ادامه از نوشتار پیشین
بنیانهای فکری و اعتقادی قرآن
آیا برای رفع بلا نیاز به دعای مقربین و بر گزیدگان الهی است؟-و پروردگارتان گفت : مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم...
.آیه (۶۰) سوره غافر
-و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند به آنان بگو من نزدیکم و دعاى دعاکننده را به هنگامى که مرا بخواند اجابت مى کنم پس آنان باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورده باشند که راه یابند.
آیه ۱۸۰ سوره بقرهچنانکه دو آیه برشمرده بالا می گویند هر یک از بندگان خداوند می توانند بدون هیچ گونه مانعی ، و بدون آن که دربان و یا حاجبی در مقابل آنان باشد از خدا در خواست کنند و حاجت بخواهند.
ولی در آیه دوم شرط مشخصی ذکر شده که دائره اجابت دعا را محدود می کند . چون در این تاکید گردیده که اگر بندگان خداوند می خواهند دعایشان در درگاه خداوند پذیر فته شود باید که به خداوند ایمان آورده و به فرمانهای او گردن نهند.اینجاست که پای برگزیدگان و قدیسان و مقربین در گاه الهی به میان می آید.
در نخستین آیه که در ابتدای این مقاله نوشتار آمده خداوتد در قرآن به بلاهای زمان موسی پیامبر اشاره می کند که در متن خود آیه ودر زبان عربی با نام "رجز" بر وزن" عجز " یاد شده که برای آن سه معنا ی " طاعون " ،" عذاب" و" بلا" اورده شده است.
این آیه به وضوح می گوید که زمانی که مردم مصر دوران فرعونی در زیر شلاقهای بلای وارد بر آنان که حسب گزارشات تاریخی نوعی طاعون مرگبار و زجر آور مشخص شده هرروز جان می باختند و درد و زجر می کشند ، آنان به موسی پیامبر گفتند: تو در نزد خدا مقام داری و خداوند با تو عهد بسته است، پس تو به در گاه خداوند دعا کن تا این بلا را از سر ما دور کند
این گزارش نشان می دهد که آنان دعا می کردند ولی دعایشان پدیرفته نمی شد و الا نیازی به دعای موسی نبود. در ضمن این گونه نبوده که در میان آنان هیچ خداپرستی نمی زیسته است. بلکه آیاتی از قران به صراحت از مردان خدا باوری یاد می کند که از مردم می خواستند تا به خداوند ایمان اورده و به پیامبری موسی حترام بگذارند:
و در این میان مردى از دورترین جاى شهر دوان دوان آمد و گفت : اى مردم از این فرستادگان پیروى کنید (۲۰)
از کسانى که پاداشى از شما نمى خواهند و خود نیز بر راه راست قرار دارند پیروى کنید (۲۱)
آخر چرا کسى را نپرستم که مرا آفریده است و همه شما به سوى او بازگشت مى یابید (۲۲
آیا به جاى او (خدا)خدایانى را بپرستم که اگر خداوند رحمان بخواهد به من گزندى برساند نه شفاعتشان به حالم سود مى دهد و نه مى توانند مرا برهانند (۲۳)
همچنین در سوره غافر از شحصی بنام " مومن فر عونیان" یاد می کند که به خداوند یکتا ایمان داشت و مردی خداپرست و با تقوی بود:
-و مردى مؤمن از خاندان فرعون که ایمان خود را نهان مى داشت گفت آیا مردى را مى کشید که مى گوید پروردگار من خداست و مسلما براى شما از جانب پروردگارتان دلایل آشکارى آورده و اگر دروغگو باشد دروغش به زیان اوست و اگر راستگو باشد برخى از آنچه به شما وعده مى دهد به شما خواهد رسید چرا که خدا کسى را که افراطکار دروغزن باشد هدایت نمی کند (۲۸)اى قوم من امروز فرمانروایى از آن شماست و در این سرزمین مسلطید ولی چه کسى ما را از بلاى خدا اگر به ما برسد حمایت خواهد کرد فرعون گفت جز آنچه مى بینم به شما نمى نمایم و شما را جز به راه راست راهبر نیستم (۲۹)
