سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر
سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر

کتاب انجیل عهد عتیق یا تورات: وقتی مردان شهر می خواستند فرشتگان را بر بایند


ادامه از نوشتار پیشین

کتاب  انجیل عهد عتیق یا تورات

وقتی مردان شهر می خواستند فرشتگان را بر بایند


1 و وقت عصر، آن دو فرشته وارد سدوم شدند، و لوط به دروازة سدوم نشسته بود. و چون لوط ایشان را بدید، به استقبال ایشان برخاسته، روی برزمین نهاد 

2 و گفت: اینک اکنون از آقایان من، به خانة بندة خود بیایید، و شب را بسر بریید، و پایهای خود را بشویید و بامدادان برخاسته، راه خود را پیش گیرید. 

گفت: نی، بلکه شب را در کوچه بسر بریم. 

3 اما چون ایشان را الحاح بسیار نمود، با او آمده، به خانه اش داخل شدند، و برای ایشان ضیافتی نمود و نان فطیر پخت، پس تناول کردند. 

4 و به خواب هنوز نرفته بودند که مردان شهر، یعنی مردم سدوم، از جوان و پیر، تمام قوم از هر جانب، خانة وی را احاطه کردند 

5 و به لوط ندا در داده، گفتند: آن دو مرد که امشب به نزد تو در آمدند، کجا هستند؟ آنها را نزد ما بیرون آور تا ایشان را بشناسیم. 

6 آنگاه لوط نزد ایشان، بدرگاه بیرون آمد و در را از عقب خود ببست 

7 و گفت: ای برادران من، زنهار بدی مکنید. 

8 اینک من دو دختر دارم که مرد را نشناخته اند. ایشان را آلان نزد شما بیرون آورم و آنچه در نظر شما پسند آید، با ایشان بکنید. لکن کاری بدین دو مرد ندارید، زیرا که برای همین زیر سایة سقف من آمده اند. 

9 گفتند: دور شو. گفتند: این یکی آمد تا نزیل ما شود و پیوسته داوری میکند. آلان با تو از ایشان بدتر کنیم. پس برآن مرد، یعنی لوط، بشدت هجوم آورده، نزدیک آمدند تا در بشکنند. 

معجزه  فرشتگان

10 آنگاه آن دو مرد، دست خود را پیش آورده، لوط را نزد خود به خانه در آوردند و در را بستند. 

11 اما آن اشخاصی را که به در خانه بودند، از خُورد و بزرگ، به کوری مبتلا کردند، که از جستنِ در، خویشتن را خسته ساختند. 

12 و آن دو مرد به لوط گفتند: آیا کسی دیگر در اینجا داری؟ دامادان و پسران و دختران خود و هرکه را در شهر داری، از این مکان بیرون آور، 

13 زیرا که ما این مکان را هلاک خواهیم ساخت، چونکه فریاد شدید ایشان به حضور خداوند رسیده و خداوند ما را فرستاده است تا آن را هلاک کنیم. 

دامادهای لوط پیام خدا را به مسخره گرفتند

14 پس لوط بیرون رفته، با دامادان خود که دختران او را گرفتند، مکالمه کرده، گفت: برخیزید و از این مکان بیرون شوید، زیرا خداوند این شهر را هلاک می کند. اما بنظر دامادان مسخره آمد.

15 و هنگام طلوع فجر، آن دو فرشته، لوط را شتابانیده، گفتند: برخیز و زن خود را با این دو دختر که حاضرند بردار، مبادا در گناه شهر هلاک شوی. 

16 و چون تأخیر می نمود، آن مردان دست او و دست زنش و دست هر دو دخترش راگرفتند، چونکه بر وی شفقت نمود و او را بیرون آورده، در خارج شهر گذاشتند. 

17 و واقع شد چون ایشان را بیرون آورده بودند که یکی به وی گفت: جان خود را دریاب و از عقب منگر، و در تمام وادی مایست، بلکه به کوه بگریز، مباداهلاک شوی. 

18 لوط بدیشان گفت: ای آقا چنین مباد! 

19 همانا بنده ات درنظرت التفات یافته است و احسانی عظیم به من کردی که جانم را رستگار ساختی، و من قدرت آن ندارم که به کوه فرارکنم، مبادا این بلا مرا فرو گیرد و بمیرم. 

20 اینک این شهر نزدیک است تا بدان فرارکنم، و نیز صغیر است. اذن بده تا بدان فرار کنم. آیا صغیر نیست، تا جانم زنده ماند. 

21 بدو گفت: اینک در این امر نیز تو را اجابت فرمودم، تا شهری را که سفارش آن را نمودی، واژگون نسازم. 

22 بدان جا بزودی فرارکن، زیرا که تا تو بدانجا نرسی، هیچ نمی توانم کرد. از این سبب آن شهر مسمی به صوغر شد. 

23 وچون آفتاب بر زمین طلوع کرد، لوط به صُوغر داخل شد. 

و عذاب نازل می شود

24  خداوند بر سدوم و عموره، گوگرد و آتش، از حضور خداوند از آسمان بارانید. 

25 و آن شهرها، و تمام وادی، و جمیع سکنة شهرها و نباتات زمین را واژگون ساخت. 

26 اما زن او، از عقب خود نگریسته، ستونی از نمک گردید.

27 بامدادان، ابراهیم برخاست و به سوی آن مکانی که درآن به حضور خداوند ایستاده بود، رفت. 

28 و چون به سوی سدوم و عموره، و تمام زمین وادی نظر انداخت، دید که اینک دود آن زمین، چون دود کوره بالا می رود. 

29 و هنگامی که خدا شهرهای وادی را هلاک کرد، خدا ابراهیم را به یاد آورد، و لوط را از آن انقلاب بیرون آورد، چون آن شهرهایی را که لوط در آنجاساکن بود، واژگون ساخت.

30 و لوط از صوغر برآمد و با دو دختر خود در کوه ساکن شد زیرا ترسید که در صوغر بماند. پس با دو دختر خود در مغاره سکْنی گرفت. 

ادامه دارد...

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد