ادامه از نوشتار پیشین
انجیل بارنابا فصل ۱۷
چون یسوع این بفرمود فیلّپس گفت: به درستی که ما راغبیم در خدمت خدای باشیم ؛ لیکن ما نیز میل داریم خدای را بشناسیم.
(۲) بهمین جهت اشعیای پیغمبر فرمود: بدرستی و حقا تو ای خداوند، در پرده هستی.
(۳) خدای به بنده خود موسی فرمود : منم آنکه او منم.
(۴) یسوع جواب داد: «ای فیلّپس به درستی که خدای صلاح است و هیچ صلاحی به غیر او نیست.»
(۵) «به درستی که خدا موجود است و بدون او وجودی نیست.»
(۶) «به درستی که خدا حیات است و بدون او زندهها نیستند.»
(۷) «او بزرگ است؛ حتی این که در بردارد همه را و او در همه جاست.»
(۸) «او تنها است و همسری ندارد.»
(۹) «وجود او نه آغاز دارد، نه انجام؛ لیکن او برای هر چیزی آغازی قرار داده و زود است قرار دهد از برای هر چیزی پایان.»
(۱۰) «نه پدر دارد نه مادر.»
(۱۱) «نه پسردارد، نه برادران و نه معاشران.»
(۱۲) «چون خدای را جسم نیست، پس او نمیخورد و نمیخوابد و نمیمیرد و نه راه میرود و نه حرکت میکند.»
(۱۳) «لیکن وجود او همیشهاست تا ابد، بدون شبیه بشری.»
(۱۴) «زیرا او صاحب جسد نیست و مرکّب نیست و مادی نیست و بسیطترین بسایط است.»
(۱۵) «او بخشندهای است که دوست نمیدارد مگر بخشش را.»
(۱۶) «و او عادل است، به اندازهای که هر گاه او قصاص نماید یا گذشت بفرماید، پس از آن گزیری نیست.»
(۱۷) «به اختصار تو را میگویم ای فیلّپس! به درستی که ممکن نیست تو را این که ببینی او را و بشناسی او را بر زمین، به شناسایی تمام.»
(۱۸) «لیکن تو زود است ببینی او را در مملکت خودش تا ابد؛ آنجایی که بشود قوام سعادت ما و مجد ما.»
(۱۹) پس گفت فیلّپس: چه میگویی ای آقا، حقا هر آینه در اشعیا نوشته شدهاست که همانا خدای پدر ماست؛ پس چگونه او را فرزندان نباشد؟
(۲۰) یسوع جواب داد: «به درستی که در اشعیا نوشته شدهاست مثلهای بسیاری که نباید بگیری آن را به لفظ؛ بلکه باید گرفت آن را به معنی.»
(۲۱) «زیرا همهٔ پیغمبران که به یکصد و چهل و چهار هزار میرسند، آنان که فرستاده ایشان را خدای به سوی جهان، به تحقیق سخن راندهاند به معمّاها و به تاریکی.»
(۲۲) «لیکن زود است بیاید بعد از من لقای همه پیغمبران و پاکان؛ پس او تابان شود چون نور بر تاریکیهای همهٔ آن چه پیغمبران فرمودهاند.»
(۲۳) «زیرا او رسول خدای است.»
(۲۴) چون این بفرمود یسوع، آهی کشید و فرمود:
(۲۵) «رأفت نما به اسراییل ای خدای و به شفقت نظر کن بر ابراهیم و بر ذریهی او تا خدمت کنند تو را به اخلاص.»
(۲۶) پس شاگردانش جواب دادند: چنین باد ای پروردگار.
(۲۷) یسوع فرمود: «حق میگویم شما را، به درستی که کاتبان و علما به تحقیق باطل نمودند شریعت را به نبوتهای دروغ خود که مخالف است با نبوتهای پیغمبران راستگوی خدای.»
(۲۸) «به جهت این غضب فرمود خدای بر خانهٔ اسراییل و بر این گروه کمایمان.»
(۲۹) پس شاگردان گریستند برای این کلمات و گفتند: رحم کن ما را خدای، رأفت کن بر هیکل و بر شهر مقدس و گرفتار مکن او را به حقارت امتها، تا حقیر نشمارند عهد تو را.
(۳۰) پس یسوع فرمود: «چنین باد ای پروردگار و خداوند پدران ما.»
ادامه دارد...
"در حقیقت خدا از مؤمنان جان و مالشان را به بهای اینکه بهشت براى آنان باشد خریده است، همان کسانى که در راه خدا مى جنگند و مى کشند و کشته مى شوند به عنوان وعده حقى در تورات و انجیل و قرآن بر عهده اوست و چه کسى از خدا به عهد خویش وفادارتر است پس به این معامله ای که با او کرده اید شادمان باشید و این همان کامیابى بزرگ است
آیه (۱۱۱) سوره توبه"
سخنان امام حسین که در شب عاشورا گفت و در تاریخ جاودانه شد.
امام که درود خدا بر او باد در شب عاشورا خطاب به اصحاب گفت سخنی گفت که از هیچ فرمانده نظامی
در هیچ برهه تاریخی شنیده نشده است. او به آنان گفت که یزیدیان فقط با او کار دارند و اگر بر او دست
یابند با دیگری کاری ندارند. از همه مهمتر او به آنان گفت : من بیعتم را از شما بر داشتم. این سخن از هیچ
فرمانده نظامی نه پیش از عاشورا و نه پس از آن شنیده نشده است.
خدا را به بهترین وجه ستایش کرده و در شداید و آسایش و رنج و رفاه مقابل نعمتهایش سپاسگزارم .
خدایا! تو را مى ستایم که بر ما خاندان ، با نبوت ، کرامت بخشیدى و قرآن را به ما آموختى و به دین
و آیین مان آشنا ساختى و بر ما گوش (حق شنو) و چشم (حق بین ) و قلب (روشن ) عطا فرموده اى
و از گروه مشرک و خدانشناس قرار ندادى .
اما بعد: من اصحاب و یارانى بهتر از یاران خود ندیده ام و اهل بیت و خاندانى باوفاتر و صدیقتر از
اهل بیت خود سراغ ندارم . خداوند به همه شما جزاى خیر دهد.
آنگاه فرمود: جدم رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم خبر داده بود که من به عراق فرا خوانده
مى شوم و در محلى به نام ((عمورا)) و یا ((کربلا)) فرود آمده و در همانجا به شهادت مى رسم و
اینک وقت این شهادت رسیده است به اعتقاد من همین فردا، دشمن جنگ خود را با ما آغاز خواهد
نمود و حالا شما آزاد هستید و من بیعت خود را از شما برداشتم و به همه شما اجازه مى دهم که
از این سیاهى شب استفاده کرده و هریک از شما دست یکى از افراد خانواده مرا بگیرد و به سوى
آبادى و شهر خویش حرکت کند و جان خود را از مرگ نجات بخشد؛ زیرا این مردم فقط در تعقیب
من هستند و اگر بر من دست بیابند با دیگران کارى نخواهند داشت ، خداوند به همه شما جزاى خیر
و پاداش نیک عنایت کند)
"در حقیقت خدا از مؤمنان جان و مالشان را به بهای اینکه بهشت براى آنان باشد خریده است، همان کسانى که در راه خدا مى جنگند و مى کشند و کشته مى شوند به عنوان وعده حقى در تورات و انجیل و قرآن بر عهده اوست و چه کسى از خدا به عهد خویش وفادارتر است پس به این معامله ای که با او کرده اید شادمان باشید و این همان کامیابى بزرگ است
آیه (۱۱۱) سوره توبه"