و کسى که ایمان آورده بود گفت اى قوم من من از مثل روز دسته ها ی مخالف خدا بر شما مى ترسم (۳۰)
مردمی نظیر سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود و کسانى که پس از آنها امدند و گرنه خدا بر بندگان خود ستم نمى خواهد (۳۱)
و اى قوم من من بر شما از روزى که مردم یکدیگر را به یاری هم ندا درمى دهند بیم دارم (۳۲)
روزى که پشت کنان بازمى گردید ولی براى شما در برابر خدا هیچ حمایتگرى نیست و هر که را خدا گمراه کند او را راهبرى نیست (۳۳)
آیات ۲۸ الی ۳۳ سوره غافر
این آیات به صراحت نشان می دهند که در میان مردم آن زمان نیز افرادی بودند که خدا را می پرستیدند و حتی در دستگاه حکومتی فرعون کار می کردند. اما برای بر طرف کردن طاعونی که سر تا سر مصر را فرا گرفته بود و روز زندگی آنا ن را به شب تار و شبهایشان را به شبهای مرگ و درد تبدیل کرده بود نیاز به دعا کننده ای بود که دعایش در درگاه خدا پذیر فته می شد و آن جز موسی نبود که خداوند او را و کتاب او را "امام " الهی لقب داده بود.
-و حال آنکه پیش از آن کتاب موسى امام و رحمتى بود و این قرآن کتابى است به زبان عربى که تصدیق کننده آن است تا کسانى را که ستم کرده اند هشدار دهد و براى نیکوکاران مژده اى باشد ایه (۱۲) سوره احقاف
و هنگامى که عذاب(طاعون) بر آنان فرود آمد گفتند اى موسى پروردگارت را به عهدى که نزد تو دارد براى ما بخوان اگر این عذاب را از ما برطرف کنى حتما به تو ایمان خواهیم آورد و بنى اسرائیل را قطعا با تو روانه خواهیم ساخت
آیه (۱۳۴) سوره اعراف
نکته مهم
آیه دوم همان آیه ایست که نشان می دهد مردم طاعون زده مصر دعا می کردند و لی دعایشان پذیرفته نمی شد. قطعا افرادی نیز مانند مومن آل فرعون و خداپرستان دیگر نیز دعا می کردند اما بر ای رفع بلای همه گیر و خانمان سوز نیاز به دعای امام الهی بود تا بلا از سر آن سرزمین بگرداند. و این همان موضوعی است که خیلی ها نتوانسته اند در پرتو آیات قرآنی که به آن اعتقاد دارند به مفهوم آن پی ببرند.
به بیان واضح تر : اگر خداباوران از قدیسین و اولیاء خدا و مقربین درگاه الهی بخواهند که برایشان به درگاه خداوند دعا کنند نه تنها شرک و بت و پرستی نکرده اند، بلکه به حقیقت خدا پرستی پی برده اند که بندگان مقرب و برگزیده خداوند را در درگاه او شفیع قرار داده و از آنان می خواهند که برایشان به درگاه خداوند دعا کنند. چون آنان از برگزیدگان خواسته اند و می خواهند که آنان به خداوند دعا برند و او رفع بلا کند و او شفا دهد و ا و توفیق دهد و او روزی دهد و او مشکل گشایی کند. و گرنه هیچ خدا پرستی که به مفهوم حقیقی خدا پرستی پی برده باشد ، غیر از خدا را روزی دهنده ، شفا دهنده، بر طرف کننده بلا ، یاوری کننده، نجات دهنده و...نمی داند. همه خدا باوران حقیقی خدا را سرچشمه همه قدرتها می دانند و بس!
