پیامبران پیش از بعثت و بر انگیختگی به مقام پیامبری چه نوع باور و ایمانی داشتند. ؟
زرتشت
بر اساس آنچه که در کتاب دینکرد آمده که از مدارک دینى زرتشتی است، تولد زرتشت به این صورت بیان شده که چون براى تولد پیامبر سه جزء لازم می باشد که هر سه جزء لازم است منشاءِ آسمانى داشته باشند.
پس پیش از تولد زرتش اقداماتی در آسمان انجام شده که و بهترتیب عبارت بودند از:
-فره یزدانی(فره ایزدى عبارت که پارهاى نور یا نیرو است از طرف اهورامزدا در جسم مردان برگزیده وارد مىشود و باعث پیشرفت آنان می گردد و ، اگر آن فره از آنان دورشود دچار خسران و شکست مىگردند.)،
- روان و تن.زمانی که اهورامزدا اراده نمود تا پیامبر و برگزیدهاى براى راهنمائى مردمان برانگیزد، به اندیشهٔ شد.سپس از سپهر ششمین که مرکز روشنائى بىکرانه بود فره را برگرفت و به خورشیدو از خورشید به ماه و از ماه به ستارگان منتقل نمود تا پروردهشد.
پس از آن انتقال و پرورده شدن آن فره ایزدى از ستارگان به آتشگاه خاندان فراهیم منتقل گردید . در ان زمان همسر فراهیم ابستن فرزند بود و فره ایزدى به او منتقل کردید.
همسر فراهیم وضع حمل کرد و دخترى به دنیا آورد که او را دغدو نام نهادند.
از همان آٰغاز نشانههاى بزرگی در این دختر آشکار بود و انگاه که به سن ۱۵ سالگى رسید بر اثر حلول فرهایزدى چون خورشیدى درخشان بود و شب هنگام به سان چراغى پرفروغ مىدرخشید.
دیوان و دست نشاندگان اهریمن که از تولد زرتشت آگاهى داشتند و مىدانستند که با زایش این پیامبر هستى آنها به خطر خواهد افتاد، فراهیم را وسوسه کردند که دختر او دغدو با جادوان رابطه و پیوندى برقرار کرده موجب تباهى او مىشود.
فراهیم که خود نیز از درخشندگى و شگفتی دختر به ترس افتاده بود او را به قبیلهٔ سپیتمان برده و به رئیس آن قبیله سپرد که از دوستانش بود
رئیس قبیله که آثار نجابت و بزرگى را در سیماى آن دختر جوان دید، وى را در خانواده به گرمى پذیرا شد.
در این هنگام علاقه و محبتى میان پوروشسپ پسر رئیس قبیله و دغدو ایجاد شد که منجر به ازدواج آنها گردید.
-جزءِ دوم، روان زرتشت است که اهورامزدا آن را بسان ایزدان بیافرید. روان زرتشت پیش از آنکه به این جهان خاکى بیاید در جهان بالا مىزیست. چون هنگام زادن زرتشت فرا رسید، بهمن و اردیبهشت که دو تن از ایزدان والا مقام بودند، ساقهاى از گیاه مقدس هوم را تهیه کرده روان زرتشت را در آن قرار دادند. پوروشسپ در صحرا به آن گیاه هدایت شد و آنرا برداشته به خانه برد و به این ترتیب روان زرتشت نیز از جایگاه آسمانى او به زمین منتقل شد.
تن-اینک هنگام آن بود که جزءِ سوم از اجزاءِ سه گانه فراهم شود که تن او بود. فراهم کردن پیکر بهعهدهٔ دو ایزد دیگر بهنامهاى امرداد و خرداد محول شد. خرداد ایزد آب و امرداد ایزد گیاهان در آسمان کار خود را انجام دادند و با ریزش باران، آنرا به زمین منتقل ساختند.
مایه تن زرتشت به این ترتیب در دل گیاهان جاى گرفت، گیاهان روئیدند و پروشسپ با راهنمائى خرداد و امرداد شش گاو خود را براى چرا به صحرا برد. گاوها گیاهى را که حامل مایهٔ زرتشت بود خوردند. سپس دغدو شیر گاوان را دوشید و پوروشسپ شاخهٔ مقدس هوم را که خشک شده بود سائیده داخل شیر کرد و هر دو از آن شیر خوردند.
به این گونه دغدو که فره ایزدى زرتشت را در خود داشت، روان و مایهٔ تن او را نیز در وجود خود گرد آورد و اندکى نگذشت که زرتشت متولد شد.
نتیجه : همان گونه که گفته شد بر اساس اعتقادات زرتشتی پیامبر دارای فره ایزدی و روح و روانی الهی است که حتی پیش از آفرینش گوهر وجود او مورد نظر پروردگار است و او وجودی و موجودی آسمانی تلقی می گردد.او از همان آغاز پیدایش یک قدیس است.
ادیان ابراهیمی
نوح
انجیل عهد عتیق
این است پیدایش نوح. نوح مردی عادل بود، و در عصر خود کامل. و نوح با خدا راه میرفت.
و خداوند به نوح گفت: «تو و تمامی اهل خانهات به کشتی در آیید، زیرا تو را در این عصر به حضور خود عادل دیدم.
ادامه دارد...
کار و زندگی در اروپا- هلند
وقتی به هلند رسیدیم کار خوشبختانه آماده بود. رئیس این مرکز کاری برادر همان دوست عزیزی بود که مدیر یت شرکت قبلی محل کار من را بعهده داشت . واین امتیاز ویژه ای بود که مر ا می شناختند. به همین علتها و حجتها از همان ابتدا موقعیت پیشر فت کاری برایم فر اهم شد.
محل کار شهر لاهه بود ولی من در شمال لاهه و در منتهی الیه آن و در سمت شمالشرق خانه ای دو طبقه اجاره کردم و همراه خانواده عزیزم در آن منزل کردیم. در حقیقت این مکان را مخصوصاانتخاب کرد م. چون اولا آپارتمان نبود بلکه خانه دوطبقه بود باحیاط و باغچه ، و دیگر آنکه منظره اتاق پذایری و نشیمن بسیار زیبا و دیدنی بود. چون پنجره بزرگ آن به خیابان مشرف بود و در طرف مقا بل خیابان برکه آب زیبا یی وجود داشت که مرغابیها در آن تن می شستند.خانه ها همه دارای شیراونی هایی سرخرنگ بود که با در ختان سبز خیابان و گل کاری مقابل خانهها و گلدانهای پشت پنجره خانه ها مجموعه باشکوهی همچون تابلوی نقاشی بوجود اورده بود.
طبقه دوم خانه از سمت پشت خانه نیز رویایی بود. زیرا در مقابل آن مزارع گلهای لاله در مساحت زیاد دیده می شد. اگر پیش از آن فقط تصویر این مزارع گل هلند را در تلوزیون می دیدیم اکنون منزل جدید ما در چند قدمی این مزارع زیبا و فوق العاده روح افزا قرار داشت.
جاده از سمت راست این مزارع می گذشت و در طرف راست این جاده، زمینهای زیبای گلف قرار داشت. یعنی وجود این میدانهای با ی سر سبز یک زیبایی دوچندان ارایه می کر تا چشم کار می کرد گل بود و سبزه گلکاری بود و زمینهای سبز گلف و گلف بازانی که هرروز در آن زمینها با خیالی آسوده توپهای گلف را به سمت اهداف زمینی می فرستادند و به آسمان لبخند می زدند.کل منظره چشمان را به دیدن و سیر دعوت می کر د
مسیر منزل تا محل کار اغلب در هردوطرف سبزه زاران و در ختان بلند قرار داشت که چشم انداز مسیر را روح افزا جلوه می داد.
جایی که ما زندگی می کردیم واسنار نام داشت و بیشتر شبیه یک ماکت زیبا و پرشکوه بود. محلی دنج و آرام و مردمی که سر در کار خود داشتند.
از ساعت شش بعد از طهر به بعد باید تعداد اتوموبیلها یی را که از نزدیک خانه ما رد می شد با فاصله می شمردیم. زیرا در ساعت ۴.۵ الی ۵ همه جا تعطیل می شد و سکوت بر شهرلاهه و بویژه منطقه ای که ما منزل داشتیم حاکم می شد.
کار
شروع کار قدری مشکل بود چون با شرایط شرکتها و موسسات بازرگانی که من در آنها کار کرده بودم فرق می کرد. ولی به لطف زبان انگلیسی و زبان هلندی که تا سر حد نیاز و ترجمه در همان سرزمین و شاید ظرف سه ماه آموختم موفقیتها لبخند زد . و روحیه مثبت و آرام خودمن حتی لجوج ترین همکاران را ارام می کرد. بخاطر کارهایی که انجام داد پس از یک سال ونیم کار ۱۸ در صد حقوق مرا اضافه نمودند و چندین تشویق نامه برایم صادر شد.
البته حسود ها همبودند. از جمله یکی از همکاران نزد رئیس رفته و گفته بود : ما نمی دانیم این همکار ما (نام مرا برده بود) اینجا چه می کند.
رئیس هم کپی کارهای مرا از داخل کشوی میز خود در آورده و گفته بود : او این کار هارا انجام داده است . و آن همکار حسود پرسیده بود: پس چرا ما خبر نداریم ؟ و رئیس گفته بود مگر او باید به شما گزارش بدهد و یا کارش را به شما ارایه کند. ؟ اصلا خود شما که پنج سال است اینجاهستی یک پنجم او کار کرده ای؟
حدود سه سال و نیم و نزدیک چهارسال کار با موفقیت تمام پیشرفت تا این که دچار بیماری سهمگینی شدم که همه فکر می کردند خطری جدی حیات و زندگی مرا تهدید می کند.دوران بدی بود. دست بر قضا این زمانی اتفاق افتاد که رئیس آشنای من به ایر ان بازگشت و دیگران آمدند.دیگرانی امدند که نه آنها می فهمیدند که من چه زحمتها کشیده ام و بیماری من برای آنان مهم نبود. اصلا بر ای زحمتها ارزش قائل بودند. یعنی ...
من بشدت و با تمام وجود کار می کردم . این نکته را اغلب همکاران اعلام می کردند. وبه همین خاطر وقتی ایام مرخصی می رسید همراه با خانواده به سفر می رفتیم. علاوه بر هلند از بلژبک که یکی از زیباترین کشور های اروپاست ، لوگزامبورک و آلمان بار ها و بار ها دیدن کردیم. به لطف جاده های ساخته و پرداخته سفر در اروپا آسان ترین کار است.
من از این سفرها هم یادداشت تهیه کرده و خاطرات خود را در وبلاگهایم نوشته ام. در مناین خاصیت وجود دارد که اگر چیزی را بد انم تمایل شدید دارم که با دیگران به مشارکت بگذارم. هم اکنون شش جلد کتاب یادداشت من در کتابخانه ام منتطر یک ناشر خوب است و اگر نشود همه را به امید خدا در وبلاگهایم منتشر می کنم.
وقتی به ایران باز گشتم ظرف دو هفته سلامتی به من باز گشت . بخاطر سنگینی بیماری که کشیده بودم که سرمای زمستان اروپا عامل آن بود با خود می گفتم : من دیگر به اروپا باز نخواهم گشت. و حتی باجناق من می گفت: حیف شد کا را را ازدست دادی.دیگر کلاهت هم به انجا نخواهد افتاد . ولی تقدیر چیز دیگری خو استه بود. چون من مدت کوتاهی بعد مجددا به اروپا و همان هلند باز گشتم ، البته این بار بعنوان مدیر عامل یک شرکت هلندی که با سرمایه سرمایه گذران ایرانی در هلند تاسیس شده بود. بر اساس این شرکت بعدا شرکتی در مالزی و شرکتی در رومانی تاسیس کردیم.
