ادامه از نوشتار پیشین
-مطالبی که نخستین بار توسط قرآن مطرح شدند.
-سوره غاشیه ۶۸ امین سوره بر حسب تاریخ نزول
غاشیه در ادبیات قرآنی به معنای پوشاندن و به روز قیامت اطلاق می شود
بنام خداوند بخشاینده مهربان
(ای رسول ما) آیا خبر هولناک قیامت و بلیه عالم گیر محشر بر تو حکایت شده است. (۱)
که آنروز رخسار کافران ترسناک و ذلیل باشد. (۲)
پنج چیز که در جهنم وجود ندارد:
راحتی و آسایش ، غذای خوب، آب پاکیزه ، جای راحت ، هوای لطیف
و همه کارشان رنج و مشقت است. (۳)
و پیوسته در آتش فروزان دوزخ معذبند. (۴)
از چشمه ی آب گرم جهنم آب نوشند. (۵)
بی خاصیت ترین و بد ترین طعام
و بی خاصیت ترین و بد ترین طعام غیر از ضریع (که علفی بد طعم و بد بو است) بر آنها نیست.
که به آن طعام هرچه خورند نه فربه شوند ونه سیر گردند. (۷)
آنچه در بهشت وجود دارد:
شادمانی و آسایش، رضایتمندی از وجود خود، مقام عالی، آب پاکیزه و گوارا و امنیت
و رخسار بعضی هم شادمان و خندان است و در نعمت اند. (۸)
و از سعی و کوشش خود (در طاعت خدا) خوشنودند. (۹)
که در بهشت بلند مرتبت مقام عالی یافته اند. (۱۰)
در آنجا هیچ سخن زشت و بیهوده نگویند و نشنوند. (۱۱)
در آن بهشت چشمه های آب گوارا جاریست. (۱۲)
ونیز در آنجا تختهای عالی بلند پایه نهاده اند. (۱۳)
و قدحهای بزرگ بهترین نوشیدنی ها گذاشته شده. (۱۴)
و بالش های لطیف مرتب داشته. (۱۵)
و فرش های گرانبها گسترده اند. (۱۶)
دعوت به تفکر در:
شتر و خلقت آن
آیا (این مردم) در خلقت شتر نمی نگرند که چگونه خلق شده است؟. (۱۷)
تفکر در چگونگی بر افراشته شدن آسمان
و در خلقت آسمان فکر نمیکنند که چگونه بر افراشته شده است. (۱۸)
تفکر در چگونگی ایجاد و تشکیل کو ه ها
و کوها ها را نمیبینند که چگونه بر زمین نصب و بر افراشته شده اند؟. (۱۹)
تفکر در زمین و گستردگی آن
و به زمین نظر نمیکنند که چگونه گسترده شده است . (۲۰)
(ای رسول ما) تو خلق را به حکمت های الهی متذکر ساز که وظیفه ی تو جز این نیست. (۲۱)
و تو مسلط و توانا بر آنان نیستی. (۲۲)
جز آنکه هرکس روی از حق برگرداند کافر شود. (۲۳)
او را خدا به عذابی بزرگ معذب کند. (۲۴)
که البته بازگشت آنها بسوی ماست. (۲۵)
آنگاه حساب و جزای اعمال (نیک و بد) شان بر ما خواهد بود. (۲۶)
۷ موضوع
ادامه از نوشتار پیشین
-مطالبی که نخستین بار توسط قرآن مطرح شدند.
-سوره غاشیه ۶۸ امین سوره بر حسب تاریخ نزول
غاشیه در ادبیات قرآنی به معنای پوشاندن و به روز قیامت اطلاق می شود
بنام خداوند بخشاینده مهربان
(ای رسول ما) آیا خبر هولناک قیامت و بلیه عالم گیر محشر بر تو حکایت شده است. (۱)
که آنروز رخسار کافران ترسناک و ذلیل باشد. (۲)
پنج چیز که در جهنم وجود ندارد:
راحتی و آسایش ، غذای خوب، آب پاکیزه ، جای راحت ، هوای لطیف
و همه کارشان رنج و مشقت است. (۳)
و پیوسته در آتش فروزان دوزخ معذبند. (۴)
از چشمه ی آب گرم جهنم آب نوشند. (۵)
بی خاصیت ترین و بد ترین طعام
و بی خاصیت ترین و بد ترین طعام غیر از ضریع (که علفی بد طعم و بد بو است) بر آنها نیست.
که به آن طعام هرچه خورند نه فربه شوند ونه سیر گردند. (۷)
آنچه در بهشت وجود دارد:
شادمانی و آسایش، رضایتمندی از وجود خود، مقام عالی، آب پاکیزه و گوارا و امنیت
و رخسار بعضی هم شادمان و خندان است و در نعمت اند. (۸)
و از سعی و کوشش خود (در طاعت خدا) خوشنودند. (۹)
که در بهشت بلند مرتبت مقام عالی یافته اند. (۱۰)
در آنجا هیچ سخن زشت و بیهوده نگویند و نشنوند. (۱۱)
در آن بهشت چشمه های آب گوارا جاریست. (۱۲)
ونیز در آنجا تختهای عالی بلند پایه نهاده اند. (۱۳)
و قدحهای بزرگ بهترین نوشیدنی ها گذاشته شده. (۱۴)
و بالش های لطیف مرتب داشته. (۱۵)
و فرش های گرانبها گسترده اند. (۱۶)
دعوت به تفکر در:
شتر و خلقت آن
آیا (این مردم) در خلقت شتر نمی نگرند که چگونه خلق شده است؟. (۱۷)
تفکر در چگونگی بر افراشته شدن آسمان
و در خلقت آسمان فکر نمیکنند که چگونه بر افراشته شده است. (۱۸)
تفکر در چگونگی ایجاد و تشکیل کو ه ها
و کوها ها را نمیبینند که چگونه بر زمین نصب و بر افراشته شده اند؟. (۱۹)
تفکر در زمین و گستردگی آن
و به زمین نظر نمیکنند که چگونه گسترده شده است . (۲۰)
(ای رسول ما) تو خلق را به حکمت های الهی متذکر ساز که وظیفه ی تو جز این نیست. (۲۱)
و تو مسلط و توانا بر آنان نیستی. (۲۲)
جز آنکه هرکس روی از حق برگرداند کافر شود. (۲۳)
او را خدا به عذابی بزرگ معذب کند. (۲۴)
که البته بازگشت آنها بسوی ماست. (۲۵)
آنگاه حساب و جزای اعمال (نیک و بد) شان بر ما خواهد بود. (۲۶)
۷ موضوع
ادامه از نوشتار پیشین
گزارش قرآن از نابودی سرزمین اوبار یا عاد در اثر طوفان ۷ روزه(بخش دوم)
مفهوم باد و باد سموم
در مورد نوع تندباد ویرانگری که بر سرزمین عاد یا اوبار وزیده و قرآن گزارش آن را ۱۴۰۰ سال پیش داده است ، در حالی که هیچ کس از وجود چنین تمدن نابود شده ای خبر نداشت بر اساس اطلاعات امروز ما می توان دو فرضیه مطرح کرد :
باد سمموم یا سام
نخست آن که تند باد از نوع بادهای سمموم بوده که در آن مناطق سابقه داشته است.
سموم واژه عربی از ریشه «سَمّ»، به معنای سمّ و زهر و جمع آن «سمائم»، است. باد سموم اشاره دارد به ویژگی باد در ایجاد گرمازدگی، به طوری که حرارت بیشتری را به بدن انسان میرساند و این حرارت از راه تبخیر شدن عرق، منتقل میشود. به این باد، سام، سَمون۲، سیمون۳، سیموم۴ و سامیل۵ نیز گفته شده است.
سامیل مرکب از دو کلمه عربی و ترکی است؛ سام (سم) به معنای زهر و یل در ترکی به معنای باد است .
سَموم یا سام درواقع یک باد محلی موسمی بسیار گرم و خشک است که درجه حرارت آن اغلب تا °۵۵ سانتیگراد (حدود °۱۳۰ فارنهایت) میرسد و رطوبت هوای آن گاهی به کمتر از ۱۰ درصد کاهش پیدا میکند. این باد ناشی از گرمایش شدید زمین در زیر آسمانی صاف و بدون ابر و معمولاً همراه با گرد و غبار است که در فصل بهار و تابستان از مناطق شمال صحرای بزرگ آفریقا و عربستان همراه با عبور مرکز کمفشار از این مناطق میوزد و هنگام عبور از خلیج فارس رطوبت را جذب و ذخیره میکند .
تند و مرگبار و خفه کننده
باد سموم بادی تند و مرگبار، معمولاً با ماسه و گرد و غبار همراه است و به همین دلیل خفه میکند.
این باد قابلیت دید را در فاصله چندمتری کاهش میدهد و یا تقریباً از بین میبرد. آنچنان داغ است که گویی از یک بخاری کاملاً داغ خارج میشود.
این باد شنها را جمع و بهصورت موج و تپه روی هم انباشته میکند و شکل تپههای شنی را در امتداد مسیر تغییر میدهد.
غبار و ماسه آنچنان شرایط خفقانآوری پیش میآورد که شترها سر خود را در داخل رمل (شنزار)های بیابان میکنند و مسافران صحرا سرگردان میشوند. این باد گرمازدگی ایجاد میکند به طوری که حرارت بیشتری را به بدن انسان میرساند که از راه تبخیر شدن عرق،منتقل میشود.
همه چیز را می سوزاند و نفس انسان را قطع می کند
توفانهای حاصل از این بادها وضع خطرناکی را پیش میآورند، به این معنا که همه موجودات زنده اعم از حیوان و نبات را که در مسیر قرار گیرند، میسوزاند. این باد هرگونه گیاه و طراوتی را میخشکاند.
قدرت کشندگی این باد چنان است که شترها و حیوانات پرطاقت را از پای درمیآورد، مار را هلاک میکند، نفس انسان را قطع میکند و انسان را از بین میبرد .
مسعودی تاریخنگار مشهور می نویسد: مینویسد:
هرگاه باد جنوب بوزد، دریاها و رودها را گرم میکند، رنگ و حالت همه چیز را تغییر میدهد، بدنها را سست میکند و تنبلی میآورد، گوشها را سنگین و چشم را تیره میسازد، صفرا را تحلیل میبرد و رطوبت را در ریشه حساس عصبی نفوذ میدهد (مسعودی، ج ۲، ۱۹۷۰: ۲۳۲).
ابن سینا باد جنوب را باد گرم، ضدسلامت و بیماریزا میداند و مهمترین اثر آن را به این صورت نام میبرد: نیروها بر اثر باد جنوب سست میگردند، منافذ پوست گشاده و خلطها برانگیخته میشوند و بیرون میآیند، حواس سنگین میگردند. باد جنوب بیماری را وخامت میبخشد، تن را لاغر میکند، سردرد ایجاد میکند و خوابآور است و تبهای عفونی به همراه دارد (شیرازی، ۱۳۸۶: ۱۱۱ ـ ۱۱۰).
بدون آب خنک و یخ خفگی حتمی است
باد گرم و سوزان سموم در بدن نفوذ میکند (شکیب ارسلان، ۱۴۲۸: ۵۵)، شخص را مسموم میکند به طوری که هرگاه آب خنک یا یخ برای شخص باد سام زده در دسترس نباشد، وی را خفه میکند و میکُشد.
تأثیر آن بر بدن انسان، کشندهترین چیزی است ک میتوان تصور کرد. عضلات شخصی که قربانی این باد شود ابتدا سخت و منقبض میشود، پوست بدن چروک میخورد و حالت نزع به انسان دست میدهد، مثل اینکه گوشت بدن روی آتش قرار گرفته باشد و آن را بسوزاند و در آخرین مرحله شکافها و ترکهای عمیق همراه با خونریزی به وجود آید. در بعضی موارد، قربانی زود میمیرد و گاهی چندین ساعت یا احتمالاً چند روز در حالیکه از شدت عذاب رنج میبرد به تدریج جان میسپرد. مرگی که بر اثر رویارو شدن با این باد عارض میشود بسیار وحشتناک است، زیرا در ظاهر مرده تغییری پدید نمیآید، حتی رنگش دگرگون نمیگردد و چنین به نظر میرسد که متوفا خواب است، اما اگر کسی یکی از اعضایش را بکشد، کَنده میشود.
باد سموم یا سام باعث جداشدن اعضاء بدن می گردد
در سال ۱۰۵۷/۱۶۴۷ پیک پیادهای به نام محمدعلی در فصلی که باد سموم میوزید، در حالیکه حامل یک بسته نامه بود از بصره به هرمز برمیگشت. بین راه پیک دیگری را که میشناخت کنار راه به حالت افتاده دید و تصور کرد به خواب رفته است. بازویش را گرفت تا برخیزد. آن دست جدا شد و در دستش ماند. عجیبتر اینکه به هر قسمت تن آن پیک افتاده دست میزد چنان مینمود که دستش را در تودهای از خاک فرو میبرد.
باد سام از انسان یک مومیایی می سازد
باد سام وقتی آدم یا حیوان را غافلگیر میکند در یک آن، تمام ذرات رطوبت بدن را به خود جذب میکند و تنها یک مومیایی چروکیده و سیاه بر جای میگذارد. اگر کسی در اثر این باد بمیرد، چون بخواهند غسلش بدهند بندبند اعضایش از هم جدا میشود
باد سموم سرخرنگ و آتشین است (پاتینجر، همان)، وقتی میوزد تصور میشود که از یک آتش بزرگ از طریق وزشهای عظیم پدید آمده است. به گفته بکری (۱۹۹۲، ج ۲: ۴۷۹) در حیره (عراق) مردم پردههای منازل خود را از بیم آتش گرفتن بر اثر وزیدن بادهای گرم برمیدارند. وقوع این باد قابل پیشبینی نیست. حیواناتی مثل شتر، قاطر و خر متوجه نزدیک شدن سموم میشوند و کاروانهایی که در صحرا زندگی میکنند هنگام آمدن باد سموم نشانههای آمدن آن را میفهمند.
قرآن به گونهای از مردم عاد در زمان وزیدن این تند باد و طفان مرگ افرین سخن می گوید که گویی وجود قربانی در مقابل این باد فرو می ریزد و قدرت فرار از او گرفته می شود. توضیحش این است که:
اگرتوفان شدید باشد، حالت بهت و دوران سر به او دست میدهد به طوری که نیروی فرار کردن هم از او گرفته میشود و کاروانیان در زیر تلهای ریگ متحرک دفن میشوند.
قطعا تند بادی که بر سرزمین اوبار و یا عاد و آن هم طی هفت شبانه روز مداوم وزیده شدید ترین از نوع خود بوده که همه نردم را زیر تل های انبوه خاک مدفون ساخته بوده است.
یک گزارش عینی
شهر مکه همواره در معرض باد سموم بوده است (دوتی، ج ۱، ۱۹۸۳: ۱۰۰). در دوره حکومت واثق عباسی (۲۰۰ـ۲۳۲ ق) در ۲۱۹ ق حجاج بسیاری در راه مکه در اثر باد سموم هلاک شدند (ابناثیر، ج ۷، ۱۹۶۶: ۳۴). در سال ۲۳۴ ق به هنگام خلافت متوکل (۲۴۷ ـ ۲۳۲/ ۸۶۱ ـ ۸۴۷) باد سخت و سمومی که پیش از آن نظیرش دیده نشده بود، وزید و مردم را بیمناک ساخت. این باد پنجاه و چند روز ادامه داشت، کوفه، بغداد، واسط و بصره را فرا گرفت و از آنجا به آبادان سرازیر شد و از واسط به اهواز رفت. رهگذران و قافلهها را کشت و کسی از آفت باد جان سالم بهدر نبرد. آنگاه به اهواز بازگشت و به سوی همدان حرکت کرد
و بیست روز در آنجا وزید و کشتزارها را سوزاند. سپس از همدان عبور کرد و به موصل رسید و بیابان سنجار را فرا گرفت و مردم و اسبهایی را که از آنجا میگذشتند و درختان را نابود ساخت و در موصل همچنان میوزید و مانع رفت و آمد مردم و در نتیجه تعطیلی بازارها شد و حمل خواروبار و کالا در میان دِهها و شهر متوقف گردید .
برای ارجاع به مدارک لطفا به مقاله زیر مراجعه نمایید:
باد سموم در ادبیات جعرافیایی
دکتر اشرف السادات باقری
ادامه دارد
ادامه از نوشتار پیشین
گزارش قرآن از نابودی سرزمین اوبار یا عاد در اثر طوفان ۷ روزه(بخش دوم)
مفهوم باد و باد سموم
در مورد نوع تندباد ویرانگری که بر سرزمین عاد یا اوبار وزیده و قرآن گزارش آن را ۱۴۰۰ سال پیش داده است ، در حالی که هیچ کس از وجود چنین تمدن نابود شده ای خبر نداشت بر اساس اطلاعات امروز ما می توان دو فرضیه مطرح کرد :
باد سمموم یا سام
نخست آن که تند باد از نوع بادهای سمموم بوده که در آن مناطق سابقه داشته است.
سموم واژه عربی از ریشه «سَمّ»، به معنای سمّ و زهر و جمع آن «سمائم»، است. باد سموم اشاره دارد به ویژگی باد در ایجاد گرمازدگی، به طوری که حرارت بیشتری را به بدن انسان میرساند و این حرارت از راه تبخیر شدن عرق، منتقل میشود. به این باد، سام، سَمون۲، سیمون۳، سیموم۴ و سامیل۵ نیز گفته شده است.
سامیل مرکب از دو کلمه عربی و ترکی است؛ سام (سم) به معنای زهر و یل در ترکی به معنای باد است .
سَموم یا سام درواقع یک باد محلی موسمی بسیار گرم و خشک است که درجه حرارت آن اغلب تا °۵۵ سانتیگراد (حدود °۱۳۰ فارنهایت) میرسد و رطوبت هوای آن گاهی به کمتر از ۱۰ درصد کاهش پیدا میکند. این باد ناشی از گرمایش شدید زمین در زیر آسمانی صاف و بدون ابر و معمولاً همراه با گرد و غبار است که در فصل بهار و تابستان از مناطق شمال صحرای بزرگ آفریقا و عربستان همراه با عبور مرکز کمفشار از این مناطق میوزد و هنگام عبور از خلیج فارس رطوبت را جذب و ذخیره میکند .
تند و مرگبار و خفه کننده
باد سموم بادی تند و مرگبار، معمولاً با ماسه و گرد و غبار همراه است و به همین دلیل خفه میکند.
این باد قابلیت دید را در فاصله چندمتری کاهش میدهد و یا تقریباً از بین میبرد. آنچنان داغ است که گویی از یک بخاری کاملاً داغ خارج میشود.
این باد شنها را جمع و بهصورت موج و تپه روی هم انباشته میکند و شکل تپههای شنی را در امتداد مسیر تغییر میدهد.
غبار و ماسه آنچنان شرایط خفقانآوری پیش میآورد که شترها سر خود را در داخل رمل (شنزار)های بیابان میکنند و مسافران صحرا سرگردان میشوند. این باد گرمازدگی ایجاد میکند به طوری که حرارت بیشتری را به بدن انسان میرساند که از راه تبخیر شدن عرق،منتقل میشود.
همه چیز را می سوزاند و نفس انسان را قطع می کند
توفانهای حاصل از این بادها وضع خطرناکی را پیش میآورند، به این معنا که همه موجودات زنده اعم از حیوان و نبات را که در مسیر قرار گیرند، میسوزاند. این باد هرگونه گیاه و طراوتی را میخشکاند.
قدرت کشندگی این باد چنان است که شترها و حیوانات پرطاقت را از پای درمیآورد، مار را هلاک میکند، نفس انسان را قطع میکند و انسان را از بین میبرد .
