سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر
سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر

پیام های قرآن از نظر مخالف قرآن (۱ت)


«بی تردید این قرآن به استوارترین آیین هدایت می کند، و به باورمندانی  که کارهای شایسته انجام می دهند، مژده می دهد که برای آنان پاداشی بزرگ خواهد بود.»

آیه ۱۷ سوره اسرا 

پیامهای اصلی قرآن  از نظر سها

سهای گریزان از مردمان و گریخته به گوشه الفرار در به اصطلاح کتابش   می نویسد:

 «قرآن کتابی است که برحسب ادعای محمدبن عبداالله در حدود1400 سال پیش( بیش از ۱۴۰۰ سال) در طی 23 سال بر محمد نازل شده است. لُب لُباب قرآن عبارتست از: 

- قبول وجود خدای واحد  که دارای صفات کریمه است

- و مبارزه با شرک و بت پرستی 

- قبول وجود قیامت . 

- قبول قرآن بعنوان کتاب خدا که مستقیما به محمدپیامبر نازل شده است

-احکام متنوعی که ادعا می شود راه حل نهائی تمام مشکلات بشری است. 

- ضرورت اطاعت بی قید و شرط از خدا و محمد. 

 - تأکید بر انجام اعمال صالح که همان دستورات قرآن و محمدند. 

- ضرورت پرهیز از نواهی قرآن و محمد. 

- ضرورت و تأکید بر جنگ برای دفاع از اسلام و گسترش اسلام در جهان

-براستی که مؤمنین برادر یکدیگرند

 

سها پنهان کار خوبی است اگر چه کاره دیگری نیست. او چنان از حقیقت  می گریزد که غول تاریکی از روشنایی! 

اصولاً دیدگاه این نوع اشخاص این است که من هرچه بنویسم قبول میشود، چون خوانندگان من مشتی بی اطلاع و نا آگاهند که هر طور بخواهم ذهن آنان را دستکاری می کنم و سوار شأن بر چرخ دستی  کلمات بهم بافته نموده و به هر سو که بخواهم پرتابشان می کنم. اما زهی خیال باطل...

پاسخ ما:

 تعدادی از پیامهای قرآن برای بشر از نظر خود قرآن:

-خداوند ی  یکتا و بی شریک  جهان و همه عالم هستی  و انسان را خلق کرده است.

-خداوند انسان را بعنوان نماینده و جانشین خود بر روی زمین آفریده است.

-پیامبران الهی برای هدایت بشر بسوی خداوند و دستورات او آمده اند

-پس از این جهان ، جهان آخرت قرار دارد و جهان و انسان هدفمند آفریده شده اند. 

-انسان در جهان مانند مسافری است که رهسپار جهان آخرت است که ابدی است 

-انسان می بایست به عبادت خداوند یکتا بپردازد و از بت پرستی و انسان پرستی دوری ورزد.

-بدترین گناهان شرک به خداوند و گناه نابخشودنی دیگر ظلم است . -ظلم هر گز بخشیده نمی شود و ظالمان همیشه در جهنم می مانند.

-خداوند گناهان شخصی را اگر شخص گناهکار توبه کرده و در ازای آنها نیکوکاری کند حتما می بخشد به شرط آنکه برای همیشه توبه کند.

-راه نجات و عبور از معبر دنیا به آخرت نیکوکاری است: کمک به مسکینان ، سر پرستی یتیمان، آزاد سازی بردگان و امروز ه نجات گرفتاران، سیر کردن گرسنگان و...

-انسانها باید در کارهای خیر از همدیگر سبقت و پیشی بگیرند.

-با یکدیگر نیکو سخن بگویند.

-به عهد و پیمان خود وفا کنند.

-عدالت پیشه کنند که آن به تقوی نزدیکتر است.

-آگاه باشند که تنها با یاد خدا دلها آرام و مطمئن می گردد.

-بین یکدیگر به حق حکم و قضاوت کنند.

-اگر خدا را یاری کنند او هم انسانها را یاری می کند.

-در (کارهای ) نیک و تقوا با یکدیگر همکاری کنند.

-مردان با زنان به نیکی و شایستگی معاشرت کنند.

- زنان محور آسایش در زندگی هستند.

-انسان باید عیب جوی و  هرزه زبان نباشد

-گرامی ترین انسانها در نزد خدا با تقواترین آنان است

-افراد با ایمان حقیقی در آفرینش جهان و موجودات تفکر و اندیشه می کنند.

-حقایق مربوط به عالم هستی  را که خداوند در این  قرآن بیان می کند برای آنانی است که اهل تفکر و تعقل هستند.

-انسانها باید کار و کوشش کنند و این گونه است که نتیجه کوشش خود را بدست می آورند.

-دوستی با خداوند و پرستش او و انجام کارهای نیک تنها راه نجات بشر است. 

-انسانها  نیکی به یکدیگر را از یاد نبرند.

[نیکی به یکدیگر را فراموش نکنند]

-کارشان با مشورت یکدیگر انجام می گیرد.

 در قرآن تدبر و اندیشه  کنند.

-قطعا خداوند نیکو کاران را دوست می دارد.

-ما انسان را به احسان به پدر و مادر سفارش کردیم.

-همانا شیطان بین انسانها دشمنی و فساد ایجاد می کند.

- انسانها افراد درمانده و فقیر را اطعام کنند.

-از گفتار باطل و نا حق دوری کنند.

-هرکس کافر شود کفرش به ضرر خود اوست.

-صبر کنند که وعده خداوند حق است.

-مسلمانان زمانی می توانند جنگ را آغاز کنند که پیش از آن دشمن جنگ را بر آنان تحمیل کرده باشد.

اگر دشمن از جنگ دست برداشت مسلمانان نیز باید جنگ را متوقف کنند.

-تنها دانشوران ، متفکران و اهل تعقل هستند که حقایق را درک می کنند.

-انسان با ایمان و اندیشمند و جستجو گر اهل سیر و سفر و در ک تاریخ و حقایق آفرینش است.

-نجات یک انسان مانند نجات همه بشریت است.

-کشتن یک بیگناه هم چون کشتن همه بشریت است.

- مسلمانان نباید به خدایان( بتهای) دیگران اهانت کنند.

و...


پیامهای قرآن از نظر مخالف قرآن


«بی تردید این قرآن به استوارترین آیین هدایت می کند، و به باورمندانی  که کارهای شایسته انجام می دهند، مژده می دهد که برای آنان پاداشی بزرگ خواهد بود.»

آیه ۱۷ سوره اسرا 

پیامهای اصلی قرآن  از نظر سها

سهای گریزان از مردمان و گریخته به گوشه الفرار در به اصطلاح کتابش   می نویسد:

 «قرآن کتابی است که برحسب ادعای محمدبن عبداالله در حدود1400 سال پیش( بیش از ۱۴۰۰ سال) در طی 23 سال بر محمد نازل شده است. لُب لُباب قرآن عبارتست از: 

- قبول وجود خدای واحد  که دارای صفات کریمه است

- و مبارزه با شرک و بت پرستی 

- قبول وجود قیامت . 

- قبول قرآن بعنوان کتاب خدا که مستقیما به محمدپیامبر نازل شده است

-احکام متنوعی که ادعا می شود راه حل نهائی تمام مشکلات بشری است. 

- ضرورت اطاعت بی قید و شرط از خدا و محمد. 

 - تأکید بر انجام اعمال صالح که همان دستورات قرآن و محمدند. 

- ضرورت پرهیز از نواهی قرآن و محمد. 

- ضرورت و تأکید بر جنگ برای دفاع از اسلام و گسترش اسلام در جهان

-براستی که مؤمنین برادر یکدیگرند

 

سها پنهان کار خوبی است اگر چه کاره دیگری نیست. او چنان از حقیقت  می گریزد که غول تاریکی از روشنایی! 

اصولاً دیدگاه این نوع اشخاص این است که من هرچه بنویسم قبول میشود، چون خوانندگان من مشتی بی اطلاع و نا آگاهند که هر طور بخواهم ذهن آنان را دستکاری می کنم و سوار شأن بر چرخ دستی  کلمات بهم بافته نموده و به هر سو که بخواهم پرتابشان می کنم. اما زهی خیال باطل...

پاسخ ما:

 تعدادی از پیامهای قرآن برای بشر از نظر خود قرآن:

-خداوند ی  یکتا و بی شریک  جهان و همه عالم هستی  و انسان را خلق کرده است.

-خداوند انسان را بعنوان نماینده و جانشین خود بر روی زمین آفریده است.

-پیامبران الهی برای هدایت بشر بسوی خداوند و دستورات او آمده اند

-پس از این جهان ، جهان آخرت قرار دارد و جهان و انسان هدفمند آفریده شده اند. 

-انسان در جهان مانند مسافری است که رهسپار جهان آخرت است که ابدی است 

-انسان می بایست به عبادت خداوند یکتا بپردازد و از بت پرستی و انسان پرستی دوری ورزد.

-بدترین گناهان شرک به خداوند و گناه نابخشودنی دیگر ظلم است . -ظلم هر گز بخشیده نمی شود و ظالمان همیشه در جهنم می مانند.

-خداوند گناهان شخصی را اگر شخص گناهکار توبه کرده و در ازای آنها نیکوکاری کند حتما می بخشد به شرط آنکه برای همیشه توبه کند.

-راه نجات و عبور از معبر دنیا به آخرت نیکوکاری است: کمک به مسکینان ، سر پرستی یتیمان، آزاد سازی بردگان و امروز ه نجات گرفتاران، سیر کردن گرسنگان و...

-انسانها باید در کارهای خیر از همدیگر سبقت و پیشی بگیرند.

-با یکدیگر نیکو سخن بگویند.

-به عهد و پیمان خود وفا کنند.

-عدالت پیشه کنند که آن به تقوی نزدیکتر است.

-آگاه باشند که تنها با یاد خدا دلها آرام و مطمئن می گردد.

-بین یکدیگر به حق حکم و قضاوت کنند.

-اگر خدا را یاری کنند او هم انسانها را یاری می کند.

-در (کارهای ) نیک و تقوا با یکدیگر همکاری کنند.

-مردان با زنان به نیکی و شایستگی معاشرت کنند.

- زنان محور آسایش در زندگی هستند.

-انسان باید عیب جوی و  هرزه زبان نباشد

-گرامی ترین انسانها در نزد خدا با تقواترین آنان است

-افراد با ایمان حقیقی در آفرینش جهان و موجودات تفکر و اندیشه می کنند.

-حقایق مربوط به عالم هستی  را که خداوند در این  قرآن بیان می کند برای آنانی است که اهل تفکر و تعقل هستند.

-انسانها باید کار و کوشش کنند و این گونه است که نتیجه کوشش خود را بدست می آورند.

-دوستی با خداوند و پرستش او و انجام کارهای نیک تنها راه نجات بشر است. 

-انسانها  نیکی به یکدیگر را از یاد نبرند.

[نیکی به یکدیگر را فراموش نکنند]

-کارشان با مشورت یکدیگر انجام می گیرد.

 در قرآن تدبر و اندیشه  کنند.

-قطعا خداوند نیکو کاران را دوست می دارد.

-ما انسان را به احسان به پدر و مادر سفارش کردیم.

-همانا شیطان بین انسانها دشمنی و فساد ایجاد می کند.

- انسانها افراد درمانده و فقیر را اطعام کنند.

-از گفتار باطل و نا حق دوری کنند.

-هرکس کافر شود کفرش به ضرر خود اوست.

-صبر کنند که وعده خداوند حق است.

-مسلمانان زمانی می توانند جنگ را آغاز کنند که پیش از آن دشمن جنگ را بر آنان تحمیل کرده باشد.

اگر دشمن از جنگ دست برداشت مسلمانان نیز باید جنگ را متوقف کنند.

-تنها دانشوران ، متفکران و اهل تعقل هستند که حقایق را درک می کنند.

-انسان با ایمان و اندیشمند و جستجو گر اهل سیر و سفر و در ک تاریخ و حقایق آفرینش است.

-نجات یک انسان مانند نجات همه بشریت است.

-کشتن یک بیگناه هم چون کشتن همه بشریت است.

- مسلمانان نباید به خدایان( بتهای) دیگران اهانت کنند.

و...


ایرادهایی از جنس نمی خواهم بفهمم و شما هم نفهم باش!

ادامه از نوشتار پیشین...

