باشند.

نکته ۲:
چند ماه پیش مجله اشپیگل یکی از معر و فترین کاریکاتوریست های خود را که حدود هفتاد سال سن داشت و سی و چند  سال سابقه کار برای این مجله داشت ناگهان  بخاطر کشیدن کاریکاتوری از نتان یاهو بر ای همیشه اخراج نمود.

 بنظر من این می تواند مقابله به مثل  مناسبی در قبال کشیدن کاریکا تورهای چارلی هبدو باشد. به این صورت که       کاریکا توریست های مسلمان نیز کاریکاتوری از چهره های محبوب مثلا مردم فر انسه   مثلا ژاندارک  بکشند . چطور است؟ چه مزه ای می دهد؟  مگر دموکراسی نیست ؟ مگر ازادی بیان نیست؟ مگر قلم و مطبوعات ازاد نیستند.  خوب این طرفیها هم می توانند کاریکاتور بکشند و شاید بهتر و جالبتر هم بکشند.

ادامه دارد...

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد