سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر
سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر

۶۰۰ آیه از قران: آیا انسان می داند که می داند؟


۶۰۰ آیه از قران : آیا انسان می داند که می داند؟


"و قسم به نفس انسان و آن که او را به حد کمال  نیکوبیافرید. ( 7 ) 

و به او شر و خیر او را الهام کرد. ( 8 ) 

  و هر کس نفس خود را از گناه و بدکاری پاک و منزه سازد به یقین رستگار خواهد بود. 

و هر که او را پلید گرداند البته زیانکار خواهد گشت.(۹) "


سوره شمس آیات ۷ تا ۹

شرح کوتاه:

در روانشناسی ثابت شده است اگر به یک بچه پنج ساله بگویید: دروغ می گویی!

فورا رنگ او از خجالت سرخ می شود و یا عصبانی می گردد. 

بنابر این وقتی بچه پنج ساله دروغ و راست را تشخیص می دهد مسلم آن که انسان  بالغ معنی خیانت، سرکشی، دزدی، غارت، ظلم، حق کشی، و...را بخوبی متوجه می شود.

دلیل موجه در اثبات مطلب فوق این است که اگر همین انسان مورد ظلم قرار گیرد، اگر به او دروغ گویند، اگر حقش پایمال شود، به محض آن که متوجه شود بلافاصله عکس العمل شدید نشان می دهد.

البته نادانی و جهل با اصل فوق تفاوت کامل دارد. چون هیچکس از روی نادانی دروغ نمی گوید، خیانت نمی کند، حق کشی نمی کندو...

۶۰۰ آیه ازقران:آیا در انجیل از پیامبر اسلام سخنی به میان آمده است؟


۶۰۰ آیه ازقران:آیا در انجیل از پیامبر اسلام سخنی به میان آمده است؟


" و ذکر  این قرآن در کتب انبیای پیشین مسطور است. (۱۹۶)

 آیا این خود آیت و برهان روشنی  نیست که علمای بنی‌اسراییل  بر این قرآن آگاهند؟ (۱۹۷)

شرح

بر اساس آیات فوق در کتابهای مقدس انجیل و تورات و صحف پیامبران گذشته از نزول قران در آینده سخن رفته است.

در انجیل عهد جدید آیاتی وجود دارد که از زبان مسیح گفته می شود :

 تا من نروم او نخواهد آمد:

"اگر شما مرا دوست دارید، احکام مرا نگاه دارید و من از پدر خواهم خواست تا «فارقلیط» دیگرى به شما بدهد که تا ابد با شما خواهد ماند. او روح حق و راستى است که جهان نمى تواند او را قبول کند؛ زیرا او را نمى بیند و نمى شناسد، امّا شما را مى شناسد؛ زیرا نزد شما مى ماند و در شما خواهد بود.»۱


«من این سخن ها را به شما گفته ام، وقتى که با شما بودم، لکن آن «فارقلیط» که پدر او را به اسم من خواهد فرستاد، شما را هر چیز خواهد آموخت و هر چیز که به شما گفته ام، به یاد شما خواهد آورد.»۲

«حالا قبل از وقوع به شما خبر دادم تا وقتى که واقع گردد، ایمان آورید.»۳


«چون آن فارقلیط که من از جانب پدر به شما خواهم فرستاد، روح راستى که از اطراف پدر مى آید، او درباره من شهادت خواهد داد.»۴

«راست مى گویم شما را مفید است که من بروم. اگر نروم، آن فارقلیط نزد شما نخواهد آمد؛ امّا اگر بروم، او را نزد شما خواهم فرستاد و او چون بیاید، جهانیان را به گناه و صدق و انصاف ملزم خواهد ساخت: به گناه؛ زیرا بر من ایمان نمى آورند، به صدق؛ زیرا نزد پدر خود مى روم، و شما مرا دیگر نمى بینید، به انصاف؛ زیرا بر رئیس این جهان حکم جارى شده است و دیگر چیزهاى بسیار دارم که به شما بگویم، لیکن حالا نمى توانید متحمّل شوید، امّا چون او بیاید، شما را به تمامى راستى ارشاد خواهد داد؛ زیرا او از پیش خود سخن نخواهد گفت، بلکه هر آنچه مى شنود، خواهد گفت و شما را از آینده خبر خواهد داد و مرا تمجید خواهد نمود؛ زیرا او آنچه از آن من است، خواهد یافت و شما را خبر خواهد داد. هرچه از آنِ پدر است، از من است؛ از این جهت گفتم که آنچه از آن من است مى گیرد و به شما خبر مى دهد.»۵

 

نخست باید توجه کرد از برخى از تواریخ مسیحى استفاده مى شود که پیش از اسلام، در میان علما و مفسّرین انجیل، مسلّم بود که فارقلیط همان پیامبر موعود است؛ حتی گروهى از این مطلب سوء استفاده کرده و خود را فارقلیط موعود معرفى نموده اند.

به عنوان مثال «منتسر» که مرد ریاضت کشى بود و در قرن دوم میلادى مى زیست، در سال ۱۸۷هجری، در آسیاى صغیر مدّعى رسالت گردیده و گفت: من همان فارقلیط هستم که عیسى از آمدن او خبر داده است و گروهى از وى پیروى کردند.۶

۲- از آثار و تواریخ مسلّم اسلامى استفاده مى شود که سران سیاسى و روحانى جهان مسیحیّت، در روزهاى بعثت پیامبر اسلام(ص) همگى در انتظار پیامبر موعود انجیل بودند، از این جهت هنگامى که سفیر پیامبر نامه او را به زمامدار حبشه داد، پس از خواندن نامه رو به سفیر کرد و گفت: من گواهى مى دهم او همان پیامبرى است که اهل کتاب در انتظارش هستند و همان طور که حضرت موسى از نبوّت حضرت مسیح خبر داده، او نیز به نبوّت پیامبر آخر الزّمان بشارت داده و علائم و نشانه هاى او را معیّن کرده است.۷

وقتى نامه پیامبر به دست قیصر رسید و آن را مطالعه کرد و درباره پیامبر اسلام(ص) تحقیقاتى به عمل آورد، در پاسخ نامه حضرت چنین نوشت: نامه شما را خواندم و از دعوت شما آگاه شدم، من مى دانستم که پیامبرى خواهد آمد، ولى گمان مى کردم این پیامبر از شام بر خواهد خاست….۸

از این نصوص تاریخى استفاده مى شود که آنان در انتظار پیامبرى بودند و چنین انتظارى به طور مسلّم ریشه انجیلى داشته است.

۳- امتیازاتى که حضرت مسیح براى فارقلیط قائل شده و شرایط و نتایجى که براى آمدن او برشمرده است، این مطلب را قطعى مى سازد که منظوراز فارقلیط جز پیامبر موعود نخواهد بود و این علائم مانع از آن است که آن را به «روح القدس» تفسیر نماییم. توضیح اینکه:

الف- حضرت مسیح سخن خود را چنین آغاز کرد: «اگر شما مرا دوست دارید، احکام مرا نگاه دارید و من از پدرم خواهم خواست تا فارقلیط دیگرى به شما بدهد.»

 

دایره المعارف بزرگ فرانسه( ج ۲۳، ص ۴۱۷۴) در این باره درج یافته، از نظر خوانندگان مى گذرانیم: «محمّد مؤسّس دین اسلام و فرستاده خدا و خاتم پیامبران است. کلمه محمّد به معناى بسیار حمد شده است و از ریشه مصدر حمد که به معناى تمجید و تجلیل است، مشتق گردیده. بر حسب تصادف عجیب، نام دیگرى که از همان ریشه حمد است، مترادف کامل لفظ محمّد مى باشد و آن احمد است که احتمال قوى مى رود عیسویان عربستان، آن لفظ را براى تعیین فارقلیط به کار مى برند. احمد یعنى بسیار ستوده شده و بسیار مجلّل، ترجمه لفظ پریکلیتوس است که اشتباهاً لفظ پاراکلیتوس را جاى آن گذاردند. به این ترتیب، نویسندگان مذهبى مسلمان مکّرر گوشزد کرده اند که مراد از این لفظ، بشارت ظهور پیامبر اسلام است. قرآن مجید نیز به طور علنى در آیه شگفت انگیز سوره صفّ به این موضوع اشاره مى کند.»۱۱

پی نوشت ها :
 

۱- انجیل یوحنا باب ۱۵ ۱۶ ۱۷

۲ــ باب ۱۴، ص ۲۵ – ۲۶

۳ــ باب ۱۴: ۲۹

۴ــ باب ۱۵: ۲۶

۵ــ باب ۱۶ ص ۷ – ۱۵

منبع : روزنامه اطلاعات
 

تاریخ
مدارک موجود می گویند که ز همان آغاز نشر اسلام در سدهٔ ۷ میلادی برخی از مسلمانان، محمد را فارقلیط موعود مسیح می‌دانستند. 
از جمله این افرخد می توان به ابن اسحاق نخستین تاریخ‌نگار اسلام  اشاره نمود که،  گزارش انجیل یوحنا Munahhemana را واژه ای سریانی برای محمد می‌داند که در یونانی پاراکلیت است.[۲] آیهٔ قرآنی که مسلمانان به آن ارجاع می‌دهند از سوره صف آیه ششم این است.

و آنگاه که عیسی پسر مریم گفت: ای پسران اسرائیل! من فرستاده خداوند بر شمایم، تا تورات پیش از من را تصدیق کنم و مژده دهم شما را به پیامبری که پس از من خواهد آمد؛ که نامش احمد است؛ ولی آنگاه که او با نشان‌های روشن می‌آید، آنان می‌گویند که این جادویی آشکار است.[۳]

نویسندگان مسلمانان همانندی میان واژهٔ پاراکلتوس (paraclutos, παράκλητος) به معنای دلداری دهنده و پریکلوتوس (periclutos, περικλυτος) به معنی برگزیده یافته‌اند، و پریکلوتوس را با واژه احمد، نام دیگر محمد در قرآن ترجمه و تطبیق می‌دهند. محمد کاظم شاکر دلیل این تطابق را در برابری شمار بندواژه‌های همخوان در زبانهای سامی می‌داند.[۴]

مسلمانان هم چنین باور دارند که محمد میانجی یا شفیع در روز جزاست؛ و او را «شفیع هذه الامه» (میانجی‌گر این امت) می‌نامند.

 

مسیحیان پس از اسلام هنگامیکه به این آیات رسیدند فارقلیط را بمعنی پاراکلتوس، که بمعنی تسلی دهنده است و بر روح القدس اطلاق می‌شود ترجمه کردند تا بشارت ظهور محمدی را محو نمایند. لکن می‌توان به ادله متعددی ثابت کرد که فارقلیطا، روح القدس نیست بلکه همان پیامبر موعود است که حضرت محمد باشد و نظریه علمای مسیحی مردود است زیرا آیات نقل شده بشارت از ظهور کسی پس از حضرت عیسی مسیح می‌دهد که: 

الف) آمدن او مشروط به رفتن مسیح بوده و آمدن روح القدس مشروط به چنین شرطی نبوده‌است زیرا روح القدس بارها قبل از آن به حضور حضرت مسیح رسیده و پیام الهی آورده‌است و اگر چنین باشد سخن حضرت مسیح لغو خواهد بود که فرمود تا من باشم او نخواهد آمد.

ب) او پارقلیطای دیگری است که برای همیشه و تا انقراض جهان شخصیت و آئین اش بر بشریت حکومت می‌کند. اگر پارقلیطا روح القدس باشد پارقلیطای دیگر روح القدس دیگر است و این مطلب اعتقادات خود مسیحیان را زیر سؤال می‌برد که می‌گویند خدا در سه جزء پدر و پسر و روح القدس جلوه گر است. زیرا عده اقانیم را از ۳ به ۴ و بیشتر افزایش می‌دهد و این خود مخالف تثلیث مورد ادعای آنهاست.

ج) وی دربارهٔ مسیح شهادت داده او را تصدیق خواهد کرد. اگر روح القدس باشد لازم می‌آید که او بر افرادی غیر از انبیاء الهی هم نازل شود و اینکه او آئین مسیح را تکمیل و ناگفته‌های او را بیان خواهد نمود و آن حضرت را جلال و شکوه خواهد بخشید به بداهت عقل واضح است که تکمیل آئین مسیح بر عهده پیامبران است نه روح القدس که از ملائکه است و اگر قرار بود روح القدس این وظیفه را انجام دهد دیگر چه نیازی به هر کدام از انبیاء الهی بود.