ادامه دارد
ادامه از نوشتار پیشین
اصول و بنیانهای فکری و اعتقادی قرآن: معصومیت پیامبران و امامان الهی
توکل و ایمان به خداوند
(چرا که او را بر کسانى که ایمان آورده اند و بر پروردگارشان توکل مى کنند تسلطى نیست (۹۹) سوره نحل
تسلط او فقط بر کسانى است که وى را به سرپرستى برمى گیرند و بر کسانى که آنها به خدا شرک مى ورزند.) آیه (۱۰۰) سوره نحل
شرح
دو آیه فوق که در سوره نحل آمده یک بنیان قوی برای گریز از کمین های شیطانی که همان گناه باشد ارایه می کند که آن ایمان و توکل بر خداوند است.
این دو عنصر قوی و نجات دهنده باعث می شود که شخص از وسوسه های اغواکننده شیطان و ارتش نامرئی او در امان باشد.
بنابراین امامان الهی و پیامبران و بزرگان برگزیده ملکوت باید بیش از همه به خداوند ایمان داشته و بر او توکل کنند. یعنی میزان بالای ایمان به خداوند و او را ناظر و حاظر دانستن در امامان الهی امر مکرر است که همواره ذهن آنان به سمت خداوند جهت گیری شده است. اینها به نوبه خود بر ای تکمیل و برپایی دژ معصومیت لازم و ضروری هستند و هیچ امام الهی نیست که این دو عامل در او بطور کامل وجود نداشته باشد
روح القدس بلند پایه ترین موجود آسمانی رابط خدا با پیامبران و امامان الهی است.
(و چون حکمى را به جاى حکم دیگر بیاوریم و خدا به آنچه به تدریج نازل مى کند داناتر است مى گویند جز این نیست که تو دروغبافى [نه] بلکه بیشتر آنان نمى دانند. ایه (۱۰۱) سوره نحل
بگو آن را روح القدس از طرف پروردگارت به حق فرود آورده تا کسانى را که ایمان آورده اند استوار گرداند و براى مسلمانان هدایت و بشارتى است.) آیه (۱۰۲) سوره نحل
شرح
امام الهی که پیامبران نمونه بارز و برتر آن هستند از طریق روح القدس با عرش الهی مرتبط است وخداوند احکام خود و دستوراتش را از طریق روح القدس که خود منبع پاکیهاست نازل می کند. روح القدس مخلوقی استثنائی است که فر و شکوه یزدانی بر او بارش همیشگی دارد و همو ست که قلب و روح و ذهن و گوش امام الهی را به تختگاه خداوندی متصل می سازد.مسلم آن که لازمه آنکه شخصی بتواند هم نفس و هم گفتار روح القدس آسمانی شود این است که از پاکی و پاکدامنی و ایمانی همیشه افزاینده و پایدار بر خوردار باشد که هر گز خلل و نابسامانی در او راه نیابد و این همان معصومیت است.
شاهد بر انسانها ، بشارت دهنده، بیم دهنده و چراغ رخشان و فروزان
(اى پیامبر ما تو را در مقام گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستادیم آیه (۴۵) سوره احزاب
و دعوت کننده به سوى خدا به فرمان او و هم چراغى تابناک برای مردمان قرار دادیم آیه ۴۶ احزاب)
شرح
خداوند در دو آیه از سوره نحل خطاب به پیامبر اسلام او را به عنوان شاهد بر بشر یت ، بشارت دهنده به انسانها، و هشدار دهنده به آنها معرفی کرده و او را در مقام دعوت کننده مردمان به سوی خداوند ستوده و وجود ش را هم چون چراغی رخشان و فروزان در عالم هستی لقب داده است.ادامه دارد...
-آیا معصومیت پیامبران و امامان الهی ممکن است؟
- آیا امامت الهی مرد تایید قرآن است؟
در نوشتار های پیشین به بنیانهای معصومیت امامان الهی از دیدگاه قرآن اشاره شد و آیاتی که بطور صریح بر نظارت همیشگی خداوند بر این امامان الهی دلالت کامل دارند مورد بررسی قرار گرفت. از بحث های گذشته نتیجه های بدست آمده این موارد بودند:
- امام الهی برگزیده خداست.
- امام الهی به امر خدا امامت و هدایت می کند.
- اگر هم امکان لغزشی پیش آید خداوند با دخالت مستقیم امامان الهی را از لغزش و گناه حفظ می کند.
- خداوند حقایق را به امامان الهی تفهیم می کند.
-خداوند به امامان الهی حکمت و دانش الهی عنایت می کند.
امامان الهی با وحی و الهام و تفهیم الهی از خوب و بد آگاهند و احکام الهی به آنان بتوسط وحی آموخته می شود.
-امامان الهی از جمله آن گروه بر گزیده اند که شیطان هیچ گونه تسلطی بر آنان ندارد.
- امامان الهی از گروه پاکدلان و یا مخلصین کامل در گاه الهی اند و در زمان خود صاالح ترین و پاکدل ترین انسانهای عالمهستی هستند. چون اگر کسی یافت شود که از آنها پاکدل تر و صالح تر باشد مسلما او شایسته امامت الهی است.
اکنون بقیه موارد:
نیکوکاران
و چون به حد رشد رسید او را حکمت و دانش عطا کردیم و نیکوکاران را چنین پاداش مى دهیم آیه (۲۲) سوره یوسف
شرح
امامان الهی از گروه نیکوکاران اند و همان گونه که در آیات دیگر قرآن آمده از ابتدای رشد سن به آنان حکمت و دانش الهی عطا می شود. یعنی آنان به خرد الهی مجهزند و پاکدامنی آنان در پرتو این خرد الهی می باشد که اکتسابی نیست و با ریاضت و سیر وسلوک حاصل نمی شود بلکه لطف الهی همه وجودشان را در بر می گیرد و فهم ملکوتی و روح قدسی و عقل فعال در آن بوجود می آید،
امامان الهی از گروه عبادت کنندگان اند.
و ایوب را یاد هنگامى که پروردگارش را ندا داد که به من آسیب رسیده است و تویى مهربانترین مهربانان آیه (۸۳)سوره انبیاء
پس دعای او را اجابت نمودیم و آسیب وارده بر او را برطرف کردیم و کسان او و نظیرشان را همراه با آنان به وى عطا کردیم تا رحمتى از جانب ما و عبرتى براى عبادت کنندگان باشد. آیه (۸۴)سوره انبیاء
شرح
دعای امامان الهی در درگاه خدا پذیرفته می شود.
صبر و پایداری
و اسماعیل و ادریس و ذوالکفل را بیاد آر که همه از صابران بودند ایه (۸۵) سوره انبیاء
شرح
صبر و پایداری و بردباری در بالاترین درجه از ملزومات ذاتی امامان الهی است.آنان باید صابر ترین و شکیباتر از همه انسانهای عالم هستی می باشند.
ایمان داران
و ذوالنون را یاد کن آنگاه که خشمگین رفت و پنداشت که ما هرگز بر او قدرتى نداریم تا در [دل] تاریکیها ندا درداد که معبودى جز تو نیست منزهى تو راستى که من از ستمکاران بودم آیه (۸۷) سوره انبیاء
پس دعای او را برآورده کردیم و او را از اندوه رهانیدیم و مؤمنان را نیز چنین نجات مى دهیم آیه (۸۸) سوره انبیاء
شرح
مفهوم مندرج در آیه این است که امام الهی باید جزو با ایمانها و بر ترین آنان در این ارتباط باشد تا خداوند دعای او را استجابت کند چنانکه دعای افراد با ایمان نیز را اجابت می کند.
خشوع در برابر خداوند
و زکریا را یاد کن هنگامى که پروردگار خود را خواند پروردگارا مرا تنها مگذار و تو بهترین ارث برندگانى
پس [دعاى] او را اجابت نمودیم و یحیى را بدو بخشیدیم و همسرش را براى او شایسته آماده حمل قرار دادیم زیرا آنان در کارهاى نیک شتاب مى نمودند و ما را از روى رغبت و بیم مى خواندند و در برابر ما فروتن بودند آیه ۸۹ و (۹۰) سوره انبیاء
در این آخرین سه ویژگی امامان الهی مشخص شده که عبارتند از ؛ شتاب نمودن در انجام کارهای نیک ، رغبت و میل تمام به عبادت پرودگار و فروتنی تمام در مقابل او . امام الهی مورد نظر خداوند کسی است که ویژگیهای بر شمرده فوق در او بیش از دیگر انسانها وجود داشته باشد بلکه او برای دیگران سرمشق و نمونه باشد.
ادامه دارد
ادامه از نوشتار پیشین
انجیل عهد عتیق(تورات) فصل ۱۸
۱ خداوند در بلوطستان ممری، بر وی ظاهر شد، و او در گرمای روز به در خیمه نشسته بود.
2 ناگاه چشمان خود را بلند کرده، دید که اینک سه مرد در مقابل او ایستاده اند. و چون ایشان را دید، از در خیمه به استقبال ایشان شتافت، و رو بر زمین نهاد
3 و گفت: ای مولا، اکنون اگر منظور نظر تو شدم، از نزد بندة خود مگذر.
4 اندک آبی بیاورند تا پای خود را شسته، در زیر درخت بیارامید،
5 و لقمة نانی بیاورم تا دلهای خود را تقویت دهید و پس از آن روانه شوید، زیرا برای همین، شما را بر بندة خود گذر افتاده است. گفتند: آنچه گفتی بکن.
6 پس ابراهیم به خیمه، نزد ساره شتافت و گفت: سه کیل از آرد میده بزودی حاضر کن و آن را خمیر کرده، گرده ها بساز.
7 و ابراهیم به سوی رمه شتافت و گوسالة نازک خوب گرفتة، به غلام خود داد تا بزودی آن را طبخ نماید.
8 پس کره و شیر و گوساله ای را که ساخته بود، گرفته، پیش روی ایشان گذاشت، و خود در مقابل ایشان زیر درخت ایستاد تا خوردند.
9 به وی گفتند: زوجه ات ساره کجاست؟ گفت: اینک در خیمه است.
10 گفت: البته موافق زمان حیات، نزد تو خواهم برگشت، و زوجه ات ساره را پسری خواهد شد. و ساره به در خیمه ای که در عقب او بود شنید.
11 و ابراهیم و ساره پیر و سالخورده بودند و عادت زنان از ساره منقطع شده بود.
12 پس ساره در دل خود بخندید و گفت: «آیا بعد از فرسودگی ام مرا شادی خواهد بود، و آقایم پیر شده است؟
13 و خداوند به ابراهیم گفت: «ساره برای چه خندید و گفت: آیا فی الحقیقه خواهم زایید و حال آنکه پیر هستم؟
14 مگر هیچ امری نزد خداوند مشکل است؟ در وقت موعود، موافق زمان حیات، نزد خواهم برگشت و ساره را پسری خواهد شد.
15 آنگاه ساره انکارکرده، گفت: نخندیدم، چونکه ترسید. گفت: نی، بلکه خندیدی.
16 پس آن مردان از آنجا برخاسته، متوجه سدوم شدند، و ابراهیم ایشان را مشایعت نمود.
17 و خداوند گفت: آیا آنچه من می کنم، از ابراهیم مخفی دارم؟
18 و حال آنکه از ابراهیم هرآینه امتی بزرگ و زورآور پدید خواهد آمد، و جمیع امت های جهان از او برکت خواهند یافت.
19 زیرا او را می شناسم که فرزندان و اهل خانة خود را بعد از خود امر خواهد فرمود تا طریق خداوند را حفظ نمایند، و عدالت و انصاف را بجا آورند، تاخداوند آنچه به ابراهیم گفته است، به وی برساند.
سدوم و عموره و خطاهای ایشان
20 پس خداوند گفت: «چونکه فریاد سدوم و عموره زیاد شده است، و خطایای ایشان بسیار گران،
21 اکنون نازل می شوم تا ببینم موافق این فریادی که به من رسیده، بل تّمام کرده اند. و الاّ خواهم دانست.
22 آنگاه آن مردان از آنجا بسوی سدوم متوجه شده، برفتند. و ابراهیم درحضور خداوند هنوز ایستاده بود.
23 و ابراهیم نزدیک آمده، گفت: آیا عادل را با شریر هلاک خواهی کرد؟
24 شاید در شهر پنجاه عادل باشند، آیا آن را هلاک خواهی کرد و آن مکان را بخاطر آن پنجاه عادل که در آن باشند، نجات نخواهی داد؟
25 حاشا از تو که مثل این کار بکنی که عادلان را با شریران هلاک سازی و عادل و شریر مساوی باشند. حاشا از تو! آیا داور تمام جهان، انصاف نخواهد
کرد؟
26 خداوند گفت: اگر پنجاه عادل در شهر سدوم یابم، هر آینه تمام آن مکان را بخاطر ایشان رهایی دهم.
27 ابراهیم در جواب گفت: اینک من که خاک و خاکستر هستم، جرأت کردم که به خداوند سخن گویم.
28 شاید از آن پنجاه عادل، پنج کم باشد. آیا تمام شهر را بسبب پنج، هلاک خواهی کرد! گفت: اگر چهل و پنج در آنجا یابم، آنرا هلاک نکنم.
29 بار دیگر بدو عرض کرده، گفت: هرگاه در آنجا چهل یافت شوند؟ گفت: به خاطر چهل آن را نکنم.
30 گفت: زنهار غضب خداوند افروخته نشود تا سخن گویم. شاید در آنجا سی پیدا شوند؟ گفت: اگر درآنجا سی یابم این کار را نخواهم کرد.
31 گفت: اینک جرأت کردم که به خداوند عرض کنم اگر بیست در آنجا یافت شوند؟ گفت: به خاطربیست آن را هلاک نکنم.
32 گفت: خشم، افروخته نشود تا این دفعه را عرض کنم، شاید ده در آنجا یافت شوند؟ گفت: به خاطر ده آن را هلاک نخواهم ساخت.
پس خداوند چونگفتگو را با ابراهیم به اتمام رسانید، برفت و ابراهیم به مکان خویش مراجعت کرد.
ادامه دارد
اصول بنیادین معرفتی و اعتقادی قران
آیا معصومیت پیامبران و امامان ممکن است؟بخش یکم
راستش این روزها طوری شده که کسی که در باره مطلبی و موضوعی آگاهی ندارد چنان اظهار نظرهای بنیادین و محکم می کند ، یعنی یا رد می کند صد در صد و یا می پذیرد صد در صد! بطوری که جدول های اثبات شده ریاضی صد در صد هم این قدر قاطع سخن نمی گویند.
اخیرا شخص دانشگاهی از من بتازگی ایراد گرفت و گفت: حیف از شما! چرا شما از شاهنامه سخن نمی گویید؟
پرسیدم: شما شاهنامه خوانده اید؟
با قاطعیت تما م گفت بله ! و ادامه داد : شاهنامه سند افتخار ملی ماست.
پرسیدم : آیا حاضرید من پنجاه پرسش از شاهنامه از شما بپرسم ؟ و شما در مقابل همین جمعی که الان حضور دارند پاسخ بدهید؟
پرسید : مگر شما شاهنامه خوانده اید؟
پاسخ دادم : من خوانده ام و می خوانم و وبلاگی در همین زمینه دارم که شاید تا کنون از یک سوم شاهنامه در آن سخن گفته ام. اما مطمئنم شما و ۹۹.۹۹ در صد آنها که از شاهنامه دم می زنند این کتاب بی همتا و جاودانه را حتی یکبار از ابتدا تا با به آخر نخوانده اند.
و متاسفانه در مورد مطالب دیگر هم وضع همین طور است.یعنی نه اوستا خوانده اند، نه تورات ، نه انجیل ، نه قران نه آثار سعدی و حافظ، نه دیوان حافظ ، نه آثار و میر اث مکتوب پو رسینا ما نند قانون ، شفا ،اشارات و رازی مانند کتاب حاوی و یا آثار خیام و...اما ماشالله هر کس یک دوربین فیلمبرداری گرفته دستش و یا وبلاگی و یا سایتی و علی الدوام نظریه می دهد در رد و پذیرش !
نکته دیگر این است که اگر کسی به اصل مطلبی باور ندارد حق ندارد بخشهای آن مطلب را مورد پرسش قرار دهد.کسی که علمشیمی را بطور کل قبول ندارد نمی تواند ادعا کند که شیمی معدنی مفید تر است یا شیمی آلی.
بر همیناساس شخصی که خدا ناباور است ولی مدام می پرسد: مگر ممکن است پیامبران و یا امامان مذهبی معصوم باشند؟ این دیگر از کجا آمده؟ همان صفویه های فلان فلان شده این خرافات را اختراع کردند.ایراد این شخص به هیچ وجه قابل طرح نیست. و به قول قدیمی ها: مسموع نمی باشد.
چون کسی که خدا ناباورست چرا این حرف ها را دنبال می کند؟ او که به اصل موضوع که خدا می باشد باور ندارد، حال مته به خشخاش می گذارد که پیامبر خدا معصوم است یا خیر؟ باید به او گفت: دوست عزیز وقت شما ارزشمند تر از این حرفهاست.اینها را بگذارید بر ای خدا باوران! بر ای معتقدان به پیامبری پیامبران !
این وجه مشترک همه ادیان الهی است ؛ از یک زرتشتی، یهودی ، مسیحی بپرسید؟ آیا پیامبر شما دزدی می کرد؟ زنا می کرد؟ دروغ می گفت؟شارلاطانی می کرد؟ حسود بود؟ رشوه می گرفت ؟ بطور مداوم کینه ورزی می کرد؟ بی بند وبار بود؟ مست می کرد توی کوچه ها عربده می کشید؟ به مردم ظلم می کردو... مسلما پاسخ آنها به شما بطور جد منفی خواهد بود.
یعنی همین که کسی در تمام عمر دروغ نگوید، حسادت نکند ، رشوه نگیرد، ظلم نکند، خیانت نکند، فکر شیطانی نکند، و خدا پرستی کند و پاکدین باشد خود به خود در دایره معصومیت قرار دارد اگر چه معصوم پروردگاری نباشی.
معصومیت پروردگاری چیست؟
باید این نکته را متذکر شوم که پاسخ به این پرسش را نمی توانم از کتاب های فیزیولوژی گایتون- هال ، فیزیک نسبیت آینشتین، آنالیز تامآپوستل، روانشناسی پیاژه بدهم. چون با موضوعی سر کار داریم که مادی نیست بلکه فرامادی است.
یعنی بحث بر سر خداست که ما وراء ماده است. معصومیت الهی و وهبی یعنی داده شده از سوی خداوند نیز موضوعی دینی است که بر اساس مفاهیم کتابهای معروف به کتابهای مقدس قابل تعریف می باشد؛ در این کتابها از خدا، جهان آخرت، بعثت پیامبران از جانب خدا، پیشوایان الهی و مقام و منزلت آنان نزد خداوند و حمایت بی چون و چرای همه خدا از همه پیامبرانش سخن رفته است.
بنابر این این بحث بدرد کسی می خورد که همه این موضوعات را پذیرفته ، و اکنون می خواهد بداند، آیا یک پیامبر و یک پیشوا و امام الهی معصوم نیز هست یا خیر؟ یعنی خداوند آنچنان بر این گروه نظارت دارد که آنان دچار گناهان کبیره و نابخشودنی نمی شوند. البته پیامبر هم عصبانی می شود؟ ممکن است با کسی قهر کند، اما اینها خطای نابخشودنی نیست و در ضمن خشم و قهر پیامبر و امام الهی باید بر ای خدا باشد .
