سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر
سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر

سه گناه اصل


سه  گناه نابخشودنی

_انکار خداوند حتی تازمان مرگ

_ ظلم به دیگران (قتل   تجاوز    هتک حرمت   کلاه برداری    آزار  و اذیت    سوء استفاده     کلاهبرداری  و...) 

_  نفاق و دورویی و ریاکاری

این سه گناه سخت هرگز بخشیده نخواهند شد. 

قرآن چه می گوید؟ 

کسانى که کفر ورزیدند و ستم کردند خدا بر آن نیست که آنان را بیامرزد و به راهى هدایت کند (۱۶۸)


مگر راه جهنم که همیشه در آن جاودانند و این [کار] براى خدا آسان است (۱۶۹)


سوره ۳۹: الزمر - جزء ۲۴ - ترجمه فولادوند


(کسانی که ظلم کردند اگر همه زمین به آنان تعلق داشته باشد در روز محاسبه این ثروت بداد آنان نخواهد رسید) 

_و اگر آنچه در زمین است‏ یکسره براى کسانى که ظلم کرده‏ اند باشد و نظیرش با آن باشد قطعا [همه] آن را براى رهایى خودشان از سختى عذاب روز قیامت‏ خواهند داد و آنچه تصور نمیکردند از جانب خدا بر ایشان آشکار مى‏ گردد (۴۷

سوره ۳۰: الروم - جزء ۲۱ - ترجمه فولادوند


(_معذرت خواهی ظالمان پذیرفته نخو اهد شد) 

و در چنین روزى پوزش آنان که ستم کرده‏ اند سود نمى ‏بخشد و بازگشت به سوى حق از آنان خواسته نمى ‏شود (۵۷)

سوره ۳: آل عمران - جزء ۴ - ترجمه فولادوند


(_گناهان شخصی و ظلم به خود) 

(کسانی که گناه شخصی انجام دهند که فقط مر بوط به خودشان می باشد و یا نسبت به خودشان ظلمی کنند و اگر توبه کنند و دوباره به آن گناه شخصی  و یا ظلم شخصی باز نگردند بخشیده     می شوند.) 

_و آنان که چون کار زشتى کنند یا بر خود ستم روا دارند خدا را به یاد مى ‏آورند و براى گناهانشان آمرزش مى‏ خواهند و چه کسى جز خدا گناهان را مى ‏آمرزد و بر آنچه مرتکب شده‏ اند با آنکه مى‏ دانند [که گناه است] پافشارى نمى کنند (۱۳۵)


_آنان پاداششان آمرزشى از جانب پروردگارشان و بوستانهایى است که از زیر [درختان] آن جویبارها روان است جاودانه در آن بمانند و پاداش اهل عمل چه نیکوست (۱۳۶)

(_کسی که به خدا دروغ ببندد و یا ایات الهی را انکار کند مجرم است و بخشیده نمی شود. جعل روایات دروغین و اخبار کذب دینی برای پیش برد مقاصد همان ظلم است.) 

پس کیست ‏ستمکارتر از آن کس که دروغى بر خداى بندد یا آیات او را تکذیب کند به راستى مجرمان رستگار نمى ‏شوند (۱۷)

سوره اعراف

انجیل بارنابا فصل هیجدهم


ادامه از نوشتار پیشین

انجیل بارنابا  فصل هیجدهم


(۱) پس از آن که یسوع این سخنان را گفت، فرمود: «شما خود نیستید که مرا اختیار نموده‌اید؛ بلکه من شما را اختیار نموده‌ام تا شاگرد من باشید.»

(۲) «پس هر گاه جهان شما را دشمن بدارد؛ حقا که شما شاگردان من خواهید بود.»

(۳) «زیرا جهان همیشه دشمن بندگان و خدمتکاران خدای بوده.»

(۴) «به یاد آورید پیغمبران پاک را که ایشان را جهان به قتل رسانیده.»

