ادامه از نوشتار پیشین
-فهرست مطالبی که نخستین بار توسط قرآن بعنوان کتاب دینی مطرح شد(بخش هجدهم)
-سوره یونس پنجاه ویکمین سوره تاریخ برحسب نزول(بخش آخر)
در اسمان ها و زمین تفکر کنید!
بگو: در آسمانها و زمین بنگرید تا چه مشاهده میکنید. و (گر چه) مردمی را که نخواهند ایمان آورند دلایل و آیات و بیم دادنهای الهی هرگز سودمند نمیافتد. (۱۰۱)
پس مردمی که ایمان نمیآورند منتظر چیستند جز آنکه روزگار هلاکت و عذابی که پیشینیان دیدند به چشم ببینند؟ بگو که شما (نزول عذاب را)، منتظر باشید که من هم با شما منتظر (نزول فتح و نصرت خدا) میباشم. (۱۰۲)
خدا بر خود واجب کرده...
آن گاه ما رسولان خود و مؤمنان را نجات میدهیم، ما بر خود فرض کردیم که این چنین اهل ایمان را نجات بخشیم. (۱۰۳)
بگو که ای مردم، اگر شما به آیین من شک دارید پس (یقین دارید که) من هرگز خدایان باطلی را که شما میپرستید نخواهم پرستید، بلکه تنها خدای یکتایی را که مرگ (و زندگانی) همه شما خلایق به امر اوست میپرستم و مأمورم که خود از اهل ایمان باشم. (۱۰۴)
دین حنیف
و (خدا مرا امر کرده به) این که روی به جانب دین حنیف (اسلام و آیین پاک توحید) آور و هرگز هم آیین مشرکان مباش. (۱۰۵)
ای پیامبر : فقط خدای یکتا را بخوان!
و غیر از خدای یکتا هیچ یک از این خدایان باطل را که به حال تو نفع و ضرری ندارند به خدایی مخوان و گر نه از ستمکاران خواهی بود. (۱۰۶)
خیر و شر و قدرت خدا
و اگر خدا بر تو ضرری خواهد هیچ کس جز او دفع آن ضرر نتواند، و اگر خیر و رحمتی خواهد باز احدی منع فضل او نتواند، که فضل و رحمت خود را به هر کس از بندگان بخواهد البته میرساند و اوست خدای بسیار آمرزنده و مهربان. (۱۰۷)
بگو: ای مردم به حقیقت (کتاب و رسول) حق از جانب خدایتان برای شما آمد، پس هر کس هدایت یافت نفعش بر خود اوست و هر کس به راه گمراهی شتافت زیانش بر خود اوست و من نگهبان شما (از مؤاخذه خدا) نیستم. (۱۰۸)
و تو خود از وحی خدای که بر تو میرسد پیروی کن و راه صبر پیش گیر تا وقتی که خدا (میان تو و مخالفانت) حکم کند و او بهترین حکمفرمایان عالم است. (۱۰۹)
پنج موضوع
ادامه دارد
ادامه از نوشتار پیشین
انجیل عهد عتیق فصل ۳۱
حکمت و هنر
۱ و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت:
۲ «آگاه باش بَصَلْئیل بن اوری بن حور را از سبط یهودا به نام خواندهام.
۳ و او را به روح خدا پر ساختهام، و به حکمت و فهم و معرفت و هر هنری،
۴ برای اختراع مُخْتَرَعات، تا در طلا و نقره و برنج کار کند.
۵ و برای تراشیدن سنگ و ترصیع آن و درودگری چوب، تا در هر صنعتی اشتغال نماید.
۶ و اینک من، اُهُولیاب بن اخیسامَک را از سبط دان، انباز او ساختهام، و در دل همه دانادلان حکمت بخشیدهام، تا آنچه را به تو امر فرمودهام، بسازند.
۷ خیمه اجتماع و تابوت شهادت و کرسی رحمت که بر آن است، و تمامی اسباب خیمه،
۸ و خوان و اسبابش و چراغدان طاهر و همه اسبابش و مذبح بخور،
۹ و مذبح قربانی سوختنی و همه اسبابش، و حوض و پایهاش،
۱۰ و لباس خدمت و لباس مقدّس برای هارون کاهن، و لباس پسرانش به جهت کهانت،
۱۱ و روغن مسح و بخور معطر به جهت قدس، موافق آنچه به تو امر فرمودهام، بسازند.»
۱۲ و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت:
۱۳ «و تو بنیاسرائیل را مخاطب ساخته، بگو: البته سَبَّتهای مرا نگاه دارید. زیرا که این در میان من و شما در نسلهای شما آیتی خواهد بود تا بدانید که من یهوه هستم که شما را تقدیس میکنم.
۱۴ پس سَبَّت را نگاه دارید، زیرا که برای شما مقدس است، هر که آن را بیحرمت کند، هرآینه کشته شود، و هر که در آن کار کند، آن شخص از میان قوم خود منقطع شود.
۱۵ شش روز کار کرده شود، و در روز هفتم سَبَّت آرام و مقدس خداوند است. هر که در روز سَبَّت کار کند، هرآینه کشته شود.
۱۶ پس بنیاسرائیل سَبَّت را نگاه بدارند، نسلاً بعد نسل سَبَّت را به عهد ابدی مَرعی دارند.
۱۷ این در میان من و بنیاسرائیل آیتی ابدی است، زیرا که در شش روز، خداوند آسمان و زمین را ساخت و در روز هفتمین آرام فرموده، استراحت یافت.»
۱۸ و چون گفتگو را با موسی در کوه سینا به پایان برد، دو لوح شهادت، یعنی دو لوح سنگ مرقوم به انگشت خدا را به وی داد.
گوساله طلایی
۱ و چون قوم دیدند که موسی در فرود آمدن از کوه تأخیر نمود، قوم نزد هارون جمع شده، وی را گفتند: «برخیز و برای ما خدایان بساز که پیش روی ما بخرامند، زیرا این مرد، موسی، که ما را از زمین مصر بیرون آورد، نمیدانیم او را چه شده است.»
۲ هارون بدیشان گفت: «گوشوارههای طلا را که در گوش زنان و پسران و دختران شماست، بیرون کرده، نزد من بیاورید.»
۳ پس تمامی قومْ گوشوارههای زرین را که در گوشهای ایشان بود بیرون کرده، نزد هارون آوردند.
۴ و آنها را از دست ایشان گرفته، آن را با قلم نقش کرد، و از آن گوساله ریخته شده ساخت، و ایشان گفتند: «ای اسرائیل این خدایان تو میباشند، که تو را از زمین مصر بیرون آوردند.»
۵ و چون هارون این را بدید، مذبحی پیش آن بنا کرد و هارون ندا درداده، گفت: «فردا عید یهوه میباشد.»
۶ و بامدادان برخاسته، قربانیهای سوختنی گذرانیدند، و هدایای سلامتی آوردند، و قوم برای خوردن و نوشیدن نشستند، و به جهت لعب برپا شدند.
۷ و خداوند به موسی گفت: «روانه شده، بزیر برو، زیرا که این قوم تو که از زمین مصر بیرون آوردهای، فاسد شدهاند.
۸ و به زودی از آن طریقی که بدیشان امر فرمودهام، انحراف ورزیده، گوساله ریختهشده برای خویشتن ساختهاند، و نزد آن سجده کرده، و قربانی گذرانیده، میگویند که ای اسرائیل این خدایان تو میباشند که تو را از زمین مصر بیرون آوردهاند.»
۹ و خداوند به موسی گفت: «این قوم را دیدهام و اینک قوم گردنکش میباشند.
۱۰ و اکنون مرا بگذار تا خشم من بر ایشان مشتعل شده، ایشان را هلاک کنم و تو را قوم عظیم خواهم ساخت.»
۱۱ پس موسی نزد یهوه، خدای خود تضرع کرده، گفت: «ای خداوند چرا خشم تو بر قوم خود که با قوت عظیم و دست زورآور از زمین مصر بیرون آوردهای، مشتعل شده است؟
۱۲ چرا مصریان این سخن گویند که ایشان را برای بدی بیرون آورد، تا ایشان را در کوهها بکشد، و از روی زمین تلف کند؟ پس از شدت خشم خود برگرد، و از این قصد بدی قوم خویش رجوع فرما.
۱۳ بندگان خود ابراهیم و اسحاق و اسرائیل را بیاد آور که برای ایشان به ذات خود قسم خورده، بدیشان گفتی که ذریت شما را مثل ستارگان آسمان کثیر گردانم، و تمامی این زمین را که درباره آن سخن گفتهام به ذریت شما بخشم، تا آن را متصرف شوند تا ابدالاباد.»
۱۴ پس خداوند از آن بدی که گفته بود که به قوم خود برساند، رجوع فرمود.
۱۵ آنگاه موسی برگشته، از کوه به زیر آمد، و دو لوح شهادت به دست وی بود، و لوحها به هر دو طرف نوشته بود، بدین طرف و بدان طرف مرقوم بود.
۱۶ و لوحها صنعت خدا بود، و نوشته، نوشته خدا بود، منقوش بر لوحها.
