سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر
سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر

تحقیق جدید قران(8): بررسی انتقادی و استفاده از محتوی..

1 - اساس کار این قلم مبتنی بر شمارش کلمات نازله از سوی سیستم وحی رسانی، چه برای استخراج عصاره محتوای سوره ها، و همچنین عصاره محتوای پاراگراف ها، و چه برای رسم نمودار زمان نزول است... .

اما ، باید بدانیم که 1300 سال است که اختلافاتی در ملاکات تعریف «کلمه» و مترتب بر آن ، تعداد کلمات در قرآن وجود دارد .

ممکن است این سوال پیش بیاید که شما به کدامیک از این مکاتب مختلف گرایش دارید و اگر به فلان وبهمان مکتب دیگر گرایش می یافتید چه تغییری در نتیجه کارتان حاصل میشد؟

این قلم در جواب عرض میکند که تغییری حاصل نمیشد، زیرا، علیرغم تعدد و تخالف مکاتب مذکور، نتایج همه آنها، گرچه مختلف است، اما ، به یکدیگر خیلی نزدیک است، بطوریکه (علیرغم احترام زیادی که همه ما برای علمای عالیقدر سلف قائلیم) ممکن است کسی به شوخی بگوید مگر بیکار بودند که اینقدر برای چیزهایی چنین غیر ضروری مته بر خشخاش میگذاشتند ؟

این قلم به هیچکدام از آن مکاتب سلف گرایشی نیافت و کلمه را برای خویش اینطور تعریف کرد که بجز «و» هر چه که در قرآن های رایج قبل و بعدش فضای خالی باشد ، یک کلمه است ، مثلا «فسیکفیکهمالله» یک کلمه است و «ق» هم (در آیه ق و القرآن المجید) یک کلمه است، مثلا همین آیه اخیر الذکر میشود سه کلمه، ضمنا اگر به هریک از آن مکاتب هم گرایش میداشتیم در نتیجه تغییری حادث نمیشد (امتحان فرمایید!)

2 - نظر غالب در بین قرآن پژوهان این است که سوره های قرآن (توجه فرمایید! سوره ها ، نه کل قرآن!) به همین صورت که هست ، در زمان رسول خدا (ص) و به دستور خود آن حضرت ، ترتیب یافته اند .

مثلا آیاتی در جایی نازل میشده و آن حضرت به کاتبان وحی می فرمودند : این آیات را در فلان سوره و در فلان محل آن قرار دهید .

به عبارت دیگر از نظر پیامبر (ص) ، و (علی القاعده بر حسب وحی) آن آیات به آنجایی که تعلق داشتند فرستاده میشدند .

یعنی هر سوره یک واحد مستقل است که هویت و مشخصات مخصوص به خویش را دارد ، بطوریکه اگر آیاتی از آن جدا شود یا آیاتی از سوره های دیگر به آن اضافه شود ، این حذف و اضافه را نمی پذیرد .

لذا اگر برحسب مقتضیاتِ مربوط به واقعیت های اجتماعی ، چند آیه از سوره ای از لحاظ زمان و مکان با تقدم و تاخری نسبت به بقیه آیاتِ همان سوره نازل شوند، راجع به این تقدم و تاخر فقط باید صبر شود تا زمانش برسد و آیه مورد نظر نازل شود، و آنگاه به محل صحیح خویش هدایت شوند تا همگی بتوانند به یکدیگر بپیوندند و هویت و شخصیت کامل خویش را بیابند .

بنابراین در موضوع ترتیب نزول ، یک سوره را ، صرف نظر از اینکه ممکن است چند آیه اش زودتر یا دیرتر نازل شده باشد ، نباید با ترتیب نزول همان چند آیه یکی دانست .

بررسی نخستین سوره 

مثلا همه میدانیم که اولین نزولات وحی ، پنج آیه اول سوره علق است ، اما باید توجه کنیم که سوره علق مساوی آن پنج آیه اول خویش نیست ، بلکه سوره علق یک واحد مستقل است که پنج آیه اول آن ، بنابر مقتضیاتی زودتر از بقیه نازل شده اند .