در ادامه عرایض به استحضار تان می رسانم آن شخص که خودش را سها نامیده و نام اصلیش را پنهان نموده و یا آنها که در پس پرده گوشه نشینی تر س آلود نشسته و تیر پرتاب می کنند و حتی جرات ندارند نام اصلی خود را بگویند، مثلا همین  آقای سها که نمی دانیم کیست باز در کتاب نقد قرآن قلم‌فرسایی می کند که:

«قرآن همچنین مدعی است که در آن هیچ انحراف و خطائی نیست .

ترجمه آیه: قرآنى عربى بى هیچ کژى، شاید آنان راه تقوا پویند .

آیه ۲۸سوره (زمر ) 

و در آیه دیگر می گوید:

ترجمه آیه: آیا در قرآن نمى اندیشند  که اگر از جانب غیر خدا بود قطعا در آن اختلاف بسیارى مى افتاد.

  سوره بقره آیه(82 ) 

البته همانطور که قبلا هم گفته شد اگر قرآن کتاب خدا باشد باید,صد در صد درست باشد اما کتاب حاضر بیش از هزار غلط فاحش را درقرآن نشان می دهد .» ؟؟؟؟

«همچنین قرآن از مردم دعوت می کند که شبیه آن بیاورند ابتدا ازمخالفان می خواهد که ده سوره شبیه قرآن بیاورند و بعدا تقاضایش راکاهش می دهد و به یک سوره بسنده می کند: 

-ترجمه آیه : یا مى گویند این [قرآن] را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مىگویید ده سوره برساخته شده مانند آن بیاورید و غیر از خدا هر که رامىتوانید فرا خوانید .

سوره هود آیه (13) 

 -ترجمه آیه دیگر: و اگر در آنچه بر بنده خود نازل کرده ایم شک دارید پس اگر راست مى گویید یک سوره  مانند آن بیاورید و گواهان خود را غیر خدا فرا خوانید.(23)پس اگر نکردید و هرگز نمىتوانید کرد از آن آتشى که هیزمش مردمان و سنگها هستند و براى کافران آماده شده بپرهیزید (24 ) 

آیات۲۳ و ۲۴سوره بقره

 این مبارزطلبی قرآن یک مغالطه است. چون نوشته ی هرکس مثل خودش منحصر به فرد است. مثلا شعر فردوسی و نثر سعدی و غزل حافظ و حتی با دقت علمی، نوشته ها و گفته های افراد عادی هم منحصر بفردند. هیچکس نمی تواند شعر حافظ یا نثر سعدی یا شعر فردوسی رابگوید. 

ادیبان مختلف سعی در تقلید از آنان کرده اند ولی موفق نشده اند. آیا این بدان معنی است که شعر حافظ و نثر سعدی و شعر فردوسی معجزه اند؟ بهیچ عنوان. 

 البته می توان به کمک محمد آمد و این مبارزطلبی قرآن را به روش معقولی تغییر داد. مثلا می توان گفت که درست است که نوشته های شاعران فوق منحصر به فردند اما از نظر شأن و عظمت و خلاقیت با هم قابل مقایسه اند مثلا هر سه در قله ی ادبیات فارسی قرار می گیرند ...»

هزار غلط؟

هرچه بیشتر کتاب نقد قرآن را ورق می زنم بیشتر به این نکته باور می آورم که نویسنده یا نویسندگان این‌چنین ساخت و پاخت  نامه ای  بر اساس عقل  خود و پیش خود به این نتیجه نادرست رسیده اند که خوانندگان کتاب‌شان  نمی توانند درست و نادرست، و حتی تفاوت های عددی را از هم تشخیص نمی دهند.( در این باره تفاوت عددی بلافاصله صحبت می کنم )

در باره این که او گردنکشانه ادعا می کند بیش از هزار غلط در قرآن وجود دارد ،در نوشتار پیشین توضیح دادم که دانشمند زباندان و زبانشناس معروف ایرانی سیبویه و نویسنده کتاب مشهور«الکتاب» که بنیان دستور زبان ادبی را بصورتی منسجم  و با تکیه بر حدود ۴۰۰ آیه از قرآن عرضه نمود به هزار غلط کتاب نقد قرآن پی نبرده بود، و همه زبانشناسان و زباندان غربی و شرقی و بزرگانی نیز مانند پرفسور چامسکی که سیبویه نویسنده الکتاب  وخود الکتاب را بزرگ می شمارند و نویسنده را یکی از بزرگترین زبانشناسان تاریخ می دانند، اینها هم نفهمیدند و فقط اشخاص مجهولی مانند آقای سها و همکاران او فهمیدند که در قرآن هزار غلط وجود دارد.