مسعودی تاریخنگار مشهور می نویسد: مینویسد:
هرگاه باد جنوب بوزد، دریاها و رودها را گرم میکند، رنگ و حالت همه چیز را تغییر میدهد، بدنها را سست میکند و تنبلی میآورد، گوشها را سنگین و چشم را تیره میسازد، صفرا را تحلیل میبرد و رطوبت را در ریشه حساس عصبی نفوذ میدهد (مسعودی، ج ۲، ۱۹۷۰: ۲۳۲).
ابن سینا باد جنوب را باد گرم، ضدسلامت و بیماریزا میداند و مهمترین اثر آن را به این صورت نام میبرد: نیروها بر اثر باد جنوب سست میگردند، منافذ پوست گشاده و خلطها برانگیخته میشوند و بیرون میآیند، حواس سنگین میگردند. باد جنوب بیماری را وخامت میبخشد، تن را لاغر میکند، سردرد ایجاد میکند و خوابآور است و تبهای عفونی به همراه دارد (شیرازی، ۱۳۸۶: ۱۱۱ ـ ۱۱۰).
بدون آی خنک و یخ خفگی حتمی است
باد گرم و سوزان سموم در بدن نفوذ میکند (شکیب ارسلان، ۱۴۲۸: ۵۵)، شخص را مسموم میکند به طوری که هرگاه آب خنک یا یخ برای شخص باد سام زده در دسترس نباشد، وی را خفه میکند و میکُشد.
تأثیر آن بر بدن انسان، کشندهترین چیزی است ک میتوان تصور کرد. عضلات شخصی که قربانی این باد شود ابتدا سخت و منقبض میشود، پوست بدن چروک میخورد و حالت نزع به انسان دست میدهد، مثل اینکه گوشت بدن روی آتش قرار گرفته باشد و آن را بسوزاند و در آخرین مرحله شکافها و ترکهای عمیق همراه با خونریزی به وجود آید. در بعضی موارد، قربانی زود میمیرد و گاهی چندین ساعت یا احتمالاً چند روز در حالیکه از شدت عذاب رنج میبرد به تدریج جان میسپرد. مرگی که بر اثر رویارو شدن با این باد عارض میشود بسیار وحشتناک است، زیرا در ظاهر مرده تغییری پدید نمیآید، حتی رنگش دگرگون نمیگردد و چنین به نظر میرسد که متوفا خواب است، اما اگر کسی یکی از اعضایش را بکشد، کَنده میشود.
باد سموم یا سام باعث جداشدن اعضاء بدن می گردد
در سال ۱۰۵۷/۱۶۴۷ پیک پیادهای به نام محمدعلی در فصلی که باد سموم میوزید، در حالیکه حامل یک بسته نامه بود از بصره به هرمز برمیگشت. بین راه پیک دیگری را که میشناخت کنار راه به حالت افتاده دید و تصور کرد به خواب رفته است. بازویش را گرفت تا برخیزد. آن دست جدا شد و در دستش ماند. عجیبتر اینکه به هر قسمت تن آن پیک افتاده دست میزد چنان مینمود که دستش را در تودهای از خاک فرو میبرد.
باد سام از انسان یک مومیایی می سازد
باد سام وقتی آدم یا حیوان را غافلگیر میکند در یک آن، تمام ذرات رطوبت بدن را به خود جذب میکند و تنها یک مومیایی چروکیده و سیاه بر جای میگذارد. اگر کسی در اثر این باد بمیرد، چون بخواهند غسلش بدهند بندبند اعضایش از هم جدا میشود
باد سموم سرخرنگ و آتشین است (پاتینجر، همان)، وقتی میوزد تصور میشود که از یک آتش بزرگ از طریق وزشهای عظیم پدید آمده است. به گفته بکری (۱۹۹۲، ج ۲: ۴۷۹) در حیره (عراق) مردم پردههای منازل خود را از بیم آتش گرفتن بر اثر وزیدن بادهای گرم برمیدارند. وقوع این باد قابل پیشبینی نیست. حیواناتی مثل شتر، قاطر و خر متوجه نزدیک شدن سموم میشوند و کاروانهایی که در صحرا زندگی میکنند هنگام آمدن باد سموم نشانههای آمدن آن را میفهمند.
قرآن به گونهای از مردم عاد در زمان وزیدن این تند باد و طفان مرگ افرین سخن می گوید که گویی وجود قربانی در مقابل این باد فرو می ریزد و قدرت فرار از او گرفته می شود. توضیحش این است که:
اگرتوفان شدید باشد، حالت بهت و دوران سر به او دست میدهد به طوری که نیروی فرار کردن هم از او گرفته میشود و کاروانیان در زیر تلهای ریگ متحرک دفن میشوند.
قطعا تند بادی که بر سرزمین اوبار و یا عاد و آن هم طی هفت شبانه روز مداوم وزیده شدید ترین از نوع خود بوده که همه نردم را زیر تل های انبوه خاک مدفون ساخته بوده است.
یک گزارش عینی
شهر مکه همواره در معرض باد سموم بوده است (دوتی، ج ۱، ۱۹۸۳: ۱۰۰). در دوره حکومت واثق عباسی (۲۰۰ـ۲۳۲ ق) در ۲۱۹ ق حجاج بسیاری در راه مکه در اثر باد سموم هلاک شدند (ابناثیر، ج ۷، ۱۹۶۶: ۳۴). در سال ۲۳۴ ق به هنگام خلافت متوکل (۲۴۷ ـ ۲۳۲/ ۸۶۱ ـ ۸۴۷) باد سخت و سمومی که پیش از آن نظیرش دیده نشده بود، وزید و مردم را بیمناک ساخت. این باد پنجاه و چند روز ادامه داشت، کوفه، بغداد، واسط و بصره را فرا گرفت و از آنجا به آبادان سرازیر شد و از واسط به اهواز رفت. رهگذران و قافلهها را کشت و کسی از آفت باد جان سالم بهدر نبرد. آنگاه به اهواز بازگشت و به سوی همدان حرکت کرد
و بیست روز در آنجا وزید و کشتزارها را سوزاند. سپس از همدان عبور کرد و به موصل رسید و بیابان سنجار را فرا گرفت و مردم و اسبهایی را که از آنجا میگذشتند و درختان را نابود ساخت و در موصل همچنان میوزید و مانع رفت و آمد مردم و در نتیجه تعطیلی بازارها شد و حمل خواروبار و کالا در میان دِهها و شهر متوقف گردید .
برای ارجاع به مدارک لطفا به مقاله زیر مراجعه نمایید:
باد سموم در ادبیات جعرافیایی
دکتر اشرف السادات باقری
ادامه دارد.
بررسی موضوعاتی که نخستین بار توسط قرآن مطرح شدند
باد مرگ و نابودی(بخش یکم) و سرزمین گمشده عاد یا اوبار
و در ماجراى مرد م عاد نیز بر سر آنها آن ریح عقیم ( باد مهلک، باد مرگ ) را فرستادیم (۴۱)به هر چه مى وزید آن را چون خاکستر استخوان مرده مى گردانید (۴۲)
والذاریات
تند باد توفنده در روزهای شوم
اما عادیان به ناحق در زمین سر برافراشتند و گفتند از ما نیرومندتر کیست آیا ندانسته اند که آن خدایى که خلقشان کرده خود از ایشان نیرومندتر است و در نتیجه آیات ما را انکار میکردند (۱۵)
پس بر آنان تندبادى توفنده در روزهایى شوم فرستادیم تا در زندگى دنیا عذاب رسوایى را بدانان بچشانیم و قطعا عذاب آخرت رسواکننده تر است و آنان یارى نخواهند شد .(۱۶)
فصلت
هفت شبانه روز باد طغیانگر و سرد و پرصدا
«قوم «ثمود» و «عاد» عذاب کوبنده الهی را انکار کردند (و نتیجه شومش را دیدند)!»(۲۵)
«و اما قوم «عاد» با تندبادعاتیه (طغیانگر و سرد و پرصدا )به هلاکت رسیدند، (خداوند) این تندباد بنیان کن را هفت شب و هشت روز پی در پی بر آنها مسلط ساخت، (و اگر آنجا بودی) می دیدی که آن قوم همچون تنه های پوسیده و تو خالی درختان نخل در میان این تند باد روی زمین افتاده و هلاک شده اند! آیا کسی از آنها را باقی می بینی؟»(۲۶)
۳. «تا آن را وسیله تذکری برای شما قرار دهیم و گوشهای شنوا آن را دریابد و بفهمد(۲۷)
الحاقه
خداوند در آیات متعدد قرآن باد مبارک و برکت افزار را با واژه "ریح" معرفی کرده و یا آنها را با اسامی قابل توصیف در زبان عربی آورده است . از جمله این نامهای باد های مبارک و سودمند می توان به بادهای زیر اشاره نمود:
لواقح: بادهای باورکننده
الذاریات : باد های گرده افشان
هم چنین در قران به بادهای ویرانگر مانند عاتیه، ریح عقیم ، ریح صرصر اشاره شده که پیک مرگ و نابودی به همراه می آورند.
