ادامه از نوشتار پیشین
انجیل عهد عتیق باب ۹
بلاهای دوران موسی پیامبر
یک تحقیق جدید:
در ارتباط با دکتر JoAnn Burkholder در کارولینای شمالی وضعیت مشابهی را در سال 1996 ذکر کرده است که ناشی از Pfiesteria piscidia ( سمی شدن ماهی کش) است. بنابراین شواهدی ثبت شده برای این نوع رویدادها وجود دارد. این بیماری آب در انسان سر درد ، زخمهای بدنی، گیج شدن و منگی و...ایجاد می کند.
یوزفوس فلاویوس ، مورخ باستان گزارش داد که آب قرمز خونی شده و قابل نوشیدن نبودند ، ماهیها مرد ه و هوا با بوی متعفن پر شده بود.
امروزه می دانیم که شکوفه جلبک می تواند برای حیات وحش مضر باشد ، زیرا جلبک ها دارای سمی هستند که می توانند در صدف های دریایی جمع شده و حیواناتی را که از آنها تغذیه می کنند مسموم کند.
بخارات حاصل از شکوفه های جلبکی متراکم نیز می توانند سموم موجود در هوا را پراکنده کرده و باعث مشکلات تنفسی در افراد شود.
مهمتر از همه ، شکوفایی این جلبک ها در آب باعث از بین رفتن ماهی ها و قورباغه ها می شود و در نتیجه دوزیستان اجازه می دهد تا تولید مثل کنند ، چون ماهی تخمهای خود را می خورند.
تکثیر ناگهانی قورباغه
مطالعات همچنین نشان داده است که بچه قورباغه ها وقتی به دلیل تغییر در محیط خود دچار استرس می شوند ، به سرعت به قورباغه تبدیل می شوند.
هم چنین آب سمی باعث شده بود که تعداد زیادی از دوزیستان از زمین خارج شوند و بر روی زمین جمع شوند. این دوزیستان باید از رودخانه کشنده دور می ماندند و درنتیجه بسیاری از آنها می میرند ، که منجر به آفت سوم می شود -
آفت سوم
شپش (این می تواند به معنی شپش ، کک یا مایع باشد ، بر اساس کلمه عبری kînnîm). اگر جلبک سمی منجر به اولین طاعون شود و قورباغه های مرده به دنبال آن بیایند ، تعجب آور نیست که دسته ای از حشرات نیز به دنبال آن می آیند.
(( سیر تحقیقات علمی این گون است که ابتدا جلبکهای سمی آب را مسموم نموده و اولین طاعون بوجود می آید و سپس قورباغه ها در اثر استرس آب الوده فراوان شده و برای دور ماندن از آب الوده به خشکی می گریزند آنگاه نبودن قورباغه ها باعث ازدیاد حشراتی مانند پشه و کک می شود که آنها ناقل بیماریهایی مانند حصبه ، مالاریا و طاعون می شوند.
متن عهد عتیق می گوید:
بلای وزغها
۱ و خداوند موسی را گفت: «نزد فرعون برو،و به وی بگو خداوند چنین میگوید: قوم مرا رها کن تا مرا عبادت نمایند.
۲ و اگر تو از رها کردن ایشان اِبا میکنی، همانا من تمامی حدود تو را به وَزَغها مبتلا سازم.
۳ و نهر، وزغها را به کثرت پیدا نماید، به حدی که برآمده، به خانهات و خوابگاهت و بسترت و خانههای بندگانت و بر قومت و به تنورهایت و تغارهای خمیرت در خواهند آمد،
۴ و بر تو و قوم تو و همه بندگان تو وزغها برخواهند آمد.»
۵ و خداوند به موسی گفت: «به هارون بگو: دست خود را با عصای خویش بر نهرها و جویها و دریاچهها دراز کن، و وزغها را بر زمین مصر برآور.»
۶ پس چون هارون دست خود را بر آبهای مصر دراز کرد، وزغها برآمده، زمین مصر را پوشانیدند.
۷ و جادوگران به افسونهای خود چنین کردند، و وزغها بر زمین مصر برآوردند.
۸ آنگاه فرعون موسی و هارون را خوانده، گفت: «نزد خداوند دعا کنید، تا وزغها را از من و قوم من دور کند، و قوم را رها خواهم کرد تا برای خداوند قربانی گذرانند.»