(۵) «چنان که در این ایلیا اتفاق افتاد وقتی که ایزابل ده هزار پیغمبر را به قتل رسانید؛ حتی این که ایلیای مسکین با مشقت نجات یافت و هفت هزار از فرزندان پیغمبران که ایشان را سردار لشکر اخاب پنهان کرده بود.»

(۶) «فریاد از جهان بدکار که خدای را نمی‌شناسد.»

(۷) «در این صورت مترسید شما؛ زیرا موهای سر شما شمرده شده تا هلاک نشوید.»

(۸) «نظر نمایید به گنجشک خانگی و پرندگان دیگر که نمی‌ریزد پری از آن‌ها بدون خواست خدای.»

(۹) «آیا توجه می‌نماید خدا به پرندگان بیشتر از توجه او به انسان که به جهت او آفریده‌است هر چیزی؟»

(۱۰) «آیا اتفاق می‌افتد که انسانی به کفش‌هایش بیشتر توجه داشته باشد از فرزند خود؟»

(۱۱) «نه چنین است، پس نه چنین است.»

(۱۲) «آیا واجب نیست بر شما این که گمان برید به طریق اولی که خدای، شما را مهمل نمی‌گذارد و حال آن که او توجه به پرندگان دارد؟»

(۱۳) «لیکن چرا من سخن از پرندگان بگویم؛ بلکه برگ درختی نیز نمی‌ریزد بدون خواست خدای.»

(۱۴) «باور کنید مرا؛ زیرا به شما حق می‌گویم، که جهان خواهد ترسید از شما هر گاه نگاه دارید کلام مرا.»

(۱۵) «زیرا هر گاه از رسوایی و بدکاری خود نمی‌ترسید، هر آینه شما را دشمن نمی‌داشت؛ لیکن از رسوایی خود می‌ترسد و از این جهت دشمن می‌دارد شما را و زحمت می‌دهد شما را.»

(۱۶) «پس هر گاه ببینید که جهان خوار شمارد کلام شما را، پس غمگین مشوید؛ بلکه تأمّل کنید که چگونه بی‌اعتنایی کرده خدای را و او از شما بزرگتر است. اعتنا نکرده او را جهان، حتی این که حکمت او را جهالت پنداشته.»

(۱۷) «پس چون خدای با جهان مدارا به صبر می‌نماید، چرا شما غمگین می‌شوید از خاک و گل زمین؟»

(۱۸) «آن گاه با صبرتان مالک خواهید شد خودتان را.»

(۱۹) «هر گاه کسی به رخسارهٔ شما سیلی بزند رخسارهٔ دیگر را برای او بگیرید تا سیلی بزند.»

(۲۰) «بدی را به بدی جزا ندهید زیرا این کاری است که بدترین همهٔ حیوانات می‌کند.»

(۲۱) «لیکن بدی را به خوبی مجازات کنید و دعا کنید به جهت کسانی که شما را دشمن می‌دارند.»

(۲۲) «آتش به آتش خاموش نمی‌شود؛ بلکه با آب خاموش می‌شود، از برای این می‌گویم شما را که به بدی غلبه منمایید بر بدی؛ بلکه به خوبی غلبه نمایید.»

(۲۳) «نظر نمایید خدای را که قرار داده آفتاب خود را، که طالع می‌شود بر نیکوکاران و بدکاران و همچنین است باران.»

(۲۴) «همچنین واجب است بر شما که خوبی کنید با همه؛ زیرا در ناموس نوشته شده‌است: قدیس باشید؛ زیرا من، پروردگار شما قدوسم. پاک‌شدگان باشید؛ زیرا من پاکم. کامل باشید: زیرا من کاملم.»

(۲۵) «حق می‌گویم به شما، به درستی که خدمتکاری که به دنبال خشنود نمودن آقای خود می‌باشد، جامه‌ای نمی‌پوشد که نفرت نماید از او آقای او.»

(۲۶) «جامه‌های شما همان ارادت و محبت شماست.»

(۲۷) «پرهیز کنید در این صورت از این که اراده نمایید یا دوست بدارید چیزی را که پسندیدهٔ خدای پرورگار ما نیست.»

(۲۸) «یقین کنید این که خدای دشمن می‌دارد کجروی و شهوت‌های جهان را.»

ادامه دارد

ادامه از نوشتار پیشین

انجیل بارنابا فصل هیجدهم

(1چون یسوع این بفرمود فیلّپس گفت: به درستی که ما راغبیم در خدمت خدای؛ لیکن ما نیز میل داریم خدای را بشناسیم.

(۲) زیرا اشعیای پیغمبر فرمود: حقا بدرستی که تو هر آینه‌ای خداوند، در پرده هستی.

(۳) فرموده‌است خدای بندهٔ خود موسی را: منم آنکه او منم.

(۴) یسوع جواب داد: «ای فیلّپس به درستی که خدای صلاح است و هیچ صلاحی به غیر او نیست.»

(۵) «به درستی که خدا موجود است و بدون او وجودی نیست.»

(۶) «به درستی که خدا حیات است و بدون او زنده‌ها نیستند.»

(۷) «او بزرگ است؛ حتی این که که در بردارد همه را و او در همه جاست.»

(۸) «او تنها است و همسری ندارد.»

(۹) «وجود او نه آغاز دارد، نه انجام؛ لیکن او برای هر چیزی آغازی قرار داده و زود است قرار دهد از برای هر چیزی پایان.»

(۱۰) «نه پدر دارد نه مادر.»

(۱۱) «نه پسردارد، نه برادران و نه معاشران.»

(۱۲) «چون خدای را جسم نیست، پس او نمی‌خورد و نمی‌خوابد و نمی‌میرد و نه راه می‌رود و نه حرکت می‌کند.»

(۱۳) «لیکن وجود او همیشه‌است تا ابد، بدون شبیه بشری.»

(۱۴) «زیرا او صاحب جسد نیست و مرکّب نیست و مادی نیست و بسیط‌ترین بسایط است.»

(۱۵) «او بخشنده‌ای است که دوست نمی‌دارد مگر بخشش را.»

(۱۶) «و او عادل است، به اندازه‌ای که هر گاه او قصاص نماید یا گذشت بفرماید، پس از آن گزیری نیست.»

(۱۷) «به اختصار تو را می‌گویم ای فیلّپس! به درستی که ممکن نیست تو را این که ببینی او را و بشناسی او را بر زمین، شناسایی تمام.»

(۱۸) «لیکن تو زود است ببینی او را در مملکت خودش تا ابد؛ آنجایی که بشود قوام سعادت ما و مجد ما.»

(۱۹) پس گفت فیلّپس: چه می‌گویی ای آقا، حقا هر آینه در اشعیا نوشته شده‌است که همانا خدای پدر ماست؛ پس چگونه او را فرزندان نباشد؟

(۲۰) یسوع جواب داد: «به درستی که در اشعیا نوشته شده‌است مثل‌های بسیاری که نباید بگیری آن را به لفظ؛ بلکه باید گرفت آن را به معنی.»

(۲۱) «زیرا همهٔ پیغمبران که به یکصد و چهل و چهار هزار می‌رسند، آنان که فرستاده ایشان را خدای به سوی جهان، به تحقیق سخن رانده‌اند به معمّاها و به تاریکی.»

(۲۲) «لیکن زود است بیاید بعد از من لقای همه پیغمبران و پاکان؛ پس او تابان شود چون نور بر تاریکی‌های همهٔ آن چه پیغمبران فرموده‌اند

(۲۳) «زیرا او رسول خدای است.»

(۲۴) چون این بفرمود یسوع، آهی کشید و فرمود:

(۲۵) «رأفت نما به اسراییل ای خدای و به شفقت نظر کن بر ابراهیم و بر ذریه‌ی او تا خدمت کنند تو را به اخلاص.»

(۲۶) پس شاگردانش جواب دادند: چنین باد ای پروردگار.

(۲۷) یسوع فرمود: «حق می‌گویم شما را، به درستی که کاتبان و علما به تحقیق باطل نمودند شریعت را به نبوت‌های دروغ خود که مخالف است با نبوت‌های پیغمبران راستگوی خدای.»

(۲۸) «به جهت این غضب فرمود خدای بر خانهٔ اسراییل و بر این گروه کم‌ایمان.»

(۲۹) پس شاگردان گریستند برای این کلمات و گفتند: رحم کن ما را خدای، رأفت کن بر هیکل و بر شهر مقدس و گرفتار مکن او را به حقارت امت‌ها، تا حقیر نشمارند عهد تو را.

(۳۰) پس یسوع فرمود: «چنین باد ای پروردگار و خداوند پدران ما.»

ادامه دارد... 


چرا عصا و چرا بلا؟ نگاهی مجدد به گزارش قران از موسی

موسی با انبوهی از معجزه ها براه افتاد

سورن نمل چهل و هشتمین سوره بر حسب تاریخ نزول

طس (شاید اشاره به سوره است یا نام خدا یا رسول است که به آن قسم یاد شده) این آیات قرآن (بزرگ) و کتاب روشن خداست. (۱)

که هدایت و بشارت برای اهل ایمان است. (۲)

آنان که نماز به پا می‏دارند و زکات می‏دهند و کاملاً به عالم آخرت یقین دارند. (۳)

همانا آنان که ایمان به عالم آخرت نمی‏آورند (پس از اتمام حجت) ما اعمالشان را در نظرشان جلوه دهیم و آن‌ها به کلی گمراه و سرگشته شوند. (۴)

آن‌ها را هم (در دنیا) سخت‏ترین عذاب است و هم در آخرت زیانکارترین خلقند. (۵)

و تو (ای رسول ما) آیات قرآن (عظیم) از جانب خدایی حکیم و دانا (به وحی) بر تو القا می‌شود. (۶)

(به یاد آر) هنگامی که موسی  به اهل بیتش گفت: مرا آتشی به نظر آمد می‏روم تا از آن به زودی خبری برایتان بیاورم یا شاید برای گرم شدن شما شعله‏ای برگیرم. (۷)

چون موسی بدان آتش نزدیک شد او را ندا کردند که آن کس را که  به اطراف این آتش در طلب است  مبارک باد، و منزه است خدا که آفریننده عوالم بی‏حد و نهایت است. (۸)

(از آن آتش شجر طور ندا آمد) ای موسی، همانا منم خدای مقتدر دانای درستکار. (۹)

و تو عصای خود بیفکن، چون موسی (عصا افکند و ناگاه) بر آن نگریست که به جنبش و هیجان در آمد چنان که اژدهایی مهیب گردید، رو به فرار نهاد و دیگر واپس نگردید،

(در آن حال بدو خطاب شد) ای موسی مترس که پیغمبران در حضور من هرگز نمی‏ترسند. (۱۰)

مگر کسی که ستم و کار بد کند آن گاه به زودی نیکویی را جایگزین بدی کند که همانا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. (۱۱)

و دست در گریبان خود کن تا چون بیرون آید نه از مرض  سپید و روشن  گردد، آن گاه با نه معجز ه الهی  به سوی فرعون و قومش که گروهی فاسق و نابکارند به رسالت روانه شو. (۱۲)

اما چون آیات و معجزات ما به طور روشن به آن‌ها ارائه شد گفتند که این سحر بودنش روشن و آشکار است. (۱۳)

و با آن‌که پیش نفس خود به یقین دانستند که آن‌ها معجزه خداست باز از کبر و نخوت و ستمگری انکار آن کردند، پس بنگر تا عاقبت آن مردم فاسد به کجا انجامید (و چگونه هلاک شدند)؟ (۱۴)

شرح

نکته یکم:   فقط ظالمان و نابکاران باید از خدا بترسند!