د) روح القدس رئیس جهان نیست زیرا ریاست معنوی و روحانی بعهده انبیاء است و روح القدس بر مردم نازل نمی‌شود، تا مردم را به چیزی ملزم و از چیزی بازدارد.

البته مسلمانان به موضوع و روح القدس با جهانبینی اسلامی نگاه می‌کنند که این نوع جهانبینی مورد پذیرش مسیحیان نیست.

 

نظر مسیحیان

مسیحیان   این نظر و دیدگاه را نمی پذیرند و دلایلی  می‌آورند که نشان بدهند فارقلیط پیامبر اسلام نیست:

از جمله اخیرا یک نظر جالب ا ز یک مسیحی  ارائه شده که سعی می کند نشان دهد که نظریه ابن اسحاق درست نیست و در این ارتباط او از معلومات سریانی خود استفاده کرده و Munahemanna را به واژه         Qai' m یعنی "قائم " به معنی قیام کننده و بر خواست کننده  تعبیر می کند که باز بار اسلامی دار د و قائم" از القاب دوازدهمین امام شیعیان و همان مهدی موعود مسلمین است که در آخر الزمان بر  علیه ظلم و بیداد گری قیام خواهد کرد. 

"Oh there is more but the ulama tell us that this al-nabi al-rasul is
" really Muhammad or Muhammdan (the blessed) or as Anb Ishaq tells us Munahemanna! But wait in old Syriac pre-Nicene Arab Christianity Muhammdan is really Jesus! Gasp! And Munahemanna is not really Muhammad as Ibn Ishaq tells us and do you know why? Because this is a Syriac word and it is from the word nahem or he who is a nahem! Oh nahem? It means in Arabic Qa'im and do you know what is a nahem or Qa'im it means he who raises from the dead.."
(Danielpipes.org)

در ضمن مسیحیان می گویند  آنچه در یوحنا فصل ۱۴ آیات ۱۶–۱۷ می‌خوانیم که مسیح می‌فرماید:”من از پدرم درخواست خواهم کرد تا پشتیبان و تسلی بخش دیگری به شما عطا نماید که همیشه با شما بماند. این پشتیبان و تسلی بخش همان روح القدس است که شما را با تمام حقایق آشنا خواهد کرد. ”

و ولی  توضیح داده شد که اگر روح القدس با هر مسیحی است پس ما هیچ وقت نباید شاهد مسیحی قاتل و جنایتکار باشیم  در حالی که هر گز چنین نیست.

 

۶۰۰ آیه از قران: مردان چکاره زنانشان هستند؟


۶۰۰ آیه از قران: مردان چکاره زنانشان هستند؟


مردان نگاهبان و  سرپرست زنانشان هستند:

"مردان  سرپرست زنانند به دلیل آنکه خدا برخى از ایشان را بر برخى برترى داده و این به دلیل آنست که  آنان از اموالشان خرج مى کنند. 

پس زنان درستکار فرمانبردارند و به پاس آنچه خدا  حفظ کرده اسرار را حفظ مى کنند

و زنانى را که از نافرمانى آنان بیم دارید  پندشان دهید،

و بعد  در خوابگاه ‏ها از ایشان دورى کنید،

و  آنان را ترک کنید،

پس اگر شما را اطاعت کردند بر آنها هیچ بهانه ای  مجویید که خدا والاى بزرگ است (۳)۰

سوره نساء

 

شرح ناگفته :

در بسیاری از ترجمه های قرآن، لغت ضربوهن در این آیه  به صورت همسران خود را کتک بزنید ترجمه شده است.ولی باید گفت که  این لغت  به معنی معنی ترک کردن و رفتن نیز می باشد.

مثلا در چند جای قرآن ضربوا فی الارض به معنی به سفر رفتن یا بیرون شدن آمده است. بحثهای بسیاری در مورد ترجمه این آیه بین عرب زبانها و غیره مطرح شده است و هنوز ادامه دارد.

اما در اینجا با توجه به این موضوع و همچنین با در نظر گرفتن آیه قبل و بعد از این آیه، ترجمه اصلی به صورت اصلاح شده آورده شده است.

چون  در آیه بعد آمده  است که اگر از جدایی بین خود بیم دارید بین خود داور تعیین کنید.  در صورتی که اگر  هدف کتک زدن زن باشد منطقی به نظر نمی رسد. که برای آن داور هم تعیین شود ، بلکه این واژه  با ترجمه خارج شدن و ترک کردن تطابق دارد.

 

آیات دیگر در حفاظت از حقوق زنان

"اى کسانى که ایمان آورده‏ اید براى شما حلال نیست که زنان را به اکراه ارث برید و آنان را زیر فشار مگذارید تا بخشى از آنچه را به آنان داده‏ اید  از آنان بگیرید مگر آنکه مرتکب زشتکارى آشکارى شوند و با آنها به شایستگى رفتار کنید و اگر از آنان خوشتان نیامد پس چه بسا چیزى را خوش نمى دارید و خدا در آن مصلحت فراوان قرار مى‏ دهد (۱۹)

 

و اگر خواستید همسرى  به جاى همسر [پیشین خود] ستانید و به یکى از آنان مال فراوانى داده باشید چیزى از او پس مگیرید آیا مى‏ خواهید آنرا به بهتان و گناه آشکار بگیرید (۲۰)

 

چگونه آن( مهر یه) را مى‏ ستانید با آنکه از یکدیگر کام گرفته اید و آنان از شما پیمانى استوار گرفته‏ اند (۲۱)

۶۰۰ آیه از قران:آیا قران رویاهای پیامبری است؟


۶۰۰  آیه از قران:آیا قران رویاهای پیامبری است؟


قرآن 

-( و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده میشود، کسانی که ایمان به لقای ما و روز رستاخیز باور ندارند میگویند: قرآنی غیر از این بیاور، یا آن را تبدیل کن! و تو ای پیامبر بگو: من حق ندارم که از پیش خود آن را تغییر دهم. فقط از چیزی که بر من وحی میشود، پیروی میکنم! من اگر پروردگارم را نافرمانی کنم، از مجازات روز بزرگ میترسم!)
۸۲   سوره نساء 

-( آیا در قرآن از روی فکر و تأمل نمی نگرند تا بر آن ها ثابت شود که وحی خداست و اگر از جانب غیر خدا بود در آن اختلاف بسیار می یافتند.)
۲۲ سوره حج

پرسش ها و پاسخ ها 

 

-آیا کتاب آسمانی قران وحی الهی است و یا پیامبر دیدگاه خود را بصورت کتاب الهی و دین ارائه کرده است؟
-آیا  قرآن دیدگاه های خود پیامبر اسلام از خدا و جهان است و او جهان را اینطوری دیده و  در قالب کتابی و نوشتاری بنام قرآن تفسیر کرده است؟

پاسخ ها

پاسخ به این پرسش ها  دقیقا به یک نکته ارتباط دارد :

پرسش کننده از چه نوع اعتقاد و باوری در ارتباط با موضوع پیامبری بر خوردار است. برای مثال؛ 

-آیا او اصلا  بوجود خداوند خالق باور دارد؟
-اگر او بوجود خداوند اعتقاد دار   خدای او چه نوع خدایی است؟ 

 -آیا او خدایی است  که بشر را خلق کرده و دیگر کاری به کار او ندارد ؟و انسان باید خودش راهش را بیابد. 


-اما کسی که که به وجود خداوند باور ندارد بطور حتم به وجود پیامبر ان الهی هم  باور ندارد. بنابر این او نباید در مورد  این که قرآن کتاب و حیانی است و یا رویاهای پیامبری اعتراضی بکند،  و یا در خطا بودن و یا صحیح بودن گزاره های و حیانی تردید کند. چون او بلیطش یکسره است و اصلا نه به خداوند اعتقاد دارد و نه به نبوت و پیامبری .پس به وحی نیز معتقد نیست.در نتیجه خود این انکار کننده و منتقد  از این قلمرو کلا خارج است.

