ادامه از نوشنتار پیشین
-فهرست موضوعاتی که نخستین بار توسط قرآن مطرح شد
- سوره فصلت شصت و یکمین سوره بر حسب تاریخ نزول(۱)
حم (۱)
که این قرآن تنزیلی از جانب خدای بخشنده مهربان است. (۲)
قرآن برای دانشمندان
کتابی است که آیات جامعش به صورت قرآنی به زبان فصیح عربی برای دانشمندان روشن گردیده است. (۳)
اکثر مردم گوش نمی دهند
قرآنی است که بشارت میدهد و میترساند اما اکثر مردم اعراض کرده نمیشنوند. (۴)
خداناباوران : خدای تو برای خودت !
و مشرکان گفتند: دلهای ما از قبول دعوتت سخت محجوب و گوش ما از شنیدن سخت سنگین و میان ما و تو حجاب است، تو به کار خود پرداز ما هم البته عمل میکنیم. (۵)
من بشری هستم مانند شما که به او وحی الهی می رسد
بگو که من هم مانند شما بشری هستم جز آنکه مرا وحی میرسد که پروردگار شما خدای یکتای بیهمتاست، پس همه مستقیم به راه دین او شتابید و از او آمرزش طلبید. و وای به حال مشرکان. (۶)
زکات نمی دهند چون به جهان دیگر معتقد نیستند
آنان که زکا ت هرگز نمیدهند و به عالم آخرت به کلی کافرند. (۷)
آنان که ایمان آورده و نیکوکار شدند البته پاداش بیپایان خواهند یافت. (۸)
بگو که آیا شما به خدا که زمین را در دو روز بیافرید کافر میشوید و بر او مثل و مانند قرار میدهید؟! او خدای جهانیان است . (۹)
و او روی زمین کوهها برافراشت و انواع برکتهای بسیار در آن قرار داد و قوت و ارزاق اهل زمین را در چهار روز مقدّر و معیّن فرمود و روزی طلبان را یکسان در کسب روزی خود گردانید . (۱۰)
و آن گاه به خلقت آسمانها توجه کامل فرمود که آسمانها دودی بود، پس به آسمان و زمین فرمود که همه به شوق و رغبت یا به جبر و کراهت بشتابید. آنها عرضه داشتند: ما با کمال شوق و میل میشتابیم. (۱۱)
آن گاه نظم هفت آسمان را در دو روز استوار فرمود و در هر آسمانی امرش را وحی فرمود، و آسمان دنیا را به چراغهای رخشنده زیب و زیور دادیم و آن را از ورود شیاطین حفظ کردیم. این تقدیر خدای مقتدر داناست. (۱۲)
پس اگر کافران اعراض کردند به آنها بگو: من شما را از صاعقهای مانند صاعقه هلاک عاد و ثمود ترسانیدم. (۱۳)
که بر آنها از هر جانب رسولان حق آمدند که جز خدای یکتا را نپرستید. کافران باز گفتند: اگر خدا میخواست فرشتگان را به رسالت میفرستاد، پس ما به کتب و احکام شما کافریم. (۱۴)
سرگذشت قوم گمشده عاد
اما قوم عاد در زمین به ناحق تکبر و سرکشی کردند و گفتند که از ما نیرومندتر کیست؟ آیا آنها ندیده و ندانستند که خدایی که آنها را خلق فرموده بسیار از آنان تواناتر است؟ و آنها آیات (قدرت) ما را انکار میکردند. (۱۵).
ما هم بر هلاک آن قوم عاد باد تندی در ایّام نحس شوم فرستادیم تا به آنها عذاب ذلّت و خذلان را در دنیا بچشانیم در صورتی که خواری عذاب آخرت بیش از دنیاست و آنجا هیچ کس یاری آنها نخواهد کرد. (۱۶)
(سرزمین عاد پس از قرنها فراموشی توسط یک گروه آمریکایی در جایی از خاک عمان و نزدیک به یمن از دل خاک بیرون آورده شد. این منطقه بنام اوبار و یا عاد معروف است . محققان پساز بررسی به این نتیجه رسیدند که طوفانهای شدید شن باعث نابودی این تمدن شده و سرزمین آنان را در زیر خروارها شن مدفون کرده بود.
کتاب جاده اوبار نوشته نیکلاس کلاپ گزارش کامل این اکتشاف را آورده وسایتهای متعدد اینترنتی در این ارتباط وجود دارد. در صدر اسلام هیچ کس از وجود تمدن و مردم و سرزمین گمشده عاد خبر نداشت . فضا پیامی شاتل ۱۹۸۲ یکی از ماموریتهایش یافت جاده گمشده در دل صحرا بود که به این سرزمین می رسید.نیکلاس کلاپ کاشف اصلی این سرزمین قرآن را یکی از منابع اصلی خود در کشف این سرزمین گمشده معرفی کرده است.)
سرگذشت قوم نابود شده ثمود
اما قوم ثمود را نیز هدایت کردیم لیکن آنها خود کوریرا بر هدایت بگزیدند، پس آنها را هم صاعقه عذاب خواری و هلاکت به کیفر کردارشان فرا گرفت. (۱۷)
(به توضیحات زیر مراجعه نمایید)
و آنان که ایمان آوردند و خدا ترس و پرهیزکار بودند همه را نجات دادیم. (۱۸)
و روزی که همه دشمنان خدا را گرد آورده و به سوی آتش دوزخ کشانند و آنجا برای جمع آوری بازشان دارند. (۱۹)
تا چون همه بر در دوزخ رسند آن هنگام گوش و چشمها و پوست
بدنهاشان بر جرم و گناه آنها گواهی دهند. (۲۰
۷ موضوع
ادامه دارد
باستانشناسی قوم ثمود
در میان خاورشناسان، ون دن براندن(Van den branden) بیش از همه به قوم ثمود و تاریخ ایشان توجه داشت وی غیر از مقالات متعددی که در این باب نگاشته، رساله دکتری خویش را هم بر این موضوع اختصاص داده است.Van den Branden:IesInscription tham oudennes. Louvain-Heverle1950.پس از آن نیز کتاب دیگری به نام تاریخ ثمود منتشر کرد:Van den Branden:Histoire de thamovd.Beyrouth,1960.در نوشته ای که فیلبی Philby در 1951 در معبد روانه کشف کرده،به ایشان مربوط است و به دو زبان یونانی ـ نبطی است، هم او نوشته دیگری به زبان یونانی در همان مکان یافت.
در این نوشته آمده است که ثمودیان که این معبد را بنا کردهاند از
قبیله رباث Robath میباشند. این دو اثر ثابت میکند که ایشان معابدی از سنگ برای خدایان خود میساختهاند و به زبان یونانی و نبطی هم آشنا بوده اند و با امپراطوران روم نیز رابطه داشتهاند، زیرا همین معبد را به مارک اورل و لوسیوس دو امپراطور رومی تقدیم کردهاند.
کثرت آثاری که به زبان ثمودی یافته شده و گسترش شگفتآور سرزمین آنان باعث شده که گروهی از دانشمندان این سؤال را مطرح کنند که آیا تمام این آثار تنها متعلق به قوم ثمود بوده یا اینکه اقوام دیگری را نیز باید با ایشا ن شریک دانست؟
فن دن براندن، با در نظر گرفتن منابع اروپایی قدیم و اشاراتی که سنگ نوشته های غیر ثمودی به این قوم دارد، میکوشد ثابت کند که ثمودیان دیر زمان در شمال عربستان زندگی می کردهاند و گاه به مراکز جزیره میشتافتند و نیز بساکاروانها که به خارج از جزیره سفر کرده و آثاری از خود به جای گذاردهاند و همه این آثار متعلق به اینان است. با این حساب نمی توان ثمود را تنها یک قبیله دانست بلکه باید گفت: ملت ثمود. در زبان ثمود ال(Iُ) به معنی قبیله آمده است لکن هرگز نمیبینیم که در آثار مکشوفه، کسی خود را متعلق به«آل ثمود» بداند، زیرا ایشان مستقیماً قبیله و عشیره خود را ذکر می کنند نه ملت بزرگی را که به آن متعلقاند. اما در جاهایی که عمومیت ایجاب میکند، مثلاً در نام خدایان، کلمه ثمود ذکر شده است.
آغاز پیدایش و یا نخستین سالهای قدرت و گسترش قوم ثمود بر ما معلوم نیست، لکن به یاری تاریخ اقوام دیگر و همچنین به کمک دیگر آثار مکشوفه، می توان نتیجه گرفت که ایشان نخست در حدود قرن 8 پ.م در منطقهای که دو شهر مکه و مدینه نیز در آن واقع بوده زندگی می کردهاند و واژه ثمود نیز زاییده کیفیت زمین این ناحیه است: ثمود یعنی سیلگیری که در تابستان خشک است و این با بیابانهای اطراف مکه منطبق است.در این دوران بر مبنای شهادت آثار آشوری، ثمود، قبیلهای بیش نبود.
سارگون دوم به کشور ایشان حمله کرد و ظاهراً گروهی به کوههای حجاز پناه بردند و گروهی به شمال جزیره کوچیدندو در حدود شش قرن پیش از میلاد آثاری در این ناحیه بر جای گذاشتند که خط آنها از خط قوم دیدان ـ ساکنان شمال ـ اقتباس شده است. و از سوی دیگر آثار فراوانی از ایشان را در جنوب جزیره میتوان دید و شاید بتوان گفت که چند قرن پس از مهاجرت به شمال باز به جنوب کوچ کردند. اینکه این قوم در چه زمان منقرض شدند به طور قطعی نمی توان پاسخ داد. در قرن 5 پ.م لحیانیان، کشور مستقلی در ناحیه غربی جزیره تشکیل میدهند و هنگامی که رو به ضعف مینهند معینیان قدرت مییابند. در این هنگام نبطیان به شمال غربی جزیره گام مینهند و در سرزمینی که به نام سرزمین ثمود شناختیم مرکز عمدهای تشکیل میدهند و اندکی پیش از میلاد مسیح، به تدریج لحیانیان و معینیان را بیرون رانده بر تمام مرکز مسلط میشوند. در طی این دورانها، ثمودیان در گوشه و کنار و یا در داخل کشور نبطیان روزگار میگذاشتند و چنان تحت تأثیر تمدن نبطی قرار گرفتند که تقریباً تمدن خود را فراموش کردند.
پس از انقراض نبطیان، باز قوم ثمود مدت یک قرن و نیم از خط و تمدن ایشان استفاده می کردند اما در این هنگام دیگر نمی توان از ثمود به عنوان یک قوم قدرتمند سخن راند، پس از چندی، دیگر سخنی از ثمودیان نمیشنویم و تنها قرآن کریم است که از ایشان سخن می راند.33
از طرفی امتیازات قومی، عرب را به دو قسمت تقسیم میکند: عرب بائده(نابود شده) ثمود و عاد که نامشان در قرآن آمده و عرب باقیه.34
البته برخی نیز ثمود را از تیرهٔ یهود می دانند که از فلسطین آمده و ساکن حجر شدند اما آنها قبل از موسی بودهاند چون درباره مردم مصر و بنیاسرائیل که ایمان نیاورده بودند قرآن تصریح دارد که آنها را تهدید فرمود که اگر ایمان نیاوردید مانند قوم عاد و ثمود خواهید شد. برخی هم ثمود را از تیره قوم عاد شناخته اند و این نظریه به جهت تشابهات بسیاری بین این دو قوم،صحیحترین نظریههای مردم شناسی است و سرزمین ثمود از مستعمرات عاد بود و بیان قرآن:واذکروا اذ جعلکم خلفاء من بعد عاد بؤاکم فی الارض…همین معنی را متذکر شده است.35
و حمزهٔ اصفهانی در تاریخ پیامبران و شاهان گفته:در اخباری به روایت عیسی بن داب خوانده است که در روزگار جمشید پادشاه ایران، هود به قوم عاد و صالح به قوم ثمود پبامبر شدند.36
4.مکان شهر حجر براساس مدارک باستان شناسی:
در شمال کشور عربستان در محلی بین مدینه و تبوک در مکانی که اینک به عنوان(مداین صالح) شناخته میشود، آثار باشکوهی از دوران باستان وجود دارد.که در دوران گذشته به عنوان(الحجر) از آن یاد شده است.
اینآثار شامل خانه های تراشیده شده درون صخرهها میباشد، الحجر در سر راه اصلی تجاری بین یمن در جنوب و سوریه در شمال شبه جزیره عربستان واقع گردیده است، و استقرار در این محل در مدت زمان طولانی، به خاطر وجود راه بازرگانی، فراوانی آب، خاک حاصلخیز و مهمتر از همه،حفاظت طبیعی در بین صخرههای بزرگ، وجود داشت.37
این شهر از قرنها پیش از نبطیان وجود داشت ولی در دوران ایشان به دلیل اینکه نبطیها این شهر را به عنوان دومین پایتختشان بعد از پترا در اردن، برای کنترل شمال غربی عربستان قرار دادن، توسعه پیدا کرد.
الحجر بعد از پایان پادشاهی نبطیان در 106 میلادی باز هم به سبب راه بازرگانی دریای سرخ از مراکز مهم بازرگانی بود وحتی بعد از اسلام به علت عبور زایرین شام به مدینه و مکه، به عنوان توفقگاه زایرین اهمیت زیادی داشت.38
نام کنونی مداین صالح، به وسیله مسافران اندلسی در 747 هجری یا 1336 میلادی به الحجر تغییر داده شده است و این همان کافی است که پیامبر اسلام درسفر به تبوک از آن به عنوان بقایای شهر قوم ثمود نام برده است.و در تمام دوران پس از اسلام، اعراب از آن به عنوان مسکن قوم ثمود یادکردهاند، البته علی رغم این روایات، ژوسان و ساوینیاک، این صخرهها را قبرهای نبطی می دانند.39
نتیجه
امروزه پس از مطالعات کامل در مورد نبطیان و هنر آنها و همچنین حفاریهای شهر پترا، و تشابهات زیاد این دو مکان که حتی به عنوان دو خواهر از آنها یاد میشود به نبطی بودن این آثار،اطمینان کامل داریم که زمان آن به حدود 6پ.م تا اول م میرسد.ولیکن طبق آیههای قرآنی که قوم عاد و ثمود را اقوام پس از قوم نوح خوانده که بر عذاب دچار شدهاند، مفسران قرآنی هم این قوم را به زمان پس از حضرت نوح مربوط می دانند.
براساس مدارک، طوفان نوح حدوداً در 3500 پ.م رخ داده است و تاریخی را که مورخان برای قوم ثمود پیشنهاد کردهاند 2900 پ.م میباشد. که آثار الحجر با این زمان منطبق نیست. یعنی یا این آثار متعلق به قوم ثمود نمیباشد که براساس مدارک باستانشناسی قوم ثمود در همین محدوده زمانی می زیستهاند و یا اینکه منظور قرآن از ذکر قوم ثمود و قوم عاد پس از قوم نوح به سبب این باشد که چون اینان پیامبران عرب هستند و قوم نوح هم از اقوام عرب بوده،پس اینان دومین و یا سومین اقوام عربی هست که توسط خداوند عذاب شده اند نه اینکه تاریخ آنها بلافاصله بعد از حضرت نوح باشد.
متأسفانه مدارک باستانشناسی از این شهر در دسترس نبود و اینکه آیا این شهر را حقیقتاً می توان با این قوم در ارتباط دانست نیاز به مطالعات بیشتر خصوصاً پژوهشهای میدانی دارد، در این نوشته فقط منظور معرفی و فرضیهای در مورد این قوم و محل مربوط به آنها بود. که امید است در آیندهای نزدیک در مورد این فرضیه مطالعات تکمیلی انجام گردد.
ادامه دارد
اصول بنیادین فکری و اعتقادی قرآن
رسالت و پیامبری
فرستاده خدا و خاتم پیامبر ان الهی
-محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست ولى فرستاده خدا و خاتم پیامبران است و خدا همواره بر هر چیزى داناست آیه (۴۰) سوره احزاب
گواه، بشارتگر، هشدار دهنده و چراغی فروزان و تابناک
-اى پیامبر ما تو را در مقام گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستادیم (۴۵)
-وتو دعوت کننده به سوى خدا به فرمان او و چراغى تابناک هستی (۴۶)
-و مؤمنان را مژده ده که براى آنان از جانب خدا بخشایشى فراوان خواهد بود (۴۷)
سوره احزاب
پیامبر در س ناخوانده
-ای پیامبربگو : اى مردم من پیامبر خدا به سوى همه شما هستم همان [خدایى] که فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست هیچ معبودى جز او نیست که زنده مى کند و مى میراند پس به خدا و فرستاده او که پیامبر درس نا خوانده اى است که به خدا و کلمات او ایمان دارد بگروید و او را پیروى کنید امید که هدایت شوید آیه (۱۵۸) سورهاعراف
خداباوران به پیامبر گرویده اند
- جز این نیست که مؤمنان کسانى اند که به خدا و پیامبرش گرویده اند و هنگامى که با او بر سر کارى اجتماع کردند تا از وى کسب اجازه نکنند نمى روند در حقیقت کسانى که از تو کسب اجازه مى کنند آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند پس چون براى برخى از کارهایشان از تو اجازه خواستند به هر کس از آنان که خواستى اجازه ده و برایشان آمرزش بخواه که خدا آمرزنده مهربان است آیه (۶۲) سوره نور
خدا و پیامبر را اطاعت کنید!