به عبارت دیگر ، حدود 26 درصد سوره علق زودتر نازل شده و 74 درصد بقیه مطابق روال طبیعی نزول وحی – که متناسب با نیازهای گیرنده وحی باشد -  در سر جای خویش نازل شده است .

 همچنین 14 درصد سوره مدثر (که همان هشت آیه اول باشد) به عنوان دومین جرعهء وحی به پیامبر(ص) نوشانده شده و 86 درصد بقیه ، مدتها و مدتها بعد نازل گشته است و لذا سوره مدثر را که محتوایی کاملا جا افتاده و متناسب با دوره ی «جا افتادن پیام نهضت و فعال شدن کافران و مشرکان» دارد به هیچ وجه نمی توان «دومین سوره» قرآن دانست ، حتی اگر بتوان به 14 درصد ابتدای آن نسبتی مانند «دومین جرعهء وحی» داد .

عکس این حالت هم ممکن است اتفاق بیفتد . یعنی اینکه ممکن است بیشترِ حجم سوره ای نازل شود ، اما چند آیه ای از آن ، دیرتر نازل گردد .

مثلا ممکن است سوره ای از لحاظ محتوایش کاملا معلوم باشد که مربوط به اوایل نزول وحی است اما ضمنا یک یا دو آیه هم در آن باشد که از آنها به طور واضح معلوم شود که متعلق به دورهء (مثلا) پس از هجرت می باشد (مانند سوره های  مزمل و دهر) ، در این صورت نیز نباید آن سوره را مدنی به حساب بیاوریم .

همه اینها یعنی چه؟

یعنی اینکه خداوند با توجه به اوضاع و احوالِ جاریِ روزهای نزول وحی آیاتی نازل میفرمود ، اما همان خداوند میدانست که این قرآن مال کسانی که هزاران سال بعد هم متولد خواهند شد ، نیز ، هست ، و آنها به سوره ها که واحدهای مستقل کامل هستند نیاز دارند ، و به این ترتیب علتِ دستور رسول خدا (ص) که گاهی میفرمود این آیات را در فلان سوره و پس از فلان آیات قرار دهید مفهوم میشود .

این نکته ی بسیار مهمی است که توجه به آن در ارائه ی لیست «ترتیب نزول سوره ها » نقش مهمی دارد .

به این ترتیب در مورد سوره هایی که بعضی از آیات آنها قبل یا بعد از بقیه نازل شده اند ، باید از محتوای کلّ سوره کمک گرفت ، و  با استفاده از آن ، جای سوره را در لیست «ترتیب نزول سوره ها» معین کرد .

ادامه دارد... 

تحقیق جدید قران(7): تحقیق نو در مورد حروف مقطعه

نگارنده و محقق ارجمند این نوشتار ها در باره حروف مقطعه پژوهشی بسیار پر ارزش انجام داده اند که می تواند نگرش ما به برخی از مطالب قرانی را متحول سازد. در این ارتباط ایشان نوشته اند:

"نمیخواهیم وارد ذکر همه فواید این روش (که البته زیاد و مهم هم هست) بشویم ، اما، ناگزیریم یکی از آنها را که به موضوع این کتاب مربوط است ذکر کنیم :

 با استفاده ازاین روش ، ابهام 1400 ساله حروف مقطعه گشوده شده ، و برای آنها معانیی قابل پذیرش پیشنهاد می شود .

حم

سوره های دخان و زخرف و فصلت و جاثیه و احقاف و مؤمن (غافر) در ابتدای خویش با «حم» شروع می شوند.

«درس» سوره های فوق نیز کاملاً شبیه یکدیگر است و محتوای مشترک آنها «نکوهش عمد و اصرار در کفر و تکذیب پیامبر(ص) ، علیرغم روشن شدن حقیقت» می باشد .

ملاحظه فرمودید؟ شش سوره داریم که با «حم» شروع شده ، از طرف دیگر محتوای آنها نیز (که در «درس» آنها متجلی است) یکی است .

این درحالی است که حجم آنها وظاهرشان چنان با یکدیگر متفاوت است که حتی اگر موضوع فوق به قرآن پژوهان متبحر هم بدون مقدمه گفته شود باور نخواهند کرد تا اینکه نزدیک بیایند و جلوی چشمشان عملیات استخراج عصاره سوره انجام شود تا اینکه ناباورانه مجبور شوند حقیقت فوق را تصدیق کنند.

