سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر
سیری در کتابهای مقدس

سیری در کتابهای مقدس

مطالعه مفهومی کتابهای مقدس و بحث در مورد اهداف و تاثیر این کتابها بر زندگی بشر

فهرست مطالبی که قرآن بعنوان کتاب دینی بر ای نخستین بار مطرح کرد(بخش ۲۷) :سوره حجر بخش چهارم


ادامه از نوشتار پیشین

-فهرست مطالبی که برای نخستین بار توسط قرآن بعنوان یک کتاب دینی مطرح شد(۲۷)

-سوره حجر بخش چهارم


آیات ۵۱ تا ۸۴

فرشتگان به میهمانی ابر اهیم  پیامبر رفتندتا او به ا  بشارت دهند

 ای پیامبر بندگانم را از حکایت فرشتگان که به میهمانی ابراهیم رفتند آگاه (۵۱)

که چون آن مهمانان بر ابراهیم وارد شدند و بر او سلام دادند ابراهیم (مضطرب شده) گفت: ما از شما بیمناکیم. (۵۲)

فرشتگان گفتند: هیچ مترس که ما آمده‏ایم تو را به پسری دانا بشارت دهیم. (۵۳)

ابراهیم گفت: آیا مرا در این سن پیری مژده فرزند می‏دهید؟ نشانه این مژده چیست؟ (۵۴)

گفتند: ما تو را به حق و حقیقت بشارت دادیم و تو هرگز نومید مباش. (۵۵)

ابراهیم گفت: به جز مردم گمراه چه کسی از لطف خدای خود نومید می‏شود؟ (۵۶)


ابراهیم از ماموریت اصلی فرشتگان می پرسد:

آن گاه ابراهیم پرسش کرد که ای رسولان حق، باز گویید که بر چه کار مبعوث شده‏اید؟ (۵۷)

فرشتگان پاسخ دادند که ما بر هلاک قومی زشتکار فرستاده شده‏ایم. (۵۸)

(که آن قوم مجرم لوطند که به جرم عمل بد هلاک شوند) مگر اهل بیت لوط که همه آن‌ها را از بلا نجات خواهیم داد. (۵۹)

جز زن لوط که آن هم (چون با بدان همدست است) چنین مقرر داشتیم که از بازماندگان باشد (و با زشتکاران هلاک شود). (۶۰)


فرشتگان به خانه لوط می رسند

و چون فرشتگان بر لوط و خانواده او وارد شدند. (۶۱)

لوط با فرشتگان گفت: شما اشخاصی ناآشنایید! (۶۲)

فرشتگان پاسخ دادند که ما بر انجام  کاری که قومت در آن به شک و انکار بودند فرستاده شدیم. (۶۳)

و به حق و راستی به سوی تو آمده ‏ایم و آن‌چه گوییم صدق محض است. (۶۴)

پس تو ای لوط، خانواده‏ات را در پاسی از شب از این دیار بیرون بر و خود از پی آنان روانه شو و هیچ یک از شما باز پس ننگرد بلکه بدان سو که مأمورید به سرعت روان شوید. (۶۵)

و بر او این فرمان را وحی کردیم که قومت تا آخرین افراد، صبحگاه هلاک می‏شوند. (۶۶)


و   قوم لوط آگاه شده   شادی کنان و در حالی که بهم بشارت می دادند به سمت خانه لوط روان شدند(۶۷)


بزرگترین گناه قوم لوط : آنان به مردان تجاو  ز می کردند

لوط به قوم خود گفت: این جوانان در منزل من مهمانند، مرا شرمسار مکنید. (۶۸)

و از خدا بترسید و مرا خجل مگردانید. (۶۹)

قوم گفتند: مگر ما تو را از (میزبانی و حمایت) عالمیان منع نکردیم؟ (۷۰)

لوط به قوم خود گفت: من این دخترانم را به نکاح شما می‏دهم تا اگر خیال عملی دارید انجام دهید. (۷۱)

(ای محمد) به جان تو قسم که این مردم دنیا همیشه مست شهوات نفسانی و به حیرت و غفلت و گمراهی خواهند بود. (۷۲)

باری، قوم لوط هنگام طلوع آفتاب به صیحه‌ی آسمانی همه هلاک شدند. (۷۳)

و شهر و دیار آن‌ها را زیر و زبر ساخته و آن قوم را سنگباران عذاب کردیم. (۷۴)

و در این عذاب هوشمندان را عبرت و بصیرت بسیار است. (۷۵)

و این ویرانه اکنون بر سر راهی است بر قرار. (۷۶)

همانا در این عقوبت بدکاران عالم، اهل ایمان را آیت و عبرتی است. (۷۷)


عاقبت شهر ایکه(۱)

و اهل شهر ایکه (قوم شعیب) هم بسیار مردم ستمکاری بودند. (۷۸)

آن‌ها را نیز به کیفر رسانیدیم، و این هر دو شهر (یعنی شهر سدوم و ایکه یا مدین که دیار قوم لوط و شعیب بود، برای اهل اعتبار) بر رهگذری آشکار قرار دارند. (۷۹)


اصحاب حجر یا قوم   ثمود( ۲)

و اصحاب حجر (قوم صالح) هم رسولان را به کلی تکذیب کردند. (۸۰)

و از آیاتی که ما بر آنان فرستادیم رو گردانیدند. (۸۱)

و در کوه‏ها منزل می‏ساختند تا از خطر ایمن باشند. (۸۲)

پس صبحگاهی صیحه عذاب (قهر ما) همه آن‌ها را نابود کرد. (۸۳)

و به فراز کوه با همه ذخائر و ثروت از هلاک ایمن نگردیدند. (۸۴)


ادامه دارد

۲۲ موضوع

تا اینجا ۴۰۰ موضوع

(۱): آخرین آیاتى که درباره اصحاب ایکه نازل شده آیات 78‌ـ‌79 سوره حجر/15 است: «وَإِن کَانَ أَصْحَابُ الأَیْکَةِ لَظَالِمِینَ × فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُّبِینٍ»؛ و راستى اصحاب ایکه ستمگر بودند پس از آنان انتقام گرفتیم و آن دو (سرزمین اصحاب ایکه و قوم لوط) بر سر راهى آشکار است.

