قتل ، قصاص و جنگ در اسلام(بخش دوم)
جنگ طبق آیات قرآن چگونه شروع می شود و چگونه پایان می یابد؟:
خداوند در سه آیه از سوره حج شرایط آغاز جنگ از طرف مسلمانان را اعلام می دارد و علت این اجازه را بیان نموده و سپس توضیح می دهد که آن دسته از مسلمانان که چنین اجازه ای دارند از نظر فکری و اعتقادی چگونه اند: یعنی مسلمانان فقط در صورتیکه مورد حمله قرار گیرند اجازه آغاز جنگ را دارند.
در ادامه قران توضیح بیشتری می دهد که کدام گروه از مسلمانان اجازه شروع جنگ را دارند:
۲-همان کسانى که بناحق از خانه هایشان بیرون رانده شدند [آنها گناهى نداشتند] جز اینکه مى گفتند پروردگار ما خداست و اگر خدا بعضى از مردم را با بعض دیگر دفع نمی کرد صومعه ها و کلیساها و کنیسه ها و مساجدى که نام خدا در آنها بسیار برده مى شود سخت ویران مى شد و قطعا خدا به کسى که او را یارى مى کند یارى مى دهد چرا که خدا سخت نیرومند و شکست ناپذیر است "(۴۰)
سپس قران ویژگی روحی و اخلاقی مسلمانانی که اجازه شروع جنگ با دشمن را دارند به شرح زیر توضیح می دهد:
۳-همان کسانى که چون در زمین به آنان توانایى دهیم نماز برپا مى دارند و زکات مى دهند و به کارهاى پسندیده وامى دارند و از کارهاى ناپسند باز مى دارند و فرجام همه کارها از آن خداست. "(۴۱)
سوره حج آیات ۳۹، ۴۰ و۴۱
آیات دیگر ی نیز در قرآن وجود دارند که صریحا به شرایط آغاز جنگ از طرف مسلمانان اشاره می کند. این آیات در سوره بقره قرار دارند و چنین نتوضیح می دهند:
۴-"در راه خدا با کسانى که با شما مى جنگند بجنگید ولى از اندازه درنگذرید زیرا خداوند تجاوزکاران را دوست نمى دارد (۱۹۰)
یعنی طبق آیه فوق:
(-اگر دشمن شما را مورد حمله قرار داد،- و اگر با شما به جنگ پرداخت،-و اگر به سرزمین شما حمله کرد ،-شما با آنان و در راه خدا یعنی بخاطر خدا به جنگ بپردازید!
- و لی در همین جنگ و دفاع حد و اندازه را رعایت کنید!
چون اگر حد و اندازه را رعایت نکنید شما نیز تجاوز کار هستید وخد اوند تجاوز کاران را دوست ندارد.)
(این ایه شش شرط مهم بر ای شروع جنگ از طرف مسلمانان را دارد که در آیه فوق به صراحت آمده است.)
پرسش:
زمانی که جنگ بر ما تحمیل شده و دشمن به خانه و کاشانه و سرزمین ما حمله کرده چه کنیم؟قرآن در ادامه ودر آیه ۱۹۲ و با در نظر گرفتن شرایط مذکور د رآن آیه می گوید :
۵-"و هر کجا بر ایشان دست یافتید آنان را بکشید و همان گونه که شما را بیرون راندند آنان را بیرون برانید"" چرا که فتنه از قتل بدتر است [با این همه] در کنار مسجد الحرام با آنان جنگ مکنید مگر آنکه با شما در آن جا به جنگ درآیند پس اگر با شما جنگیدند آنان را بکشید که کیفر کا فران چنین است(۱۹۱
این آیه بخش اولش می تواند عمومیت داشته باشد و در همه جای جهان و در همه زمانها و توسط همه ملتها یی که به سرزمینشان حمله شده مورد استفاده قرار گیرد چنانکه هر مردم و ملت باغیرت و با شرفی که سرزمین و وطنشان مورد حمله دشمن قرار گیرد همین روش را اتخاذ میکنند و با دشمن می جنگند تا از سرزمینشان بیرون رود.
ولی بخش دوم فقط به مسلمانانی مربوط می شود که در شهر مکه زندگی می کنند. زیرا مسجد الحرام فقط در شهر مکه است .)
قران شرایط پایان جنگ را نیز اعلام می کند:
۶-اگر باز ایستادند(اگر دشمنان حمله کننده دست از جنگ برداشتند) البته خدا آمرزنده و مهربان است.۱۹۲
(طبق آیه فوق اگر دشمن که به سرزمین شما حمله کرده بود و دست از جنگ بر داشت شما نیز باید دست از جنگ بردارید و تکمیل آن در آیه بعدی است. چرا که در آیه فوق می گوید که اگر دشمنی که به شما حمله کرده دست از جنگ برداشت خداوند آمرزنده است یعنی پس شما نیز آمرزنده و بخشنده باشید.!)
تا چه زمان به جنگ ادامه دهیم؟
با آنان بجنگید تا دیگر فتنه اى نباشد و دین مخصوص خدا شود پس اگر دست از جنگ برداشتند داشتند تجاوز جز بر ستمکاران روا نیست(۱۹۳)
بر این اساس جنگ تا زمانی که دشمن در سرزمین ما است و شهر و دیار ما را اشغال کرده باید ادامه یابد و اگر آنان دست از جنگ بر داشتند از آن پس هر کس به جنگ ادامه دهد متجاوز است.
نحوه پاسخگویی به دشمن متجاوز
این ماه حرام در برابر آن ماه حرام است و حرمتها قصاص دارد پس هر کس بر شما تعدى کرد همان گونه که بر شما تعدى کرده بر او تعدى کنید و از خدا پروا بدارید و بدانید که خدا با تقواپیشگان است (۱۹۴)
ادامه دارد
قتل ، جنگ و قصاص در قرآن(بخش یکم)
قرآن در آیات ۲۷ الی ۳۰ سوره مائده گزارش دو پسر آدم را شرح می دهد که چگونه یک برادر ، برادر بیگناه خود را به قتل رساند و بدین سان پیکر بی روح نخستین بیگناه انسانی به خاک افکنده شد:
"و بخوان بر آنها به حقیقت حکایت دو پسر آدم را، که چون تقرب خدا از طریق قربانی جستند از یکی پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد.(آن یک که قربانی او پذیر فته نشده بود) گفت: البته تو را خواهم کشت. آن دیگری گفت: بی تردید خدا (قربانی را) از متقیان خواهد پذیرفت. (۲۷)
سوگند که اگر تو به کشتن من دست برآوری من هرگز به کشتن تو دست دراز نخواهم کرد، که من از خدای جهانیان میترسم. (۲۸)
من خواستارم که گناهک من و گناه تو هر دو به تو باز گردد تا تو اهل آتش جهنم شوی، که آن آتش جزای ستمکاران است. (۲۹)
آن گاه هوای نفس او را بر کشتن برادرش ترغیب نمود تا او را به قتل رساند و بدین سبب از زیانکاران گردید. (۳۰)"
سپس قرآن تو ضیح می دهد که چگونه قابیل جسد به خون خفته برادر را در خاک دفن نمود و آنگاه در ادامه می گوید که بر ای جلوگیری از کشته شدن بیگناهان دیگر حکم زیر را بر بنی اسرائیل نیز صادر نموده بود :
"بدین سبب بر بنی اسراییل حکم نمودیم که هر کس نفسی را بدون حق و یا بیآنکه فساد و فتنه ای در زمین کرده باشد ، بکشد مثل آن باشد که همه مردم را کشته، و هر کس نفسی را حیات بخشد (از مرگ نجات دهد) مثل آن است که همه مردم را حیات بخشیده. و هر آینه رسولان ما به سوی آنان با معجزات روشن آمدند سپس بسیاری از مردم بعد از آمدن رسولان باز بنای زیاده روی و اسراف را گذاشتند. (۳۲)"
آیات ۲۷ تا ۳۲ سوره مائده
ادامه دارد
ادامه از نوشتار پیشین
۰
سوره طور ۷۶ امین سوره بر حسب تاریخ نزول
-مطالبی که برای نخستین بار توسط قرآن مطرح شدند
به نام خداوند بخشنده مهربان
هفت قسم خداوند برای تحقق یک موضوع:
قسم به طور سینا. ( 1 ) قسم به کتاب مسطور (قرآن) ( 2 ) که در صحیفهای گشوده فرستاد. ( 3 )قسم به بیت المعمور . ( 4 ) قسم به طاق بلند آسمان. ( 5 )
قسم به دریای آتش فروزان۰ قسم به این امور که البته عذاب خدای تو واقع خواهد شد. ( 7 )
هیچ کس دافع آن نخواهد بود. ( 8 )
سرانجام آسمان و کوه ها
روزی که آسمان سخت جنبش کند. ( 9 )
و کوهها تند به گردش آید. ( 10
در آن روز سخت وای بر آنان که تکذیب کردند. ( 11 ) آنان که به بازیچه دنیا فرو شدند. ( 12 ) آن روز آنها را سخت به آتش دوزخ۴ برانند. ( 13 ) این همان آتشی است که تکذیب آن میکردید. (14)
تکذیب اتهام زنندگان
(آیا این هم به نظرتان سحر است یا آنکه هنوز چشم بصیرت باز نمیکنید؟ ( 15 )
پس، به دوزخ در شوید که صبر و بیصبری به حالتان یکسان است، و بس آنچه کردید امروز همان را جزایابید(16) پرهیزگاران هم در باغهای بهشت پر نعمتند. ( 17 ) آنان به نعمتی که خدایشان نصیبشان فرموده دلشادند و خدایشان از عذاب دوزخ محفوظشان داشته است. ( 18 ) بخورید و بیاشامید شما را گوارا باد به پاداش اعمال نیکی که انجام میدادید. ( 19 )در حالی که نزدیک هم بر تختها تکیه زدهاند و ما حور العین را هم جفت آنان گردانیدهایم. ( 20 )
اعضاء خانواده ها در صورتی که پرهیزگار باشند در بهشت در یک جا منزل دارند:
عمل هر کس سرنوشت او را رقم می زند:
و آنان که ایمان آوردند و فرزندانشان هم در ایمان پیرو ایشان شدند ما آن فرزندان را به آنها برسانیم و از پاداش عمل آنان هیچ نکاهیم. هر نفسی در گرو عملی است که اندوخته است. ( 21 )
و بر آن بهشتیان از هر نوع میوه و گوشتهای لذیذ که مایل باشند فراوان بیفزاییم. ( 22 ) آنها در بهشت جام شراب گوارا را چنان سریع از دست هم بگیرند که گویی منازعه میکنند در صورتی که آنجا کار لغو و باطل و نزاع و خلاف و بزهکاری هیچ نیست. ( 23 ) و پسرانی مانند لؤلؤ مکنون گردشان در خدمتند.
گفتگوهایی در بهشت:
( 24 )و آنها با هم به صحبت رو کرده و از سرگذشت یکدیگر پرسش کنند. ( 25 ) و با هم گویند: ما از پیش میان اهل و قبیله خود خداترس بودیم. ( 26 ) خدا هم بر ما منّت نهاد و ما را از عذاب سموم دوزخ محفوظ داشت. ( 27 ) زیرا ما از این پیش خدا را به حقیقت پرستش میکردیم که او خود (بر بندگانش) بسیار نیکخواه و مهربان است. ( 28 )
پیامبر خدا نه جنون دارد و نه کاهن و نه شاعر است.
پس (ای رسول ما، خلق را) متذکر ساز که به نعمت پروردگارت از جنون و کهانت هیچ در تو نیست. ( 29 ) بلکه (کافران نادان) گویند: (محمّد) شاعری است ماهر و ما حادثه مرگ او را انتظار داریم. ( 30 ) بگو: شما به انتظار باشید که من هم از منتظران هستم. ( 31)
پرسش های خداوند: آیا خدا ناباوران زیرکند و یا دچار خیال باطل شده اند؟
) آیا زیرکی و خیالات باطلشان بر این وا میدارد یا قومی سرکش و نافرمانند؟ ( 32 ) بلکه میگویند: او قرآن را از پیش خود فرابافته است (چنین نیست) بلکه آنها ایمان نمیآورند. ( 33 )
اگر خدا ناباوران می توانند...
پس اگر راست میگویند آنها هم کلامی مانند قرآن بیاورند(34)
پرسشهای نه گانه زیرکانه خداوندی:
) آیا این خلق از نیستی صرف به وجود آمدند؟ یا (خویشتن را) خود خلق کردند؟ ( 35 )
یا آنکه آسمانها و زمین را این مردم آفریدند؟ نه، بلکه به یقین (خدا را) نشناختند. ( 36 )
آیا گنجهای رحمت پروردگارت نزد آنهاست یا هیچ قدرت و سلطنتی دارند؟ ( 37 )
یا نردبامی دارند که به آسمان بر شوند و بشنوند؟ اگر چنین است شنوندهشان حجت روشن بیاورد(38.
آیا خدا را دختران و شما را پسران خواهد بود . ( 39 )
آیا تو (ای رسول) از آنها اجر رسالت خواهی که زیر بار سنگین غرامت بمانند؟ ( 40 )
آیا علم غیب با آنهاست که از آن عالم خبری نگارند؟ ( 41 )
یا که میخواهند با تو مکر و تزویری اندیشند؟ کافران خود به مکر (و انتقام حق) گرفتارند. ( 42 )
آیا بر آنها خدایی جز خدای یکتا هست؟ که خدا از هر چه شرک و شریک او گیرند پاک و منزه است. ( 43 )
خداناباوران باور نمی کنند حتی اگر...