الر

سوره های هود و حجر و ابراهیم و یونس و یوسف نیز با «الر» شروع می شوند . «درس» آنها نیز نوید رفع مشکلات پیامبر و پیروانش و پیروزی آنها بر مخالفانشان و موفقیت نهائی آنها در دنیا و آخرت می باشد.

در اینجا نیز همان چیزی را می بینیم که در مورد سوره های «حم»دار  دیدیم . یعنی اینکه در اینجا نیز محتوای سوره های «الر» دار ، یکی است ، در حالیکه از لحاظ حجم سوره و مطالبی که به آنها پرداخته اند ، وغیره وغیره ، تفاوت های عظیمی دارند اما علیرغم این تفاوت های بزرگ ، عصاره محتوایشان یکی است .

الم

سوره های لقمان و سجده و عنکبوت و روم و بقره و آل عمران نیز با «الم» شروع می شوند.

در اینجا نیز علیرغم  اختلاف ظاهریِ شدید ترِ بین آنها ، مشابهت بسیار نزدیکی را در «درس» این سوره ها می یابیم . سوره های لقمان و سجده تقریبا کمتر از یک دهم حجم سوره هائی مانند بقره و آل عمران را دارند ، اما با کمال تعجب می بینیم عصاره محتوایشان یکی است .

باتوجه به این دستاوردها ، اولین چیزی که راجع به حروف مقطعه میتوان گفت این است که:

 حروف مقطعه رابطه معنی داری با محتوای سوره مربوطه دارند .

اگرهمه حروف مقطعه را یکجا به نظر آوریم ، اولین چیزی که به چشم می خورد این است که بعضی از آنها «تک» هستند (مانند یس و ص و ق وکهیعص و....) و بعضی دیگر «دارای تکرار» میباشند (مانند حم و الم و الر) و بعضی دیگر «ترکیبی»اند (مانند المص و المر)

دقت در محتوای سوره هائی دارای حروف مقطعه ای مانند المص و المر نشان میدهد که محتوای آنها به محتوای سوره های دارای الم نزدیک ، و از محتوای سوره های دارای حم دورند .

علاوه بر آن، محتوای سوره های اخیر به محتوای سوره های دارای «الر» نیز نزدیک تر است تا به محتوای سوره های «حم» دار.

دقت بیشتر در موضوع اخیر ما را متوجه قرابت بسیار زیاد محتوای سوره های اعراف و رعد که حروف مقطعه آنها «المص» و «المر» است با سوره های دارای «الم» می کند.

از نکته اخیر متوجه می شویم که حروف مقطعهء مذکور خاصیت جمع  و تفریق پذیری دارند. یعنی می توان با تفریق محتوای سوره های مذکور معنی «ص» و «ر» را یافت .

با این ترتیب می توان  معنی تک تک حروف مقطعه مذکور را یافت .

کشف مذکور بکر و بدیع است و در این هزار و چهارصد و اندی سال سابقه ای برای آن ثبت نشده و مبنای آن ، نه نقل قول است و نه حدس و گمان و نه استحسان و نه روایات ، بلکه مبنای آن مشاهده و تعمق و تدبر است که در استخراج عصاره محتوای سوره ها متجلی است .

بعبارت دیگر معنی حروف مقطعه در محتوای سوره های مربوط نهفته است ، و این قدمِ پیشنهادی ، فتح بابی است برای محققان آینده که معنی حروف مقطعه را در محتوای سوره ها بطور دقیق تر بیابند. 

حروف مقطعه و دوره های تشکیل اسلام

با توجه به آنچه راجع به سوره های «حم»دار و «الر»دار و «الم»دار گفته ایم ، فورا به این نکته منتقل میشویم که هر یک از «حم» و «الر» و «الم» ها نماینده یک «دوره اجتماعی»  خاص میباشند که اولی نماینده دوره ای است که وحی فقط به نکوهش شدیدِ عمد و اصرار و لجبازیِ کافران علیرغم دانستنِ حقیقت اشاره دارد و دومی نماینده دوره ای است که علاوه بر آن به مومنانی که تحت فشار و آزار کفار میباشند دلداری و امید میدهد و سومی مربوط به دوره ای است که مومنان به نوعی از بلوغ رسیده اند که دیگر رفتارهای ناپسند کفار برای تغییر مسیر فکری شان کارائی ندارد.

