انسانهای ممتاز  و مقربان در گاه حق چگونه اند؟

"و باز یاد کن از بندگان خاص ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب که همه صاحب اقتدار و بصیرت بودند. (۴۵)

ما آنان را خالص و پاکدل برای تذکر سرای آخرت گردانیدیم. (۴۶)

و آن‌ها نزد ما از برگزیدگان و خوبان عالم بودند. (۴۷)

و باز یاد کن از اسماعیل و یسع و ذوالکفل که همه از نیکوان جهان بودند. (۴۸)

این آیات پند و یادآوری (نیکان) است، و البته در جهان جاودانی برای اهل تقوا بسیار نیکو منزلگاهی است. (۴۹)

باغ‌های بهشت ابد که درهایش به روی آنان باز است. (۵۰)

در آن جا بر تخت‌ها تکیه زنند و میوه‏های بسیار خوش و شراب می‏طلبند. (۵۱)

و در خدمت آن‌ها حوران جوان شوهردوست با عفّتند. (۵۲)

این (نعمت ابد) همان است که در روز حساب به آن‌ها وعده‏تان می‏دادند. (۵۳)

این است همان رزق بی‌انتهای ابدی ما. (۵۴)

حقیقت حال خوبان این است، و اهل کفر و طغیان را بدترین منزلگاه است. (۵۵)"

شرح

آیات ۴۵ الی ۴۸ این سوره ویژگی برگزیدگان و مقربان درگاه الهی را بصورت زیر فهرست نموده است:
۱-صاحب بصیرت بودند.
۲-وجوشان خالص بود هم چون زر و طلای خالص.
۳- پاکدل بودند .
۴-جزو خوبان شده بودند‌
۵نیکوکار و نیکو منش بودند.
به همین دلیل در این جهان سر افراز و در جهان آخرت بر تخت عزت الهی تکیه زده اند.
اکنون پرسش مهم این است: درست است که پیامبری امری خدایی است و این خداست که انتخاب می کند ولی
ویژگیهای خوب بودن ، بصییرت یافتن، پاکدل بودن، ، نیک دل بودن نیکوکار بودن همه عمومی هستند و هر انسانی می تواند در این ویژگیها سهیم باشد.

تعجب دوزخیان و جهنمیان : پس عقب افتاده ها کجا هستند؟

شرح
آیات ۵۶ الی ۶۴ تئاتر دوزخ را به تصویر می کشد

جهنمیان هر چه در گوشه کنار جهنم می گردند از یک گروه کسی را نمی یابند و آنان همانانی بودند که جهنمیان در دوران زندگی آنان را " عقب افتاده" ، "امل"، و حتی " اشرار" می نامیدند. کسانی که خدای خالق را می پر ستیدند و در مسیر خدا گام می زدند. انگاه بین این گروه و سردمدارانشان جر وبحث در می گیرد و هریک گناه جهنمی شدن را به گردن دیگری می اندازند. جهنمیان از هم می پرسند پس این عقب افتاده ها کجا هستند؟ شاید ما آنان را نمی بینیم. و شاید اصلا به جهنم نیامده اند؟و خدا می گوید ابن بحث جهنمیان امری حتمی است که مسلما صورت می گیرد.

"ان به دوزخ در آیند که بسیار بد آرامگاهی است. (۵۶)
این است (از قهر حق عذابشان) و آن جا آب گرم عفن حمیم و غسّاق [حمیم: آب جوشان. غسّاق: زرداب چرکین گند آلود. (م)] را هم باید بچشند و بنوشند. (۵۷)
و از این عذاب‌های گوناگون دیگر. (۵۸)
این گروهی هستند که با شما (رؤسای کفر و ضلالت) به دوزخ در آمدند (در این حال رؤسا گویند) بدا بر حال اینان که در عذاب آتش فروزان شدند. (۵۹)
اهل دوزخ در جواب (رؤسایشان) گویند: بلکه بدا بر احوال خود شما، زیرا شما آن را برای ما پیش فرستادید (و سبب شدید)، که بسیار آرامگاه بدی است. (۶۰)
باز تابعان به درگاه خدا عرض کنند: پروردگارا، آن کس که برای ما این عذاب را پیش فرستاد تو در آتش، عذابش را چندین برابر بیفزا. (۶۱)
و (اهل دوزخ با یکدیگر) گویند: چه شده که ما مردانی (مؤمن) را که از سفله و اشرار می‏شمردیم نمی‏بینیم؟ (۶۲)
آیا (چون) ما آن‌ها را مسخره و استهزاء می‏کردیم اینک به دوزخ در نیامده‏اند؟ یا آن‌ها اهل دوزخ هستند و چشمان ما بر آن‌ها نمی‏افتد؟ (۶۳)
این منازعه‌ی اهل آتش دوزخ محقق و حتمی است. (۶۴).