۱۷ و چون یوشع آواز قوم را که میخروشیدند شنید، به موسی گفت: «در اردو صدای جنگ است.»
۱۸ گفت: «صدای خروش ظفر نیست، و صدای خروش شکست نیست، بلکه آواز مُغَنّیان را من میشنوم.»
۱۹ و واقع شد که چون نزدیک به اردو رسید، و گوساله و رقصکنندگان را دید، خشم موسی مشتعل شد، و لوحها را از دست خود افکنده، آنها را زیر کوه شکست.
۲۰ و گوسالهای را که ساخته بودند گرفته، به آتش سوزانید، و آن را خرد کرده، نرم ساخت، و بر روی آب پاشیده، بنیاسرائیل را نوشانید.
۲۱ و موسی به هارون گفت: «این قوم به تو چه کرده بودند که گناه عظیمی بر ایشان آوردی؟»
۲۲ هارون گفت: «خشم آقایم افروخته نشود، تو این قوم را میشناسی که مایل به بدی میباشند.
۲۳ و به من گفتند، برای ما خدایان بساز که پیش روی ما بخرامند، زیرا که این مَرد، موسی، که ما را از زمین مصر بیرون آورده است، نمیدانیم او را چه شده.
۲۴ بدیشان گفتم هر که را طلا باشد آن را بیرون کند، پس به من دادند، و آن را در آتش انداختم و این گوساله بیرون آمد.»
۲۵ و چون موسی قوم را دید که بیلگام شدهاند، زیرا که هارون ایشان را برای رسوایی ایشان در میان دشمنان ایشان بیلگام ساخته بود،
۲۶ آنگاه موسی به دروازه اردو ایستاده، گفت: «هر که به طرف خداوند باشد، نزد من آید.» پس جمیع بنیلاوی نزد وی جمع شدند.
۲۷ او بدیشان گفت: «یهوه، خدای اسرائیل، چنین میگوید: هر کس شمشیر خود را بر ران خویش بگذارد، و از دروازه تا دروازه اردو آمد و رفت کند، و هر کس برادر خود و دوست خویش و همسایه خود را بکشد.»
۲۸ و بنیلاوی موافق سخن موسی کردند. و در آن روز قریب سه هزار نفر از قوم افتادند.
۲۹ و موسی گفت: «امروز خویشتن را برای خداوند تخصیص نمایید حتی هر کس به پسر خود و به برادر خویش؛ تا امروز شما را برکت دهد.»
۳۰ و بامدادان واقع شد که موسی به قوم گفت: «شما گناهی عظیم کردهاید. اکنون نزد خداوند بالا میروم، شاید گناه شما را کفاره کنم.»
۳۱ پس موسی به حضور خداوند برگشت و گفت: «آه، این قوم گناهی عظیم کرده، و خدایان طلا برای خویشتن ساختهاند.
۳۲ الان هرگاه گناه ایشان را میآمرزی و اگر نه مرا از دفترت که نوشتهای، محو ساز.»
۳۳ خداوند به موسی گفت: «هر که گناه کرده است، او را از دفتر خود محو سازم.
۳۴ و اکنون برو و این قوم را بدانجایی که به تو گفتهام، راهنمایی کن. اینک فرشته من پیش روی تو خواهد خرامید، لیکن در یوم تفقد من، گناه ایشان را از ایشان بازخواست خواهم کرد.»
۳۵ و خداوند قوم را مبتلا ساخت زیرا گوسالهای را که هارون ساخته بود، ساخته بودند.
ادامه دارد
ادامه از نوشتار پیشین
-فهرست مطالبی که قرآن بعنوان کتاب دینی بر ای نخستین بار مطرح کرد(بخش هفدهم)
-سوره یونس پنجاه و یکمین سوره بر حسب تاریخ نزول (بخش سوم)
گزارش کوتاه طوفان نوح
-و حکایت نوح را بر اینان باز خوان که به امتش گفت: ای قوم اگر مقام رسالت و اندرز من به آیات خدا بر شما گران میآید، من تنها به خدا توکل کردم، شما هم به اتفاق بتان و خدایان باطل خود هر مکر و تدبیری (بر آزار من) دارید انجام دهید تا امر بر شما پوشیده نباشد و درباره من هر مکر و اندیشه دارید به کار برید و مهلتم ندهید. (۷۱)
پس اگر شما روی گردانیده (و نصیحت مرا نپذیرفتید) من از شما اجری نخواسته بلکه اجر من تنها بر خداست و من خود از جانب حق مأمورم که از اهل اسلام و تسلیم حکم او باشم. (۷۲)
قوم نوح باز او را تکذیب کردند، ما هم او و پیروانش را که با او در کشتی بودند نجات داده و خلفای روی زمین قرار دادیم و آنان که آیات ما را تکذیب کردند همه را غرق کردیم، بنگر تا عاقبت انذارشدگان به کجا کشید! (۷۳)
آن گاه بعد از نوح پیغمبرانی را به امتانشان فرستادیم، آنها با آیات و معجزات بر آن امتها آمدند و آنان هم همان آیاتی را که پیشینیان تکذیب کردند، تکذیب کرده و ایمان نیاوردند. این چنین ما هم بر دلهای سرکشان مهر برنهیم. (۷۴)
آن گاه بعد از آن رسولان، موسی و هارون را با معجزات خود به سوی فرعون و اشراف مملکت او فرستادیم، آنها هم گردنکشی کردند و مردمی تبهکار بودند. (۷۵)
گفتند این سحر است!
و چون حق از جانب ما بر آنها آمد گفتند: این سحر بودنش بر همه آشکار است. (۷۶)
موسی به آنان گفت: آیا به آیات حق که برای شما آمد نسبت سحر میدهید؟ آیا این سحر است و حال آنکه ساحران را هرگز فلاح و فیروزی نخواهد بود؟! (۷۷)
پاسخ دادند که آیا تو آمده ای که ما را از عقاید و آدابی که پدران خود را بر آن یافته ایم بازگردانی تا خود و برادرت هارون در زمین سلطنت یابید و بر ما حکمفرما شوید؟ ما هرگز به شما ایمان نخواهیم آورد. (۷۸)
فرعون ساحران را فرا خوانی کرد
فرعون (به اتباعش) گفت: هر کجا ساحری ماهر و داناست همه را نزد من حاضر کنید. (۷۹)
آن گاه که ساحران همه حاضر شدند موسی به ساحران گفت که شما اول بساط سحر خود را بیندازید. (۸۰)
وخداوند سحر ساحران را باطل کرد
آن گاه که ساحران بساط جادو انداختند، موسی گفت: خدا البته سحر شما را باطل خواهد کرد، که خدا هرگز عمل مفسدان را اصلاح نکند. (۸۱)
و خدا به (آیات و) کلمات خود حق را تا ابد پایدار گرداند هر چند بدکاران عالم راضی نباشند. (۸۲)
پس کسی به موسی ایمان نیاورد جز قبیلهی او آن هم با حال خوف و تقیه از فرعون و مهتران اتباعش که مبادا فرعون در صدد فتنه و قتلشان برآید که فرعون در سرزمین مصر بسیار علوّ و سرکشی داشت و سخت متعدّی و ستمکار بود. (۸۳)
و موسی گفت که ای قوم من، شما اگر به حقیقت ایمان به خدا آورده و اگر به راستی تسلیم فرمان او هستید بر او توکل کنید. (۸۴)
پیروان موسی نیز همه گفتند: ما بر خدا توکل کردیم، بار الها ما را دستخوش فتنهی اشرار و قوم ستمکار مگردان. (۸۵)
و ما را به رحمت و لطف خود از شر کافران نجات ده. (۸۶)
خانه های خود را قبله قرار دهید!
و به موسی و برادرش (هارون) وحی کردیم که شما برای پیروانتان در شهر مصر منزل گیرید و (اکنون که از بیم فرعونیان به مساجد نتوانید رفت)، خانه هایتان را قبله و معبد خود قرار دهید و نماز به پا دارید و (تو هم ای رسول) مؤمنان را (به فتح در دنیا و بهشت در آخرت) بشارت ده. (۸۷)
موسی فرعونیان را نفرین کرد.
و موسی عرض کرد: بار الها تو به فرعون و فرعونیان در حیات دنیا ملک و اموال و زیورهای بسیار بخشیدی که - پروردگارا- بدین وسیله بندگان را از راه تو گمراه کنند، بار خدایا، اموال آنها را نابود گردان و دلهایشان را سخت بربند که ایمان نیاورند تا هنگامی که عذاب دردناک را مشاهده کنند. (۸۸)
خدا فرمود: دعای شما مستجاب شد، پس هر دو استوار و پا برجا باشید و از راه مردم جاهل پیروی مکنید. (۸۹)
فرعون در لحظه مرگ ایمان آورد ولی...