من یعدا بطور مفصل به این سفر دوم خواهم پرداخت. فقط باید بگویم:
من در دوران کار در آن مر کز کاری اولی هر چه در توان داشتم انجام دادم تا کار مفید بر ای مردم انجام دهم.حتی با برخی افراد که اصولا فکر نمی کردند بلکه فقط خیال می کردند، هیچ نمی دانستند ولی هیچ ابن سینایی را هم به شاگردی قبول نداشتند، عشق به کارهم در آنها موجود نبود، بلکه فقط دلایل شخصی آنان را به آن شغل کشانده بود، با یک مدیر یت فکری مثبت برخورد کردم بطوری که وقتی می خواستم آنجا را ترک کنم آنها بیش از خودیها ناراحت بودند.
ادامه دارد...
امیر تهرانی
ح.ف
قرآن و نزول آن در حفظ و حراست چه کسی بوده است؟
پاسخ چنین پرسشی فقط به دو طریق ممکن خواهد بود:پاسخ به چنین شخصی بسیار ساده است. چون او اصل موضوع وحی را قبول ندارد بناب این نیازی ندارد و حق هم ندارد که این مرسش را مطرح کند که ایا تمام قران در دوره پیامبر به نگارش در آمده و حفظ و ثبت آنها بطور کامل صورت گرفته است یاخیر!
۲- پرسش کننده به وحی اعتقاد دارد و معتقد است که قران وحی الهی است حال این تردید بر او عارض شده که آیا همه قرآن در دوران زندگی پیامبر در جایی ثبت و نگارش شده و یا این که احیانا آیاتی فراموش شده اند.
پاسخ چنین پرسش کنندگانی را خداوند در طی آیات مختلف داده است . از جمله در سوره قیامه خطاب به پیامبر گفته شده است :
"زبانت را از روی عجله براى خواندن آن [= قرآن] حرکت مده (۱۶)
چرا که جمع کردن و خواندن آن بر عهده ماست (۱۷)
پس هر گاه آن را خواندیم از خواندن آن پیروى کن (۱۸)
سپس بیان و توضیح آن نیز بر عهده ماست ."(۱۹
سوره قیامه
در این چهار آیه خداوند به صراحت اعلام می دارد که نزول آیات و نگاهبانی و حفاظت آنها یعنی مجموعه قرآن تحت فرمان و نظارت خود خداوند است. جمع کردن، خواندن، و بیان و توضیح ان نیز با خداوند است. بنابر این می توان با قاطعیت گفت همه آنچه که از قرآن می بایست حفظ می شده و ضرورت ان را خداوند تشخیص می داده حفظ شده است.
پرسش دیگر در ارتباط با حفظ و ثبت و نگهداری تمان ایات قرآنی و مشکل فراموشی که فقط ب اساس یک حدیث مشکوک به پیامبر نسبت داده شده باز در ایات ۶ و ۷ سوره اعلی داده شده است. در این ایات خطاب به خود پیامبر گفته شده است:
ما بزودى آیات را بر تو خواهیم خواند تا فراموش نکنى (۶)
جز آنچه خدا خواهد که او آشکار و آنچه را که نهان است مى داند (۷)
این دو آیه باز گزارش می کنند که وظیفه خواندن و حتی تکرار مجدد آیات قران بر شخص پیامبر تا آن که آیات قرآن را فراموش نکند خداوند بخود اختصاص داده و می گوید که ای پیامبر تو آیآت قرآن را فراموش نخواهی کرد زیرا ما آنها ر ا مجددا بر تو خواهیم خواند تا فراموش نکنی. پس هیچ مشکلی از نظر فراموش شدن آیه ای وجود ندارد و خداوند خود تشخیصمی داده که پیامبر آیه ای را فراموش می کرده یا نه و یا این که سیستم وحی الهی بگونه بوده که بطور مستمر وحی مکرر می شده و آیات قبلی در قلب و دهن و گوش پیامبر الهام و وحی و تکرار می شده اند. در نتیجه اصلا فراموشی صورت ننی گرفته است . کسی که به حقانیت و وحیانیت قرآن اعتقاد دارد و آنرا کلام خدا می داند کاری غیر عقلانی کرده اگر آیات قرآن را کنار بگذارد و حدیثی از فلان کس را مرجع قرار دهد که شخص دیگری شنیده که شخص ثالثی آیات قران را بهتر از پیامبر از حفظ بوده است. پذیرش این گونه احادیث مخدوش به معنی انکار آیاتی است که در خود قران حفظ و حراست قرآن را منحصرا در اختیار خدا می داند.