چیزی که از نکته اخیر برای استفاده در موضوع این کتاب استفاده میشود این است که :

تمام سوره های دارای «حم» مقدم اند بر تمام سوره های دارای «الر» و همه سوره های اخیر مقدم اند بر سوره های دارای «الم»

بنا براین ما تا اینجا دو کلید داریم که با کمک آنها میتوانیم لیست مرحوم مهندس بازرگان را اصلاح و تکمیل کنیم :

سوره های لقمان و سجده و عنکبوت و روم و بقره و آل عمران نیز با «الم» شروع می شوند.

در اینجا نیز علیرغم  اختلاف ظاهریِ شدید ترِ بین آنها ، مشابهت بسیار نزدیکی را در «درس» این سوره ها می یابیم . سوره های لقمان و سجده تقریبا کمتر از یک دهم حجم سوره هائی مانند بقره و آل عمران را دارند ، اما با کمال تعجب می بینیم عصاره محتوایشان یکی است .

باتوجه به این دستاوردها ، اولین چیزی که راجع به حروف مقطعه میتوان گفت این است که حروف مقطعه رابطه معنی داری با محتوای سوره مربوطه دارند .

اگرهمه حروف مقطعه را یکجا به نظر آوریم ، اولین چیزی که به چشم می خورد این است که بعضی از آنها «تک» هستند (مانند یس و ص و ق وکهیعص و....) و بعضی دیگر «دارای تکرار» میباشند (مانند حم و الم و الر) و بعضی دیگر «ترکیبی»اند (مانند المص و المر)

دقت در محتوای سوره هائی دارای حروف مقطعه ای مانند المص و المر نشان میدهد که محتوای آنها به محتوای سوره های دارای الم نزدیک ، و از محتوای سوره های دارای حم دورند .

علاوه بر آن، محتوای سوره های اخیر به محتوای سوره های دارای «الر» نیز نزدیک تر است تا به محتوای سوره های «حم» دار.

دقت بیشتر در موضوع اخیر ما را متوجه قرابت بسیار زیاد محتوای سوره های اعراف و رعد که حروف مقطعه آنها «المص» و «المر» است با سوره های دارای «الم» می کند.

از نکته اخیر متوجه می شویم که حروف مقطعهء مذکور خاصیت جمع  و تفریق پذیری دارند. یعنی می توان با تفریق محتوای سوره های مذکور معنی «ص» و «ر» را یافت .

با این ترتیب می توان  معنی تک تک حروف مقطعه مذکور را یافت .

کشف مذکور بکر و بدیع است و در این هزار و چهارصد و اندی سال سابقه ای برای آن ثبت نشده و مبنای آن ، نه نقل قول است و نه حدس و گمان و نه استحسان و نه روایات ، بلکه مبنای آن مشاهده و تعمق و تدبر است که در استخراج عصاره محتوای سوره ها متجلی است .

بعبارت دیگر معنی حروف مقطعه در محتوای سوره های مربوط نهفته است ، و این قدمِ پیشنهادی ، فتح بابی است برای محققان آینده که معنی حروف مقطعه را در محتوای سوره ها بطور دقیق تر بیابند .

با توجه به آنچه راجع به سوره های «حم»دار و «الر»دار و «الم»دار گفته ایم ، فورا به این نکته منتقل میشویم که هر یک از «حم» و «الر» و «الم» ها نماینده یک «دوره اجتماعی»  خاص میباشند که اولی نماینده دوره ای است که وحی فقط به نکوهش شدیدِ عمد و اصرار و لجبازیِ کافران علیرغم دانستنِ حقیقت اشاره دارد و دومی نماینده دوره ای است که علاوه بر آن به مومنانی که تحت فشار و آزار کفار میباشند دلداری و امید میدهد و سومی مربوط به دوره ای است که مومنان به نوعی از بلوغ رسیده اند که دیگر رفتارهای ناپسند کفار برای تغییر مسیر فکری شان کارائی ندارد.