آیا می شود با کمک کتابی انباشته از هزار غلط بنیان صحیحی را برای یکی از غنی ترین زبانها و ادبیات بشری بنیان گذارد؟

در ضمن شما آثار سعدی و حافظ و فردوسی و مولوی  را با قرآن می سنجی که اولا آنان خود را شاگرد قرآن می دانند و حافظ خود ادعا می کند: 

هرچه کردی همه از دولت قرآن کردی.

و دیگر این که اینها دو زبان مختلفند و زبان فارسی همین شاعران نیز پایه در همان زبان و ادبیات قرآن دارد.

اگر هم  ادعا کنی که اینها را بعداً در آثار شاعران فوق وارد کردهاند این غلط اندازی کبیر است زیرا نسخه ۸۰۰ ساله شاهنامه در دانشگاه فلورانس ایتالیا و نسخه های ۷۰۰و  ۶۰۰ ساله اش در کتابخانه های موسکو و لندن وجود دارند و تمامی ابیاتی که ارادت قلبی این شاعران را به قرآن و اسلام و پیامبر آن نشان می دهند در آنها وجود دارد.

ده تا و یکی 

آن‌ وقت سهای عزیز و نادر الوجود که فقط پرده تاریکی قادر به نگهداری اش می باشد ،ادعا  دیگری می کند و آن این که اگر قرآن می گوید ده سوره بیاورید مانند سوره های قرآن و پس از مدتی قرآن دوباره می گوید اگر نمی توانید ده سوره مانند قرآن بیاورید حداقل یک سوره مانند آن بیاورید، سها جان این شاهکار عالم خلقت می فرمایند قرآن مغالطه می کند. 

خوب نابغه عزیز !انتظار داشتی مانند شما بیاندیشد  و بگوید : یک سوره بیاورید مانند قرآن ! بعد که رقیبان و مخالفان قرآن ، یعنی سها جان های آن زمان نتوانستندیک سوره مانند قرآن بیاورند بگوید: پس حالا ده سوره مانند قرآن بیاورید!  و بعد سهای فوق نابغه ما این کار های  قرآن را مغالطه معرفی  کند.

آقای سها که در پس پرده فرار وترس پنهانی ، یا معنای مغالطه را نمی دانی و یا اینطور اندیشه می فرمایی که خواننده کتابت معنای مغالطه را نمی داند.

این واژه « مغالطه    » از قلم شما و امثال شما بیرون می جهد چون غورباغه ای که از درون حوض پر از آب ناسا لم بیرون می جهد و از زبان آن ضد قرآن لس آنجلس نشین که تا حب  تریاکش و چند لیوان عرق روسی نزند نمی تواند پشت دوربین شبکه کذایی و با آن قیافه هم چون مستان تلو تلو خور  ظاهر شود و بگوید: حرفهای قرآن مغالطه است.

آقایان اشکوب نشین رودار! شما مغالطه می کنید نه قرآن!

شما حتی تفاوت ده و یک را متوجه نمی شوید که اگر نتوان یکی را عرضه کرد پس حتما از پی ده تا بر نخواهند آمد.

ادامه دارد...

امیرتهرانی


صغری و کبری ضد منطق

"مى‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند و حال آنکه خدا -گر چه کافران را ناخوش افتد- نور خود را کامل خواهد گردانید."

سوره صف آیه 61

....ادامه از نوشتار پیشین

در نوشتار  پیشین  از یک شبه کتاب بنام،"نقد قرآن," نوشته شخص مجهول الهویهای  بنام سها نام بردم که در گوشه ای در تاریکی کلمات را بهم بافته و به خیال خودش به قرآن تاخته است.

 در حالی که او  هم چون  فیلی خشمگین جلو رفته ، عقب رفته و به نادانی خودش چنگ انداخته و یا جسارتا خوانندگانش را خیلی نادان و بی اطلاع فرض کرده است.

سها ی نامعلوم و نامشخص و پنهان شده در غبار فرار  برای توجیه هدفش از نوشتن کتابش به یک نوع ضد منطق توسل پیدا کرده و یک صغری و کبری به اصطلاح  خودش منطقی در صفحات آغازین کتابش  آورده  که روح بنیان گذار علم منطق را در عالم ارواح به خنده وا داشته است.

