غرض های حقیقت پوش
این همان غرضی است که ملای رومی میگفت وقتی میآید هنر را میپوشاند؛ همان ایدئولوژی است که مانع متدولوژی است.
همان کاری است که تجدیدنظرطلبان غربی به ملتهای شرقی نسبت میدهند. چنانکه در این مصداق نیز معطل گذاشتن نتایج آزمایش روی مصحف صنعاء را به پای انحطاط جوامع اسلامی و امتناع دولت یمن از انجام و اعلان آن نوشتند.
هرچند به یُمنِ تلاش افسرِ مامور در یمن و رسانههایی که به استخدامشان گرفت، برای چندی مخاطب عام غربی تسلای خاطری گرفته باشد.
اما دیری نگذشت که برای اهل فن مساله روشن شد و سیهرویی اهل تدلیس و تلبیس بر آفتاب افتاد.
آری این همان ویژگی برتری جویی و به تعبیر فارابی «تغلب» است.
برای سلطهجویان جهانی، دمیدن در کوس استغنا تنها محدود به تنعمات کشوری و لشکری نیست بلکه در جوامع جهان اول - ولو اینکه سکولار باشند - نباید اعتبار متن مقدس پیروان سایر ادیان از متون مقدس جوامع غربی بالاتر باشد.
نشریات عمومی؛ رفرنس پژوهشهای آکادمیک!
شعبدهبازی رسانهای بر سر مصاحف صنعاء البته محدود به «آتلانتیک» نماند و پس از آن مقالات متعددی یکی پس از دیگری در نشریاتی نظیر «نیویورک تایمز»، «گاردین» و «وال استریت ژورنال» منتشر یافت.
هر چند هر کدام از این مقالات نویسندهای مستقل دارد اما عجیب شبیه یکدیگر نوشته شدهاند! این شباهتها آنقدر پررنگ هستند که بنا بر گزارش بهنام صادقی و محسن گودرزی، هم مقاله توبی لستر در آتلانتیک و هم مقالات بعدی در سایر نشریات گویی از قالبی واحد پیروی کردهاند.
البته راز این همه همانندی چندان بر آگاهان پوشیده نیست. چه تنوع و تضارب آرا، مقولهای فرهنگی است اما وقتی قلم به دست سرهنگی بیفتد، اقتضای آن نظمی پادگانی است بر اساس تبعیت از فرمانده!
بنا بر صورتبندی نویسندگان کتاب مذکور از مجموعه مقالات ناظر به «مصحف صنعاء1» در نشریات عمومی غرب، میتوان آنها را حاوی دو ادعا به شرح ذیل دانست؛
1-نخست آنکه یافتههای محققان غربی که با روشهای علمی و تحلیلی قرآن را مورد بررسی قرار دادهاند، عقاید سنتی مسلمانان درباره کتاب آسمانیشان را زیر سوال میبرد.
2-دوم اینکه مسلمانان با جبر و خشونت به مقابله با روشهای علمی و افکار نوین برخاسته و تحمل نواندیشی یا دیدگاههای انتقادی را ندارند.
(یعنی این دو نتیجه دروغ و سر هم بندی شده غربیها بی توجه به عاقبت کار نشر دادند که بعدا حیانت در گزارششان فاش گردید.)
کار، کار مسلمانها است
این دعاوی البته در پوشش داستانی آشنا به مخاطب غربی القا میشد. پوششی که این بار دولت یمن را مانع از انجام تحقیقات بر مصحف کشف شده معرفی میکرد.
چنانکه لستر در جایی از مقاله خود متذکر شده بود: «به نظر میرسد مقامات یمنی نسبت به اعطای اجازه بررسیهای دقیق بیمیل هستند». سایر گزارشهای منتشر شده در رسانههای غربی اما از این هم فراتر رفتند و به اصطلاح به صحرای کربلا زدند و سعی کردند با باز کردن پای ماجرای سلمان رشدی و مسائل مربوط به نصر حامد ابوزید، مدعیاتشان را در مورد مصحف صنعاء1 نیز به این مخاطبان عام از همه جا بیخبر بخورانند و رای ناصواب خویش را به ایشان بقبولانند!