و ما بنیاسراییل را از دریا گذرانیدیم پس آن گه فرعون و سپاهش به ظلم و ستمگری آنها را تعقیب کردند تا چون هنگام غرق فرعون فرا رسید گفت: اینک من ایمان آوردم که حقّا جز آن کسی که بنیاسراییل به او ایمان دارند خدایی در عالم نیست و من هم از مسلمانان و اهل تسلیم فرمان او هستم. (۹۰)
اکنون باید ایمان بیاوری؟ در صورتی که از این پیش عمری به (کفر و) نافرمانی زیستی و از مردم ظالم بدکار بودی. (۹۱)
ما بدن فرعون را که در دریا غرق شده بود بر ای عبر ت ایندگان سالم نگاه می داریم
پس ما امروز (تو را غرق دریای هلاک کرده و) بدنت را برای عبرت آیندگان به ساحل نجات میرسانیم با آنکه بسیاری از مردم از آیات قدرت ما غافل هستند. (۹۲)
و محققاً ما بنیاسراییل را به مقام صدق (و منزل آسایش) مسکن دادیم و از نعمتهای پاکیزه (در ملک شام و مصر) روزی آنها کردیم، و همیشه بنیاسراییل اتفاق داشتند تا زمانی که آن رسول با قرآن آسمانی برای هدایت آنها آمد آن گاه آغاز اختلاف کردند خدای تو روز قیامت میان آنها در آنچه اختلاف میکردند حکم خواهد کرد. (۹۳)
پس اگر شک و ریبی از آنچه به تو فرستادیم در دل داری از خود علمای اهل کتاب که کتاب آسمانی پیش از تو را میخوانند بپرس. همانا (کتاب آسمانی) حق از جانب خدایت بر تو آمد و ابداً نباید شک و ریبی در دل راه دهی. (۹۴)
و نباید هرگز از آنان که تکذیب آیات خدا کردند باشی که از زیانکاران عالم خواهی شد. (۹۵)
البته آنان که حکم عذاب خدا بر آنها حتم است ایمان نمیآورند. (۹۶)
اگر چه هر گونه معجزه و آیتی از جانب خدا بر آنان بیاید، تا وقتی که عذاب دردناک را به چشم مشاهده کنند. (۹۷)
فقط قوم یونس بود که نجات پیدا کرد
پس چرا باید از هیچ شهری در وقتی که ایمانشان سود میبخشد ایمان نیاورند (و تا زمان معاینه عذاب لجاجت کنند) و تنها قوم یونس باشند که چون ایمان آوردند ما عذاب ذلت را در دنیا از آنها برداشتیم و تا زمانی معین (که وقت مرگ طبیعی بود) آنها را متمتّع و بهرهمند گردانیدیم. (۹۸)
آیا تو می خواهی با زور همه را با ایمان کنی؟
و اگر خدای تو (در مشیت ازلی) میخواست اهل زمین همه یکسره ایمان میآوردند، آیا تو میخواهی تا به جبر و اکراه همه را مؤمن و خداپرست گردانی؟ (۹۹)
و هیچ یک از نفوس بشر را تا خدا رخصت ندهد ایمان نیاورد و پلیدی (کفر و جهالت) را خدا برای مردم بیخرد که عقل را کار نبندند مقرر میدارد. (۱۰۰)
ادامه دارد
۱۴ موضوع
تا اینجا ۲۴۴ موضوع
ادامه از نوشتار پیشین
-فهرست مطالبی که برای نخستین بار توسط قران مطرح شد(بخش شانزدهم)
-سوره یونس پنجاه و یکمین سوره قران بر حسب تاریخ نزول(ایات ۴۱ تا ۷۰)
عمل من برای من و عمل شما برای شما باشد
...اگر تو را تکذیب کردند بگو: عمل من برای من و عمل شما برای شما (هر کس جزای خود را خواهد یافت) شما بری از کردار من هستید و من بیزار از کردار شما. (۴۱)
برخی از این منکرا به ظاهر به تو گوش می کنند اما چگونه می توانی تو کران را که هیچ عقل و ادراکی ندارند از کلام خدا چیزی بشنوانی؟ (۴۲)
و برخی از منکران به تو می نگرند ولی آیا تو می توانی کور دلانی را که هیچ نبینند هدایت توانی کرد؟ (۴۳)
خدا هرگز به مردم ستم نمیکند ولی مردم خود در حق خویش ستم میکنند. (۴۴)
دنیا ساعتی بیش نبود!
و روزی که همه خلایق را جمع آرد گویا (در دنیا) ساعتی از روز بیش درنگ نکردهاند، (در آن روز) یکدیگر را کاملاً میشناسند، آنان که لقای خدا را انکار کردند بسیار زیان کردهاند و هرگز راه نیافتهاند. (۴۵)
و اگر ما بعضی از عقاب آن منکران را که وعده کردیم (در حیات دنیا) به تو نشان دهیم یا قبض روح تو کنیم باز بازگشت آنان در قیامت به سوی ماست، آن گاه خدا بر اعمال آنها گواه و آگاه است. (۴۶)
تا پیامبری برای مردمی نیاید بر آنان حکم الهی نمی شود
و برای هر امتی رسولی است که هر گاه رسول آنها آمد میان آنها حکم به عدل شود و بر هیچ کس (در کیفر و پاداش) ستم نخواهد شد. (۴۷)
و (کافران) گویند: پس این وعده قیامت کی خواهد بود اگر شما راستگویید؟ (۴۸)
هر امتی پایان کاری دارد.
پاسخ ده که من مالک نفع و ضرر خود نیستم (تا چه رسد به دیگران) مگر هر چه خدا خواهد، برای هر امتی اجل معینی است که چون فرا رسد ساعتی پس و پیش نخواهند شد. (۴۹)
بگو: مرا خبر دهید که اگر شب یا روز عذاب خدا شما را فرا رسد چه می کنیدو گناهکاران چه چیزی را از او به تعجیل میطلبند؟ (۵۰)
آیا آن گاه که عذاب واقع شد به او ایمان میآورید؟ الآن (ایمان آوردید و به جزع و توبه برخاستید)؟ و حال آنکه قبلاً عذاب را به تعجیل میخواستید. (۵۱)
آن گاه به ستمکاران گویند: بچشید عذاب ابدی را، آیا این عذاب جز نتیجه اعمال زشت شماست؟ (۵۲)
کافران از تو میپرسند که آیا این (وعده عذاب) حق است؟ بگو: آری قسم به خدای من که البته حق است و شما از آن هیچ مفرّی ندارید. (۵۳)
همه ثروت ستمکاران و ظالمان در روز قیامت بدردشان نمی خورد
و اگر در (آن روز) مردم ستمکار مالک روی زمین باشند آرزو کنند که همه دارایی خود را فدا دهند (تا مگر خویشتن را از عذاب برهانند و نتوانند) و چون عذاب را مشاهده کنند حسرت و پشیمانی خود را پنهان دارند (که شماتت از مردم نکشند) و در حق آنها حکم به عدل شود و به آنان هیچ ستمی نخواهد شد. (۵۴)
آگاه باشید که هر چه در آسمانها و زمین است ملک خداست و هم آگاه باشید که وعده خدا همه حق محض است، ولی اکثر خلق از آن آگه نیستند. (۵۵)
خداست که زنده میکند و میمیراند و باز همه به سوی او بازگردانده میشوید. (۵۶)
قرآن نامه خداست
ای مردم عالم، به حقیقت نامه ای که همه پند و اندرز و شفای دلها و هدایت و رحمت بر مؤمنان است از جانب خدایتان آمد. (۵۷)
بگو که باید منحصراً به فضل و رحمت خدا شادمان شوند (و به نزول قرآن مسرور باشند) که آن بهتر و مفیدتر از ثروتی است که میاندوزند. (۵۸)
باز (به مشرکان عرب) بگو: با من بگویید که آیا رزقی که خدا برای شما فرستاده و شما از پیش خود بعضی را حرام و بعضی را حلال میکنید، آیا این به دستور خداست یا بر خدا افترا میبندید؟ (۵۹)
و آنان که بر خدا دروغ میبندند چه تصوری از روز قیامت دارند؟! البته خدا را با بندگان فضل و احسان بسیار است ولی اکثر مردم شکر نمیکنند. (۶۰)
ذره و کوچکتر از ذره
و تو در هیچ حالی نباشی و هیچ آیه ای از قرآن تلاوت نکنی و به هیچ عملی تو و امت وارد نشوید جز آنکه ما همان لحظه شما را مشاهده میکنیم و هیچ چیز به وزن ذره ای در همه زمین و آسمان از خدای تو پنهان نیست و کوچکتر از ذره و بزرگتر از آن هر چه هست همه در کتاب مبین حق نوشته شده است. (۶۱)
روانشناسی دوستان خدا
آگاه باشید که دوستان خدا هرگز هیچ ترسی هیچ حسرت و اندوهی (از وقایع گذشته جهان) در دل آنها نیست. (۶۲)
آنان که اهل ایمان و خداترسند. (۶۳)
آنها را پیوسته بشارت است هم در حیات دنیاک و هم د ر آخرت (به نعمتهای بهشت). سخنان خدا را تغییر و تبدیلی نیست، این است فیروزی بزرگ. (۶۴)
و سخن منکران خاطرت را غمگین نسازد، که هر عزت و اقتداری مخصوص خداست و او شنوا و داناست. (۶۵)
آگاه باش که هر که در همه آسمانها و هر که در زمین است ملک خداست و مشرکان که غیر از خدا را میخوانند چه چیزی را پیروی میکنند؟ آنچه پیروی میکنند گمان باطلی بیش نیست و جز آنکه دروغی بافند و تخمینی زنند کاری ندارند. (۶۶)
علت وجود شب و روز