او می نویسید:

... روش استدلال این کتاب بسیار ساده است: 

-کبری: اگر قرآن از خدا باشد بدون خطا و ضعف و دارای معجزه است . 

-صغری: قرآن پر از خطا و ضعف است و معجزه ای هم ندارد. 

-نتیجه: پس قرآن از خدا نیست. 

کار این کتاب اثبات صغری است., ‌,"

حال مثال   مشهور و معروف صغری و کبری منطقی را می آوریم که همه وقت بعنوان نمونه بکار می رود:

- همه انسانها فانی هستند.

-سقراط نیز انسان است.

-پس سقراط نیز فانی است.

انسان واقعا شوکه می شود وقتی می بیند نا آگاه ترین افراد که معنای صغری و کبری منطقی را درک نکرده کتاب می نویسند و  به ارشاد دیگران می پردازند و سعی می کنند به کتابی خدشه وارد نماید که مسیر تاریخ را تغییر مثبت داده و یک ادبیات سترگ بنام ادبیات عرب بوجود آورده که ادبیات شکوهمند پارسی خودمان نیز تاثیر گرفته از همان است.

سیبویه یکی از قدیمی ترین و نخستین  زبان شناسان جهان و دانشمند نامدار ایرانی که بعنوان محقق بزرگ زبان و  زبانشناسی  بخصوص بعنوان بنیان گذار گرامر زبان عربی شناخته شده و حتی بر ساختار زبان عبری نیز تاثیر گذارده  در اثر مشهور خود بنام «الکتاب» با استفاده از  ۴۰۰ آیه از قرآن بعنوان« اصل» بنیاد گرامر نحوی زبان عربی را مستحکم بنا کرده است.

سیبویه زبان شناس و زباندانی است که مورد توجه اکثر زبانشناسان جهان بود ه و غربی‌هایی که بدنبال آموختن زبان عربی هستند ابتدا کتاب او را می خوانند .این زبانشناس ایرانی قرآن را بعنوان یکی از اصلی ترین منابع و مراجع زبانی برای ایجاد بنیان رفیع زبان و ادبیات عرب خورد استفاده قرار داده است.

پس جای بسی تأسف دارد که پرده نشین نامعلومی مانند آقای سها می گوید : قرآن پر از غلط است، و از همه خنده دار تر این گفته خود را در قالب یک صغری و کبری صد در صد غلط می آورد.

ادامه دارد... 

منظور از «تفصیل همه چیز در قرآن »چیست؟

پاسخ به یک ایراد نا بجا

نویسنده بی جا و مکان و مجهول الهویه ای بنام «سها» در ابتدا و نخستین صفحه  کتاب خود بنام « نقدی بر قران» که در حقیقت کتاب بی سوادی و الواح جهل و نادانی و یا تظاهر به نادانی است می نویسد:

« اگر قرآن کتاب خدا باشد باید حداقل دو ویژگی اساسی داشته باشد. اولا صد در صد و از هر جهتی درست و بدون ضعف باشد . زیراکلام خداست و خدا عالم و عاقل است و خطا نمی کند. ثانیا: باید دارایمعجزه باشد. یعنی چیزهایی داشته باشد که از توان بشر خارج باشند . زیرااز طرفی بیان یا نوشتن چیزی بدون غلط برای بشر محال نیست و از طرف دیگر ممکن است در یک زمان همه ی مطالب کتابی درست بنظر آید. پس خدا برای اینکه به بندگانش بفهماند که این کتاب مال خدا است بایدپیغمبرش را با معجزه همراهی کند مخصوصا معجزه ای پایدار که همانکتاب خدا باشد بعبارت دیگر کتاب خدا باید حاوی معجزه باشد . 

 قرآن مدعی است که معجزه است. یکی به این دلیل که قرآن دارایهمه چیز است. و دیگر اینکه صد در صد درست است و سوم اینکه هیچکس نمی تواند سوره ای شبیه قرآن بیاورد. آیاتی که ادعای همه چیز داشتن قرآن را مطرح می کنند عبارتند از: 

« (قرآن) سخنى نیست که به دروغ ساخته شده باشد بلکه تصدیق آنچه است که پیش از آن بوده و تفصیل هر  چیزی  است و براى مردمى که ایمان مىآورند رهنمود و رحمتى است  سوره یوسف (111 .) »

« و این کتاب را که بیانگر هر چیزى است و براى مسلمانان رهنمودو رحمت و بشارتگرى است بر تو نازل کردیم نخل  (89 ) »

 غلط بودن ادعای همه چیز داشتن قرآن که بدیهی است . همه چیزدر هزاران کتاب هم نمی گنجد چه رسد در یک کتاب. این ادعا، مفسرین را

سخت به دردسر انداخته است و بعضی ادعا کرده اند که منظور از همه چیزداشتن، همه چیز لازم برای هدایت بشر بسوی خداست. اما این ادعا دواشکال اساسی دارد اولا: مگر خدا نمی توانست بگوید" قرآن همه چیز لازم برای هدایت را دارد" بکار بردن همه چیز یعنی همه چیز بطور عام. ثانیا این تفسیر با هر دو آیه ی قبل جور در نمی آید؛ چون هر دو آیه بدنبال همه چیز، هدایت را مطرح کرده اند یعنی قرآن شامل همه 

چیز هست ...»

به نقل از کتاب نقد قرآن نوشته شخص مجهول الهویه ای بنام «دکتر سها»

پاسخ:اگر بگوییم که سها که ادعای پزشک بودن‌و درس خواندن در حوزه های علمیه مذهبی دارد مفهوم این آیات را درک نمی کند جای تعجب دارد، مگر آن که بگوییم کار خرده فروشی را پیش گرفته که در تاریکی جنس می فروشد تا کسی به ماهیت اجناس شکسته و بسته او پی نبرد ر و خود را به نادانی می زند.

چون ایشان می داند کتابی مثل قرآن دایره المعارف نیست که همه چیز در آن یافت شود بلکه کتاب هدایت بسوی خداست که در آن از خدا ، پیامبران ، بهشت   و‌جهنم، کار خوب و بد، وظیفه انسان در برابر خدا, دوری از بت پرستی و انسان پرستی و...سخن رفته است.

یعنی  در کل قرآن کتاب هدایت است و در همین دوآیه نیز گفته شده که این کتاب کتاب هدایت و رحمت است ، و تفصیل همه آن‌چیزی است که در مسیر خدا شناسی و دعوت پیامبران صورت گرفته و مورد نیاز می باشد:

«(قرآن) سخنى نیست که به دروغ ساخته شده باشد بلکه تصدیق آنچه است که پیش از آن بوده و تفصیل  هر چیزی  است و براى مردمى که ایمان مىآورند رهنمود و رحمتى است.

 سوره یوسف آیه (111 .)

این مردمی که ایمان می آورند برای پایداری در ایمان و ادامه راه ایمان به چه چیز نیاز دارند؟ 

مسلما به مطالبی  نیازمندند که به آنان قوت قلبی بخشیده و ایمان آنان را راسخ تر نماید. هم چنین نیاز کند دانستن و آگاهی  از پیامبران گذشته و ملتهای پیشین دارند و تفصیل هر آنچه آنان کرده اند

.چنانکه نخستین آیه مربوط به   سوره یوسف است و قرآن سر گذشت یوسف را بیان می کند و این تفصیل همه چیز به سر گذشت یوسف مربوط می شود و دیگر پیامبران! چون این سخن در ادامه سرگذشت آنان آمده است.

بنابر این همان طور که در مقدمه کتابهای علمی، فلسفی و...می نویسند : در این کتاب از همه گونه مطالب بحث شده است، و منظور این است که اگر کتاب در باره شیمی است حتما در آن تفصیل بیماریهای زنان و زایمان  آورده نمی شود و فقط از دانش شیمی سخن می رود.

از همه مهم تر در ابتدای سوره بقره، نخستین سوره به ترتیب فعلی در قرآن   آمده است :

این کتابی است که شکی در آن نیست و کتاب هدایت و رحمت برای پرهیزگاران است.

پس وقتی صاحب کتاب, کتابش را کتاب هدایت معرفی می کند و در جایی از آن می گوید: تفصیل همه چیز در این کتاب آمده است حتما , عقلا و‌منطقا منظور از همه‌چیز ، همه چیز مربوط به هدایت بشر به سوی خداست.

ادامه دارد...