از ذیل این دو آیه برمى‌آید که آثار سرزمین اصحاب ایکه تا زمان نزول قرآن باقى و در کنار بزرگراه عمومى در معرض دید کاروان‌هاى تجارتى مکیان بوده است. در میان مفسران اتفاق نظر است که سرزمین اصحاب ایکه میان مدینه و شام قرار داشته است. برخى آن را نزدیک مدین] و برخى دیگر آن را مابین ساحل دریا(ى ‌سرخ) و مدین دانسته‌اند.یاقوت حموى گفته است: به اعتقاد اهل تبوک، ایکه همان تبوک است که آخرین غزوه رسول خدا صلى الله علیه و آله در آنجا واقع شد؛ ولى این نظر در کتب تفسیر دیده نشده است، بنابراین ایکه باید همان مدین باشد که مجاور تبوک بوده است]

اصحاب ایکه و اهل مدین

آیا اصحاب ایکه همان اصحاب مدین‌اند؟ یکى از پرسش‌هاى جدى درباره اصحاب ایکه آن است که با توجه به این که پیامبر هر دو قوم در قرآن کریم حضرت شعیب علیه‌السلام معرفى شده است، آیا آنان یک قوم و ملت بودند که قرآن کریم از آنان با دو عنوان یاد کرده یا آن که دو قوم و گروه مستقل بودند با پیامبرى مشترک و با اعمالى مشابه و فرجامى تقریباً نزدیک به هم؟ به نظر بیشتر مفسران اصحاب ایکه غیر از اهل مدین بوده‌اند و شعیبِ پیامبر ابتدا به سوى قوم خودش (اصحاب مدین) مبعوث شد و پس از نابودى آنان رسالت هدایت اصحاب ایکه را بر عهده گرفت؛[۲۹] اما مستند این نظر مفسران ظاهراً سخن قتاده است که گفته: حضرت شعیب علیه‌السلام به سوى دو امت مبعوث شد: قوم خودش و اصحاب ایکه[۳۰] و هر یک از آن دو قوم با عذابى ویژه نابود شد؛[۳۱] در کنار ظاهر آیات که از این دو قوم یاد کرده است. نیز عبدالله ‌بن ‌عمرو از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل کرده است که اهل مدین و اصحاب ایکه دو امت بودند که خداوند شعیب را به سوى آنان فرستاد.

در برابر این نظریه، گروهى از مفسران از جمله ابن ‌عباسمعتقدند که اصحاب ایکه همان اهل مدین‌اند. ابن ‌کثیر ضمن غریب شمردن ‌روایت عبدالله ‌بن ‌عمرو و تضعیف برخى از روایاتش آن را از اسرائیلیات دانسته و مى‌گوید: عمده‌ترین دلیل نظر اول دو چیز است:

  1. خداوند در آیه «وَإِلَى مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا» (سوره اعراف/7، 85) شعیب را برادر اهل مدین خوانده ولى شعیب برادر اصحاب ایکه خوانده نشده است.
  2. کیفر اصحاب ایکه را عذاب «یوم الظُلّه» معرفى کرده؛ اما عذاب اهل مدین «رَجْفه» و «صَیْحه» بیان شده است، آنگاه در رد این دو دلیل مى‌نویسد: با توجه به این که توصیف اهل مدین به اصحاب ایکه بر اثر پرستش درخت ایکه بود، مناسب نبود شعیب را برادر آنان معرفى کند همچنین تعدد عذاب نیز نشان تعدد امت نیست وگرنه خود اهل مدین نیز باید دو امت شمرده شوند زیرا در سوره اعراف عذاب آنان «رَجْفه» اما در هود «صَیْحه» معرفى شده است.به نقل از دانشنامه اسلامی


(۲)   پیامبری به نام صالح در قوم ثمود زاده شد و در میان ایشان پرورش یافت، قوم ثمود گروهی از مردم بودند که در سرزمینی بین یهودیه و حجاز می‌زیستند. قوم ثمود در خانه‌هایی سنگی می‌زیستند که درون کوه‌ها تراشیده شده بود.قوم ثمود به پرستش بت‌های سنگی و چوبی می‌پرداختند.صالح تلاش می‌کرد تا قوم خود را از پرستش بت‌ها بازدارد و ایشان را به یکتاپرستی فرا بخواند، اما قوم ثمود سخن او را نپذیرفتند  و از وی درخواست معجزه کردند؛ بر اساس روایات اسلامی، روزی سنگ بزرگی از کوه شکافت و شتر ماده‌ای از آن بیرون آمد؛ صالح به قوم ثمود هشدار داد که به شتر آسیبی نرسانند. اما قوم ثمود، شتر را گرفتند و کشتند. پس از سه روز عذاب بر ثمود فروفرستاده شد؛ و پس از عذاب شدیدی که از آن در قرآن به صیحه تعبیر شده‌است؛ ثمودیان نابود شدند.ویکیپدیا

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد