۱۰۰۰ آیه از قران(بخش دهم)
در جستجوی طاغوت
قرآن
۱-"آیا ندیده اى کسانى را که مى پندارند به آنچه به سوى تو نازل شده و به آنچه پیش از تو نازل گردیده ایمان آورده اند و علیرغماینها مى خواهند داورى میان خود را به سوى طاغوت ببرند با آنکه قطعا فرمان یافته اند که بدان کفر ورزند ولی شیطان مى خواهد آنان را به گمراهى دورى دراندازد "سوره نساء(۶۰)
۲-"خداوند سرور کسانى است که ایمان آورده اند و آنان را از تاریکیها به سوى روشنایى به در مى برد و کسانى که کفر ورزیده اند سرورانشان طاغوتند که آنان را از روشنایى به سوى تاریکیها به در مى برند آنان اهل آتش اند که خود در آن جاودانند" بقره(۲۵۷)
۳-"کسانى که ایمان آورده اند در راه خدا کارزار مى کنند و کسانى که کافر شده اند در راه طاغوت مى جنگند پس با یاران شیطان بجنگید که نیرنگ شیطان ضعیف است" نساء (۷۶)
۴-"بگو آیا شما را به بدتر از [صاحبان] این کیفر در پیشگاه خدا خبر دهم همانان که خدا لعنتشان کرده و بر آنان خشم گرفته و از آنان بوزینگان و خوکان پدید آورده و آنانکه طاغوت را پرستش کرده اند اینانند که از نظر منزلت بدتر و از راه راست گمراه ترند " مائده (۶۰
۵-"در دین هیچ اجبارى نیست و راه از بیراهه بخوبى آشکار شده است پس هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد به یقین به دستاویزى استوار که آن را گسستن نیست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست " بقره (۲۵۶
۶-"و آنان که خود را از طاغوت به دور مى دارند تا مبادا او را بپرستند و به سوى خدا بازگشته اند آنان را مژده باد ..." زمر(۱۷)
۷- "آیا کسانى را که از کتاب [آسمانى] نصیبى یافته اند ندیده اى که به جبت و طاغوت ایمان دارند و در باره کسانى که کفر ورزیده اند مى گویند اینان از کسانى که ایمان آورده اند راه یافته ترند" نساء (۵۱)
طاغوت کیست، چیست و کجاست؟
دکتر مهرداد مهر ین د رکتاب فرهنگ قران معانی زیر را برای طاغوت آورده است:-بت-معبود باطل-شیطان-کاهن-ساحر-دروغگو
فرهنگ قرآنی راغب طاغوت را در معانی زیر آورده است:
-هر تجاوز گر-هر معبودی بغیر از خداوند
-جبت کیست و چیست؟
قرآن در کنار واژه طاغوت از واژه دیگری بنام " جبت" نام می برد.
برای ترجمه واژه جبت از کلمه "بت" استفاده شده است.
پس مجموع دو اسم جبت و طاغوت که آخرین از واژه طاغی است در فهر ست زیر خلاصه می شوند:
-هر معبود بجز خداوند-بت -شیطان-تجاوزگر-کاهن-ساحر-دروغگو
از فهر ست فوق بجز خداوند و شیطان که خارج از جرگه انسانها هستند سایر طاغوتها مانند کاهن ، ساحر ، بت های انسانی ، دروغگو و متجاوز و تجاوز گر از میان نسل بشر هستتد که روی زمین زندگی می کنند. یعنی موجوداتی مانند خود ما!
ادانه دارد...
ادامه از نوشتار پیشین
۱۰۰۰ آیه از قرآن(بخش نهم)
جامعه در حال سقوط چه مشخصاتی دارد؟
و خدا بر آن نیست که هیچ قومی و هیچ اهل دیاری را در صورتی که آنها مصلح و نیکوکار باشند به ظلم هلاک کند.
آیه (۱۱۷) سوره هود
۱۰۰۰ آیه از قرآن(بخش هشتم)
سه حکمت جاودانه از قرآن!
-"و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن زیرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد (۳۶)
-و درروی زمین به نخوت گام برمدار چرا که هرگز زمین را نمى توانى شکافت و در بلندى به کوهها نمى توانى رسید (۳۷)
-همه این ها نزد پروردگار تو ناپسندیده است (۳۸
-اینها از حکمتهایى است که پروردگارت به تو وحى کرده است و با خداى یگانه معبودى دیگر قرار مده و گرنه حسرتزده و مطرود در جهنم افکنده خواهى شد (۳۹)
آیات ۳۶ تا ۳۹ سوره اسراء
توضیح کوتاه
اگر هر مسلمان و غیر مسلمان تا پایان عمر به این سه اصل حکمت قرآنی پا بند شود و آنها را سرمشق زندگی قرار دهند به بسیاری از ورطه ها سقوط نخواهند کرد.