چیزی که از نکته اخیر برای استفاده در موضوع این کتاب استفاده میشود این است که :

تمام سوره های دارای «حم» مقدم اند بر تمام سوره های دارای «الر» و همه سوره های اخیر مقدم اند بر سوره های دارای «الم»

بنا براین ما تا اینجا دو کلید داریم که با کمک آنها میتوانیم لیست مرحوم مهندس بازرگان را اصلاح و تکمیل کنیم.

منبع:، تحقیقات و نگارشات آقای      جما ل گنجه ای

ادامه دارد... 

موارد آشکار اختلاف در فهرست مهندس بازرگان(1)


.... ادامه از نوشتار پیشین

الف) 

شکی نداریم که مرحوم مهندس بازرگان ، نسبت به این نگارنده ،  اطلاعات روشن تر و بهتری از تاریخ اسلام داشت ، وبرخی مغایرت های آشکار و غیر قابل انکاری را که نتیجه تحقیقش (که همان ذکر تاریخ نزول برخی از آیات و سوره ها باشد) با وقایع مسلّم تاریخی دارد ، به خوبی دریافته بود ، مثلا اینکه :

1 – آیات تغییر قبله (142 تا 150 سوره بقره) نمیتوانست آنقدر دیر نازل شده باشد (به گفته آن بزرگوار  درصفحه 147 کتابش  در سال پنجم پس از هجرت) بلکه به حکم عقل و قول مورخین معتمد و روایات متواتر که مورد استفاده اشخاص بصیر و دقیق قرار گرفته ، تاریخ تغییر قبله 17 ماه پس از هجرت است ، و این چیزی است که آن بزرگوار نمیتوانسته از آن غافل باشد و حتما آن را میدانسته است .

2 – آیات 1 تا 44 سوره انفال (که حاوی تحلیل هایی از جنگ بدر است نمیتواند در سال اول هجرت نازل شده باشد ، زیرا خود جنگ بدر در اوائل سال سوم هجری واقع شده است .

و همچنین است بقیه سوره انفال که به همان دلیل نمیتواند در ابتدای سال دوم هجری نزول یافته باشد .

3– آیات 1 تا 19 سوره بقره نمیتواند شش سال قبل از هجرت نازل شده باشد ، زیرا منافقین در موقعیتِ وجود ثروت و قدرت ظاهر میشوند و پیامبر (ص) و یاران وفادارش در زمان مذکور قدرت و ثروتی نداشتند تا نزول آنهمه آیات در مورد منافقین موجه باشد (3 آیه در مورد مومنین و 2 آیه در مورد کافرین ، و 13 آیه در مورد منافقین !)

بلکه آیات مذکور در همان روزهای اول هجرت نازل شده اند که به او بگویند ای پیامبر این است حوزه ماموریت تو ! با این ترکیبِ سیاسی و جمعیتی ، و به نفع نهضتت است که خیلی در مورد منافقان حساس باشی .

4 – اینکه نزول سوره بقره (مطابق جدول 14 ایشان) 17 سال طول کشیده باشد به دلایل زیاد (عقلی و نقلی) نمیتواند درست باشد .

5 – سوره عادیات (که به شدت رنگِ دعوتِ عمومی جهتِ آمادگیِ کامل برای جنگ قریب الوقوع دارد) نمیتواند 12 سال قبل از هجرت نازل شده باشد ، زیرا مسلمانان در آن زمان کم و ضعیف بودند و اصلا در موقعیتی نبودند که حتی خیال برخورد جنگی با مخالفانِ قوی و کثیرشان را داشته باشند و اگر به آنان گفته میشد روزی خواهد رسید که کفار مزاحمتان نخواهند بود از شدت خوشحالی در پوست خویش نمی گنجیدند ، چه رسد به اینکه برای یک عمل جنگی تهییج شوند ، و اگر در آن روزها چنین سوره ای نازل میشد – به این عنوان که این پیغمبر سخنان نا معقول میگوید – خیلی ها از دین خارج میشدند .