در سوره الذاریات که خود به معنی باد پراکننده کننده ذرات است ، از ریح عقیم سخن گفته که در جریان عذاب الهی قوم عاد وزیده بود . عاد مردمانی بودند که در سرزمین اوبار در جایی بین یمن و عمان زندگی می کردند و بخاطر صادرات مواد معطر و عطرهای بخصوص شرت و ثروت داشتند . آنان در ساخت برج های بلند و ساختمانهای مرتفع مهارت داشتند و بهشت معروف به عاد در همین سرزمین ساخته شده بود که خداوند در قرآن از آن به" بهشت دارای برجهای بلند " تعبیر کردهاست. ویرانه ها و آثار ساختمانی بجای مانده این سرزمین همراه با گنجینه های بی نظیر از سکه ها، طلاجات، وسایل زندگی و آثار عتیقه پس از قرنها توسط یک گروه باستانشناسی آمریکایی به رهبری نیکلاس کلاپ و دکتر یوری زرین از دل خاک بیرون آورده شد.
البته این کار با همکاری سازمان فضایی ناسا و ردیابی مسیر این سرزمین گمشده از طریق فضا پیمای شاتل و با توجه به آنچه که قرآن در مورد این تمدن گمشده گفته بود و یک نقشه از بطلمیوس جغرافی دان قدیمی حدود سی سال پیش صورت گرفت که گزارشات کامل آن در فضای مجازی و کتابخانه ها وجود دارد.
نکته مهم
در استخراج و کشف شهر و سرزمین گمشده و درددل خاک فرورفته عاد مشخص شد :
- این سرزمین در پی وزیدن چند روز باد پی در پی و شبانه روزی و هجوم رملهای روان و گزنده بیابانهای عربی
در اثر تندباد عقیم یا باد مهلک که بر سر مردم عاد و سرزمینشان وزید در زیر لایه های سطبر خاک و در دل زمین مدفون شده بود.
-تا آنجا که من اطلاع دارم و بر حسب گزارشات گروه نیکلاس کلاپ آثار بناهای ساختمانی بخصوص برجهای بلند بر جای مانده بود و لوازم و اسباب زندگی نیز فراوان در زیر خاک یافت شد ، اما هیچ اسکلت منسجم انسانی بدست نیامد. گویی استخوان مردمان آن سرزمین در اثر آن تند باد مرگ پودر شده و با خاک مخلوط گرویده بودند.
حال نتیجه ای که می خواهم بگیرم این است که این تند باد مهلک یا تندباد سموم و یا سیموم بوده و یا این که در آن منطقه یک طوفان کوبنده ویژه وزیده که خهمرا با فوران نوترونهای کشنده بوده است ؛ یعنی همانی که در پی انفجار بمب نوترونی صورت می کردند و فور ان نوترونها انسانها و موجودات زنده را ازبین می برند ولی به ساختمانها گزندی نمی رسانند.
در بخش دوم این نوشتار به بررسی باد سموم و طوفانهای حاصل از انفجار بمب های نوترونی می پردازم
ادامه دارد