ادامه از نوشتار پیشین
انجیل بارنابا فصل شانزدهم
(۱یک روزی یسوع شاگردان خود راگرد آورده و بر فراز کوه رفت.
(۲) چون آن جا نشست، شاگردان نزدیک او شدند. دهان خود بگشود و ایشان را تعلیم داده و گفت:
(۳) «بزرگ است نعمتهایی که انعام فرمودهاست آنها را خدای بر ما، پس از همین جهت بر ما ثابت شد این که عبادت نماییم او را به اخلاص دل.»
(۴) «چنان که شراب تازه نهاده میشود در خمرهای تازه، همچنین ثابت میشود بر شما این که باشید مردمان تازه، هر گاه که بخواهید فرا گیرید تعلیمهای جدیدی را که زود است از زبان من بر آید.»
(۵) «حق میگویم به شما: همچنان که فراهم نمیآید برای انسان این که نظر نماید به چشم خود آسمان و زمین را با هم در زمان واحد، پس همچنان او نیز چنین است و این که باید دوست بدارد خدای و جهان را.»
(۶) «هرگز هیچ مردی نمیتواند که دو آقا را خدمت نماید که یکی از آنها، دشمن دیگری باشد ؛ زیرا هر گاه یکی از آنها تو را دویت داشته باشد دیگری تو را دشمن خواهد داشت .»
(۷) «پس همچنین میگویم به شما حق را. به درستی که شما نمیتوانید خدمت کنید خدای و جهان را.»
(۸) «زیرا جهان در نفاق و طمع و خباثت نهاده شده است .»
(۹) «به همین جهت راحتی در عالم نخواهید یافت ؛ بلکه در عوض مشقت و زیان خواهید یافت .»
(۱۰) «حال که چنین است، پس عبادت نمایید خدای را و حقیر بشمارید جهان را.»
(۱۱) «زیرا از من راحت خواهید یافت برای روانهای خود.»
(۱۲) «گوش دهید کلام مرا؛ زیرا من به راستی سخن با شما میگویم .»
(۱۳) «خوشا به حال آنان که نوحه مینمایند بر این زندگانی؛ زیرا ایشان تسلی خواهند یافت.»
(۱۴) «خوشا به حال بینوایانی که روی میگردانند به حق از لذتهای جهان؛ زیرا ایشان زود است که متنعّم شوند به لذایذ ملکوت خدای.»
(۱۵) «خوشا به حال آنان که میخورند از مائدهٔ خدای؛ زیرا فرشتگان زود است به خدمتشان قیام نمایند.»
(۱۶) «شما مسافرانید مانند سیّاحان.»
(۱۷) «آیا سیّاح از برای خود، در راه قصرها و مزرعهها و غیر آنها از اموال دنیا را بر می گیرد؟»
(۱۸) «پس نه چنان است، نه چنان است؛ لیکن سیاح بر میدارد چیزهای سبک با فایده و منفعت را در راه.»
(۱۹) «پس این باید نمونه ای باشد برای شما.»
(۲۰) «هر گاه دوست دارید مثل دیگری را، به درستی به جهت شما بیان کنم تا بکنید هر چه را میگویم.»
(۲۱) «سنگین مسازید دلهای خود را به خواهشهای جهانی که بگویید: میپوشاند ما را و اطعام مینماید ما را.»
(۲۲) «بلکه نظر کنید به شکوفهها و درختان و پرندگان، که پوشانیدهاست آنها را خدای و غذا دادهاست پروردگار ما به بزرگواری، که اعظم است از تمام بزرگواری سلیمان.»
(۲۳) «خدایی که آفریدهاست شما را و خواندهاست شما را به سوی خدمت خود، او قادر است بر این که عذاب بدهد شما را.»
(۲۴) «آن که فرود آورد من(من و سلوی که از اسمان نازل شد) را از آسمان بر قوم خود اسراییل چهل سال در بیابان و نگهداری نمود جامههای ایشان را از این که کهنه یا پوسیده شود.»
(۲۵) «آنان که بودند ششصد و چهل هزار مرد، غیر از زنان و کودکان.»
(۲۶) «حق میگویم برای شما : این که آسمان و زمین تضعیف میشوند ولی این که رحمت او ضعیف نمیشود برای آنان که پرهیز مینمایند او را.»