-اى کسانى که ایمان آورده اید خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را اطاعت کنید پس هر گاه در امرى اختلاف نظر یافتید اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید آن را به خدا و پیامبر عرضه بدارید این بهتر و نیکفرجامتر است ایه (۵۹) سوره نساء
پیامبر شما را از تاریکیها به سوی روشنائیهامی برد
-پیامبرى که آیات روشنگر خدا را بر شما تلاوت مى کند تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده اند از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون برد و هر کس به خدا بگرود و کار شایسته کند او را در باغهایى که از زیر [درختان] آن جویبارها روان است درمى آورد جاودانه در آن مى مانند قطعا خدا روزى را براى او خوش کرده است آیه (۱۱) سوره طلاق
ادامه دارد
ادامه از نوشتار پیشین
-فهرست مطالبی که نخستین بار توسط قرآن مطرح شد
-سوره غافر شصتمین سوره بر حسب تاریخ نزول
آیات ۷۰ الی ۸۵
آنان که کتاب ما را و احکامی که رسولان خود را بر ابلاغ آن فرستادیم تکذیب کردند به زودی خواهند دانست. (۷۰)
آن گاه که گردنهاشان بسته شود و کشیده شوند. (۷۱)
در حمیم دوزخ ، سپس در آتش سوخته و افروخته شوند. (۷۲)
آن گاه به آنها گویند: کجا رفتند معبودان باطلی که شریک خدا میشمردید، (۷۳)
بت پرستان ارزش بتهای خود را انکار می کنند
و از خدا روی میگردانیدید؟ آن مشرکان جواب گویند: آن بتها همه از نظر ما محو و نابود شدند، بلکه ما از این پیش چیزی را به خدایی نمیخواندیم. خدا این گونه مردم کافر را گمراه میگرداند . (۷۴)
هوسرانی باطل و شهوت پرستی دو عامل گمراهی
این قهر و عذاب شما کافران بدین سبب است که در دنیا از پی تفریح و هوسرانی باطل بودید و دایم به نشاط و شهوت پرستی سرگرم شدید. (۷۵)
پایان کار متکبران
اینک (به کیفر کفرتان) به درهای دوزخ درآیید که آنجا جاودان معذّب خواهید بود، که متکبران را بسیار منزلگاه بدی است. (۷۶)
اینک (به کیفر کفرتان) به درهای دوزخ درآیید که آنجا جاودان معذّب خواهید بود، که متکبران را (که سر از فرمان حق کشیدند در آخرت) بسیار منزلگاه بدی است. (۷۶)
پس (ای رسول، چند روزی بر آزار کافران امت) صبر کن که البته وعده (ثواب و عقاب) خدا حق است، که اگر آنها را در حیات تو و مقابل چشم تو به بعضی از وعدههای خود که به آنها میدادیم (به شمشیر تو) عقوبت کنیم یا چنانچه تو را قبض روح کنیم باز رجوع آنها به سوی ماست (و در قیامت به کیفر اعمالشان میرسانیم). (۷۷)
پیامبران دیگری هم بوده اند
و همانا ما رسولان بسیاری پیش از تو فرستادیم که احوال بعضی را بر تو حکایت کردیم و برخی را نکردیم و هیچ رسولی جز به امر خدا نشاید معجز و آیتی بیاورد، و چون فرمان خدا فرا رسد آن روز به حق حکم کنند و آنجا کافران مبطل زیانکار شوند. (۷۸)
خداست آن که برای شما آدمیان چهار پایان را آفرید تا بر بعضی سوار شوید و از برخی تغذیه کنید. (۷۹)
و نیز نفع بسیار دیگر از آنها ببرید و حوائج و اغراضی که در دل دارید با آنها (در سفر و حضر) انجام دهید و بر آنها (در خاک) و بر کشتیها (در آب) سوار میشوید. (۸۰)
