اصول بنیا دین فکری و عقدتی قرآن
اسم اعظم خدا می دانست ولی شیطانپرست شد. او مانند سگ شد
...و بخوان بر این مردم (بر قوم یهود) حکایت آن کس (بَلْعَم باعور) را که ما آیات خود را به او عطا کردیم، و او از آن آیات بیرون رفت و شیطان او را تعقیب کرد تا از گمراهان عالم گردید. (۱۷۵)
و اگر میخواستیم به آن آیات او را رفعت مقام میبخشیدیم، لیکن او به زمین فروماند و پیرو هوای نفس گردید، و در این صورت مثل و حکایت حال او به سگی ماند که اگر بر او حمله کنی و یا او را به حال خود واگذاری به عوعو زبان کشد. این است مثل مردمی که آیات ما را بعد از علم به آن تکذیب کردند. پس این حکایت بگو، باشد که به فکر آیند. (۱۷۶)
سوره اعراف
شرح:
(این آیات در باره یکی از علمای مذهبی یهود نازل شد ه و زندگی او را مثال می زند که ابتدا در اثر زهد و تقوا و ریاضت به مقامات بالا در دستگاه الهی نائل شد و حتی بگفته برخی از مفسرین قرآن به اسم اعظم الهی دست یافت. ید وبیضا می کرد ، کرامت می نمود، شفا می داد، سنگ از زمین بلند می کرد، ذهن انسان را می خواند، جن زده معالجه می کرد، ولی خود در یک لحظه بندگی خدا را رد کرده و به دامن شیطان گریخت. و خدا او را به سگ تشبیه کرده است. شاید آنقدر به مغرور شده بود که فکر می کرد دیگر به خدا نیاز نداردو همه قدرتها از خود اوست . از همین تمامی آنانی که در پی اسماعظم نبودند به سلامت به پایان عمر خود رسیدند و او که بدنبال قدرتهای فوق بشری بود و اسم اعظم جستجه بود به مقام سگ نائل شد. )