سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر
سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر

کتابهای مقدس(زبور داوود پیامبر): مزمور ۱ تا ۳

مزمور اول
1 .خوشا به حال کسی که به مشورت شریران نرود و به راه گناهکاران نایستد، و در مجلس استهزاءکنندگان ننشیند
2 .بلکه رغبت او در شریعت خد.اوند است، و روز و شب در شریعت او تفکر میکند
3 .پس مثل درختی نشانده نزد نهرهای آب خواهد بود، که میوة خود را در موسمش میدهد، و برگش پژمرده نمیگردد،
و هرآنچه میکند نیکانجام خواهد بود
4 .شریران چنین نیستند، بلکه مثل کاهند که باد آن را پراکنده میکند
5 .پس شریران در داوری نخواهند ایستاد، و نه گناهکاران در جماعت عادلان
6 .زیرا خد.اوند طریق عادلان را میداند، ولی طریق گناهکاران فنا خواهد شد
مزمور دوم
1 .چرا امتها خروش نمودهاند، و طوائف در باطل تفکر میکنند
2 .پادشاهان زمین برمیخیزند و سروران با هم مشورت نمودهاند، به ضد خد.اوند و به ضدماشیح او
3 .که بندهای ایشان را بگسلیم، و زنجیرهای ایشان را از خود بیندازیم
4 .او که بر آسمانها نشسته است میخندد، خد.اوند بر ایشان استهزاء میکند
5 .آنگاه در خشم خود بدیشان تکلم خواهد کرد، و به غضب خویش ایشان را آشفته خواهد ساخت
6 .و من پادشاه خود را نصب کردهام، بر کوه مقدس خود
7 .فرمان را اعلام میکنم خد.اوند به من گفته است، تو فرزند من هستی امروز تو را متولد کردم
8 .از من درخواست کن و امتها را به میراث تو خواهم داد، و اقصای زمین را ملک تو خواهم گردانید
9 .ایشان را به عصای آهنین خواهی شکست، مثل کوزة کوزهگر آنها را خُرد خواهی نمود
10 .و اینک ای پادشاهان تعقل نمایید، ای داوران جهان متنبه گردید
11 .خد.اوند را با ترس عبادت کنید، و با لرز شادی نمایید
12 .منزه را ببوسید مبادا (خد.اوند) غضبناک شود، و از طریق خود هلاک شوید، زیرا غضب او به اندکی افروخته میشود، خوشا به حال همة آنانی که بر او توکل دارند

مزمور سوم
1 .مزمور داوید وقتی که از پسر خود ابشالُوم فرار کرد
2 .ای خداوند دشمنانم چه بسیار شدهاند، بسیاری به ضد من برمیخیزند
3 .بسیاری برای جان من میگویند، از جانب خد.ا برای او خلاصی نیست سلاه
4 .لیکن تو ای خد.اوند گرداگرد من سپر هستی، جلال من و فرازندة سر من
5 .به آواز خود نزد خد.اوند میخوانم، و من را از کوه مقدس خود اجابت مینماید سلاه
6 .و اما من خسبیده بخواب رفتم و بیدار شدم، زیرا خد.اوند من را تقویت میدهد

ادامه دارد...

مطالبی که برای نخستین بار توسط قران مطرح شد -سوره فصلت شصت و یکمین سوره بر حسب تاریخ نزول(۲)


ادامه از نوشتار پیشین

-مطالبی که برای نخستین بار توسط قران مطرح شد

-سوره فصلت  شصت و یکمین سوره بر حسب تاریخ نزول(۲)


شهادت خود انسان بر علیه خودش

و آن‌ها به اعضاء بدن گویند: چرا بر اعمال ما شهادت دادید؟ آن اعضاء جواب گویند: خدایی که همه موجودات را به نطق آورد ما را نیز گویا گردانید و او شما را نخستین بار بیافرید و باز به سوی او بازگردانیده می‌شوید. (۲۱) 


ازخدا پنهان نیست، از شما هم‌پنهان نباشد!

و شما که (اعمال زشت خود را) پنهان می‌داشتید برای این نبود که گوش و چشم‌های شما و پوست بدن‌هایتان امروز شهادت ندهند و لیکن  به گمانتان که اکثر اعمال زشتی که  پنهان می‌کنید از خدا هم پنهان است و بر آن آگاه نیست. (۲۲) 


یگ گمان نادرست ویک معرکه مشکل

و همین گمان باطل شما در باره خدا بود که موجب  هلاکت شما گردید و امروز همه از زیانکاران شدید. (۲۳) 

و راه نجاتی که پیدا نمی شود

اینک اگر صبر و تحمل کنند جای در آتش دارند و اگر فریاد و بیتابی کنند فریادرس و دادخواهی ندارند. (۲۴) 

رفیقان نشان شده

و ما رفیقان و یارانی  بر آن‌ها (منکران خدا)گماشتیم تا آنچه پیش روی آن‌هاست  و وعده عذاب الهی بر آن‌ها حتم و لازم گردید و چون امّتانی از جنّ و انس که پیش از آن درگذشتند، سخت زبون و زیانکار شدند. (۲۵)

و کافران  گفتند: به این قرآن گوش فرا ندهید و سخنان لغو و باطل در آن القاء کنید تا مگر بر او غالب شوید. (۲۶) 

ما هم کافران را البته عذابی سخت بچشانیم و بدتر از آنچه می‌کردند کیفر کنیم. (۲۷) 

پایان کار دشمن خدا 

این است جزای دشمنان خدا که همان آتش دوزخ است که منزل ابدی آن‌هاست به کیفر آنکه آیات ما را انکار می‌کردند. (۲۸) 

منکران خدا می خواهند گمراه کنندگان را زیر پای خود بیاندازند

و کافران  گویند: پروردگارا، آن دو گروه از جنّ و انس را که ما را گمراه کردند به ما نشان ده تا آن‌ها را زیر پا بیفکنیم تا پست و ذلیل‌ترین مردم شوند. (۲۹) 

یکتا پرستان هیچ دغدغه خاطر نخواهند داشت

آنان که گفتند: محققا پروردگار ما خدای یکتاست و بر این ایمان پایدار ماندند فرشتگان رحمت بر آن‌ها نازل شوند  که دیگر هیچ ترسی و حزن و اندوهی نداشته باشید و شما را به همان بهشتی که وعده دادند بشارت باد. (۳۰) 

ما در دنیا و آخرت یاران و دوستداران شماییم و برای شما در بهشت ابد هر چه مایل باشید یا آرزو و تقاضا کنید همه مهیّاست. (۳۱) 

این سفره احسان را خدای غفور مهربان  برای شما گسترده است. (۳۲) 

در جهان از آن کس که خلق را به سوی خدا خواند و نیکوکار گردید و گفت که من از تسلیم شوندگان خدایم کدام کس بهتر و نیکو گفتارتر است؟ (۳۳) 

ای پیا مبر : سعی کن دشمن را دوست خود گردانی!

و هرگز نیکی و بدی در جهان یکسان نیست، همیشه بدی (خلق) را به بهترین شیوه  دور کن تا همان کس که گویی با تو بر سر دشمنی است دوست و خویش تو گردد. (۳۴) 

ولی تنها صابران می توانند دشمن را دوست گردانند

و لیکن به این مقام بلند کسی نمی‌رسد جز آنان که دارای مقام صبر و ثبات و  صاحب حظّ بزرگند. (۳۵) 

به خدا پناه ببر!

و هر گاه از شیطان تو را وسوسه و تحریکی رسد به خدا پناه بر که او شنوا و داناست. (۳۶) 

خورشید و ماه مخلوق خدایند . 

و از جمله آیات قدرت الهی خلقت شب و روز و خورشید و ماه است، نباید هرگز پیش خورشید و ماه سجده برید، بلکه اگر به حقیقت خدا پرستید خدایی را که خورشید و ماه را آفریده است سجده و پرستش کنید. (۳۷) 

پس اگر کافران  تکبر و بزرگ منشی ورزند فرشتگان  که نزد خدایند شب و روز بی‌هیچ خستگی و ملال به تسبیح و طاعت حضرت حق مشغولند. (۳۸) 

هرکس که کره زمین مرده را زنده می کند انسان مرده را نیز زنده می کند

و از جمله آیات قدرت الهی آنکه زمین را بنگری خشک و پژمرده که چون ما بر آن آب باران فرود آریم بردمد و گیاه برآورد و اهتزاز و نشاط و خرّمی یابد. باری، آن کس که زمین را زنده کند مردگان را هم زنده گرداند که او بر هر چیز قادر است. (۳۹) 

آنان که در آیات ما سخت راه کفر و عناد پیمایند هرگز از نظر ما پنهان نیستند. آیا کسی که روز قیامت به آتش دوزخ درافتد بهتر است یا آن کس که ایمن (از عذاب) به محشر وارد شود؟ باری، امروز به اختیار خود هر چه می‌خواهید بکنید که خدا به تمام اعمال شما بیناست. (۴۰)

هدف قرآن : هدایت انسان بسوی خداست

همانا آنان که به این قرآن که برای هدایت و یادآوری آن‌ها آمد کافر شدند در صورتی که این کتاب به حقیقت صاحب عزت  است. (۴۱)


ادامه دارد

کتابهای مقدس(قرآن): فهرست نکات و مطالبی که برای نخستین بار توسط قرآن مطرح شد: سوره فصلت (۱):


ادامه از نوشنتار پیشین

-فهرست موضوعاتی که نخستین بار توسط قرآن مطرح شد

- سوره فصلت شصت و یکمین سوره بر حسب تاریخ نزول(۱)


حم (۱)

که این قرآن تنزیلی از جانب خدای بخشنده مهربان است. (۲)

قرآن برای دانشمندان
کتابی است که آیات جامعش به صورت قرآنی به زبان فصیح عربی برای دانشمندان روشن گردیده است. (۳)

اکثر مردم گوش نمی دهند
قرآنی است که  بشارت می‌دهد و  می‌ترساند اما اکثر مردم اعراض کرده نمی‌شنوند. (۴)

خداناباوران : خدای تو برای خودت !
و مشرکان گفتند: دل‌های ما از قبول دعوتت سخت محجوب و گوش ما از شنیدن سخت سنگین و میان ما و تو حجاب است، تو به کار  خود پرداز ما هم البته  عمل می‌کنیم. (۵)

من بشری هستم مانند شما که به او وحی الهی می رسد
بگو که من هم مانند شما بشری هستم جز آنکه مرا وحی می‌رسد که پروردگار شما خدای یکتای بی‌همتاست، پس همه مستقیم به راه دین او شتابید و از او آمرزش طلبید. و وای به حال مشرکان. (۶)

زکات نمی دهند چون به جهان دیگر معتقد نیستند
آنان که زکا ت هرگز نمی‌دهند و به عالم آخرت به کلی کافرند. (۷)

آنان که ایمان آورده و نیکوکار شدند البته پاداش بی‌پایان خواهند یافت. (۸)

بگو که آیا شما به خدا که زمین  را در دو روز بیافرید کافر می‌شوید و بر او مثل و مانند قرار می‌دهید؟! او خدای جهانیان است . (۹)

و او روی زمین کوه‌ها برافراشت و انواع برکتهای  بسیار در آن قرار داد و قوت و ارزاق اهل زمین را در چهار روز مقدّر و معیّن فرمود و روزی طلبان را یکسان در کسب روزی خود گردانید . (۱۰)

و آن گاه به خلقت آسمان‌ها توجه کامل فرمود که آسمان‌ها دودی بود، پس  به آسمان و زمین فرمود که همه  به شوق و رغبت یا به جبر و کراهت بشتابید. آن‌ها عرضه داشتند: ما با کمال شوق و میل می‌شتابیم. (۱۱)

آن گاه نظم هفت آسمان را در دو روز استوار فرمود و در هر آسمانی  امرش را وحی فرمود، و آسمان  دنیا را به چراغ‌های رخشنده  زیب و زیور دادیم و آن را از ورود شیاطین حفظ کردیم. این تقدیر خدای مقتدر داناست. (۱۲)

پس اگر کافران اعراض کردند به آن‌ها بگو: من شما را از صاعقه‌ای مانند صاعقه هلاک عاد و ثمود ترسانیدم. (۱۳)

که بر آن‌ها از هر جانب رسولان حق آمدند  که جز خدای یکتا را نپرستید. کافران باز گفتند: اگر خدا می‌خواست فرشتگان را به رسالت می‌فرستاد، پس ما به کتب و احکام شما  کافریم. (۱۴)


سرگذشت قوم گمشده عاد

اما قوم عاد در زمین به ناحق تکبر و سرکشی کردند و گفتند که از ما نیرومندتر  کیست؟ آیا آن‌ها ندیده و ندانستند که خدایی که آن‌ها را خلق فرموده بسیار از آنان تواناتر است؟ و آن‌ها آیات (قدرت) ما را  انکار می‌کردند. (۱۵).