هیچکس دیکر نباید با دید وحشت به خدا نگاه کند. چون او سرچشمه فیضان رحمت است. 

ظلم و کار بد با انجام کار نیک و رفع ظلم پاک           می شود. 

موسی با انبوهی از معجزات مانند عصایی که به اژدها تبدیل می شد و نه بلا ی کشنده یعنی   ملخ و قمّل و ضفدع و خون و شکافتن دریا و کوه و طوفان و ید بیضا به سوی فرعون می رفت و او را دعوت می کرد.

اما چرا عصای اژده ها شونده و نه بلای کشنده و درهم کوبنده؟ چون فرعون اهل منطق نبود. او خود را قدرت مطلق و همه را برده و بنده خود می دانست.

به اهرام مصر بویژه هرم بزرگ فکر کنید! هر قطعه بلوک آن 2.5 تن وزن دارد. هزاران از این بلوکها را برروی سورتمه هزاران کارگر بیگار و بدون مزد از هزاران کیلومتر حمل کرده و به محل هرم بزرگ آورده اند. چندین ده هزار نفر باید جان بر سر این کار گذاشته باشند

فکر فلسفی ابراهیم پیامبر (ت)

فکر فلسفی ابراهیم پیامبر

سوره شعراء چهل و هفتمین سوره بر حسب تاریخ نزول
محل نزول مکه
آیات ۶۹ الی ۸۱

تفکر و فلسفه فکری ابر اهیمی
"و (ای رسول) حکایت ابراهیم را بر ای امت بیان کن. (۶۹)
 هنگامی که با پدر و با قومش گفت: شما چه معبودی را می پرستید؟ (۷۰)
جواب دادند که ما بت‌هایی را می پرستیم و ثابت بر پرستش آن‌ها بوده و هستیم. (۷۱)
 ابراهیم گفت: آیا هر گاه این بت‌های جماد را بخوانید سخن شما را می شنوند؟ (۷۲)
یا برای شما هیچ سود و زیانی توانند داشت؟ (۷۳)
 گفتند: (نه) بلکه ما پدران خود را بر پرستش این بتان یافته ایم. (۷۴)
 ابراهیم باز به آن‌ها گفت: آیا می دانید که این بت‌هایی که شما مردم اینک می پرستید، (۷۵)

 و پدران شما از قدیم می پرستیدند، (۷۶)

 آن‌ها مرا دشمن اند جز خدای یکتای عالمیان؟ (۷۷)

 همان خدایی که مرا بیافرید و به راه راستم هدایت می فرماید. (۷۸)

 و همان خدایی که مرا غذا می دهد و سیراب می گرداند. (۷۹)

 و چون بیمار شوم مرا شفا می دهد. (۸۰)

 و همان خدایی که مرا (از حیات چند روزه دنیا) می میراند و سپس (به حیات ابدی آخرت) زنده می گرداند. (۸۱)

شرح

در این آیات از مناظره و گفتگوی ابر اهیم پیامبر با مردمش سخن به میان آمده که جهت متقاعد ساختن آنان وبرای آن که بدانند بتها هر گز خاصیتی نداشته و ندارند، ا و از پرسشهای واضح و قابل درک استفاده نموده بود که اصولا انسان دارای فکر حتی فکر متوسط آنرا درک می کند.
اما قوم ابراهیم دو مشکل داشتند، یکی بت پرستی و دیگری نیا کان پرستی! آنان می گفتند چون پدرانشان بت پرست بوده اند آنان نیز باید بت پرست باشند. و این درست مانند این است که مردمان عصر حاضر بگویتد چون مردمان در قدیم از وجود میکروب خبر نداشتند و این که چه بیماری هایی می تواند بوجود آورد، ما هم باید بگوییم که وجود میکروب و ویروس دروع است ، چون پدران ما نمی دانستند میکروب چیست و به این جیز ها معتقد نبود