-اما اگر کسی به  خداوند  خالق باور دارد باز باید پرسید : حد و اندازه خداوند خالق مورد قبول او چیست؟ آیا خدای مورد نظر او  حکیم، عالم، خبیر، بصیر  است؟ اگر چنین است که ضرورت دارد  جهان را هدفمند آفریده باشد و ضمن خلق انسان  ، فکری هم برای هدایت او کرده و پیامبر ان ر ا مبعوث نموده و بساط وحی را بر پا کرده است. چون یک مرجع حکیم خبیر بصیر و یک طراح فوق آگاه بدون هدف دست بکاری نمی زند.

یک پرسش مهم دیگر

از سوی  تصور کنید که شخصی به خدای خالق باوردارد و اورا فوق طراحی آگاه می داند پس پیامبر  مورد قبول اش نمی تواند رویا بین ، مردد ، دمی خطا کار ، دمی پاک و منزه باشد .

 یا این که پیامبر  را بشری بداند که طی جریان زندگی دیدگاه هایی داشته و این دید گاه ها را بصورت کتابی عرضه کرده است. چون پرسش مهمی که در این صورت سر بر می آورد این است  که این آقای پیامبر چه تفاوتی با دیگران دارد؟ 

چرا باید به کسی که رویاهای خود را بعنوان وحی الهی معر فی می کند باور داشت؟

چرا باید دمی خطا کار و دمی منزه و درستکار را بعنوان پیشوا و مرشد دینی         پذیر فت؟ 

پس در نتیجه بر می گردیم به آن اصل که اگر کسی به صحت  اصل وحی و لزوم ارسال پیامبران باوردارد قطعا معتقد است که  : 

پیامبر الهی آورنده وحی الهی است و  مجموعه و حیانی مصون از خطاست و کتاب آسمانی کلام الهی است که بر پیامبر نازل شده و اگر او از جانب خداوند قادر ، آگاه ، بصیر، بینا و همه جا حاضر و از همه چیز آگاه است پس او فقط وحی الهی را در قالب کتاب آسمانی به بشر اعلام کرده است. 

به بیان دیگر اگر قرار باشد ، اعتقاد به خداوند خالق یکتا و عالم بر همه چیز و اگاه از همه چیز و همه جا حاضر و همه جا ناظر و  عبادت این چنین خدایی، و دوری از گناهان ،و  ظلم نکردن، و قتل نکردن، و خیانت نکردن ، و دروغ نگفتن، و هدفمند بودن جهان، و اصل پاداش و جزا، و...رویا های انسانی باشند که در برهه ای از زمان  به ظهور رسیده و آنها را بیان کرده است در این صورت  موضوع وحی و پیامبری منتفی  می شود.

پس باز بر می گردیم به مطالب  گفته شده در سطور فوق که:

 اصل پیامبری الهی  و اصل قبول وحی می طلبد که پیامبر از جانب خدا باشد و کتابش تماما گزاره های و حیانی باشند.یعنی او رویا بین نبوده، سر هم بافی نکرده ، خیالات و مشکوکات را بهم نبافته  وتنها وحی الهی را در قالب کتاب خدا عرضه کرده است

آیا پیامبر معصوم است؟
بیایید پرسش را این طور مطرح کنیم: 
پیامبری ادعای پیامبری دارد و از دیگران می خواهد:بی گناهان را نکشید، دزدی نکنید، دروغ نگویید، خیانت نکنید، زنا نکنید ، زندگی دیگران را به باد فنا ندهید، قضاوت ناحق نکنید، رشوه نگیرید، بت پرستی نکنید، فکر بد نکنید!

 ولی خود  خود این پیامبر گهگاه بنابه طبع انسانی یا هر چه که بشود اسمش را گذاشت همین کار ها را انجام دهد . 

آیا چنین شخصیتی می تواند سفیر و پیام آور از جانب خدای خالق یکتا و آگاه  باشد؟

 و اصلا آیا او می تواند از مردمان چنین چیزهایی را بخواهد ولی خودش گهگاه همین خطا ها را مرتکب شود؟

مسلما که نمی تواند.!

پس  پذیرش اصل لزوم بعثت پیامبر ان از طرف خداوند  ما را به پذیرش این حکم سوق می دهد که پیامبر باید انجام دهنده نادرستی هایی نباشد که خود از پیروانش می خواهد از آنان دوری کند و این همان عصمت پیامبری  است. 