ما هم بر هلاک آن قوم عاد باد تندی در ایّام نحس شوم فرستادیم تا به آن‌ها عذاب ذلّت و خذلان را در دنیا بچشانیم در صورتی که خواری عذاب آخرت بیش از دنیاست و آنجا هیچ کس یاری آن‌ها نخواهد کرد. (۱۶)

(سرزمین عاد پس از قرنها فراموشی توسط یک گروه آمریکایی در جایی از خاک عمان و نزدیک به یمن از دل خاک بیرون آورده شد. این منطقه بنام اوبار و یا عاد معروف است . محققان پساز بررسی به این نتیجه رسیدند که طوفانهای شدید شن باعث نابودی این تمدن شده و سرزمین آنان را در زیر خروارها شن مدفون کرده بود.
کتاب جاده اوبار نوشته نیکلاس کلاپ گزارش کامل این اکتشاف را آورده وسایتهای متعدد اینترنتی در این ارتباط وجود دارد. در صدر اسلام هیچ کس از وجود تمدن و مردم و سرزمین گمشده عاد خبر نداشت . فضا پیامی شاتل ۱۹۸۲ یکی از ماموریتهایش یافت جاده گمشده در دل صحرا بود که به این سرزمین می رسید.نیکلاس کلاپ کاشف اصلی این سرزمین قرآن را یکی از منابع اصلی خود در کشف این سرزمین گمشده معرفی کرده است.)


سرگذشت قوم نابود شده ثمود

اما قوم ثمود را نیز  هدایت کردیم لیکن آن‌ها خود کوریرا بر هدایت بگزیدند، پس آن‌ها را هم صاعقه عذاب خواری و هلاکت به کیفر کردارشان فرا گرفت. (۱۷)

(به توضیحات زیر مراجعه نمایید)

و آنان که ایمان آوردند و خدا ترس و پرهیزکار بودند همه را نجات دادیم. (۱۸)

و روزی که همه دشمنان خدا را گرد آورده و به سوی آتش دوزخ کشانند و آنجا برای جمع آوری بازشان دارند. (۱۹)

تا چون همه بر در دوزخ رسند آن هنگام گوش و چشم‌ها و پوست
بدن‌هاشان بر جرم و گناه آن‌ها گواهی دهند. (۲۰

۷ موضوع

ادامه دارد

باستانشناسی قوم ثمود

در میان خاورشناسان، ون دن براندن(Van den branden) بیش از همه به قوم ثمود و تاریخ ایشان توجه داشت وی غیر از مقالات متعددی که در این باب نگاشته، رساله دکتری خویش را هم بر این موضوع اختصاص داده است.Van den Branden:IesInscription tham oudennes. Louvain-Heverle1950.پس از آن نیز کتاب دیگری به نام تاریخ ثمود منتشر کرد:Van den Branden:Histoire de thamovd.Beyrouth,1960.
که این دو کتاب اساس کار آقای دکتر آذرتاش آذرنوش در تحریر مقاله «نگاهی به تاریخ قوم ثمود» قرار گرفته است.
دانشمندان عرب هم همه مانند ابوالفداء بر آشنایی جزیی با قوم ثمود اکتفا کرده اند و مجموعه معلوماتشان تنها اشاراتی است که قرآن به این قوم فرموده است.با در نظر گرفتن آیات قرآن و تفاسیر و روایات مربوط به آنها و همچنین روایات مورخان می توان گفت که تازیان معتقد بودند که ثمود در ناحیه میان مدینه و سوریه زندگی می‌کردند. در روایات آشوریان نام تازیان فراوان آمده و در مواردی عیناً از قوم ثمود ذکری شده است. مثلاً سارگون دوم(722 ـ 705 پ . م)فاتح کرکمیش و سامره چنین آورده که به سال 7 سلطنت خویش از جمله قبایل ثمود و قبیل ابادید را که در صحرا سکونت داشتند، به اطاعت درآورد و سرکوب کرد. نام بسیاری ازخدایان آشوری نیز با نام خدایان ثمودی در کشفیات جدید قابل انطباق است.به هر حال در آغاز قرن 8 پ .م، نام ثمود در شمال جزیره فراوان به چشم می‌خورد.
آثار کلاسیک اروپای کهن نیز با این قوم آشنایی نزدیکی دارند. دیو دور صقلی متوفی قرن اول ق .م) به نقل از رجال قرن دوم پ. م مستقیماً به قوم ثمود اشاره کرده و می گوید: اینان در کرانه‌های دریای احمر زندگی می کنند.
پلین بزرگ که از معاصران دیودور بود نیز از این قوم سخن رانده است. اما وی کرانه های دریای احمر را سرزمین لحیانی‌ها می‌داند و ثمودیان را در بخش شرقی دریا داخل خاک جزیره العرب جای می دهد و شهرهای ایشان را هگرا Hegra، دوماتا Domata و بداناتا Badanataمی‌نامد.
دو شهر نخستین باالحجر(میدان صالح کنونی) و دومة الجندل در جوف(در جنوب وادی سرحان) قابل انطباق است و شهر سوم را نیز برخی به طعن بشای کنونی می‌انگارند.
در قرن دوم میلادی بطلمیوس(165م) از ثمودیان سخن رانده و سرزمین آنان را جای وسیع‌تری ذکر می‌کند چنانکه شامل بخش بزرگی از شمال غربی جزیره می گردد. اورانیوس نیز در حدود قرن 3 و 4 سخن او را تأیید می‌کند و می‌گوید سرزمین ایشان ثمود نامیده می‌شود. به این ترتیب ملاحظه می شود که منابع کهن اروپایی جای دقیقی را به عنوان سرزمین قوم ثمود ذکر نمی‌کنند. لکن براساس این روایات و روایات آشوری می توان گفت که اینان از هشت قرن قبل از میلاد تا دو قرن بعد از آن در شمال جزیرة العرب زندگی می کرده‌اند اما گاهی به نواحی جنوبی نفوذ می‌کردند و گاه در شرق و یا در سواحل دریای سرخ قدرت بیشتری داشتند. در بخش بزرگی از صحرای عربستان سنگ نوشته های گوناگونی می توان یافت که در زمان‌های پیشین هرگز مورد استفاده تاریخ دانان عرب قرار نگرفت، زیرا ایشان هنوز در زمینه علوم تاریخ و باستان‌شناسی، وسایل و کشفیات امروزی را به دست نیاورده بودند. لکن قرن ها بعد دانشمندان شرق شناس به یاری روش‌های نوین خط خوانی دریچه‌های تازه‌ای بر علم تاریخ و زبان شناسی گشودند.
دانشمندان بسیاری مانند شارل دوتی، شارل هربر، اوتینگ، ژوسان، ساوینیاک، فیلبی، ریکمن، در سفر به جزیرة العرب الواح زیادی را به همراه خود بردند. در میان سیزده هزار اثری که در قرن 19 و اوایل قرن20کشف شده و دانشمندان مربوط به قوم ثمود می‌دانند تنها شش اثر مستقیماً واژه ث  مـ  د (ثمود)را استعمال کرده‌اند، در قرن 19 که برای اولین بار مقداری از سنگ نوشته‌ها خوانده شد کسی قادر نبود نام خاصی به آنها بدهد یا به قوم خاصی منسوب سازد، از این رو آنها را(عربی پیشین) نامیدند.
سرانجام واژه ث  مـ   ثمود د در آنها خوانده شد، از این رو آنها را ثمودی نامیدند، و از‌آنجا که محل کشف این نوشته‌ها در سرزمین ثمود است به طور قطع مربوط به این قوم هستند.

در نوشته ای که فیلبی Philby در 1951 در معبد روانه کشف کرده،به ایشان مربوط است و به دو زبان یونانی ـ نبطی است، هم او نوشته دیگری به زبان یونانی در همان مکان یافت.
در این نوشته آمده است که ثمودیان که این معبد را بنا کرده‌اند از

قبیله رباث Robath می‌باشند. این دو اثر ثابت می‌کند که ایشان معابدی از سنگ برای خدایان خود می‌ساخته‌اند و به زبان یونانی و نبطی هم آشنا بوده اند و با امپراطوران روم نیز رابطه داشته‌اند، زیرا همین معبد را به مارک اورل و لوسیوس دو امپراطور رومی تقدیم کرده‌اند.
کثرت آثاری که به زبان ثمودی یافته شده و گسترش شگفت‌آور سرزمین آنان باعث شده که گروهی از دانشمندان این سؤال را مطرح کنند که آیا تمام این آثار تنها متعلق به قوم ثمود بوده یا اینکه اقوام دیگری را نیز باید با ایشا ن شریک دانست؟
فن دن براندن، با در نظر گرفتن منابع اروپایی قدیم و اشاراتی که سنگ نوشته های غیر ثمودی به این قوم دارد، می‌کوشد ثابت کند که ثمودیان دیر زمان در شمال عربستان زندگی می کرده‌اند و گاه به مراکز جزیره می‌شتافتند و نیز بساکاروانها که به خارج از جزیره سفر کرده و آثاری از خود به جای گذارده‌اند و همه این آثار متعلق به اینان است. با این حساب نمی توان ثمود را تنها یک قبیله دانست بلکه باید گفت: ملت ثمود. در زبان ثمود ال(Iُ) به معنی قبیله آمده است لکن هرگز نمی‌بینیم که در آثار مکشوفه، کسی خود را متعلق به«آل ثمود» بداند، زیرا ایشان مستقیماً قبیله و عشیره خود را ذکر می کنند نه ملت بزرگی را که به آن متعلق‌اند. اما در جاهایی که عمومیت ایجاب می‌کند، مثلاً در نام خدایان، کلمه ثمود ذکر شده است.
آغاز پیدایش و یا نخستین سال‌های قدرت و گسترش قوم ثمود بر ما معلوم نیست، لکن به یاری تاریخ اقوام دیگر و همچنین به کمک دیگر آثار مکشوفه، می توان نتیجه گرفت که ایشان نخست در حدود قرن 8 پ.م در منطقه‌ای که دو شهر مکه و مدینه نیز در آن واقع بوده زندگی می کرده‌اند و واژه ثمود نیز زاییده کیفیت زمین این ناحیه است: ثمود یعنی سیل‌گیری که در تابستان خشک است و این با بیابان‌های اطراف مکه منطبق است.در این دوران بر مبنای شهادت آثار آشوری، ثمود، قبیله‌ای بیش نبود.
سارگون دوم به کشور ایشان حمله کرد و ظاهراً گروهی به کوه‌های حجاز پناه بردند و گروهی به شمال جزیره کوچیدندو در حدود شش قرن پیش از میلاد آثاری در این ناحیه بر جای گذاشتند که خط آنها از خط قوم دیدان ـ ساکنان شمال ـ اقتباس شده است. و از سوی دیگر آثار فراوانی از ایشان را در جنوب جزیره می‌توان دید و شاید بتوان گفت که چند قرن پس از مهاجرت به شمال باز به جنوب کوچ کردند. اینکه این قوم در چه زمان منقرض شدند به طور قطعی نمی توان پاسخ داد. در قرن 5 پ.م لحیانیان، کشور مستقلی در ناحیه غربی جزیره تشکیل می‌دهند و هنگامی که رو به ضعف می‌نهند معینیان قدرت می‌یابند. در این هنگام نبطیان به شمال غربی جزیره گام می‌نهند و در سرزمینی که به نام سرزمین ثمود شناختیم مرکز عمده‌ای تشکیل می‌دهند و اندکی پیش از میلاد مسیح، به تدریج لحیانیان و معینیان را بیرون رانده بر تمام مرکز مسلط می‌شوند. در طی این دورانها، ثمودیان در گوشه و کنار و یا در داخل کشور نبطیان روزگار می‌گذاشتند و چنان تحت تأثیر تمدن نبطی قرار گرفتند که تقریباً تمدن خود را فراموش کردند.
پس از انقراض نبطیان، باز قوم ثمود مدت یک قرن و نیم از خط و تمدن ایشان استفاده می کردند اما در این هنگام دیگر نمی توان از ثمود به عنوان یک قوم قدرتمند سخن راند، پس از چندی، دیگر سخنی از ثمودیان نمی‌شنویم و تنها قرآن کریم است که از ایشان سخن می راند.33
از طرفی امتیازات قومی، عرب را به دو قسمت تقسیم می‌کند: عرب بائده(نابود شده) ثمود و عاد که نامشان در قرآن آمده و عرب باقیه.34