و خدا آیات (قدرت و رحمت) خود را به شما ارائه دهد، پس کدام یک از آیات الهی را انکار توانید کرد؟ (۸۱)
آیا این مردم در زمین به سیر و سفر نرفتند تا عاقبت حال پیشینیانشان را که از اینها بسیار بیشتر و قویتر و مؤثرتر در زمین بودند مشاهده کنند؟ (که چگونه همه هلاک شدند) و آنچه اندوختند آنها را (از مرگ و هلاکت) حفظ و حمایت نکرد. (۸۲)
پس آن گاه که رسولانشان با معجزات و ادلّه روشن به سوی آنها آمدند آن مردم (نادان) به دانش و عقاید باطل خود شاد و مغرور شدند و وعده عذابی که مسخره میکردند همه را فرا گرفت. (۸۳)
و چون شدت قهر و عذاب ما را به چشم دیدند در آن حال (از کفر و شرک پشیمان شده و) گفتند: ما به خدای یکتا ایمان آوردیم و به همه بتهایی که شریک خدا میگرفتیم کافر شدیم. (۸۴)
اما ایمانشان پس از دیدن مرگ و مشاهده عذاب ما بر آنها هیچ سودی نبخشید. سنّت خدا (و حکمت الهی از ازل) چنین در میان بندگان حکمفرما بوده (که رسول و کتاب به امر و نهی و وعده ثواب و عقاب و نجات مؤمنان و هلاک کافران بفرستد تا خلق به اطاعت و عصیان امتحان شوند) و آنجا کافران زیانکار شدند. (۸۵)
اما ایمانشان پس از دیدن مرگ و مشاهده عذاب ما بر آنها هیچ سودی نبخشید. سنّت خدا (و حکمت الهی از ازل) چنین در میان بندگان حکمفرما بوده (که رسول و کتاب به امر و نهی و وعده ثواب و عقاب و نجات مؤمنان و هلاک کافران بفرستد تا خلق به اطاعت و عصیان امتحان شوند) و آنجا کافران زیانکار شدند. (۸۵)). (۷۷)
و همانا ما رسولان بسیاری پیش از تو فرستادیم که احوال بعضی را بر تو حکایت کردیم و برخی را نکردیم و هیچ رسولی جز به امر خدا نشاید معجز و آیتی (برای امت) بیاورد، و چون فرمان خدا (بر غلبه حقّ و محو باطل) فرا رسد آن روز (بر همه) به حق حکم کنند و آنجا کافران مبطل زیانکار شوند. (۷۸)
خداست آن که برای شما آدمیان چهار پایان را آفرید تا بر بعضی سوار شوید و از برخی تغذیه کنید. (۷۹)
و نیز نفع بسیار دیگر از آنها ببرید و حوائج و اغراضی که در دل دارید با آنها (در سفر و حضر) انجام دهید و بر آنها و بر کشتیها سوار میشوید. (۸۰)
و خدا آیات خود را به شما ارائه دهد، پس کدام یک از آیات الهی را انکار توانید کرد؟ (۸۱)
آیا این مردم در زمین به سیر و سفر نرفتند تا عاقبت حال پیشینیانشان را که از اینها بسیار بیشتر و قویتر و مؤثرتر در زمین بودند مشاهده کنند؟ و آنچه اندوختند آنها را حفظ و حمایت نکرد. (۸۲)
پس آن گاه که رسولانشان با معجزات و ادلّه روشن به سوی آنها آمدند آن مردم (نادان) به دانش و عقاید باطل خود شاد و مغرور شدند و وعده عذابی که مسخره میکردند همه را فرا گرفت. (۸۳)
و چون شدت قهر و عذاب ما را به چشم دیدند در آن حال گفتند: ما به خدای یکتا ایمان آوردیم و به همه بتهایی که شریک خدا میگرفتیم کافر شدیم. (۸۴)
اما ایمانشان پس از دیدن مرگ و مشاهده عذاب ما بر آنها هیچ سودی نبخشید. سنّت خدا چنین در میان بندگان حکمفرما بوده و آنجا کافران زیانکار شدند. (۸۵)
۵ موضوع
ادامه دارد
اصول بنیادین فکری و اعتقادی قرآن
زکات
نماز را به پا دارید و زکات را بدهید و هر گونه نیکى که براى خویش از پیش فرستید آن را نزد خدا باز خواهید یافت آرى خدا به آنچه مى کنید بیناست آیه (۱۱۰) سوره بقره
و فرمان نیافته بودند جز اینکه خدا را بپرستند و در حالى که به توحید گراییده اند دین [خود] را براى او خالص گردانند و نماز برپا دارند و زکات بدهند و دین [ثابت و] پایدار همین است آیه (۵) سوره بینه
و در راه خدا چنانکه حق جهاد اوست جهاد کنید اوست که شما را برگزیده و در دین بر شما سختى قرار نداده است آیین پدرتان ابراهیم نیز چنین بوده است او بود که قبلا شما را مسلمان نامید و در این قرآن نیز همین مطلب آمده است تا این پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشید پس نماز را برپا دارید و زکات بدهید و به پناه خدا روید او مولاى شماست چه نیکو مولایى و چه نیکو یاورى آیه (۷۸) سوره حج
نماز را برپا کنید و زکات را بدهید و پیامبر [خدا] را فرمان برید تا مورد رحمت قرار گیرید آیه (۵۶ ) نور
و نماز را بر پا دارید و زکات را بدهید و با رکوع کنندگان رکوع کنید ایه (۴۳) سوره بقره
در آیه زکات کسانی که می توانند زکات دریافت کنند فهرست شده اند:
صدقات تنها به تهیدستان و بینوایان و متصدیان آن و کسانى که دلشان به دست آورده مى شود و در [راه آزادى] بردگان و وام داران و در راه خدا و در راه مانده اختصاص دارد که به عنوان فریضه از جانب خداست و خدا داناى حکیم است آیه (۶۰) سوره توبه
یعنی صدقات، منحصرا در این موارد هشتگانه به مصرف میرسد:
فقرا
مساکین
متصدیان اداره صدقات و مأموران جمعآوری زکات
افرادی که به وسیله کمکهای مالی، تمایل بیشتری به اسلام پیدا میکنند و تألیف قلوب در آنها بهوجود میآید
کسانی که برده هستند و برای آزادی آنها از زکات استفاده میشود
بدهکاران
هر امری که رضای خداوند در آن باشد
ابن سبیل: افرادی که در راه ماندهاند و درمانده شدهاند
نتیجه مهم: در اکثر آیات قرآن پرداخت زکات با نماز آورده شده و این بخاطر نقش مهمی است که زکات د ر فقر زدایی از جامعه ایفاء می کند.
ادامه از نوشتار پیشین
-فهرست مطالبی که ب ای نخستین بار توسط قرآن مطرح شد
سوره غافر شصتمین سوره بر حسب تاریخ نزول بخش سوم
تنها تقاضای ساکنان دوزخ
و اهل دوزخ به خازنان جهنم گویند: از خدای خود بخواهید که روزی عذاب ما را تخفیف دهد. (۴۹)
آنها پاسخ دهند که آیا پیغمبران شما با معجزات و ادلّه روشن برای (هدایت) شما نیامدند؟ دوزخیان گویند: آری آمدند . پس خازنان جهنّم گویند: اینک هر چه میخواهید دعا (و ناله) کنید، که دعای کافران جز در ضلالت نخواهد بود. (۵۰)
پیامبران خدا پیروزند
ما (که خدای تواناییم) البته رسولان خود و اهل ایمان را هم در دنیا ظفر و نصرت میدهیم و هم روز قیامت که گواهان به شهادت برخیزند. (۵۱)
در آن روز ستمکاران را عذرخواهی سود ندهد و بر آنها خشم و لعن و منزلگاه بد مهیّاست. (۵۲)
و همانا ما به موسی مقام هدایت عطا کردیم و بنی اسرائیل را وارث کتاب گردانیدیم. (۵۳)
تا آن قوم هدایت یابند و خردمندان پند گیرند. (۵۴)
ای پیامبر: صبح و شام به ستایش و تسبیح پروردگار بپرداز!