6 – موارد دیگری هم هست ، اما اینقدر آشکار نیست ، و همین مقدار برای رساندن منظور کافی است و ما رعایت اختصار را ترجیح میدهیم .

 ادامه دا رد... 

تحقیق جدید در قران(): فهرست مهندس بازرگان

کارهای محققان

درند قرن نوزدهم و بیستم ، کسانی از محققان اروپائی به تحقیق در باره قرآن پرداختند و اسامی معروف ترین آنها «ژول لابوم» و «بلاشر» (فرانسوی) و «نولدکه» (آلمانی) است که کارهای تحقیقی قابل تحسینی در این خصوص کرده اند 

آنها کاری را کردند که خداوند ، تقریبا 1200 سال قبل ، از معاصرین آنحضرت ،  خواسته بود که کنند اما نکردند ، و آن «تدبر در قرآن» بود (که در سوره های محمد (ص) و نساء خطاب به منافقان و مومنان سست ایمان دعوت به آن کرده بود و آنها که مخاطب مستقیم قرآن بودند گوش ندادند) اما ، پس از تقریبا 1200 سال آن محققان اروپایی آن کار را کردند و به دستاوردهائی رسیدند که هیچ مسلمان و مومنی تا زمان آنها به چیزی شبیه به آن دستاوردها نرسیده بود .

(گزارشاتی وجود دارد که نشان می دهد این محققان ضمن تحقیق بی شیله و نیرنگ هم نبوده اند. البته استثناء وجود دارد مانند : پرفسور مونتگمری وات و جان دیون پورت) 

کشف المطالب انتهای قرانها 

از جمله ژول لابوم انتهایمطالب قرآن را عنوان بندی کرد و و آنها را در لیستی که اشاره به محل آنها در قرآن داشت گرد آورد . جدول های موسوم به «کشف المطالب» که در انتهای قرآن های چاپ حدود پنجاه سال قبل وجود دارد کار هموست که بدون ذکر نامش صورت گرفته است (لابد علت درج نکردن نامش خجالت از این بوده که ببین چطور «کافران» قرآنِ ما را از خودمان بهتر می شناسند !)

و بلاشر و نولدکه در تعیین ترتیب نزول سوره ها کارهای ارزشمندی دارند و مرحوم مهندس مهدی بازرگان به بلاشر نزدیک بوده و چنانکه خود میگوید آثار قرآنی او را دیده و خوانده بوده است .

لیست ترتیب نزول مرحوم مهندس بازرگان گرچه خیلی از لیست بلاشر بهتر است اما دو لیست مذکور نسبتا به هم نزدیکند .

 

1/2  کارتحقیقی مرحوم مهندس مهدی بازرگان

اما از میان مسلمانان ، مرحوم مهندس مهدی بازرگان کار بسیار ارزشمندی دارد بنام «سیر تحول قرآن» که شالوده اش را در زندان (سیاسیِ دهه چهل) ریخت و چند سال پس از فراغت از زندان آن را تکمیل کرد که بزودی در دو جلد به چاپ رسید و مجددا آن را اصلاح و تکمیل کرد و نسخه اخیر الذکر از سال 55 تا کنون دائما دارد تجدید چاپ میشود .

این کار ، کاری است کاملا ارزشمند ، دارای محاسبات مفصل ، و استدلال های محکم، جدول ها ، و نمودارهای کافیِ مرتبط ، و استنتاج های معقول و مقبول .

بنابر همه آنچه گفته شد ، جوابِ سوالی که تیتر این فصل با آن شروع شده ، این است که لیست های خوبِ ترتیب نزول را میتوان در روایات و کارهای تحقیقیِ محققان جستجو کرد و ما اولا کار تحقیقی را بر روایات (آنهم از کسانی مانند ابن عباس که  جزء «معصومین» نیست و لذا سخنشان حجیت ندارد) ترجیح میدهیم ، و ثانیا از میان کارهای تحقیقی ، کار خوب مرحوم مهندس بازرگان را بر کارهای ژول لابوم و بلاشر و نولدکه و غیره ترجیح داده و ثالثا آن را اساس قرار داده و با ابزاری که خودمان ساخته ایم (و کارائیش باید توسط اهل نظر ارزیابی شود) بهبود بخشیده ایم ، اما ، در اینجا ، لیست ترتیب نزول آن بزرگوار را نقل کرده ، و سپس در ارزیابی آن کلماتی از زبان خودِ آن بزرگوار نقل میکنیم :

لیست مرحوم مهندس مهدی بازرگان

1 علق – 2 مدّثّر – 3 عصر – 4 طور – 5 اخلاص – 6 طارق – 7 انفطار – 8 شمس – 9 کوثر – 10 اعلی – 11 بروج – 12  تکویر – 13 انشراح – 14 ضحی – 15 ناس – 16  نازعات – 17 لیل – 18 ماعون – 19 مرسلات – 20 نباء – 21 قریش – 22 نجم – 23 انشقاق – 24 عبس – 25 همزه – 26 کافرون – 27 غاشیه – 28 قیامه – 29 تین – 30 واقعه – 31 رحمان – 32 حمد – 33 عادیات – 34 حاقّه  - 35 مسد – 36 فلق – 37 بلد – 38 تکاثر – 39 فیل – 40 فجر – 41 زلزال – 42 قارعه – 43  صافّات – 44 معارج – 45 مطفّفین – 46 قدر – 47 ذاریات – 48 قمر – 49 قلم – 50 دخان – 51 نوح – 52 مزّمّل – 53 طه – 54 حجر – 55 شعراء – 56 دهر (انسان) – 57 ص – 58 ق – 59 یس – 60 مومنون – 61 زخرف – 62 انبیاء – 63 جنّ – 64 مریم – 65 بیّنه – 66 فرقان – 67 ملک – 68 ابراهیم – 69 نحل – 70 کهف – 71 سجده – 72 اسراء – 73 نمل – 74 زمر – 75 جاثیه – 76 تغابن – 77 هود – 78 فصلت – 79 روم – 80 اعراف – 81 انعام – 82 عنکبوت – 83 سباء – 84 یونس – 85 یوسف – 86 قصص – 87 مومن – 88 لقمان – 89 شوری – 90 بقره – 91 فاطر – 92 محمد – 93 انفال – 94 صف – 95 احقاف – 96 جمعه – 97 آل عمران – 98 منافقون – 99 حجّ – 100 حشر – 101 حدید – 102 احزاب – 103 نساء – 104 رعد – 105 نور – 106 فتح – 107 طلاق – 108 حجرات – 109 توبه – 110 نصر – 111 مجادله – 112 ممتحنه – 113 تحریم – 114 مائده

 ادامه دارد... 

تحقیق جدید در قران(6): فهرست سوره ها

لیست سوره های قران بر حسب تاریخ نزول توسط ابن عباس

 لیست ابن عباس  مشهور ترین لیست روایتیِ ترتیب نزول می باشد ،و به  این  صورت است :

1 علق – 2 قلم – 3 مزّمّل – 4 مدّثّر – 5 فاتحه – 6 مسد – 7 تکویر – 8 اعلی – 9 لیل – 10 فجر – 11 ضحی – 12 انشراح – 13 عصر – 14 عادیات – 15 کوثر – 16 تکاثر – 17 ماعون – 18 کافرون – 19 فیل – 20 فلق – 21 ناس – 22 اخلاص – 23 نجم – 24 عبس – 25 قدر – 26 شمس – 27 بروج – 28 تین – 29 قریش – 30 قارعه – 31 قیامه – 32 همزه – 33 مرسلات – 34 ق – 35 بلد – 36 طارق – 37 قمر – 38 ص –39 اعراف – 40 جنّ – 41 یس – 42 فرقان – 43 فاطر – 44 مریم – 45 طه – 46 واقعه – 47 شعراء – 48 نمل – 49 قصص – 50 اِسراء – 51 یونس – 52 هود – 53 یوسف – 54 حجر – 55 انعام – 56 صافّات – 57 لقمان – 58 سباء – 59 زمر – 60 مومن – 61  فصلت – 62 شوری – 63 زخرف – 64 دخان – 65 جاثیه – 66 احقاف – 67  ذاریات – 68 غاشیه – 69 کهف – 70 نحل – 71 نوح – 72 ابراهیم – 73 انبیاء – 74 مومنون – 75 سجده – 76 طور – 77 ملک – 78 حاقه – 79 معارج – 80 نباء – 81 نازعات – 82 انفطار – 83 انشقاق – 84 روم – 85 عنکبوت – 86 مطفّفین – 87 بقره – 88 انفال – 89 آل عمران – 90 احزاب – 91 ممتحنه – 92 نساء – 93 زلزال – 94 حدید – 95 محمد – 96 رعد – 97 رحمان – 98 دهر (انسان) – 99 طلاق -  100 بیّنه – 101 حشر – 102 نور – 103 حجّ – 104 منافقون – 105 مجادله – 106 حجرات – 107 تحریم – 108 تغابن – 109 صفّ – 110 جمعه – 111 فتح – 112 مائده – 113 توبه – 114 نصر .

 توضیح

ابن عباس پسرِ عباس عموی پیامبر (ص) است که در هنگام وفات آنحضرت سه سال داشت و لذا نمیتوان او را جزء «اصحاب» محسوب کرد و حد اکثر میتوان او را جزء «تابعین» دانست .

لذا لیست او از «خاطرات» خود او نشاءت نگرفته است ، بلکه از این و آن شنیده و به دیگران گفته ، و داستانهایی هم در این باره که او «شاگرد» امیرالمومنین بوده در اینجا و آنجا و توسط این و آن نقل شده است ، که این قلم به دیده تردید در آنها مینگرد و نمیتواند باورشان کند ، اما ، چون موضوع اخیر «فرعی» است ، در اینجا به آن نمی پردازد.

اما ، نزدیک بودن نتایج لیست او با نتایج کارهای تحقیقیِ محققان خوشنام ، نشان میدهد که لیست او خیلی هم بیراه نیست ، اما اشکالات بزرگی دارد که برخی از آنها واضح ، و بسیاری از آنها گرچه نه آنقدر واضح ولی در اثر اندک دقتی ، به عنوان خطا ، قابل شناخت است. 

سوره قلم

از جمله اشکالات واضح لیست او سوره قلم به عنوان دومین سوره است که یک خطای خیلی واضح است ، اگر بخواهیم شرح دهیم طولانی میشود اما لازم نیست زیرا خواننده این قبیل مطالب فرهیخته است و میداند که نگاهی ساده به محتوای سوره قلم در ابروی شخص چین می اندازد که مگر میشود امروز به شخصی وحی شود و فردا آنهمه دشمن جدی از میان اشخاص قابل توجه جامعه پیدا کند که به جِدّ دنبال مداهنه با او باشند و بخواهند امتیازات بزرگی به او بدهند تا او (نه اینکه از حرفش برگردد)  بلکه فقط یک تایید کوچک هم که شده از آنها کند .

سوره عادیات

اشکال واضحِ دیگرِ لیست ابن عباس این است که که سوره عادیات را در همان اوایل لیست خویش آورده ، در حالیکه اگر به محتوای سوره عادیات توجه کنیم خواهیم دید این سوره دارای بارِ قویِ تشویق به آمادگیهای رزمی دارد و بطور قطع جایش نمیتواند در اوایل نزول وحی باشد ، بلکه جای صحیحش می باید لا اقل نزدیک به وقوع اولین جنگ مسلمانان باشد .

سوره نصر

اشکال واضح دیگر در لیست ابن عباس مربوط به انتهای لیست او است که سوره نصر را آخرین سوره ذکر کرده و این خیلی مضحک است ، زیرا سوره نصر بشارت میدهد که مردم دسته دسته برای پیوستن به اسلام خواهند کوشید ، و این اتفاقی بود که چهار سال قبل از وفات آنحضرت رخ داد و چگونه ممکن است بشارتِ وقوع چیزی را بدهند که آن چیز چهار سال قبل وقوع یافته است .

اگر محتوای سوره ها را ملاک ارزیابی قرار دهیم اشکالات لیست ابن عباس به تعداد عناصر لیست او خواهد رسید و سخن طولانی خواهد شد اما برای منظورمان همین قدر کافی است .

منبع: نوشتارهای آقای جمال گنجی