(۲۷) «توانگر جهان، ایشان در وسعتشان گرسنگانند و زود است هلاک شوند.»
(۲۸) «توانگری ثروت او زیاد شد؛ پس گفت: چه کنم ای نفس.»
(۲۹) «به درستی که من خراب میکنم انبارهای خود را؛ زیرا آن کوچک است و انبار دیگری بنا میکنم بزرگتر از آن؛ پس به آرزوی خود ای نفس خواهی رسید.»
(۳۰) «به درستی که حسرتزده شده؛ زیرا همان شب مرد.»
(۳۱) «هر آینه به تحقیق واجب بود بر او مهربانی نمودن بر مسکین و این که بگرداند از برای خود دوستانی از صدقات اموال ظلم در این عالم؛ زیرا آنها [صدقات] گنج به عالم آسمان بیاورند.»
(۳۲) «بگویید مرا از فضل خود، هر گاه بنهید در همهای خود را در بانک باجگیری که عطا نماید شما را ده برابر و بیست برابر. آیا پس عطا نمیکنید به چنین کسی هر آن چه دارید؟»
(۳۳) «لیکن حق میگویم به شما که همانا آن چه بدهید و ترک کنید برای محبت خدای، زود است که پس بگیرید او را صد برابر، با حیات جاودانی.»
(۳۴) «پس حال نظر کنید که چه اندازه واجب است بر شما این که خشنود باشید در خدمت خدای.
ادامه دارد...
مناظره های موسی پیامبر با فرعون
در سوره شعراء سیما و صحنه های جالبی از گفتگو مابین موسی پیامبر و فرعون عصر او ارائه شده که در حقیقت روانکاوی و شناسایی سیستم تفکر فرعونی می باشد . ابتدا آیات مقدمه این گفتگو را باز خوانی می کنیم:
رب العالمین دیگر کیست؟
سوره شعراء
شرح
نکته جالبی که در آیه ۲۳ وجود دارد این است که فر عون در مقابل برهانهای موسی و معرفی پرودگار جهانیان با عنوان " رب العالمین" نمی گوید: رب العالمین کیست؟ بلکه به خیال خود و از سر غرور آنرا تنزل داده و به طعنه می پرسد: این رب العالمین دیگر چییت؟
موسی مجددا رب العالمین را معرفی کرده و لی فر عون این بار موسی را تهدید می کند که اگر موسی خدایی بجز او را بپذیرد خو را زندانی خواهد کرد.
موسی برای متقاعد کردن فرعون دست به نعجزه می زند:
فر عون معجزات موسی را جادوگری دانست و به موسی گفت : باید با ساحران جادوگران ما مقابله کنی و موسی پذیرفت. انگاه روز معجزه ها فرا رسید :
روانکاوی ذهن یزید و اطرافیان او
اولوالباب یا خردمندان
"به سخنان گوش فرامى دهند و لی بهترین آن را پیروى مى کنند اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان" (۱۸) سوره زمر
خردمند آن است که :
-هر سخنی را بدون دلیل و تحقیق نپذیرد،
-مطالب ناموافق با عقل و خرد را باور نکند،
-به بهترین سخنان گوش دهد،
-رجز خوانی ها او را به حرکت واندارد،
-شایعات را نپذیرد،
-افسانه ها ی بدور از عقل و غیر عملی را همان افسانه بداند،
-بد گویی کسی در باره کسی را بدون دلیل و برهان عینی و مشهود نپذیرد،
-هرگاه سخن گوید با عقل و اتدیشه گوید،
-سخنی نگوید که خود سر افکنده شود،
-لاف نزند،
-دشمن خفته را بیدار نسازد،
از روی خشم و احساسات تصمیم نگیرد،
-هرگاه تصمیم به انجام کاری دارد مشورت کند،
-از زخم زبان زدن بپرهیزد،
-انتقاد صحیح را بپذیرد،
کینه و تکبر را کنار بگذارد،
عملی و عقلانی فکر کند،
-زندگی را با سرریز کردن آرزوها تلف نکند،
-اهداف مثبت و سازنده داشته باشد،
صبور باشد،
مثبت فکر کند و از خیالات منفی دوری می کنند.