پس (ای رسول ما،) صبر کن که البته وعده خدا حق است و از خدا آمرزش طلب کن و صبح و شام به تسبیح و ذکر و ستایش پروردگار خود پرداز. (۵۵)
آنان که در آیات خدا بیهیچ حجت و برهان که آنان را آمده باشد راه انکار و جدل پیمایند جز تکبر و نخوت (و قصد ریاست) چیزی در دل ندارند که به آرزوی دل هم آخر نخواهند رسید، پس تو پناه به درگاه خدا بر، که خدا شنوا و بیناست. (۵۶)
رازی که اکثر مردم درک نمی کنند
البته خلقت آسمانها و زمین بسیار بزرگتر و مهمتر از خلقت بشر است و لیکن اکثر مردم این معنا را درک نمیکنند. (۵۷)
و هرگز نابینا و شخص بینا یکسان نیستند و هم آنان که ایمان آورده و نیکوکار شدند با بدکردار مساوی (در درجات آخرت) نیستند، لیکن بسیار کم این حقیقت را متذکر میشوید. (۵۸)
بیشتر مردمان ایمان نمی آورند
البته ساعت قیامت بیهیچ شک میآید و لیکن بیشتر مردم ایمان نمیآورند. (۵۹)
خداوند: مرابخوانید تا شما را اجابت کنم!
و خدای شما فرمود که مرا با بخوانید تا دعای شما مستجاب کنم. آنان که از عبادت من اعراض و سرکشی کنند زود با ذلت و خواری در دوزخ شوند. (۶۰)
خداست آن که شب تار را برای آسایش و استراحت شما قرار داده و روز راروشن گردانید، که خدا را در حق مردمان فضل و احسان است و لیکن اکثر مردم شکر به جا نمیآرند. (۶۱)
همان خدا پروردگار شما آفریننده همه موجودات عالم است، جز او هیچ خدایی نیست، پس از درگاه یگانه معبود حق به کجا بازگردانیده میشوید؟ (۶۲)
آنان که آیات الهی را انکار کردند هم این گونه باز گردانیده میشوند. (۶۳)
خداست آن که زمین را آرامگاه شما قرار داد و آسمان را برافراشت و شما را به نیکوترین صورتها بیافرید و از غذاهای لذیذ خوش به شما روزی داد، این خدا پروردگار شماست، زهی برتر و بزرگوار است خدای یکتا پروردگار عالمیان. (۶۴)
تنها او را بخوانید !
او خدای زنده ابد است، جز او هیچ خدایی نیست، پس تنها او را بخوانید و به اخلاص در دین بنده او باشید، که ستایش و سپاس مخصوص خدای یکتا آفریدگار عالمیان است. (۶۵)
(ای رسول )بگو که مرا از پرستش معبودان باطلی که شما به جای خدا میپرستید البته منع کردهاند چرا که بر من از خدای خود (به وحی) آیات و ادلّه روشنی آمده است و من مأمورم که تنها تسلیم امر خدای عالمیان باشم. (۶۶)
آفرینش انسان اولیه از خاک بوده است
اوست خدایی که شما را از خاک بیافرید و سپس از قطره آب نطفه و آن گاه از خون بسته علقه، پس شما را (از رحم مادر) طفلی بیرون آورد تا آنکه به سنّ رشد و کمال برسید و باز پیری سالخورده شوید و برخی از شما پیش از سنّ پیری وفات کنند و تا همه به اجلی معین برسید و مگر تعقّل کنید. (۶۷)
هر چیزی را که خدا اراده کند موجود می شود.
اوست خدایی که زنده میکند و میمیراند و چون به خلقت چیزی حکم نافذ و مشیّت کاملش تعلّق گیرد به محض اینکه گوید: موجود باش، بیدرنگ موجود میشود. (۶۸)
آیا کسانی را که در آیات ما راه جدال و انکار پیمودند ندیدی که چگونه (از حق) بازگردانیده شوند؟ (۶۹)
آنان که کتاب ما را و احکامی که رسولان خود را بر ابلاغ آن فرستادیم تکذیب کردند به زودی خواهند دانست. (۷۰
۹ موضوع
ادامه دارد