البته برخی نیز ثمود را از تیرهٔ یهود می دانند که از فلسطین آمده و ساکن حجر شدند اما آنها قبل از موسی بوده‌اند چون درباره مردم مصر و بنی‌اسرائیل که ایمان نیاورده بودند قرآن تصریح دارد که آنها را تهدید فرمود که اگر ایمان نیاوردید مانند قوم عاد و ثمود خواهید شد. برخی هم ثمود را از تیره قوم عاد شناخته اند و این نظریه به جهت تشابهات بسیاری بین این دو قوم،صحیح‌ترین نظریه‌های مردم شناسی است و سرزمین ثمود از مستعمرات عاد بود و بیان قرآن:واذکروا اذ جعلکم خلفاء من بعد عاد بؤاکم فی الارض…همین معنی را متذکر شده است.35
و حمزهٔ اصفهانی در تاریخ پیامبران و شاهان گفته:در اخباری به روایت عیسی بن داب خوانده است که در روزگار جمشید پادشاه ایران، هود به قوم عاد و صالح به قوم ثمود پبامبر شدند.36
4.مکان شهر حجر براساس مدارک باستان شناسی:
در شمال کشور عربستان در محلی بین مدینه و تبوک در مکانی که اینک به عنوان(مداین صالح) شناخته می‌شود، آثار باشکوهی از دوران باستان وجود دارد.که در دوران گذشته به عنوان(الحجر) از آن یاد شده است.
این‌آثار شامل خانه های تراشیده شده درون صخره‌ها می‌باشد، الحجر در سر راه اصلی تجاری بین یمن در جنوب و سوریه در شمال شبه جزیره عربستان واقع گردیده است، و استقرار در این محل در مدت زمان طولانی، به خاطر وجود راه بازرگانی، فراوانی آب، خاک حاصلخیز و مهم‌تر از همه،حفاظت طبیعی در بین صخره‌های بزرگ، وجود داشت.37
این شهر از قرن‌ها پیش از نبطیان وجود داشت ولی در دوران ایشان به دلیل اینکه نبطی‌ها این شهر را به عنوان دومین پایتختشان بعد از پترا در اردن، برای کنترل شمال غربی عربستان قرار دادن، توسعه پیدا کرد.
الحجر بعد از پایان پادشاهی نبطیان در 106 میلادی باز هم به سبب راه بازرگانی دریای سرخ از مراکز مهم بازرگانی بود وحتی بعد از اسلام به علت عبور زایرین شام به مدینه و مکه، به عنوان توفقگاه زایرین اهمیت زیادی داشت.38
نام کنونی مداین صالح، به وسیله مسافران اندلسی در 747 هجری یا 1336 میلادی به الحجر تغییر داده شده است و این همان کافی است که پیامبر اسلام درسفر به تبوک از آن به عنوان بقایای شهر قوم ثمود نام برده است.و در تمام دوران پس از اسلام، اعراب از آن به عنوان مسکن قوم ثمود یادکرده‌اند، البته علی رغم این روایات، ژوسان و ساوینیاک، این صخره‌ها را قبرهای نبطی می دانند.39
نتیجه
امروزه پس از مطالعات کامل در مورد نبطیان و هنر آنها و همچنین حفاری‌های شهر پترا، و تشابهات زیاد این دو مکان که حتی به عنوان دو خواهر از آنها یاد می‌شود به نبطی بودن این آثار،اطمینان کامل داریم که زمان آن به حدود 6پ.م تا اول م می‌رسد.ولیکن طبق آیه‌های قرآنی که قوم عاد و ثمود را اقوام پس از قوم نوح خوانده که بر عذاب دچار شده‌اند، مفسران قرآنی هم این قوم را به زمان پس از حضرت نوح مربوط می دانند.
براساس مدارک، طوفان نوح حدوداً در 3500 پ.م رخ داده است و تاریخی را که مورخان برای قوم ثمود پیشنهاد کرده‌اند 2900 پ.م می‌باشد. که آثار الحجر با این زمان منطبق نیست. یعنی یا این آثار متعلق به قوم ثمود نمی‌باشد که براساس مدارک باستان‌شناسی قوم ثمود در همین محدوده زمانی می زیسته‌اند و یا اینکه منظور قرآن از ذکر قوم ثمود و قوم عاد پس از قوم نوح به سبب این باشد که چون اینان پیامبران عرب هستند و قوم نوح هم از اقوام عرب بوده،پس اینان دومین و یا سومین اقوام عربی هست که توسط خداوند عذاب شده اند نه اینکه تاریخ آنها بلافاصله بعد از حضرت نوح باشد.
متأسفانه مدارک باستان‌شناسی از این شهر در دسترس نبود و اینکه آیا این شهر را حقیقتاً می توان با این قوم در ارتباط دانست نیاز به مطالعات بیشتر خصوصاً پژوهش‌های میدانی دارد، در این نوشته فقط منظور معرفی و فرضیه‌ای در مورد این قوم و محل مربوط به آنها بود. که امید است در آینده‌ای نزدیک در مورد این فرضیه مطالعات تکمیلی انجام گردد.