در ضمن این اصل یعنی معصومیت بر اساس کتاب مقدس مسلمانان قابل اثبا ت است.
دلیلها و برهانهای قرآن :
قران بوضوح می گوید که شیطان بر گروهی از انسانها هر گز تسلط نخواهد یافت و آنان در برابر امواج وسوسه انگیز شیطانی همچون سد محکمی مقاومند. در حقیقت شیطان در مقابل آنان شکست را پذیرفته است.
هنگامی که شیطان رانده در گاه خدا شد و از ملکوت به قعر خشم الهی پرتاب شد، به عزت خدا قسم خورد و بزرگی خود خدا را گواه گرفت که بندگان خدا را بفریبد و نامشان را در فهرست پیروان خود آورده و روحشان را به خود متعلق سازد. ولی بلافاصله اعترافی کرد و گفت:
( پس به عزت تو سوگند که همگى را بطور جدی از راه به در مى برم (۸۲)
مگر آن بندگان پاکدل و مخلصین تو را (۸۳))
آیه ۸۲ و ۸۳ سوره ص
یعنی این نکته به شیطان تفهیم شده بود که نمی تواند با زدن دکمه ای و اشارتی که هیچ بلکه با هجوم تمام عیار همه ارتش شیطانی و وسوسه های دیوانه کننده اش نمی تواند گروهی از بندگان خدا را اغوا کند. شیطان رانده شده از آسمانها ، این گروه را پاکدلان مخلص یعنی پاکدلان خالص شده نامیده است.
اما چرا اینان چنین اند؟
آیا کروموزمهایشان ضد ویروس اغواگری شیطانی است؟ یا این که پای دخالت پروردگاری در کار است که از عرش برین دیده حمایت بر این گروه دارد؟
قرآن در گزارش گرفتاری یوسف پیامبر به وضوح از دخالت مستقیم خداوند جهت حراست و دور داشتن این گروه از وسوسه ها و بدام افتادن ها سخن می گوید:
(و آن زن که یوسف در خانه اش بود خواست از او کام گیرد و درها را چفت کرد و گفت بیا که از آن توام ، یوسف گفت: پناه بر خدا ! او آقای من است به من جاى نیکو داده است قطعا ستمکاران رستگار نمى شوند (۲۳)
و در حقیقت آن زن آهنگ وى کرد و اگر یوسف نیز برهان پروردگارش را ندیده بود او نیز آهنگ آن زن میکرد و ما چنین کردیم تا بدى و فحشا را از او بازگردانیم چرا که او از بندگان مخلص ما بود)
سوره یوسف آیات ۲۳ و ۲۴)
نتیجه:
پس این دست دخالت الهی بود که یوسف را از انجام گناه باز داشت وبدون شک این همان معصومیت الهی است. و الا انسان معمولی و عادی بسیار بعید است که در چنین مواردی سالم از معرکه بدر آید. اما یوسف برهان الهی را دریافته و دیده بود و جزو پاکدلانی به شمار می آمد که دست پرقدرت خداوند حفاظی قوی و رسوخ ناپذیر گردا گرد او کشیده بود که به فحشاء و گناهان تن در ندهد .
البته هر پیامبر و هر امام الهی باید بیش از دیگران بر خود سخت بگیرد تا از بوته آزمایش سالم بیرون آید. ولی در هر حال حمایت ملکوت در این گروه حالتی بنام عقل فعال بوجود می آید که سر انجام به تشکل روح قدسی در آنان منجر می شود.
باز همتکرار می کنم این بحثها به کار آنانی می آید که اصل مواضع خدایی ، دین و پیامبری و امامت الهی را قبول داشته باشند .
ادامه دارد...