کتاب 23 سال دشتی را دوباره می خوانیم. بخش یکم
سال ٥٧٠ میلادی کودکی از آمنه بنت [دختر] وهب در مکه چشم به زندگی گشود واو را محمد نامیدند.
این نوزادپس از مرگ پدر خود عبداالله بن عبدالمطلب بدنیا آمد و در پنج سالگی مادر خود را از دست داد...
و پس از اندکی جدّ تواناو کریمش که یگانه حامی و نگهبان وی بود به جهان دیگر شتافت.
این طفل که عموهای متعدد و نستباً متمکّن داشت،تحت سرپرستی یکی از فقیرترین، ولی جوانمردترین آنها قرار گرفت.
سرگذشت حیرتزا و شگفت انگیزی دارد که شاید در تاریخ مردان خودساخته و حادثه آفرین جهان بی مانند باشد.
هزارها کتاب درباره زندگی و حوادث بیست و سه ساله ظهور و افول او و همه کردارها و گفتارهای این مرد فوقالعاده نوشته شده است و تحقیقاً از او بیش از تمام رجال تاریخی قبل از او اسناد و مدارک و قوانین در دسترس محققان و پژوهندگان قرار گرفته است،
معذالک هنوز کتاب روشن و خردپسندی درباره وی نوشته نشده است که سیمای او راعاری از گرد و غبار اَغراض و پندارها و تعصبات نشان دهد و اگر هم نوشته شده باشد، من بدان دست نیافته ام.(خوب این مشکل شماست)
مسلمین نیز به تاریخ حقیقی روی نیاورده و پیوسته کوشیده اند از وی یک موجود خیالی، وجودی مافوق بشر و نوعی خدا در لباس یک انسان بسازند و غالباً خصایص ذات بشری او را نادیده گرفته اند و در این کار حتی رابطه علت ومعلول را که اصل حیات است به چیزی نشمرده و به همه آنها صورت خَرق [خلاف] عادت داده اند.
( دو شعار اصلی اسلام :
- هیچ خدایی بجز الله وجود ندارد
-محمد بنده و فرستاده خداست
خط بطلان بر تمامی گفتار فوق است.
هیچ مسلمانی محمد را خدا نخوانده و اورا پرستش نمی کند.)
ادامه دارد...