سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر
سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر

کتابهای مقدس(قرآن): عارفان حقیقی : از جناب دنیا به جناب خدا: توصیف ابن سینا



عارف حقیقی کیست؟ 

عارف حقیقی را چگونه بشناسیم؟

"مؤمنان حقیقی آنانند که چون ذکری از خدا شود دلهاشان ترسان و لرزان شود و چون آیات خدا را بر آنها تلاوت کنند بر مقام ایمانشان بیفزاید و به خدای خود در هر کار توکل می‌کنند."

 آیه ۲ سوره انفا‌ل 

شرح

ابن سینا در کتاب اشارات نوشته است:
" عارفان وقتی به عالم تنزیه می رسند که پاکدامنی جسمی و بدنی را همراه با دورکردن خود از مشغله ها در خود بوجود آورده و به عالم قدس و سعادت روی آورند. در این زمان است که از کمال برین شادمانی یافته و از عالی ترین لذتها بهره مند می شوند.
این حالات حتی در زمانی که نفس ویا روح در جسم انسان هست(یعنی در زمان حیات جسمانی) برای انسان می تواند رخ بدهد.
اصولا این حالت برای آنانی دست می دهد که به فکر عالم ملکوت هستند و به آن می اندیشند و در آن عالم سیر و تامل می کنند. بطوری که هرگاه که مشغله های ذهنی آنان کنار رود آنان نیز به چنین لذتهای آسمانی دست می یابند در حالی که هنوز در همین بدن مادی هستند.
انسانهایی با قلب آسمانی
ابن سینا در ادامه کلام نشانه ای و آدرسی از برخی اشخاص می دهد که می توانند در این مسیر قرار گیرند. او از این افراد با عنوان "دارندگان قلب سلیم" نام می برد که بطور فطری از شنیدن اخبار روحانی و آسمانی شاد می شوند. و با شنیدن مطالبی از جنس عرش و آسمان به شادمانی روحی دست   می یابند.
این گونه اشخاص با شنیدن این گونه مطالب لذتی شیرین و مفرح و شادی بر انگیز در خود احساس می کنند. به گونه ای که بعضی از آنان حالتی هم چون حیرت را تجربه می کنند و این تجربه ای شدید خواهد بود که خود از بزرگترین عوامل ایجاد  این گونه تجربه هاست.

هم چنین او در بخش هشتم اشارات می نویسد:
"کسی که از متاع دنیوی و خوشی های آن روی‌گردان است به نام زاهد شناخته می شود .
و کسی که به انجام نوافل و عبادات مستحبی و فرائض می پردازد و بر انجام آنان اصرار دارد او عابد نام دارد،
و کسی که اصلا تمامی فکر و حواسش متوجه عالم برین و جهان ملکوت است عارف نام دارد که مداوما در پرتو نور الهی قرار دارد.

روانشناسی یک عارف حقیقی

ابن سینا همچنین مشخصات تام و تمام یک عارف حقیقی را بدست می دهد و ما را به مرحله ای از درک و فهم می رساند که مابین آن کس که تظاهر به عرفان الهی می کند و آن کس که عارف حقیقی است فرق قائل شویم:

"انسان عارف، گشاده رو و شکوفا بوده و همیشه و تبسّمی بر لب دارد.
عارف، مردمِ کوچک و افتاده را با فروتنی خود، همان گونه تعظیم و تکریم می کند که مردم بزرگ و چشمگیر را.
انسان عارف از دیدار انسان های کم هوش و یا یا گمنام، همان انبساط را پیدا می کند که از انسان هایی هوشیار و یا مشهور.
عارف چگونه گشاده رو و شکوفا نباشد؟در حالی که به علت رابطه ای که با حق دارد و با واقعیات که حق را در آن ها می بیند، شادمان است.
چگونه مردم کوچک و انسان های بزرگ از دیدگاه یک عارف یکسان نباشند، در حالی که همه آنان از فیضِ وجود یکسان برخوردار هستند. از دیدگاه او حتی مردم عقب مانده (از رشد معنوی) ، مورد دلسوزیند نه تنفّر و انزجار

از جناب دنیا به جناب خدا


آنکه از خوشیها و لذتهای حلال جهان می گریزد زاهد نام دارد.
آنکه بر انجام عبادات از قبیل نماز و روزه و غیره مواظبت دارد به نام " عابد " خوانده می‌شود .
و آنکه ذهن و قلب خود را منحصرا به خداوند تمرکز داده و قلب و دل خویش را از توجه به غیر حق باز داشته و متوجه عالم قدس کرده تا نور حق بدان بتابد به نام " عارف " شناخته‌ می‌شود .