منبع:پرتال جامع علوم انسانی
بررسی مدارک باستانشاسی مدائن  صالح
نویسنده لاله روح انگیز


ادامه دارد


اصول بنیادین فکری و اعتقادی قرآن رسالت و پیامبری: پیامبر اسلام


اصول بنیادین فکری و اعتقادی قرآن

رسالت و پیامبری


فرستاده خدا و خاتم پیامبر ان الهی

-محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست ولى فرستاده خدا و خاتم پیامبران است و خدا همواره بر هر چیزى داناست  آیه  (۴۰)  سوره احزاب


گواه، بشارتگر، هشدار دهنده و چراغی فروزان و تابناک

-اى پیامبر ما تو را   در مقام گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستادیم (۴۵)

-وتو  دعوت‏ کننده به سوى خدا به فرمان او و چراغى تابناک هستی (۴۶)
-و مؤمنان را مژده ده که براى آنان از جانب خدا بخشایشى فراوان خواهد بود (۴۷)

  سوره احزاب

پیامبر در س ناخوانده 
-ای پیامبربگو : اى مردم من پیامبر خدا به سوى همه شما هستم همان [خدایى] که فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست هیچ معبودى جز او نیست که زنده مى ‏کند و مى‏ میراند پس به خدا و فرستاده او که پیامبر درس ‏نا خوانده‏ اى است که به خدا و کلمات او ایمان دارد بگروید و او را پیروى کنید امید که هدایت ‏شوید آیه  (۱۵۸)  سورهاعراف


خداباوران به پیامبر گرویده اند

- جز این نیست که مؤمنان کسانى‏ اند که به خدا و پیامبرش گرویده‏ اند و هنگامى که با او بر سر کارى اجتماع کردند تا از وى کسب اجازه نکنند نمى ‏روند در حقیقت کسانى که از تو کسب اجازه مى کنند آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند پس چون براى برخى از کارهایشان از تو اجازه خواستند به هر کس از آنان که خواستى اجازه ده و برایشان آمرزش بخواه که خدا آمرزنده مهربان است آیه  (۶۲) سوره نور


خدا و پیامبر را اطاعت کنید!

-اى کسانى که ایمان آورده‏ اید خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را  اطاعت کنید پس هر گاه در امرى  اختلاف نظر یافتید اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید آن را به خدا و پیامبر عرضه بدارید این بهتر و نیک‏فرجام‏تر است ایه  (۵۹) سوره نساء


پیامبر شما را از تاریکیها به سوی روشنائیهامی برد

-پیامبرى که آیات روشنگر خدا را بر شما تلاوت مى ‏کند تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏ اند از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون برد و هر کس به خدا بگرود و کار شایسته کند او را در باغهایى که از زیر [درختان] آن جویبارها روان است درمى ‏آورد جاودانه در آن مى‏ مانند قطعا خدا روزى را براى او خوش کرده است آیه (۱۱) سوره طلاق


ادامه دارد