۹ موسی به فرعون گفت: «وقتی را برای من معین فرما که برای تو و بندگانت و قومت دعا کنم تا وزغها از تو و خانهات نابود شوند و فقط در نهر بمانند.»
۱۰ گفت: «فردا»، موسی گفت: «موافق سخن تو خواهد شد تا بدانی که مثل یهوه خدای ما دیگری نیست،
۱۱ و وزغها از تو و خانهات و بندگانت و قومت دور خواهند شد و فقط در نهر باقی خواهند ماند.»
۱۲ و موسی و هارون از نزد فرعون بیرون آمدند و موسی درباره وزغهایی که بر فرعون فرستاده بود، نزد خداوند استغاثه نمود.
۱۳ و خداوند موافق سخن موسی عمل نمود و وَزَغْها از خانهها و از دهات و از صحراها مردند،
۱۴ و آنها را توده توده جمع کردند و زمین متعفن شد.
۱۵ اما فرعون چون دید که آسایش پدید آمد، دل خود را سخت کرد و بدیشان گوش نگرفت، چنانکه خداوند گفته بود.
بلای پشهها
۱۶ و خداوند به موسی گفت: «به هارون بگو که عصای خود را دراز کن و غبار زمین را بزن تا در تمامی زمین مصر پشهها بشود.»
۱۷ پس چنین کردند و هارون دست خود را با عصای خویش دراز کرد و غبار زمین را زد و پشهها بر انسان و بهایم پدید آمد زیرا که تمامی غبار زمین در کلّ ارض مصر پشهها گردید،
۱۸ و جادوگران به افسونهای خود چنین کردند تا پشهها بیرون آورَند اما نتوانستند و پشهها بر انسان و بهایم پدید شد.
۱۹ و جادوگران به فرعون گفتند: «این انگشت خداست.» اما فرعون را دل سخت شد که بدیشان گوش نگرفت، چنانکه خداوند گفته بود.
بلای مگسها
۲۰ و خداوند به موسی گفت: «بامدادان برخاسته پیش روی فرعون بایست. اینک بسوی آب بیرون میآید. و او را بگو: خداوند چنین میگوید: قوم مرا رها کن تا مرا عبادت نمایند،
۲۱ زیرا اگر قوم مرا رها نکنی، همانا من بر تو و بندگانت و قومت و خانههایت انواع مگسها فرستم و خانههای مصریان و زمینی نیز که برآنند از انواع مگسها پر خواهد شد.
۲۲ و در آن روز زمین جوشن را که قوم من در آن مقیمند، جدا سازم که در آنجا مگسی نباشد تا بدانی که من در میان این زمین یهوه هستم.
۲۳ و فرقی در میان قوم خود و قوم تو گذارم. فردا این علامت خواهد شد.»
۲۴ و خداوند چنین کرد و انواع مگسهای بسیار به خانه فرعون و به خانههای بندگانش و به تمامی زمین مصر آمدند و زمین از مگسها ویران شد.
۲۵ و فرعون موسی و هارون را خوانده گفت: «بروید و برای خدای خود قربانی در این زمین بگذرانید.»
۲۶ موسی گفت: «چنین کردن نشاید زیرا آنچه مکروه مصریان است برای یهوه خدای خود ذبح میکنیم. اینک چون مکروه مصریان را پیش روی ایشان ذبح نماییم، آیا ما را سنگسار نمیکنند؟
۲۷ سفر سه روزه به صحرا برویم و برای یهوه خدای خود قربانی بگذرانیم چنانکه به ما امر خواهد فرمود.»
۲۸ فرعون گفت: «من شما را رهایی خواهم داد تا برای یهوه، خدای خود، در صحرا قربانی گذرانید لیکن بسیار دور مروید و برای من دعا کنید.»
۲۹ موسی گفت: «همانا من از حضورت بیرون میروم و نزد خداوند دعا میکنم و مگسها از فرعون و بندگانش و قومش فردا دور خواهند شد. اما زنهار فرعون بار دیگر حیله نکند که قوم را رهایی ندهد تا برای خداوند قربانی گذرانند.»
۳۰ پس موسی از حضور فرعون بیرون شده، نزد خداوند دعا کرد،
۳۱ و خداوند موافق سخن موسی عمل کرد و مگسها را از فرعون و بندگانش و قومش دور کرد که یکی باقی نماند.
۳۲ اما در این مرتبه نیز فرعون دل خود را سخت ساخته، قوم را رهایی نداد.
ادامه دارد