افسانه خیالی نیویورک تایمز
نیویورک تایمز حتی افسانه خیالی مجروح شدن یک پژوهشگر فلسطینی تاریخ اسلام به نام سلیمان بشیر به سبب پرت شدن از پنجره طبقه دوم توسط دانشجویانش را همچون یک واقعیت مطرح کرد!
چیزی که بنا بر گزارش بهنام صادقی و محسن گودرزی از اساس جعلی و دروغ محض است: «چندین نفر از نزدیکان مرحوم بشیر به ما گفتند که چنین حادثهای ابدا رخ نداده است. مثلا همسر وی خانم دکتر لیلی فایدی در ایمیلی به تاریخ 14 آگوست 2011 چنین نوشت: «لطفا توجه داشته باشید که سلیمان توسط دانشجویانش نه مورد حمله قرار گرفت و نه مصدوم شد. تا کنون یک میلیون بار این سوال را از من پرسیدهاند.»
قران خود حسادت آنان را گوشزد کرده است :
اما راز این همه درآمیختن دوغ و دوشاب به هم و آسمان ریسمان بافتن و سرهنگی کردن در عرصه فرهنگ و افسر نیروی دریایی امریکا را در کسوت قرآنپژوه جا زدن و ... را شاید بتوان در آیهای از آیات کتابی جست که اینک وثاقت آن حسد حاسدان و رشک طاعنان را برانگیخته است: «وَدَّ کَثِیرٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یَرُدُّونَکُمْ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِکُمْ کُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ؛ بسیاری از اهل کتاب -
"پس از اینکه حق برایشان آشکار شد - از روی حسدی که در وجودشان بود، آرزو میکردند که شما را بعد از ایمانتان، کافر گرداند."
«مصحف صنعاء1 و خاستگاه قرآن» کتابی است نوشته بهنام صادقی و محسن گودرزی پژوهشگران ایرانی که بیش از 10 سال پیش به زبان انگلیسی منتشر شد. نویسندگان این اثر برای نخستین بار متن لایه زیرین «مصحف صنعاء1» را به دقت خوانده و آن را تصحیح و ارائه دادهاند. این کتاب میتواند یکی از اسناد مهم تاریخی بسیار نزدیک با روزگار تدوین قرآن را برای محققان جدی در این زمینه فراهم کند.
این اثر مهم که با قلم روان پژوهشگر فاضل دکتر مرتضی کریمینیا به فارسی برگردانده شده توسط انتشارات هرمس به زیور طبع آراسته و منتشر شده است. از ویژگیهای منحصر به فرد ترجمه فارسی این اثر تصاویر رنگی از نسخههای مصحف صنعاء است که برای نخستین بار منتشر شده است. علاوه بر مقدمه عالمانه مترجم محترم، مقدمهای برای مخاطبان فارسی زبان این اثر نیز به قلم نویسندگان آن به رشته تحریر درآمده است.
بعدالتحریر: این یادداشت به هیچ وجه درصدد انکار یا تخفیف خدمات علمی - پژوهشی شمار زیادی از اسلامشناسان و قرآنپژوهان غربی که با تلاش، روش و نوآوریهای خلاقانه خود خدمات سترگی را به عالم علم و تحقیق کردهاند، نبود. راقم این سطور به فراخور استعداد مختصر خود از خیل وسیعی از ایشان و آثار متعدد و پربارشان آموخته و در نوشتههای متعدد نیز به آنها استناد کرده است. این یادداشت اما تنها ناظر به آن دسته از مستشرقان و آثارشان بود که بیش و پیش از آنکه دغدغههای علمی - پژوهشی داشته باشند دارای تعلقات ایدئولوژیک و سیاسی هستند که ابایی از دخالت آن در سیر پژوهشی خود ندارند.
منبع مقاله آقای محمود عظیم آبادی با عنوان
مصحف صنعا و و ثاقت قران