۳- همچنین در آیات ۸۶ و ۸۷ خداوند خطاب به پیامبر می گوید اگر ما اراده کنیم همه آنچیزی را که به تو وحی کرده ایم از یاد و تو می بر یم و آنگاه می بینی که هیچ کس جز ما قادر به حفظ و حراست آیات نازل شده مانیست. "
-اگر بخواهیم قطعا آنچه را به تو وحى کرده ایم مى بریم آنگاه براى حفظ آن در برابر ما براى خود مدافعى نمى یابى (۸۶)
-مگر رحمتى از جانب پروردگارت [به تو برسد] زیرا فضل او بر تو همواره بسیار است (۸۷)
سوره اسرا
نزدیک تر از هر نزدیک به خدا کیست؟
در قرآن از سه گروه ویژه با احترامی ملکوتی و آسمانی یاد می شود. قرآن به هریک از این سه گروه نام ویژه دا ده و بر حسب تعریف خود قرآن این سه گروه بر حسب درجه تقوی و پرهیزگاری و نزدیکی به خداوند به این صورت فهرست شده اند:
ابرار
صالحین
مقربین
گروه نخست : ابرار
"براستى ابرار( نیکوکاران )در نعیم الهی خواهند بود (۲۲)
بر تختها نشسته و نظاره می کنند (۲۳
از چهره هایشان طراوت نعمت بهشت را درمى یابى (۲۴)
از باده اى مهر شده نوشانیده شوند (۲۵)
باده اى که مهر آن مشک است و در این نعمتها مشتاقان باید بر یکدیگر پیشى گیرند (۲۶)
و ترکیبش از چشمه تسنیم است (۲۷)
چشمه اى که مقربان از آن می نوشند "(۲۸)
سوره مطففین
گروه دوم : صالحین
"اسحاق و یعقوب رابه مثابه نعمتی افزون به او بخشودیم و همه را از صالحین (شایستگان )قرار دادیم (۷۲)
و آنان را امامانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت میکردند و به ایشان انجام دادن کارهاى نیک و برپاداشتن نماز و دادن زکات را وحى کردیم و آنان پرستنده ما بودند (۷۳)
و به لوط حکمت و دانش عطا کردیم و او را از آن شهرى که [مردمش] کارهاى پلید میکردند نجات دادیم به راستى آنها گروه بد و منحرفى بودند (۷۴)
و او را در رحمت خویش داخل کردیم زیرا او از صالحین( شایستگان )بود" (۷۵)
سوره انبیاء
گروه سوم :مقربین پشتاز پیشتازان
خداوند در قرآن به تقسیم بندی انسانها در عر صات قیامتی اشاره نمود و می گوید که خطاب به نوع بشر در تمام ادوار خواهیم گفت:
شما انسانها سه دسته شوید! (۷
یاران دست راست کدامند یاران دست راست کدامند. (۸
و یاران چپ ، کدامند یاران چپ (۹)
و(السابقون) پیشتازان پیشتازان بر همه مقدم هستند(۱۰)
آنانند همان مقربین خدا هستند (۱۱)
در باغستانهاى پر نعمت (۱۲)
گروهى از پیشینیان (۱۳)
و اندکى از متاخران (۱۴)
سوره واقعه
بر اساس آیات قرآنی گروه ابرار نخستین گروه است . همانی که در این جهان رنگ بهشت در چهره اشان نمایان است . طراوت باغستانهای بهشتی را می توان در صورت بشری آنها ودرهمین جهان دید. اما ترجمه واژه " ابرار" را "نیکوکار" آورده اند. یعنی این نیکوکاری و کار نیک است که نردبان ترقی به مقام ابرار است. خوشبختانه نیکوکار بودن بر ای هر انسانی و در هر مکان و زمانی میسر است. پس می توان به گروه ابرار پیوست.
انگاه قران از گروه " صالحین" نام می برد که آنرا به پارسی "شایستگان" ترجمه کرده اند . این شایستگی مقامی است که پیامبران و پیشوایان الهی به آن نائل می شوند. یعنی تا شخصی جزو ابرار و صالحین نباشد خدا او را به پیشوایی و امامت انتخاب نمی کند. و زمانی که او به امامت از طرف خدا انتخاب شد به امر و وحی الهی عمل می کند. آیات ۷۲ تا ۷۵ سوره انبیاء این گروه را معرفی می کند.
در آیاتی از سوره واقعه مقربین در گاه الهی نیز معرفی می شوند. یعنی پس از آن که خطاب الهی بشر را به دست راستیها و دست چپی ها تقسیم کرد که نخستین گروه رستگاران و دومین گروه بدکاران هستند، گروه دیگری بنام" مقربین" نیز مشخص می شوند که پیشتاز پیشتازان در انسانیت، نیکوکاری و عبادت خداوند بوده اند.
قران اشاره می کند که مقربین گروهی از مردمان پیشین و گروهی اندک از مردمان آخرین خواهند بود.
این گروه مقربین نزدیک تر به خدا از هر آن کس می باشند که به خداوند نزدیک است.
اینان همان نزدیک تر از هر نزدیک هستند.
قرآن از عیسی مسیح بعنوان یکی از مقربین در گاه الهی نام می برد.
ادامه از نوشتار پیشین
انجیل عهد عتیق
حکم در مورد وظایف اجتماعی باب ۲۲
۱۶ اگر کسی دختری را که نامزد نبود فریب داده، با او هم بستر شد، البته میباید او را زن منکوحه خویش سازد.
۱۷ و هرگاه پدرش راضی باشد که او را بدو دهد، موافق مهر دوشیزگان نقدی بدو باید داد.
۱۸ زن جادوگر را زنده مگذار.
۱۹ هر که با حیوانی جماع کند، هرآینه کشته شود.
۲۰ هر که برای خدایی غیر از یهوه و بس قربانی گذراند، البته هلاک گردد.
۲۱ غریب را اذیت مرسانید و بر او ظلم مکنید، زیرا که در زمین مصر غریب بودید.
۲۲ بر بیوه زن یا یتیم ظلم مکنید.
۲۳ و هر گاه بر او ظلم کردی، و او نزد من فریاد برآورد، البته فریاد او را مستجاب خواهم فرمود
۲۴ و خشم من مشتعل شود، و شما را به شمشیر خواهم کشت، و زنان شما بیوه شوند و پسران شما یتیم.
۲۵ اگر نقدی به فقیری از قوم من که همسایه تو باشد قرض دادی، مثل رباخوار با او رفتار مکن و هیچ سود بر او مگذار.
۲۶ اگر رخت همسایه خود را به گرو گرفتی، آن را قبل از غروب آفتاب بدو رد کن،
۲۷ زیرا که آن فقط پوشش او و لباس برای بدن اوست؛ پس در چه چیز بخوابد؟ و اگر نزد من فریاد برآوَرَد، هرآینه اجابت خواهم فرمود، زیرا که من کریم هستم.
۲۸ به خدا ناسزا مگو و رئیس قوم خود را لعنت مکن.
۲۹ درآوردن نوبر غله و عصیر رز خود تأخیر منما. و نخستزاده پسران خود را به من بده.
۳۰ با گاوان و گوسفندان خود چنین بکن. هفت روز نزد مادر خود بماند و در روز هشتمین آن را به من بده.
۳۱ و برای من مردان مقدس باشید، و گوشتی را که در صحرا دریده شود مخورید؛ آن را نزد سگان بیندازید.»