این کافران اگر هم سقوط قطعهای از آسمان را به چشم ببینند باز خواهند گفت: این پاره ابری متراکم است. ( 44 ) اینان را به خود رها کن تا به روز سختشان که آن روز یکسر بیهوش و هلاک میشوند عاقبت برسند. ( 45 ) آن روزی که مکر و تدبیرشان هیچ به کارشان نیاید و هیچ کس یاریشان نکند. ( 46 ) و برای ستمکاران عالم عذابی پیش از آن خواهد بود ولیکن اکثرشان نمیدانند. ( 47 )
ای پیامبر تو مورد نظر مایی پس...
باری بر حکم خدا صبر کن که تو منظور نظر مایی. و چون برخیزی به ستایش خدای خود تسبیح گوی. ( 48 ) و از شبانگاه هم پارهای به تسبیح خدا پرداز و هنگام فرو رفتن ستارگان هم تسبیح خدا گوی. ( 49 )
تا اینجا ۱۰۷۷ موضوع
ادامه از نوشتار پیشین
-سوره سجده ۷۵ امین سوره برحسب تاریخ نزول(بخش پایانی)
-مطالبی که برای نخستین بار توسط قرآن مطرح شد
بنام خداوند بخشنده مهربان
آیا آن کس که ایمان آورده (حالش در قیامت) مانند کسی است که کافر بوده؟ هرگز یکسان نخواهند بود. (۱۸)
اما آنان که (در دنیا) با ایمان و نیکوکار بودند به پاداش اعمال صالح منزلگاه پر نعمت در بهشت ابد یابند. (۱۹)
و اما آنان که سر از طاعت حق کشیده و فاسق شدند منزلگاهشان در آتش دوزخ است و هر چه کوشند و خواهند که از آن آتش بیرون آیند باز بدان دوزخ برگردانندشان و گویند: عذاب آتشی را که تکذیب میکردید اینک بچشید. (۲۰)
و البته ما کافران را عذاب نزدیکتر بچشانیم که غیر از آن عذاب بزرگتر و شدیدتر است تا مگر باز گردند. (۲۱)
و کدامین کس در عالم از آن کس که به آیات خدا پند و تذکرش دادند و باز اعراض کرد ستمکارتر است؟ البته ما از بدکاران انتقام خواهیم کشید. (۲۲)
و همانا ما به موسی کتاب را عطا کردیم پس تو در ملاقات او هیچ شک مدار، و ما او را سبب هدایت بنیاسراییل قرار دادیم. (۲۳)
امام الهی به امر و فرمان خدا هدایت می کند و منصوب از جانب خداست
و برخی از آن قوم بنیاسراییل را امام و پیشوایانی که خلق را به امر ما هدایت کنند قرار دادیم برای آنکه صبر کردند و در آیات ما مقام یقین یافتند. (۲۴)
البته خدای تو به روز قیامت در آنچه این مردم اختلاف کلمه میانگیختند حکم خواهد کرد. (۲۵)
آیا آن طوایف و قبایلی را که ما پیش از این مردم کنونی هلاک کردیم و اینان اینک در دیارشان به جای آنها رفت و آمد میکنند هلاک آنها موجب هدایت و عبرت اینان نگردید؟ البته در این هلاک پیشینیان آیاتی است، آیا باز هم سخن نمیشنوند؟ (۲۶)
آیا ندیدند که ما آب باران را به سوی زمین خشک بیآب و گیاه میبریم آن گاه حاصلی که خود و چهارپایانشان از آن بخورند میرویانیم؟ آیا باز هم چشم بصیرت نمیگشایند ؟ (۲۷)
و کافران میگویند: این فتح و گشایش کی خواهد بود اگر راست میگویید؟ (۲۸)
بگو که روز فتح، ایمان آنان که کافر بودند سود نبخشد و آنها را مهلت ندهند. (۲۹)
پس، از آن کافران اعراض و دوری کن و منتظر باش، که آنها هم ومنتظر هستند هستند. (۳۰)
ادامه از نوشتار پیشین
-سوره سجده ۷۵ امین سوره بر حسب تاریخ نزول
-مطالبی که نخستین بار توسط قرآن مطرح شدند
بنام خداوند بخشنده مهربان
الم. (۱)تنزیل این کتاب بزرگ (قرآن) بیهیچ شک از جانب پروردگار عالمیان است. (۲)اما کافران میگویند قرآن را او از پیش خود فرابافته است.لیکن این گونه نیست و آن کتاب به حقّ و راستی از جانب خدا فرستاده شده تا تو قومی را که رسولی پیش از تو به سوی آنان نیامده انذار دهی ، باشد که راه هدایت پیش گیرند. (۳)خدا آن کسی است که آانها و زمین و هر چه در بین آنهاست همه را در مقدار شش روز بیافرید، آنگاه بر عرش (فرمانروایی) قرار گرفت، شما را غیر او هیچ یار و یاور و شفیع و مددکاری نیست، آیا تذکر نمی یابید؟
روزی هزارساله!