اوست خداوندی که شب تار را برای آسایش شما و روز را روشن (برای امر معاش) مقرر فرمود، که در آن نشانه هایی (از قدرت خدا) برای مردمی که بشنوند پدیدار است. (۶۷)
کافران قائل شدند که خدا فرزندی اتخاذ کرده (چنین نیست) او منزه است و هم بی نیاز که هر چه در آسمانها و زمین است همه ملک اوست، و شما کافران و مشرکان بر این قول خود هیچ دلیلی ندارید، آیا بی دلیل و از روی جهالت نسبت به خدا چنین دروغ سخن میگویید؟! (۶۸)
بگو: هرگز آنان که به خدا نسبت دروغ دهند نجات و رستگاری ندارند. (۶۹)
(این گفتار باطل، همه برای طمع) متاع دنیاست، سپس بازگشتشان به سوی ما خواهد بود و ما آنها را به کیفر کفرشان عذابی سخت بچشانیم. (۷۰)
ادامه دارد
۱۳رمطلب
تا اینجا ۲۳۰ مطلب
ادامه از نوشتار پیشین
-فهرست موضوعاتی که نخستین بار توسط قران بعنوان کتاب دینی مطرح شد(بخش پانزدهم)
-سوره یونس پنجاه و یکمین سوره بر حسب تاریخ نزول
۱- هرگاه به انسانها محبت می کنیم در پی محو آثار و نشانه های ما بر می آیند
و ما هر گاه بر آدمیان بعد از آنکه آنان را رنج و زیانی رسید رحمتی فرستیم آن گاه در محو آیات ما مکر و سیاست به کار میبرند. بگو: مکر و سیاست الهی سریعتر است، همانا رسولان ما (فرشتگان و قوای عالم) مکرهای شما را مینویسند. (۲۱)
۲-شما فقط در هنگام خطر خدا را یاد می کند
اوست آن که شما را در برّ و بحر سیر میدهد تا آن گاه که در کشتی نشینید و کشتی با باد ملایمی سرنشینان را به حرکت آرد و آنها بدان شادمان و خوشوقت باشند ناگاه باد تندی بر کشتی بوزد و سرنشینان از هر جانب به امواج خطر در افتند و خود را در ورطه هلاکت ببینند آن زمان خدا را به اخلاص و دین فطرت بخوانند که (بار الها) اگر ما را از این خطر نجات بخشی دیگر همیشه شکر و سپاس تو خواهیم کرد. (۲۲)۳-و پس از نجات بهر دیگر ظلم و سرکشی را آعاز می کنند
اما پس از آنکه خدا از غرق نجاتشان داد باز در زمین به ناحق ظلم و ستمگری آغاز کنند. ای مردم شما هر ظلم و ستم کنید منحصراً به نفس خویش کنید در پی متاع فانی دنیا، آن گاه در آخرت به سوی ما باز میگردید و شما را به آنچه میکردهاید آگاه میسازیم. (۲۳)۴-زندگی دنیا شبیه به چیست؟
محقّقاً زندگانی دنیا به آبی ماند که از آسمانها فرو فرستادیم تا به آن باران انواع مختلف گیاه زمین از آنچه آدمیان و حیوانات تغذیه کنند در هم رویند تا آن گاه که زمین (از خرمی و سبزی) به خود زیور بسته و آرایش کند و مردمش خود را بر آن قادر و متصرف پندارند ناگهان فرمان ما به شب یا روز در رسد و آن همه زیب و زیور زمین را دور کند و چنان خشک شود که گویی دیروز هیچ نبوده است. این گونه آیات خود را به تفصیل برای اهل فکرت بیان میکنیم. (۲۴)۵-دارالسلام یا بهشت سعادت
و خدا به سرمنزل سعادت و سلامت میخواند و هر که را میخواهد به راه مستقیم هدایت میکند. (۲۵)نیکوکاران تا ابد در بهشت خواهند بود
۶-مردم نیکوکار به نیکوترین پاداش عمل خود و زیادتیی (از لطف خدا) نایل شوند و هرگز بر رخسار آنها گرد خجلت و ذلت ننشیند، آنانند اهل بهشت و در آنجا تا ابد متنعّمند. (۲۶)
و کسانی که مرتکب اعمال بد شدند به قدر همان اعمال زشت مجازات شوند و گرد خواری و رسوایی بر رخسارشان نشیند، و نگهبانی از (عذاب) خدا نیابند، گویی روی آنها را قطعههایی از شب ظلمانی پوشاندهاند، آنان اهل آتش دوزخ و در آن همیشه معذبند. (۲۷)
۸-بت های شما به عجز خود اعتراف خواهند کرد
و ما روزی همه خلق را جمع آریم آن گاه به مشرکان گوییم: شما و بتهاتان در مکان خود بایستید، سپس میانشان جدایی افکنیم، و بتان و سایر معبودان باطل زبان گشوده گویند: شما هرگز ما را پرستش نمیکردید. (۲۸)۹-پس شهادت و حکم خدا میان ما و شما کفایت کند که ما از پرستش شما غافل بودیم. (۲۹)
۱۰-همه به سوی خدای حقیقی باز می گردند
در آن روز هر شخصی جزای اعمال نیک و بدی که پیش از این کرده خواهد دید و همه به سوی خدا معبود و مولای حقیقی خود بازگردانده شوند، و خدایان باطل که به دروغ به خدایی میبستند همه از دستشان برود. (۳۰)۱۱-کیست که چنین کارهایی انجام دهد.
مشرکان را بگو: کیست که از آسمان و زمین به شما روزی میدهد؟ یا کیست که گوش و چشمها عطا میکند؟ و کیست که از مرده زنده و از زنده مرده بر میانگیزد؟ و کیست که فرمانش عالم آفرینش را منظم میدارد؟ پس خواهند گفت: خدای یکتاست. به آنها بگو: پس چرا خدا ترس نمیشوید؟ (۳۱)
شما را به کجا می برند؟
۱۲-چنین خدای قادر یکتایی به حقیقت پروردگار شماست و بعد از حق و حقیقت چه باشد غیر گمراهی؟ پس به کجا میبرندتان؟ (۳۲)
۱۳-فاسقان
این چنین حکم شقاوت و کلمه عذاب بر فاسقان محقق شد که دیگر ایمان نمیآورند. (۳۳)۱۴-آیا بتهای شما خلق می کنند و می آفرینند؟
بگو که آیا هیچ یک از بتان و خدایان شما بر این کار قادر است که در آغاز خلق را بیافریند و سرانجام برگرداند؟ بگو: تنها خدای یکتاست که در اول خلایق را خلق کرده آن گاه همه را (به سوی خود) بازمیگرداند، پس کجا میگردانندتان؟ (۳۴)۱۵-آیا بتهای شما هدایتگر هستند؟
باز بگو: آیا هیچ یک از بتان و خدایان شما مشرکان (کسی را) به راه حق هدایت تواند کرد؟ بگو: تنها خداست که به راه حق هدایت میکند، آیا آن که به راه حق رهبری میکند سزاوارتر به پیروی است یا آن که خود هدایت نیابد مگر آنکه هدایتش کنند؟ پس شما مشرکان را چه شده، چگونه قضاوت میکنید؟ (۳۵)
۱۶-ظن و خیال و توهم با حق ارتباطی ندارد
و اکثر این مردم جز از ظن خود از چیزی پیروی نمیکنند در صورتی که ظن از حق بی نیاز نمیگرداند (و به علم یقین نمیرساند) و خدا به هر چه این کافران میکنند آگاه است. (۳۶)۱۷-این قرآن فقط در افق وحی قابل خلق است
و این قرآن نه بدان پایه است که کسی جز به وحی خدا تواند بافت، لیکن سایر کتب آسمانی را تصدیق میکند و کتاب الهی را به تفصیل بیان میکند که بی هیچ شک نازل از جانب خدای عالمیان است. (۳۷)۱۸-بگو مثل آن را بیاورید!
بلکه کافران میگویند قرآن را (محمد) خود بافته است. بگو: اگر راست میگویید شما خود و هم از هر کس نیز میتوانید کمک بطلبید و یک سوره مانند آن بیاورید. (۳۸)
۱۹-انکار می کنند در حالی که علم ندارند
بلکه انکار چیزی را میکنند که علمشان به آن احاطه نیافته و حقیقت و باطن آن هنوز به آنان نرسیده است، پیشینیان هم این چنین رسل و آیات خدا را تکذیب کردند، پس بنگر عاقبت کار ستمکاران عالم به کجا کشید! (۳۹)۲۰-قرآن و مردم
و برخی از مردم به قرآن ایمان میآورند و برخی ایمان نمیآورند، و خدای تو حال تبهکاران را بهتر میداند. (۴۰)ادامه دارد...
تا اینجا ۲۱۷ موضوع