ولی نمی توان انکار کرد که تعریف واژه عارف آنهم عارف حقیقی ، مستلزم تعریف زهد و عبادت و عرفان هم می باشد. یعنی ا طبق گفته ابن سینا ممکن است شخصی هم زاهد باشد، هم عابد باشد و هم عارف! پس چنین شخصی همان وجود محترمی است که از او بعنوان " عارف کامل" نام برده می شود.چرا که !آنچه خوبا ن همه دارند تو باهم داری!
.
البته ممکن است شخصی زاهد باشد و عابد باشد ولی عارف نباشد . اما عارف حقیقی که بنابر تعریف ابن سینا تمام فکر ا و متوجه ملکوت است و همه حواس ا و غرق د ر در یای احدیت است نمی تواند زاهد و یا عابد نباشد. او چگونه عارفی است که غرقه در عالم برین و فضای عرش است اما به دنیا سخت علاقمتد است و دنبال خوشی های آن؟
او چگونه عارفی است که حاضر به عبادت نیست که با آن بسوی خدا تقرب پیدا کند. در حالی که قرآن می گوید : به خدا سجده کن و به او نزدیک شو! بدون سجده ظاهری سجده قلبی هم ممکن نیست.
و باز این همان سجده است که در قیامت از سجده نا کنندگان می خواهند به خدا سجده کنند و آنان نمی توانند. پس عرف سالک واصل کسی است که هر سه ویژگی زهد و عبادت و عرفان را با هم دارد.

اخلاق شخصی عارف با مردم چگونه است.
عارف حقیقی بدنبال جستجو و سر در آوردن اززندگی مردم نیست و هر گاه با کاری زشت و منکرات از جانب کسی مواجه شود دچار خشم نمی شود چون او به سر و راز الهی که در تقدیرات است پی برده و آگاه است. و هر گاه کسی را که به کار خیری راهننایی کند آنرا با مدارا و نه با زور و اجبار انجام می دهد.

هدف عارف
عارف ، حق ( خدا ) را می‌خواهد نه برای چیزی غیر حق ، و هیچ چیزی را بر معرفت حق ترجیح نمی‌دهد ، و عبادتش حق را ، تنها به خاطر این است که او شایسته عبادت است ، و بدان جهت است که عبادت رابطه‌ای است شریف فی حد ذاته نه به خاطر میل و طمع در چیزی یا ترس از چیز

قوا و نیروها در عارف چگونه است
... هنگام برخورداری عارف از جلوات حق ، قوای وی با او تنازع نمی‌کنند و سرّ و باطن او در مسیر شروق ساطع خالص می‌شود ؛ زیرا همهٔ قوا سرّ می‌شود و سرّ به دنبال آن‌ها نیست ؛ بلکه آن‌ها به دنبال سرّ هستند و همه سرّ شده و ملکهٔ مستقر می‌گردند و مانند سلطانی است که کسی بی‌اذن او کاری انجام نمی‌دهد .

دنیا و عارف
در حقیقت ابن سینا دنیا را تحقیر نمی‌کند ، بلکه با لحنی محترمانه از آن یاد می کند که تعریف و یادش نوعی اخطار در بر دارد و آن غرور دنیایی است. او می گوید عارف حقیقی از جناب دنیا(غرور) به جناب حق پناه می برد. این همان است که قرآن می گوید: بسوی خدای بگریزید.

با استفاده از کتاب علوم اسلامی استاد مطهری و کتاب مقامات عارفان محمد حسن نکونام




کتابهای مقدس قرآن -سوره زخرف شصت و سومین سوره بر حسب تاریخ نزول(بخش یکم) بنام خداوند بخشنده مهربان


ادامه از نوشتار پیشین

-مطالبی که نخستین بار توسط قرآن مطرح شد

-سوره زخرف شصت و سومین سوره بر حسب تاریخ نزول(بخش یکم) 

بنام خداوند بخشنده مهربان

سوره زخرف ۶۳
حم (۱)

قسم به این کتاب که  بیانی روشن دارد. (۲)

قرآن برای بکار انداختن  عقل و فکر نازل شده است

که ما آن را قرآنی به لسان فصیح عربی مقرر داشتیم تا مگر شما عقل و فکرت کار بندید. (۳)

و همانا این کتاب نزد ما در لوح محفوظ که اصل مخزن کتب آسمانی است بسی بلند پایه و محکم اساس است. (۴)

آیا ما از متذکر ساختن شما چون  بر خویش ستم می‌کنید صرف نظر کنیم؟ (۵)

و چقدر پیمبرانی در اقوام پیشین فرستادیم. (۶)

مردم تمام پیامبران استهزاء می کردند

و بر مردم هیچ رسولی نمی‌آمد جز آنکه او را به مسخره (و انکار) می‌گرفتند. (۷)

ما هم قوی‌ترین سرکشانشان را هلاک کردیم و شرح حال پیشینیان  گذشت. (۸)

و اگر از این کافران بپرسی که آسمان‌ها و زمین را که آفریده؟ البته جواب دهند خدای مقتدر دانا آفریده است. (۹)

زمین را خدا بعنوان مهد آسایش خلق کرده است

همان خدایی که زمین را مهد آسایش شما بندگان قرار داد و در آن راهها بر شما پدید آورد تا مگر هدایت یابید. (۱۰)

و آن خدایی که از  آسمان آبی به قدر و اندازه نازل کرد و به آن صحرا و دیار مرده خشک را زنده گردانید. همین گونه شما هم  بیرون آورده می‌شوید. (۱۱)

موجودات  جفت جفت آفریده شده اند

و آن خدایی که همه موجودات عالم را جفت آفرید و برای سواری شما بندگان کشتیها و چهار پایان را (در آب و خاک) مقرر فرمود. (۱۲)

تا چون با کمال تسلط بر پشت آن‌ها نشستید متذکر نعمت خدایتان شوید و گویید: پاک و منزّه خدایی که این را مسخر ما گردانید و گرنه ما هرگز قادر بر آن نبودیم. (۱۳)

و بازگشت ما البته به سوی خدای ما خواهد بود. (۱۴)

و مشرکان برای خدا چیزی را  که بنده و مخلوق اوست جزء وجود او  قرار دادند  که انسان بسیار ناسپاس و کفرش آشکار است. (۱۵)

(ای مشرکان) آیا خدا از مخلوقات خود بر خویش دختران را برگزید و شما را به پسران امتیاز داد؟ (۱۶)

مشرکان از دختران نفرت داشتند

و حال آنکه هر کدام از مشرکان را به دختری که به خدا نسبت دادند مژده دهند  رویش (از غم) سیاه می‌شود در حالی که پر از خشم و اندوه است. (۱۷)

آیا کسی که به زیب و زیور پرورده می‌شود (یعنی دختران) و در خصومت (از حفظ حقوق خود) عاجز است . (۱۸)

کافران فرشتگان را دختر می دانند

و فرشتگان را که مخلوق و بندگان خدا هستند دختر می‌خوانند. آیا در وقت خلقت آن‌ها حاضر بودند؟ (و دیدند که آن‌ها دخترند؟ اگر آن‌ها بر این گواهی دهند) البته شهادت (کذب) شان (در نامه عملشان) نوشته شده و بر آن سخت مؤاخذه می‌شوند. (۱۹)

و مشرکان گویند: اگر خدا می‌خواست ما آن‌ها  را نمی‌پرستیدیم. گفتار آن‌ها نه از روی علم و دانش است بلکه به وهم و پندار باطل خویش می‌گویند. (۲۰)

یا مگر بر آن‌ها از این پیش کتابی فرستادیم که  به آن کتاب استدلال می‌کنند؟ (۲۱)

بلکه گفتند: ما پدران خود را به عقاید و آیینی یافتیم و البته ما هم که در پی آن‌ها رویم بر هدایت هستیم. (۲۲)

ثروتمندان نخستین مخالفان‌پیامبر ان

و همچنین ما هیچ رسولی پیش از تو در هیچ شهر و دیاری نفرستادیم جز آنکه اهل ثروت و مال آن دیار به رسولان گفتند که ما پدران خود را بر آیین و عقایدی یافتیم و از آن‌ها البته پیروی خواهیم کرد. (۲۳)


آن رسول ما به آنان گفت: اگر چه من به آیینی بهتر از دین (باطل) پدرانتان شما را هدایت کنم (باز هم پدران را تقلید می‌کنید)؟ آن‌ها پاسخ دادند (به هر تقدیر) ما به آنچه شما را به رسالت آن فرستاده‌اند کافریم. (۲۴)

ما هم از آن مردم (پر غرور و عناد) انتقام کشیدیم، بنگر تا عاقبت حال کافران مکذّب به کجا کشید؟ (۲۵)


ادامه دارد

مطالبی که نخستین بار توسط قران مطرح شد -سوره شوری شصت و دومین سوره بر حسب تاریخ نزول بخش آخر


ادامه از نوشتار پیشین


-مطالبی که نخستین بار توسط قران مطرح شد

-سوره شوری  شصت و دومین سوره بر حسب تاریخ نزول  بخش آخر

بنام خداوند بخشنده مهربان

آیات ۴۴ الی ۵۱

آرزوی ظالمان در روز قیامت

هر که را خدا به گمراهی خود واگذارد دیگر هیچ کس پس از خدا یار و یاور او نیست. و ستمکاران را بنگری که چون عذاب را به چشم ببینند در آن حال گویند: آیا راهی به بازگشت (به دنیا) برای ما هست؟ (۴۴)


حال زار ظالمان در روز قیامت

و آن ظالمان را بنگری که به دوزخشان متوجه گردانند و آن‌ها با ترس و ذلّت از گوشه چشم  می‌نگرند و در آن حال مؤمنان  گویند: آری، زیانکاران آنان هستند که نفوس خود و اهل بیت خود را در امروز قیامت به زیان عذاب انداخته‌اند. الا (ای مردم) بدانید که ستمکاران عالم به عذاب ابدی گرفتارند. (۴۵)


و آن‌ها را غیر خدا هیچ یار و یاوری نباشد که یاریشان دهند. و هر که را خدا به گمراهی واگذارد دیگر هیچ راه نجاتی بر او نخواهد بود. (۴۶)


پس  دعوت خدای خود را اجابت کنید پیش از آنکه بیاید روزی که نه از (قهر) خدا راه نجاتی یابید و نه ملجأ و پناهی دارید و نه کسی از شما دفاع و انکاری تواند کرد. (۴۷)


ای پیامبر وظیفه تو فقط تبلیغ است

(ای رسول، پس اگر باز اعراض کردند دیگر تو را نگهبان آن‌ها نفرستادیم، بر تو جز ابلاغ رسالت تکلیفی نیست، و ما چون به انسان (بی‌صبر کم ظرف) از لطف و رحمت خود بهره‌ای بخشیم بدان شاد شود و اگر به کیفر کردار خود رنج و عذابی به آنان رسد آدمی سخت راه کفران پوید. (۴۸)


تنها خدا راست ملک آسمان‌ها و زمین، هر چه بخواهد می‌آفریند، به هر که خواهد فرزندان اناث (دختر) و به هر که خواهد فرزندان ذکور (پسر) عطا می‌کند. (۴۹)

آنچه که بشر نمی تواند بداند

یا در یک رحم فرزندان پسر و دختر قرار می‌دهد، و هر که را خواهد عقیم (نازا) می‌گرداند، که او (به صلاح خلق) دانا و (به هر چه خواهد) تواناست. (۵۰)

(توضیح : هیچ دستگاه علمی نمی تواند مشخص کند  یک دختر پس از ازدواج پسر باردار می شود و یا دختر! و یا اصلا بار دار می شود یا خیر! ایا فرزند او سالم و خوشبخت خواهد بود یا نگون بخت و تیره روز، اینها دانشی است که فقط خداوند از آنها اگاه است.حتی دستگاه های سونوگرافی پیشرفته امروز ی د ر  ماه های اول بارداری از تشخیص پس و یا دختر بودن ناتوانند و یا اگر بگویند با شک و تردید می گویند .)


وحی، سخن از پس پرده غیب، یا از طریق فر شتگان

و هیچ بشری را یارای آن نباشد که خدا با او سخن گوید مگر به وحی  یا از پس پرده غیب عالم (و حجاب ملکوت جهان) یا رسولی (از فرشتگان عالم بالا) فرستد تا به امر خدا هر چه او خواهد وحی کند، که او خدای بلند مرتبه حکیم است. (۵۱)

کتابهای مقدس (قرآن ) : مطالبی که نخستین بار توسط قرآن مطرح شد. -سوره شوری بخش دوم آیات۲۱ الی ۴۳


ادامه از نوشتار پیشین

-مطالبی که نخستین بار توسط قرآن مطرح شد.

-سوره شوری بخش دوم

آیات۲۱ الی ۴۳

بنام خداوند بخشنده مهربان

کلمه فصل: مهلت به بشریت است

آیا خدایان باطل مشرکان بر ای آن‌ها دین و احکامی که خدا اجازه نداده  جعل کرده‌اند؟ و اگر کلمه فصل (یعنی حکم تأخیر عذاب) نبود میان آن‌ها حکم می‌شد، و ستمکاران را البته  عذاب دردناک خواهد بود. (۲۱)

ظالمان در روز قیامت لز کردار خود هراسانند و نیکوکاران در بهشتند

(در آن روز) ظالمان را بینی که از  کردار خود سخت ترسان و هراسانند و البته به کیفر خواهند رسید، و آنان که به خدا ایمان آوردند و نیکوکار شدند در باغهای بهشت منزل یافته و نزد خدای خود هر چه خواهند بر آنان مهیّاست. این همان فضل و رحمت نامنتهای خداست . (۲۲)


ای پیامبر بگو : من از شما مزد نمی خواهم بجز محبت به خاندان من.

این (بهشت ابد) همان است که خدا به بندگانی که ایمان آورده و نیکوکار شدند بشارت آن را داده است. بگو: من از شما اجر رسالت جز این نخواهم که مودّت و محبّت را در حقّ خویشاوندان(من) منظور دارید ، و هر که کاری نیکو انجام دهد ما نیز در آن مورد بر نیکوییش بیفزاییم که خدا بسیار آمرزنده گناهان و پذیرنده شکر بندگان است. (۲۳)

ای پیامبر تو نیز در حیطه اقتدار ما هستی

شاید  خواهند گفت: او (محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) بر خدا دروغ بسته است؛  اگر خدا بخواهد بر قلب تو مهر می‌نهد و به کلمات خود سخن باطل را محو و نابود و حق را ثابت و برقرار می‌گرداند، که خدا به اسرار دلهای خلق کاملا آگاه است. (۲۴)

کارهایی که خدا می کند:

و اوست خدایی که توبه بندگانش را می‌پذیرد و گناهان را می‌بخشد و هر چه کنید می‌داند. (۲۵)

و دعای آنان را که ایمان آورده و نیکوکار شوند مستجاب می‌گرداند و از فضل و کرم خود بر ثواب آن‌ها می‌افزاید، و برای کافران عذابی سخت خواهد بود. (۲۶)

چرا ثروت روی زمین محدود است؟

و اگر خدا روزی بندگان را وسیع و فراوان کند در روی زمین ظلم و طغیان بسیار کنند لیکن به اندازه‌ای که بخواهد  نازل می‌گرداند، که خدا به احوال بندگانش آگاه و بیناست. (۲۷)

و اوست خدایی که باران را پس از نومیدی خلق می‌فرستد و رحمت  خود را فراوان می‌گرداند و اوست خداوندگار محبوب الذّات ستوده صفات. (۲۸)

در آسمان ها نیز موجوداتی هست

و از جمله آیات   او خلقت آسمان‌ها و زمین است و هم آنچه در آن‌ها از انواع جنبندگان پراکنده است، و او بر جمع آوری موجوداتی که  پراکنده است هر وقت بخواهد قادر است. (۲۹)

انسان رنج را خود می آفریند

و آنچه از رنج و مصائب به شما می‌رسد همه از دست خود شماست در صورتی که خدا بسیاری از اعمال بد را عفو می‌کند. (۳۰)

یاری و یاوری جز خدا نیست

و شما در زمین هیچ قدرتی ندارید و از کوچکترین قوای جهان زبون و عاجزید و غیر خدا در عالم هیچ یار و یاوری ندارید. (۳۱)

و یکی از آیات  الهی سیر و گردش کشتی‌هاست که در آب دریا مانند کوههای بلند در حرکت است. (۳۲)

اگر باد ساکن شود...

اگر خدا بخواهد باد را سکون و آرامش دهد تا کشتیها بر پشت آب از جنبش بایستد. در این کار برای مردم با صبر شکر گزار ادلّه‌ای نمودار است. (۳۳)

یا اگر بخواهد خدا کشتیهایشان را به جرم بدکاری به دریا غرق می‌کند و بسیاری از جرم شما را می‌بخشد. (۳۴)

و تا آنان که در آیات ما راه جدال و انکار می‌پیمایند بدانند که بر آن‌ها هیچ مفرّ و نجاتی نیست. (۳۵) 

پس چیزی که نصیب شما گردیده متاع زندگی دنیاست و آنچه نزد خداست بسیار بهتر و باقی‌تر است اما آن مخصوص است به آنان که به خدا ایمان آورده‌اند و بر پروردگار خود توکل می‌کنند. (۳۶)

نیکان چه می کنند؟

و آنان که از گناهان بزرگ و زشتکاری می‌پرهیزند و چون خشم و غضب کنند  می‌بخشند. (۳۷)

و آنان که امر خدایشان را اجابت کردند و نماز به پا داشتند و کارشان را به مشورت یکدیگر انجام می‌دهند و از آنچه روزی آن‌ها کردیم (به فقیران) انفاق می‌کنند. (۳۸)

و آنان که اگر  ظلمی بر آن‌ها وارد  انتقام می‌جویند. (۳۹)

انتقام بدی فقط به همان اندازه بدی است و اگر عفو کنند پاداش آن با خداست

و انتقام بدی  به مانند همان مقدار بد رواست (نه بیشتر) و لی اگر کسی عفو کرده و اصلاح نمود اجر او بر خداست، که خدا ستمکاران را هیچ دوست نمی‌دارد. (۴۰)

و هر کس پس از ظلمی که بر او رفته انتقام طلبد، بر او هیچ گناه و مؤاخذه نیست. (۴۱)

تنها ظالمان به مردمان مسئول شرارتها هستند

تنها راه مؤاخذه بر آن‌هایی است که به مردم ظلم کنند و در زمین به ناحق شرارت انگیزند، بر آن‌ها (در دنیا انتقام و در آخرت) عذاب دردناک است. (۴۲)

و هر که  صبر کند  این مقام از عزم در امور است. (۴۳)

۱۱ موضوع

ادامه دارد

کتابهای مقدس قرآن : سوره شوری بخش یکم: مطالبی که برای نخستین بار توسط قرآن مطرح شد


ادامه از نوشتار پیشین

-موصوعاتی که نخستین بار توسط قرآن مطرح شد

-سوره شوری  شصت و دومین سوره بر حسب تاریخ نزول : بخش یکم


بنام خداوند بخشنده مهربان

آیات ۱ تا ۲۰

حم (۱)

عسق (اسرار کتاب خداست) (۲)

این گونه به سوی تو و رسولان پیش از تو خدای مقتدر دانا وحی می‌کند. (۳)

آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است همه ملک اوست و او خدای بلند مرتبه بزرگ است. (۴)

فرشتگان برای همه اهل زمین از خدا بخشایش می خواهند

نزدیک است که آسمان‌ها از فراز هم یکی پس از دیگری شکافته  شود، و فرشتگان (رحمت) به ستایش خدای خود تسبیح گویند و برای اهل زمین از خدا مغفرت و آمرزش طلبند (و ندا کنند که) الا ای بندگان، بدانید که خداست آن ذاتی که بسیار آمرزنده و مهربان است. (۵)

ای پیامبر! تو وکیل آنان نیستی

و آنان که غیر خدا را معبود و محبوب خویش برگرفتند خدا رقیب و نگهبان بر (اعمال) آن‌هاست و تو وکیل  آنان نخواهی بود. (۶)

مردم مکه و مردمان اطراف آن

و این چنین قرآن فصیح عربی را ما به تو وحی کردیم تا مردم امّ‌القری (شهر مکه) و هر که را که در اطراف آن است (از خدا) بترسانی و هم از (سختی) روز بزرگ قیامت که همه جمع آیند و هیچ شک در آن نیست و گروهی در بهشت جاودان و فرقه‌ای در آتش سوزان روند بیم دهی. (۷)

اگر خدا می خواست...