(۴)اوست که امر عالم را از آسمان تا زمین تدبیر میکند سپس در روزی که مقدارش به حساب شما بندگان هزار سال است باز به سوی او بالا میرود.
(۵)این است همان خدایی که بر غیب و شهود عالم دانا و مقتدر و مهربان است. (۶)آن خدایی که هر چیز را به نیکوترین وجه خلقت کرد و آدمی را نخست از خاک بیافرید. (آدم و حوا)(۷)آن گاه خلقت نژاد نوع او را از چکیدهای از آب بیقدر (و نطفهی بیحس) مقرر گردانید.(فرزندان آدم و حوا) (۸)سپس آن را نیکو بیاراست و از روح خود در آن بدمید، و شما را دارای گوش و چشمها و قلبها گردانید، باز بسیار اندک شکر و سپاسگزاری نعمتهای حق میکنید.
پرسش خداناباوران!
(۹)کافران گویند که آیا پس از آنکه ما در زمین نابود و گم شدیم باز از نو زنده خواهیم شد؟! بلکه آنها به شهود و لقاء خدایشان کافرند. (۱۰)بگو: فرشتهی مرگ که مأمور قبض روح شماست جان شما را خواهد گرفت و پس از مرگ به سوی خدای خود بازگردانیده میشوید. (۱۱)و اگر تو حال بدکاران را ببینی که چگونه در حضور خدای خود سر به زیر و ذلیلند گویند: پروردگارا، اینک به چشم دیدیم و به گوش گرفتیم، پس ما را باز گردان تا صالح و نیکوکار شویم که اکنون به چشم یقین مشاهده کردیم!(اشاره به روز قیامت و در خواست خدا ناباوران)
هدایت اجباری در کار خدانیست!
(۱۲)و اگر ما میخواستیم، هر نفسی را به کمال هدایتش میرسانیدیم و لیکن وعدهی حقّ و حتمی من است که دوزخ را البته از همهی جنّ و انس پر سازم. (یعنی خدا به اجبار کسی را هدایت نمی کند)(۱۳)پس شما ای کافران (عذاب را) به کیفر غفلت از ملاقات این روزتان بچشید که ما هم شما را فراموش کردیم و اینک عذاب ابدی را به پاداش اعمال زشتی که میکردید بچشید.
روش خداباوران حقیقی!
(۱۴)تنها کسانی به آیات ما ایمان میآورند که چون متذکر آیات ما شوند به سجده رخ بر خاک نهند و تسبیح و تنزیه و ستایش پروردگار کنند و ابداً به کبر و نخوت سر از فرمان حق نکشند. (۱۵)(شبها) پهلو از بستر خواب تهی کنند و با بیم و امید خدای خود را بخوانند و آنچه روزی آنها کرده ایم بخشش می کنند.
(۱۶)پس هیچ کس نمیداند که به پاداش نیکوکاریشان چه نعمت و لذّتهای بینهایت که روشنی بخش دیده است در عالم غیب برایشان ذخیره شده است. (۱۷)آیا آن کس که ایمان آورده مانند کسی است که کافر بوده؟ هرگز یکسان نخواهند بود.
دو کار نجات بخش در دوجهان!
(۱۸)اما آنان که با ایمان و نیکوکار بودند به پاداش اعمال صالح منزلگاه پر نعمت در بهشت ابد یابند.
(۱۹)و اما آنان که سر از طاعت حق کشیده و فاسق شدند منزلگاهشان در آتش دوزخ است و هر چه کوشند و خواهند که از آن آتش بیرون آیند باز (فرشتگان عذاب) بدان دوزخ برگردانندشان و گویند: عذاب آتشی را که (در دنیا) تکذیب میکردید اینک بچشید. (۲۰)
ادامه دارد
تا اینجا ۱۰۷۶ موضوع