یعنی این سه اصل انسان را چه مسلمان و چه غیر مسلمان را از سقوط در بسیاری از مهلکه ها و گرفتاری های نا خواسته نگاهبانی می کنند.
نخست آن که:
وقتی آگاهی از چیزی نداریم از آن سخن نمی گوئیم و بدنبال آنجام آن نمی رویم. آنرا رد و یا قبول نمی کنیم. از کجا می دانیم درست است یا نادرست؟ که آنرا رد کنیم و یا بپذیربم.
بسیاری از خرافات از همین راه به نهانگاه قلبهای ما وارد می شوند و در ذهن ما جای می گیرند وحتی بتهای ذهنی ما می شوند.در نتیجه عمری با تفکری زندگی می کنیم که نمی دانیم چیست ، حقیقت دارد و یا ندارد.تا انجا که من می دانم کتابهای مقدس دیگر روی این نکته تاکیدی نداشته اند.
این توضیح را عرض کردم به این دلیل که این روزها همه همه چیز می دانند و در مورد هر مطلبی اظهار نظر می کنند؛ از ا ستا، و انجیل و تورات و قرآن و شاهنامه و اشعار مولوی گرفته تا فیزیک و شیمی و تاریخ و جغرافی و سیاست و دیگر مطالب .
همه اینها نشان دهنده عقب ماندگی ذهنی از درک حقیقت است.
ادامه دارد
۱۰۰۰ آیه از قرآن (بخش هفتم)
آیا ما بعنو ان بشر آزادیم ؟
"و گفتیم اى آدم خود و همسرت در این باغ سکونت گیرید و از هر کجاى آن خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید بود (۳۵)"
و البته آدم و حوا از همان میوه خوردند و...
سپس آدم از پروردگارش کلماتى را دریافت نمود و بر او ببخشود آرى او[ست که] توبه پذیر مهربان است (۳۷)
فرمودیم جملگى از آن فرود آیید پس اگر از جانب من شما را هدایتى رسد آنان که هدایتم را پیروى کنند بر ایشان بیمى نیست و غمگین نخواهند شد (۳۸)"
(بقره)
برای پاسخ به این پرسش که آیا انسان آزاد است و یا خیر با ید به نقطه آغاز بر گردیم . به زمانی که آدم و همسرش در بهشت زندگی می کردند و از بهترین نعمتها بر خور دار بودند. ولی خداوند نیز انتخاب کرد که به آدم و همسرش "حق انتخاب" بدهد. به همین دلیل درختی را در بهشت قرار داد که خوردن میوه آن ممنوع بود. آنگاه به آدم و همسرش گفت: "شما نباید از میوه این درخت بخورید و اگر بخورید بهشت را از دست می دهید."
همین یک نیم جمله : "اگر بخورید..." به معنای آن بود که: "می توانید بخورید و می توانید نخورید" ... و این یعنی حق انتخاب!
آدم و همسرش هم انتخاب کردند که از آن در خت بخورند و خوردند و لذتش را بردند و ناگهان از همسایگی عرش بر فرش خاکی زمین پرتاپ شدند. تا چشم باز کردند دیدند که به جهان زمینی رانده شده اند و گویی آنان را بداخل فضای ارض هل داده اند. جهانی که با مشکلات و گناه همراه است.
تمامی این سناریو از آیات ۳۷ و ۳۸ سوره بقره بوضوح قابل درک کرد. د ر اینجا پرسش بسیار مهمی مطرح می شود:
اصلا خداوند چرا اجازه داد که آدم و حوا از میوه آن درخت بخورند و در گیر زمین مصیبتهای آن شوند.؟
پاسخش این است که اگر خداوند با شلاق و پسگردنی آن دو پدر و مادر ما را از خوردن آن میوه درد سر ساز باز داشته بود آیا کاری دمکراتیک انجام داده و آیا حق خدایی را رعایت کرده بود؟.
مسلما پاسخ به این پرسش منفی است. چون در آن صورت او موجوداتی را خلق کرده بود که هیچ اختیاری از خود نداشتند. موجوداتی ماشینی بودند که دست قدرت الهی آنان را کوک می کرد و خودشان بمنزله "هیچ" بودند.
ازسوی دیگر خداوند همان سناریو را روی زمین اجرا کرد و گفت: این زمین هم مقرراتی دارد باید ها و نباید ها هست ، ولی شما حق انتخاب دارید که چهار نعل به سمت" نبایدها " بروید و لذت نباید ها و یا همان "گناه" را مزه مزه کنید و د رعوض جریمه آنرا همبپردازید.
البته برای آن که آدم و همسرش دچار " اضطراب" نشوند خداوند گفت:
"...اگر از جانب من هدایتی به شما برسد آنان که دستورات هدایتی مرا رعایت کنند نه" ترس" خواهند داشت و نه " افسردگی"!(آیه ۳۸ سوره بقره که در بالا آورده شده است )ادامه دارد...