و اگر خدا می‌خواست  تمام خلایق را (به قهر) یک فرقه  قرار می‌داد و لیکن هر که را بخواهد به رحمت خود داخل کند و ستمکاران را هیچ یار و ناصری نباشد. (۸)

(در آن صورت هیچ انسانی بر اساس شایستگی خودش سنجیده نمی شد. در ست مانند دانشگاه و دبیرستانی که به در سخوان و درس نخوان مدر ک تحصیلی بدهد)

آری، مشرکان غیر خدا را یار و دوستدار خود برگرفتند و حال آنکه خدا منحصرا دوست و یاور بندگان است و اوست که مردگان را زنده می‌کند و اوست که بر هر چیز تواناست. (۹)

و آنچه در آن اختلاف و نزاع کردید حکم آن به خدا  راجع است، همان خدا  پروردگار من است که بر او توکل کرده و به درگاه او به تضرّع باز می‌گردم. (۱۰)


هدف از زوج بودن موجودات: افزایش و ادامه نسل آنان

خدا آفریننده آسمان‌ها و زمین است، برای شما آدمیان از جنس خودتان زنان را هم جفت شما قرار داد و نیز چهار پایان را جفت (نر و ماده) آفرید، و به این تدبیر  شما را خلق بی‌شمار کند. آن خدای یکتا را هیچ مثل و مانندی نیست و او شنوا و بیناست. (۱۱)

میزان روزی را او تعیین می کند

کلید آسمان‌ها و زمین او راست، هر که را خواهد رزق وسیع دهد و هر که را خواهد تنگ روزی کند، که او به هر چیز آگاه است. (۱۲)

تمام ادیان الهی دارای یک بنیان یکسان هستند

خدا شرع و آیینی که برای شما مسلمین قرار داد حقایق و احکامی است که نوح را هم به آن سفارش کرد و بر تو نیز همان را وحی کردیم و به ابراهیم و موسی و عیسی هم آن را سفارش نمودیم که دین خدا را بر پا دارید و هرگز تفرقه و اختلاف در دین مکنید. مشرکان را که به خدای یگانه و ترک بتان دعوت می‌کنی (قبولش) بسیار در نظرشان بزرگ می‌آید. خدا هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را به درگاه خدا به تضرّع و دعا باز آید هدایت می‌فرماید. (۱۳)

اگر لطف خدا نبود...

و مردم  راه تفرقه و اختلاف نپیمودند مگر پس از آنکه علم و برهان  بر آن‌ها آمد و لیکن دانسته برای تعدی و ظلم به یکدیگر اختلاف کردند، و اگر آن کلمه  از (لطف) خدا سبقت نگرفته بود  تا وقتی معین ، البته میان مردم  حکم می‌شد. و آنان که پس از گذشتگان وارث کتاب آسمانی شدند در آن کتاب آسمانی سخت در شک و ریب بماندند. (۱۴)

ای پیامبر! بگو من مامورم به عدالت میان شما حکم کنم.

بدین سبب تو همه را  دعوت کن و چنانکه مأموری پایداری کن و پیرو هوای نفس مردم مباش و بگو که من به کتابی که خدا فرستاد ایمان آورده‌ام و مأمورم که میان شما به عدالت حکم کنم، خدای یگانه پروردگار همه ما و شماست، (پاداش) عمل ما بر ما و عمل شما بر شماست  دیگر هیچ حجت و گفت و گویی بین ما و شما باقی نیست. خدا (روز جزا برای حکم حق) میان ما جمع می‌کند و بازگشت همه به سوی اوست. (۱۵)

و آنان که در دین خدا جدل و احتجاج برانگیزند پس از آنکه خلق دعوت او را پذیرفتند حجت آن‌ها نزد خدا لغو و باطل است و بر آن‌ها قهر و غضب و عذاب سخت خواهد بود. (۱۶)

خداست آن که کتاب (آسمانی) را به حق و نیز ترازوی عدالت را فرستاد، و تو چه دانی؟ ممکن است ساعت قیامت بسیار نزدیک باشد. (۱۷)

آنان که به ساعت قیامت ایمان نمی‌آورند تقاضای تعجیل در ظهور قیامت می‌کنند، امّا اهل ایمان از آن روز سخت ترسانند و می‌دانند که آن روز بر حق است. الا (ای مردم) بدانید آنان که در قیامت جدل و انکار می‌کنند سخت در گمراهی دور (از سعادت) اند. (۱۸)

خدا را به بندگان لطف و محبت بسیار است، هر که را بخواهد روزی می‌دهد و او توانای مطلق و مقتدر و غالب است. (۱۹)

اگر فقط دنیا بخواهی...

هر کس حاصل کشت آخرت را بخواهد ما بر تخمی که کاشته می‌افزاییم و هر که تنها حاصل کشت دنیا را بخواهد او را هم از آن نصیب می‌کنیم ولی در آخرت (از نعمت ابدی آن چون نخواسته) نصیبی نخواهد یافت. (۲۰)

ادامه دارد

۱۰ موضوع