 

۶۰۰ آیه از قران: آیا قران محصول رویای پیامبری است؟(۱)



۶۰۰ آیه از قران: آیا قران محصول رویای پیامبری است؟(۱)



قرآن:

-" بلکه گفتند خوابهاى شوریده است شاید هم آنهارا بهم بافته و شاید  او شاعرى است پس همان گونه که براى پیشینیان هم عرضه شد باید براى ما نشانه‏ اى بیاورد ." آیه ۵

-"ما پیش از تو نیز جز مردانی را که به آنان وحی می کردیم گسیل نداشتیم اگر نمی دانید از پژوهندگان کتابهای آسمانی بپرسید " آیه  ۷

-"در حقیقت ما کتابی به شما نازل کردیم که در آن در باره شما صحبت شده است آیا تفکر و اندیشه خود را بکار نمی اندازید." آیه ۱۰

 سوره انبیاء


شرح

ایراد و شبهه هایی که توسط برخی افراد در این ده  پانزده ساله اخیر گرفته           می شود چیز تازه ای نیست . چون در همان آغاز و شروع انتشار دین اسلام اشخاصی مانند ابوجهل ، ابو لهب ، عاص بن وائل و دیگران همین حرفها را می زدند. یعنی این شبهه سازان و ایراد گیران امروزی  یک شبه و در مدتی کوتاه به زمان و فضای ابوجهل و ابولهبی بر گشته اند .(البته پس از یک دو سه سفر به انگلیس و ...).

 

اتفاقا اینان علیرغم ادعای روشن فکری به دنیای تاریک و جاهلانه جاهلیت عربی در بیش از هزار و چهار صد سال قبل بر گشته اند. زیرا ادعایی می کنند که بطلان آن محرز شده است. 

چنانکه در سه آیه فوق از آیات سوره انبیاء قرآن به همین نوع ایرادات  اشاره می کند با این تفاوت که ابوجهل و ابو لهب بی ادبانه و بصورت تمسخر این حرفها را می زدند و  این آقایان در پوشش لغات و اصطلاحات مودبانه  سخنرانی می کنند، می نویسند.


البته در  عصر جاهلیت هم کسانی بودند که بدون تمسخر و بصورت پرسشی و استفهامی می گفتند. برای مثال می پرسیدند:

  آیااو رویا نمی بیند و پس از رویا و خواب بینی این حرفها را می زند؟

 شاید او علاقه به شعر و شاعری دارد و می خواهد نگرش خود از جهان را این گونه بیان کند؟ 

شاید تخیل او قوی است و این صحبتها را می کند. 

و خداوند  به پیامبر می گفت پیش از این نیز ما هر پیامبر ی فرستادیم که همه آنان مورد وحی ما بودند و با وحی الهی آنها را اگاه می ساختیم مخالفینشان و یا افراد مردد همین ایرادات را می گرفتند . در حالی که ما هیچ کس را بعنوان پیامبر  نمی فرستادیم مگر این که  قبلا به او وحی  می کردیم.

و در آیه شماره(۱۰ )تاکید می کند  : ما که خداوند یم کتابی نازل کردیم که از خود شما هم در آن سخن به میان آمده است.

البته ایراد گیران و شبه آفرینان امروزی دوگروه اند:

 گروه نخست باوردارند که پیامبر به شکلی با خداوند مرتبط بوده است و از امداد های او بهره می گرفته است.

 ولی گروه دوم پیشرفت کرده و می گویند اینها بدون دخالت خداوند و با دخالت مستقیم و ابتکار شخص پیامبر بدست آمده و یا رویاهایی داشته ،   یا تفکراتی داشته که او را واداشته سخنانی و مطالبی را بر زبان بیاورد که بعدا قرآن نام گرفته است.


چنانکه گفته شد همه این شبهه ها و ایرادات در زمان خود پیامبر و در ابتدای نشر دین اسلام بود و سپس با پیشروی سریع آن و تحت تاثیر قرار دادن تمدنهای بزرگ به بوته فراموشی و بایگانی تاریخ سپرده شد.